برچسپ ها

۱۰/۲۰/۱۳۹۰

يك استاد سعودى زنده به گور كرن دختران پيش از ظهور اسلام را بى اساس خواند

 العربیه-نت
يك پژوهشگر واستاد دانشگاه سعودى به "العربيه. نت" گفت كه "زنده به گوركردن دختران" در عصر پيش از ظهور اسلام را واقعى نمى داند و اين برداشت نسبت به آن دوران را ناشى از قصه پردازى راويان و مفسران يافته است.
دكتر مرزوق بن تنباك كه يكى از مشهورترين كتابهايش را "زنده به گوركردن دختران در ميان مردم عرب، خيالپردازى يا واقعيت" ناميده است، اظهار مى دارد: به رغم حملات و انتقادات، از نظر خود باز نمى گردم زيرا 7 سال را براى تحقيق و تعمق در اين مساله سپرى كرده و به يقين مطلوب رسيده ام.
نويسنده كتاب "الوأد عند العرب بين الوهم والحقيقه" مى گويد: اين يك توهم تاريخى و يك دروغ ساخته و پرداخته فقيهانى است كه با تعصب عليه دورانى نوشته اند كه به جاهليت معروفش ساخته اند.
يادآورى مى شود در تاريخ عرب از دوران پيش از اسلام به "دوران جاهليت" تعبير مى شود و منظور از اين نامگذارى، اين بوده است كه عربها پيش از مبعوث شدن پيامبر اكرم (ص) نسبت به احكام الهى "جهل" داشته اند، يا به عبارت امروزى تر بى اطلاع بوده اند. حال آن كه ادبيات آن زمان عرب بسيار قوى بوده و ساير جنبه هاى زندگى آنان، مثلا بازرگانى و پذيرش بيگانگان ايرانى و رومى و حبشى با معيارهاى آن زمان در حد طبيعى بود.
دكتر مرزوق بن تنباك معتقد است كه اصولا در دنياى كهن و تا همين اواخر در بسيارى از جوامع، به دلايل مختلف، و از جمله ؛ جنگها و ناآرامى ها، فرزند پسر بر فرزند دختر ارجحيت داشته است. اما در اين قضيه، مفسران و راويان مسلمان با تعصب خاص مرحله ى تاريخى شان نسبت به ما قبل و به كمك خيالپردازيها و افسانه سرايى هاى مردم پيرامونشان، تفسير آيه معروف "واذا الموءوده سئلت باى ذنب قتلت" را به سمت و سوى ديگرى سوق داده اند.
اين پژوهشگر واستاد دانشگاه سعودى توضيح مى دهد: همان گونه كه مى دانيم در زبان عربى، مذكر و مونث وجود دارد و "نفس" يا جان هم از اسمهاى مؤنث است.
قرآن مجيد وقتى مى فرمايد: اگر از زنده به گور شده سوال شود كه به كدامين گناه كشته شده است" منظور "نفس انسانى مذكر و مونث" است. حال اگر بدانيم كه جنين ها و نوزادان هستى يافته از روابط نامشروع در بسيارى از جوامع به عنوان "لكه ى ننگ" از بين رفته و مى روند، مى توانيم تفسير را در منع قتل جنين و نوزاد ببينيم.
وى استدلال مخالفان خود را كه غالبا با ذكر اتفاقاتى براى اين و آن پيش مى كشند، نااستوار خواند و درجه ى صحت نقل قولها را ضعيف و پايين دانست. او حتى يك حديث نبوى نقل شده در كتب در اين زمينه را كه اغلب مايه ى استدلال مى شود، داراى صلابت علمى و فقهى مناسب ندانست.
گفتنى است اغلب منتقدان آراى اين استاد دانشگاه، نظرات وى را اجتهاد شخصى و نگرش آزاد فردى مى دانند. بويژه آن كه او در مورد سكولاريسم و ليبراليسم نيز انديشه هاى بازترى دارد.
دكتر مرزوق مى گويد: اگر به عنوان مثال 3 ميليون مسلمان را در بريتانيا مى بينيم كه آزادانه زندگى و عبادت مى كنند، اين از بركات سكولاريسم و ليبراليسم است. سكولاريسم با هيچ دين و آيينى سر جنگ ندارد و ليبراليسم نيز آزادى بيان و اعتقاد را فراهم مى كند.
با اين حال نمى توان دكتر مرزوق را "غربزده" خواند. زيرا او كتابها و مباحثى در مسئوليت ملى و وطندوستى، حقوق شهروندى، راههاى حفاظت از زبان قرآن و پيرايش دين از خرافات دارد. بنابر اين وى را بايد از كسانى شمرد كه چشم به داخل دارند نه خارج.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر