برچسپ ها

۵/۰۸/۱۳۹۱

کشتار دسته جمعی سگ های ولگرد در مزارشریف

رییس صحت عامه بلخ:
بیش از 900 تا سگ ولگرد را کشتیم!
سگ های ولگرد از نگرانی های چندین ساله ی شهروندان شهرمزار شریف است که بیشتر این شهروندان از برهم زدن نظم و ایجاد مزاحمت ها برای آنان بخصوص از طرف این سگ ها در شب هنگام شکایت دارند.
از چند روزبدینسو ریاست ریاست صحت عامه بلخ و شهرداری مزارشریف برنامه ی روی دست گرفته است و می خواهد این سگ ها را از  شهر محو نماید.
دکتر مرویس ربیع رییس صحت عامه بلخ به خبر گذاری هویدا گفت: ما ده روز قبل از قبل از رمضان برنامه ی با کمک شهرداری براه انداختیم تا این سگ ها را از روی شهر جمع آوری نموده و از بین ببریم تا در روزها و شب های ماه مبارک رمضان برای شهروندان مزاحمت ایجاد نکنند.
آقای ربیع می گوید که آنان تاهنوز توانسته اندکه بیش از 900 قلاده سگ را در هشت ناحیه ی شهر مزارشریف از بین ببرند واین برنامه ی آنان تاوقتی ادامه دارد که شهر کاملاً از وجود سگ های ولگرد پاک گردد.
رییس صحت عامه بلخ وجود سگ های ولگرد را در شهر برای صحت شهروندان خطرناک خوانده و می گوید که گزیدن سگ های که دچار مرض دیوانگی است باعث امراض کشنده و غیر قابل علاج می گردد.
کمال الدین کمال معاون شهرداری مزارشریف نیز می گوید که آنان بخاطر اذیت و آزار بیش از مردم توسط این سگ ها تصمیم دارد شهر را از وجود آنان پاک نماید.
آقای کمال می گوید: اگر سگ های ولگرد از بین برده نشود؛آنان در مخروبه ها و جاهای کثیف گشت و گزار نموده و دچار مرگ "سگ دیوانه" می شود و عواقب ناگواری را برای شهروندان خواهد داشت.
معاون شهرداری مزارشریف نیز تاکید می کند که این اداره در تلاش است تا بتواند شهر را عاری از وجود سگ های ولگرد نگهدارد.
در همین حال تعدادی از شهروندان مزارشریف نیز از وجود سگ های ولگرد شاکی بوده و ازین برنامه ی شهرداری و صحت عامه ی بلخ توصیف می کند.
حاجی حمیدالله باشنده ی سید آباد مزارشریف می گوید:هر روز صبح وقتی اطفالم بطرف مکتب و یا مسجد می رود سگ ها ی ولگرد آنان را اذیت نموده و گاهی باعث می شود که اطفالم نتوانند مکتب بروند.
وی همچنان می گوید که اگر این سگ ها نباشد مردم می توانند آسوده و آرام اطفال شان را به مکاتب؛مساجد و کورس ها بفرستد و وجود این سگ ها باعث نگرانی ها و بروز مشکلاتی فراوانی برای خانواده ها گردیده است.
احمد فیصل شهروند مزارشریف نیز با خرسندی از برنامه ی جمع آوری سگ های ولگرد می گوید:
اگر سگ های ولگرد نباشد ما می توانیم به راحتی شب های ماه مبارک رمضان را در مساجد به نمازگزاری و مراسم دعاخوانی برویم و اطفال ما نیز به راحی می توانند به کورس و مسجد بروند.
این در حالیست که سال های قبل نیز برنامه های برای جمع آوری این سگ ها راه اندازی گردیده بود؛اما پس از مدتی دوباره افزایش آنان در شهر دیده شده است.
مختار وفایی/ روزنامه عصرنو/ مزارشریف

۵/۰۷/۱۳۹۱

قاچاق تریاک کرد حاجی ایرانی زدند گردن کارگر بی گناه افغانی!


