برچسپ ها

۱/۱۴/۱۳۹۱

روایتی از یک بحث در صفحه ی فیسبوک

پاراگراف ذیل را در صفحه ی "فیسبوک" ام نوشته بودم که باعث بحث جدی میان دوتن از کاربران این شبکه گردید،متن این بحث را بدون سانسور به خوانندگان وبلاگ پیشکش می کنم.
(اگر قرار باشد نسل بعدی برای افغانستان تاریخ بویسد،مطمئن هستم که ما (نسل امروزی ) در واژه واژه ی این تاریخ محکوم خواهیم بود.)
(مختار وفایی)



........................................................................................................


  • Enayat Shahir مخالف نظرت نیستم اما فکر میکنم نسل جوان امروز منبع بزرگیست برای تاریخ نویسان... شاعر نسل امروز نمایانگر و آینه ی است برای قضاوت های تاریخی، در واقع این هاستند که با تمام محرومیت زندگی کردند و آینه ی تعصب، تبعیض و استبداد برای فردا ها گشتند.
    Mokhtar Wafayi بلی شهیر عزیز!
    این نسل چون از کنار همه ی بحران ها و فجایعی که توسط حاکمان و بیگانگان برمردم و کشور ما تحمیل می شود، بی ملاحظه می گذرد،سوژه و منبعی خوبیست برای تاریخ نویسان.

  • 1
  • Enayat Shahir اگر ما بخواهیم روحیه و چهره واقعی یک جامعه را بشناسیم باید به ادبیات همان کشور مراجعه کنیم...
  • Zee Sepas M ببخشید!!! شاعر جوان امروز بیشتر به خیال پردازی و موهوم گرایی تربیت شده نه به ریالزیم و حقیقت گرایی!!! این قاطبه ما هم میروند تا ماهیت اصلی شعر گفتن را به باد فراموشی دهند!!! و شعر سیاه نمونه و مصداقی است برای این سخن!!!


  • Enayat Shahir ببخشید برادر منظورتان از شعر سیاه همان شعر سپید است؟

  • Zee Sepas M برادر عزیز!!! من به همه احترام دارم و نمیخواهم برای کسی خاطره خرابی ایجاد کنم!!! ولی یک نقطه را باید بیان کنم که شعر امروزی افغانستان دیگر معنی اصلی شعر را حتی در یک معنی کوچک هم افاده کرده نمیتواند؟؟؟؟ و این نظر شخصی من است و امید دوستان خفه نشوند!!! بسیار حیطه بحث و اساس این مشکلات وسیع است!!!

  • Enayat Shahir ضیا جان مشتاقانه منتظر جواب تان استم لطفن کمی گره گشایی نماید که منظورتان را گرفته نتوانستم
  • Parwiz Paiman Actually i m not poet, but i do not agree with u dear Zee.

  • Zee Sepas M طامات و شطح در را آهنگ نه
    تسبیح و طیلسان به می و میگسار بخش
    ما مرد زهد و توبه و طامات نیستیم
    با ما بجام باده صافی خطاب کن
    ساقی بیا که شد قدح لاله پر زمی
    طامات تا به ند و خرفات تا به کی؟؟؟؟
  • Enayat Shahir خوب، خوشحالم که شما هم نظر میفرماید... اما حد اقل یک مثال بیاورید برای اثبات این سخن! شعر امروز منظور تان کدام شعر است و در کجا سروده شده؟
     ·

    • Enayat Shahir خوب، خوشحالم که شما هم نظر میفرماید... اما حد اقل یک مثال بیاورید برای اثبات این سخن! شعر امروز منظور تان کدام شعر است و در کجا سروده شده؟
      1
  • Zee Sepas M برادر عزیز!!! بحث ها و مشکلات در ادب و فرهنگ فراتر از شعر و شعر گفتن است!!! من فکر میکنم که جوانان عزیز ما که امروز خود را شاعر و فرهنگی و ادیب قلمداد میکنند ، اصلاً نمیدانم که چقدر از واژه فرهنگ، ادب میدانند؟؟؟؟
  • Zee Sepas M آیا معنی اصلی این مقوله ها را درک کرده اند ویا اینکه فقط میخواهند خود ایشان به این ها شاخ و برگ بدهند؟؟؟؟
  • Enayat Shahir حالا درک ات میکنم... مشکل اکثر جوانان این است که هنوز در قرن 6 و7 زندگی میکنند...منظورم رد کردن ادبیات کلاسیک نیست. بدون شک من چیزی را به نام پشتوانه فرهنگی قبول دارم. اما دلم به این میسوزد که چرا اینقدر باید ذهنیت کهنه و فرسوده داشته باشیم...ضیا عزیز! فراموش نکن که ما در عصر می و باده و ساغر زندگی نمیکنیم... این کلمات دگر زنده یستند و سعدی و حافظ و دگران با این کلمات زندگی کردند و خوب هم زندگی کردند. وقتی میتوانی با جرات واژه مقوله و از این قبیل کلمات را استفاده میکنی بیا کمی در مورد ادبیات معاصر هم مطالعه کن و حد اقل فروغ و شاملو از شاعران معاصر افغان بخوان تا ریالیسم واقعی را پیدا کنی...