قابل توجه رسانه های افغانستان، مقامات دادگستری وزارت خارجه
پایگاه خبری - تحلیلی پیک نت افشا می کند:

نامه ای محرمانه از شورای عالی قضائی دريافت کردم ( حدس می زنم بهار يا تابستان سال ۶۰ بود)، با اين مضمون : پرونده ی اعدامی حاج محمد. م مطالعه و با حفظ پنهانکاری پاسخ سؤالات زير تهيه و متعاقبا برای امضاء کننده ارسال شود. ۱ـ محکوم چه ساعتی از محل زندان عازم محل اعدام شد. ۲ـ حداکثر زمان با توجه به عدم ترافيک ( موضوع بالا)۳- محکوم در چه ساعتی به دار آويخته شد، ، جسد تحويل چه کسی داده شد ؟ ۴-ـ محل دفن محکوم اعلام شود تا در صورت لزوم و برای نبش قبر دستور لازم داده شود. در ضمن می توانيد از مشورت های حجت الاسلام نوربخش بهره مند شويد .... نامه توسط مرتضی مقتدائی از شورای عالی قضائی امضا شده بود....
حاج رضا ـ رضائی 

من تا حدودی در جريان پرونده بودم اما مجددا سراغ پرونده رفتم تا آن را دقيق تر بخوانم ، موضوع پرونده کشف ۲ تن ترياک در تانکر يک تريلی۱۰ تن بود، که بعد از شکنجه شديد راننده و کمک راننده ارتباط های مربوطه لو رفته بود و عده ای بازداشت شده بودند .طبق مندرجات پرونده راننده و شاگرد راننده بلافاصله اعدام شده بودند. در اين رابطه عده ای محکوم به زندان های طويل المدت و صاحب اصلی مواد کشف شده حاج محمد. م به اعدام محکوم شده بود. حاج محمد صاحب سوپر مارکت بزرگی در خيابان عفيف آباد شيراز بود. در پرونده آمده بود که اين شخص در برابر مغازه اش به دار آويخته شد، و مواد کشف شده هم به وسيله هواپيما به تهران ارسال شد. محمد رضا جوانمردی مسؤل اين پرونده بود و در جريان اين ماجرا قرار داشت .
با او صحبت کردم و از او خواستم کمک کند و اطلاعاتی را که لازم دارم ، برايم گرد آوری کند و بياورد. با طرح اين موضوع حس کردم جوانمردی خيلی راحت نيست و می خواهد از زيرکاردر برود. به او گفتم و توضيح دادم که در اين پرونده ناروشنی هائی وجود دارد و بايد روشن شوند و همه ی اطلاعات گرد اوری شوند . محمد رضا که جوان بود اظهار داشت چيز زياد تری بيش از انچه در پرونده آمده نمی داند.
 با تاکيد من و گفتن اينکه : « شما مسؤل هستيد ابهام های پرونده را روشن کنيد و به اين سوآل ها جواب بدهيد» ، مضطرب و عصبی شد . حس کردم نکاتی را در باره پرونده می داند که نمی خواهد بگويد . به او گفتم : « اينکه از تهران هم خواستار روشن شدن ابهاماتی در مورد پرونده شدند به احتمال زياد نشانه ی اين هست که ماجرائی در پس اين پرونده است . پرسش های زيادی از او کردم و به او گفتم که اگر واقعيت های مربوط به پرونده را نگويد چه عواقبی دارد و مشگلات زيادی برايش ايجاد خواهد شد. از او خواستم برود فکر کند و روز بعد دانسته های خودش را بگويد . روز بعد ،بعد از يکی دو ساعت کلنجار و تهديد به حرف آمد .
«...خب شما جريان کشف ترياک رو می دونيد ، راستش حاج م.م اعدام نشد. روز اعدام شکری و برزنده و کريم جوزی حاجی محمد را از بازداشتگاه تحويل گرفتند که ببرند برای اعدام در ملا عام ، کريم با پيکان زرد منکرات بود ، شکری و برزنده با لندرور دادگاه ، و چهار نيروی مسلح درپيکان فيلی دادستانی، مورد را حفاظت می کرد ند. اين ها نقشه و دستور داشتند که حاجی محمد اعدام نشود، اما من نمی دانم از چه کسی و از کجا ، کريم رفت دروازه کازرون و از ميان افغانی ها ئی که برای کار توی ميدون جمع می شدن يه افغانی رو به قد و قواره ی حاجی صدا کرد و گفت برای کار ساختمونی به او احتياج داره ، اون بيچاره هم دنبال کريم راه افتاد. برزنده و شکری و حاجی با لندروور ، اول خيابون هنگ ، روبروی زايشگاه در جای خلوت و مناسبی منتظر کريم جوزی شدند، و از آن چهار مامور هم خواسته بودند از محلی دور تر مراقب آن ها باشند تا نتوانند جابجا کردن حاجی و افغانی رو ببينن، به محض رسيدن کريم،افغانی رو سوار لندروور کردن و حاجی رو سوار پيکان ، خيلی سريع دست و دهن افغانی رو می بندن و لباس های حاجی رو تن ش می کنن ، و افغانی رو دست بسته و با سر و رو ی بسته می برن دار می زنن ، خيلی سريع هم می ارن اش پائين و می برن چالش می کنن ، تو اين رابطه يه ميليون بين بچه ها تقسيم شد ، باور کن حاجی من اصلن نه نقشی داشتم و نه سهمی بردم ، جرات ام نکردم حرفی بزنم ».
من ماجرا را برای نوربخش تعريف کردم و گزارش کاملی همراه با گفته های کريم جوزی راهی تهران کردم و.........»
***
*حاج رضا ـ رضائی ، از کارکنان سابق قوه قضائيه با پست های داديار، نماينده حاکم شرع ، نماينده دادستان و..... در شيراز تا سال ۱۳۶۷ ، وعضو کميسيون عفو و بخشودگی تا سال ۱۳۸۴

۵/۰۱/۱۳۹۱

دعوت نامه

‏Photo: •دعوت نامه

برای نخستین بار در افغانستان،از  هفتۀ رسانه های اجتماعی تجلیل به عمل می آید

موسسۀ نی حمایت کنندۀ رسانه های آزاد افغانستان، این هفته را، یعنی از یک شنبه اول اسد الی پنج شنبه 5 اسد را هفتۀ رسانه های اجتماعی نامگذاری نموده است.
... 
هفتۀ رسانه های اجتماعی، روز دو شنبه توسط  مسوولین رسانه های بلخ در دفتر نی مزارشریف رسماً گشایش میابد. ده ها تن از شهروندان افغانستان که از رسانه های اجتماعی استفاده می کنند نیز در جریان گشایش رسمی این هفته حضور به هم می رسانند.

بنااً از تمام خبرنگاران و کارمندان رسانه یی مزارشریف صمیمانه تقاضا به عمل می آید تا در گشایش این هفته شرکت نموده و در پوشش آن سعی ورزند.

زمان: دو شنبه دوم اسد، 1391، ساعت 9:00 صبح
مکان: دفتر نی، چهار راهی کمال نبی زاده، کوچه بانک ملی خانه نمبر 5‏
برای نخستین بار در افغانستان،از هفتۀ رسانه های اجتماعی تجلیل به عمل می آید

موسسۀ نی حمایت کنندۀ رسانه های آزاد افغانستان، این هفته را، یعنی از یک شنبه اول اسد الی پنج شنبه 5 اسد را هفتۀ رسانه های اجتماعی نامگذاری نموده است.
.....
.
هفتۀ رسانه های اجتماعی، روز دو شنبه توسط مسوولین رسانه های بلخ در دفتر نی مزارشریف رسماً گشایش میابد. ده ها تن از شهروندان افغانستان که از رسانه های اجتماعی استفاده می کنند نیز در جریان گشایش رسمی این هفته حضور به هم می رسانند.

بنااً از تمام خبرنگاران و کارمندان رسانه یی مزارشریف صمیمانه تقاضا به عمل می آید تا در گشایش این هفته شرکت نموده و در پوشش آن سعی ورزند.

زمان: دو شنبه دوم اسد، 1391، ساعت 9:00 صبح
مکان: دفتر نی، چهار راهی کمال نبی زاده، کوچه بانک ملی خانه نمبر 5

حاجی محمد محقق باز هم فریبی در سر دارد!!!؟

حاجی محمد محقق رهبر حزب وحدت مردم افغانستان و عضو ارشد جبهه ملی که داعیه ی رهبری ملیت هزاره را بر دوش می کشد؛درین اواخر تیغ انتقادهایش بجان رژیم کرزی که خودش یکی از بنیانگذاران و بلندگویان کمپاین های انتخاباتی اش بود تیز شده است.
از جریان جبهه ملی و خواست های آنان همه...
خبرداریم و میدانیم که تا چه حد درین بازی های ناکام بوده و ملتش را بارها سر میز معامله گذاشته است.
این عالی جناب در ضیافت رییس جمهور کرزی که نخست وزیر پاکستان دعوت شده بوددر قطار ارگ نشینان دیده می شود.
شایعاتی دیگری نیز وجود دارد که اکنون از ذکر آنان میگذریم...
به نظر شما این عالی جناب بازهم کدام نقشه ی در سر دارد؟