  • 1Zee Sepas M برادر عزیز!!! فکر کنم شما هم قربانی تجدد شده اید و شعار تجدید گرایانه سر میدهید!!! تمدن خواه باش عزیز نه تجدد خواه!!!



  • Zee Sepas M عزیز!!! بدان که هیچ چیزی جدید نشده و هیچ زمانی هم کهنه نشده فقط ما در این مسیر در حرکت هستیم و فکر میکنم که مسایل تجدید شده اند !!!!
  • Enayat Shahir بیبی عزیزم تو از دل خود سخن میکشی... نمیدانم چقدر در مورد تجدد میدانی اما این را هم در نظر بگیر که تجدد یا شاعران تجدد گرا که آغازگر آن نیمای بزرگ بود گذشت یعنی با نیما آغاز شد و دیگران تمام شد و باید بگویم که نسل جوان پس از نیما و خیلی آدم های دیگر آمده اند پس نیازی نیست که ما شعار تجدد گرایانه سر بدهیم... وقتی نسل جوان وارد عرصه شد همه چیز برهم خورده بود و نشانی از کلاسیک نبود پس من چرا شعار تجدد گرایانه سر دهم... این جمله ها را خوب حل کن بعد بنویس و اگر بخواهی وقت کافی داری مطالعه کنی. حرفی ندارم در برابرت فقط متاسفم!
  • Zee Sepas M عزیز!!! نظیر سخن خودت در باره نیما نظیر مسله رنسانس در تاریخ جوامع بشری است!!! که بعضی دوستان آن را آغاز و تولد دوباره تمدن میدانند در حالیکه زاده شدن تمدن توام با شرک و کفر بود و آنقدر از آن حمایت کردند تا جائیکه در آن معنی فدای سبک شد و مسله نیما و حمایت شما هم دقیقاً مثل همان رنسانس است!!! من هم از اول گفتم که نمیخواهم خاطره ای خرابی برای دوستان ایجاد کنم و امید خفه نشده باشی!!! ولی من بالای این مسله اکیداً تاکید میکنم که تعداد کمی از سپیداران وجود دارند که مانوس با معانی اصیل این مقوله ها هستند و بسیاری ها نه معنی را بلکه کور کورانه همین سبک شاعری را تعقیب میکنند و همین نکته قابل درنگ است!!! و ریشه این مشکلات فراتر از بحث های کنونی ما است......  
  • Enayat Shahir رفیق من! نمیدانم از کجا حرف میزنی؟ چرا اینقدر گنگ سخن میگی... خوب همانی که به نظر خودت مفهوم اصلی شعر سپید را نشناختند و این مقوله ها را الکی استفاده میکنند برای مثال هم شده نام بگیر و من بدانم که شناخت تو از شاعر و شعر بی وزن چقدر است؟
     
  • Zee Sepas M عزیز!!! من نمیخواهم از کسی نام ببرم چون از اول گفتم که نظر شخصی من است!!! و همچنان نام گرفتن چند شخصی از برادران و خواهران شاعر نمای امروزی ما درک یک شخص را در باره شعر و بی وزن بودن شعر تعیین نمیکند!!!! موفق باشید!!!

  • Enayat Shahir خیلی متاسفم برایت! من مطمین استم که یک بیت شعر هم از شاعران معاصر نخوانده ای و ناق ادعا میکنی...مشکل بزرگ این است که ما از ادبیات درک درستی نداریم. شما هم موفق باشید برادر بزرگوار! درک و دریافت شما از ادبیات با همان چند بیت شعری که گذاشتید برایم آشکار شده بود اما کوشش من این بود که شاید من اشتباه کرده باشم اما بدبختانه دریافت من درست بوده...لطفن دست از این بحث ها بکشید چون : پسته ی بی مغز اگر لب وا کند رسوا شود. ببخشید. البته میدانم منظورتان از شاعرنما ها من نیستم. شاد باشید.
  • هیچ نظری موجود نیست:

    ارسال یک نظر