۴/۲۹/۱۳۹۱

گزارشی از وضعیت رسانه های چاپی بلخ

روزنامه نگاران در بلخ:
روزنامه نگاران و رسانه های چاپی در بلخ حمایت نمی شوند!
ولایت بلخ یکی در شماری از ولایاتی در کشور محسوب می شود که بیشترین برنامه های فرهنگی و رسانه یی از سال های متمادی تا این روزهای در آن جریان داشته و بستر خوبی برای رشد فرهنگ؛ ادبیات و رسانه ها بوده است.
هم اکنون در دفتر ثبت و راجستر ریاست اطلاعات و فرهنگ بلخ ده ها رسانه ی چاپی مجوز نشرات دارد اما دیده می شود که تعدادی  محدودی که شمار آنان کمتر از انگشتان دست می رسد فعال هستند.
تعدادی از روزنامه نگاران و فعالین فرهنگی در بلخ عدم پایداری رسانه های چاپی درین ولایت را نبود فرهنگ مطالعه؛کمبود کادرهای مسلکی روزنامه نگاری؛نبود منابع تمویل کننده ی مالی می خوانند و می گویند که این عوامل دست به دست هم داده و بازار رسانه های چاپی را ازین ولایت ربوده است.
قیوم بابک ژورنالیست فعال و سابق مدیر مسوول روزنامه روزنامه جهان نو می گوید: در بسیار مواقعی دیده است که حاکمان مانع نشر موضوعاتی که به نفع شان نبوده در روزنامه ها شده است. وی توقف نشر روزنامه جهان نو را توطئه سازی علیه  پرویز کامبخش یکتن از خبرنگاران این روزنامه عنوان نموده یاد آور شد که آزادی بیان آنطوری که تعریف می شود در بلخ عملی نمی گردد و موانعی زیادی روزنامه نگاران را تهدید می کند.
در همین حال اسدالله هوتک از روزنامه نگاران جوان بلخ نیز عدم منابع تمویل کننده ی مالی،عدم مخاطب و خواننده،نبود کادرهای مسلکی روزنامه نگاری را از چالش های عمده ی فرا راه رسانه های چاپی درین ولایت نموده می گوید:
بلخ با اینکه به یک ولایت فرهنگی و علمی مطرح است چالش های زیادی جامعه ی فرهنگی و علمی این ولایت را تهدید می کند.
عبدالقادر مصباح روزنامه نگاردیگر ولایت که هم اکنون مدیر مسوول هفته نامه یادگار است می گوید که مسلکی نبودن و عدم برنامه ریزی دقیق توسط کسانی دست به پایه گذاری رسانه های چاپی می زنند از عوامل عمده ی سقوط و سکوت زود هنگام این رسانه هاست.
در همین حال صالح محمد خلیق رییس اطلاعات و فرهنگ بلخ می گوید که در پنج سال اخیر توقف رسانه های چاپی در بلخ کم شده است.
وی می افزاید که در سال های آغاز حکومت جدید تعدادی علاقه مند شدند و رسانه های چاپی را فعال نمودند،اما چون رسانه ها به مخاطب و تمویل کننده نیاز دارد؛تعدادی از آنان به این مشکل برخوردند و باعث سکوت شان شدند.
آقای خلیق می گوید که هم اکنون بیش از سی رسانه ی چاپی درین ریاست ثبت است که شماری اندکی آنان که بیشتر شان ماهنامه است چاپ می شود.
رییس اطلاعات و فرهنگ بلخ نیز نبود کادرهای مسلکی را در عرصه ی رسانه ها از چالش عمده ی این رسانه های می داند و می افزاید که رسانه های چاپی بلخ با این مشکل دست و پنجه نرم می کنند.
این در حالیست که به گفته ی آگاهان رسانه یی در اکثر ولایات افغانستان حتی یک رسانه ی چاپی هم به شکل معیاری وجود ندارد.

یک خبرنگار جوان در هلمند کشته شد!

عبدالهادی همدرد، خبرنگار تلویزیون ملی در هلمند، که آموزگار دارلمعلمین نیز بود، در انفجاری ماین کنارجاده در هلمند کشته شد.
دو تن بشمول یک خبرنگار در انفجار ماین کشته شده است و دوتن دیگر زخم برداشته اند.
بر اثر انفجار یك ماین كنارجاده‌ی یك خبرنگار تلویزیون ملی درهلمند كشته شده است.
...
در این انفجار كه شب پنجشنبه در ولسوالی گرشك رخ داده است، یك تن دیگر نیز در آن جان باخته و دو تن دیگر زخم برداشته اند.
عبدالهادی همدرد، خبرنگار تلویزیون ملی در هلمند، در دارلمعلمین ولسوالی گرشك نیز به حیث آموزگار ایفای وظیفه میكرده است.
هنوز علت این انفجار درست روشن نشده اما مقام‌های محلی درهلمند گفته اند که همه قربانیان این انفجار غیرنظامیان هستند.
پس از کشته شدن صمد روحانی، این دومین خبرنگار است كه در جریان چند سال اخیر در ولایت هلمند به قتل رسیده است.

یاد داشتی از مختار وفایی به ذبیح الله فطرت

یا سخن دانسته گو ای مرد دانا یا خموش!!
«...روی دیگر حرفم به آن جمع از کسانی است که چون سگهای ولگرد در کوچه و پسکوچه بلخ دنبال استخوانی میگردند و دست به هر دری میکوبند تا مدرک فرار ازین سرزمین را بدست آرند. روزی یکی را و روز دیگر هم جمع دیگر را توهین میکنند تا سیلی بر رخ بخورند و پروندة تهدید را بنام یک روزنامه نگار از آن خود کنند.اینها دیوانه های تعصب و جنون های فرقه گرایی ذلت اند. هر روز لعنت مردم نثار شان میشود و سر انجام ولگرد های شهر شناخته خواهند شد.»
متن بالا بخشی از نوشته ی اخیر ذبیح الله فطرت در واکنش به جواب رزاق مامون به وی است؛با خواندن آن حدس زدم که احتمالاً انگشت اشتباه آقای فطرت متوجه من و همکاران وب سایت خبری؛تحلیلی هویدا می باشد.
در ین صورت خواستم نه مقاله و نه نامه ؛بلکه یک یاد داشت کوتاه و مختصر خدمت آقای فطرت بنویسم...

 
من به بحث و مجادله ی رزاق مامون و فطرت کاری ندارم؛از اینکه آقای فطرت بدون دلیل به من اتهام و توهین وارد نموده است واقعاً شوکه شدم...
دیروز در مورد سند «دکترای افتخاری» که عطامحمد نور  از دانشگاه بلخ دریافت نموده بود،مطلبی کوتاهی نوشته بودم که جیغ تعدادی از حامیان آقای نور را در صفحات فیسبوک به آسمان کشید!!
آقای فطرت یکی از اولین کسانی بود که واکنش و برداشتش درین مورد از زاویه ی «تعصب» بود.
چنانچه در یکی از کمنت هایش نوشته بود: «اگر این کار در حق هم قماشان خود شان میشد شاید از خرسندی یخن می دریدند..»
همچنان آقای فطرت بخاطر نداشتن دلیل خوبتری که بتواند قلمش را به توهین و تهمت علیه من بچرخاند گفته است که من بخاطر یافتن بهانه ی برای فرار از خانه ام و زخم تعصبی که در وجود تعدادی از دیگران جیغ می زند دست به چنین کارهای می زنم...
چنانچه قبلاً به آقای فطرت یاد آور شده ام، من نه علاقه ی به «فرار» از سرزمینم را دارم و نه به ملیتم افتخار می کنم.
من خودم هستم و اینجا سرزمینم هست؛جای که نه کسی آنرا به من هدیه داده و نه هم بخاطر آن مدیون کسی هستم.من اینجا می مانم و هیچ فراری در کار نیست!!
آقای فطرت!
یادت هست؛دیروز در یکی از کمنت هایت برایم از «خردگرایی» حرف زدی!آیا «خرد گرایی» از دید شما همین «سگ» خطاب کردن انسان هاست؟
خط خطی هایت را یکبار  دیگر مرور کن؛مرا «سگ ولگرد» معرفی کردی؛توهین به کرامت انسانیت و حرف زدن چنینی از آدرسی به گفته ی خودت  یک«نویسنده» و «روزنامه نگار» نهایت سرافگندگی برای اهل قلم و اندیشه است...
به قول خواجه:
در بساط نکته دانان خود فروشی شرط نیست
یا سخن دانسته گو ای مرد دانا یا خموش!
دگر خود دانی....

۴/۱۲/۱۳۹۱

يک خبرنگار در شهر مزار شريف از سوی يک عضو مجلس نماينده گان تهدید شد

گزارش دیده بان رسانه های افغانستان:

صدیق الله توحیدی تحلیلگر و رییس دیده بان رسانه های افغانستان.
مختار وفايی، خبرنگار آزاد در ولايت بلخ که ھمزمان با چندين رسانۀ ملی و بين المللی فعاليت می کند ادعا دارد که توسط عباس ابراهیم زاده نمايندۀ مردم ولايت بلخ در مجلس نماينده گان تهدید شده است.
وفايی می گويد، چندی قبل، در يک مصاحبۀ با يکی از تلويزيون ها نظر اش را در مورد محافظان مسلح وکلای پارلمان ارايه کرده بود، که پس از نشر اين ابراز نظر از سوی آن تلويزيون، عباس ابراهیم زاده با او از طريق تلفون در تماس شده و او را تهدید کرده که در آينده در مورد وکلای پارلمان اين چنين ابراز نظر نکند.
مختار وفايی می گويد در ابراز نظری که در يکی از تلويزيون ها داشته، از هیچ وکيل پارلمان نام نبرده و صرفاً در اين مورد به صورت کلی ابراز نظر کرده است.
به گفتۀ آقای وفايی، عباس ابراهیم زاده به او تهدید کرده است که با استفاده از امکانات دست داشته اش می تواند برای او پرونده سازی نموده و او را زندانی کند.
مختار وفايی قبلاً در تلويزيون محلی مهر به حيث گوينده (نطاق) وظيفه اجرا می کرد که اين تلويزيون توسط عباس ابراهیم زاده، تأسيس شده است، اما وفايی می گويد از ١۵ حمل ١٣٩١ از اين تلويزيون منفک شده است.
عباس ابراھيم زاده، نمايندۀ مردم بلخ در مجلس نماينده گان، ادعای مختار وفايی را رد نموده در عين حال مدعی است که مختار وفايی يک پايه کامپيوتر و برخی از برنامه های اين تلويزيون را به سرقت برده است.
عباس ابراھيم زاده ھمچنان تأکيد می کند که مختار وفايی هنوز هم کارمند اين تلويزيون است و از برطرفی و يا استعفای او آگاهی ندارد.
اما مختار وفايی خبرنگار آزاد ادعا های آقای ابراھيم زاده را که گفته است کامپيوتر و برنامه های تلويزيونی از تلويزيون مهر سرقت شده است را، بهانه  جويی بيش نمی داند.
مختار وفايی می گويد جريان مکالمۀ تلفونی که عباس ابراھيم زاده با او داشته است را ضبط نموده و اکنون در نزد اش موجود می باشد که از جريان آن صحبت ها معلوم می شود، آقای ابراهیم زاده می خواهد با مطرح کردن سرقت شدن کامپيوتر مرا تحت فشار قرار دهد.
ديده بان رسانه ها تهدید وتخويف خبرنگاران را که از سوی هر شخص و گروهی باشد، محکوم نموده و آنرا خلاف تمامی قوانين کشوری و موازين قبول شدۀ جهانی و دور از اخلاق اجتماعی می داند.
ابراز نظر و عقيده از حقوق اساسی بشر به شمار می رود که در قوانين افغانستان نيز تسجيل شده است، بنابر اين  هیچ کسی حق سلب آن را ندارد.
با گذشت بيشتر از يک دهه از نظامی که برمبنای دموکراسی ايجاد شده است، هنوز هم افراد و گروه هایی  در کشور وجود دارد که ارزش های اساسی دموکراسی که ھمانا آزادی بيان و انديشه يکی از آن ها به شمار می رود را قبول ندارند و زمانی که مورد انتقاد برخی از خبرنگاران و رسانه  ها قرار می گيرند واکنش نشان داده و با خبرنگاران درگير می شوند. اين گونه افراد بايد بدانند که آزادی بيان يک اصلی است که ھيچ کسی نمی تواند با اعمال فشار و زور اين ارزش گرانبها را از دست مردم آزادۀ افغانستان بگيرد.