۰۹ دی ۱۳۹۰

جنجال بین نظامیان اردوی ملی و نیروهای خارجی در کاپیسا تلفات برجا گذاشت


بر اثر جنجال برخاسته بین نظامیان اردوی ملی و نیروهای فرانسوی مستقر در ولایت کاپیسا، دو نظامی کشته شدند.
محمد حسین سنجنی رییس شورای ولایتی کاپیسا به خبرگزاری بخدی گفت که جنجال در کمپ موسوم به شمشاد در ولسوالی تکاب رخ داده است.
آقای سنجنی گفت: " صبح امروز یک نظامی اردوی ملی به سمت نظامیان فرانسوی تیر اندازی کرده که در نتیجه یک تن از این نیروها (فرانسوی) کشته شده است."
گفته میشود درگیری در ساحه تا هنوز ادامه دارد
به گفته سنجنی، فرد مهاجم (اردوی ملی) بر اثر تیر اندازی متقابل نیروهای فرانسوی جان خود را از دست داده است.
رییس شورای ولایتی کاپیسا می گوید که طالبان از این وضع (جنجال در کمپ شمشاد) استفاده کرده و بالای نیروهای خارجی حمله کردند.
به گفته او زدوخورد بین نظامیان فرانسوی و اردوی ملی با گروه طالبان در ساحه ادامه دارد.
ذبیح الله مجاهد که خود را سخنگوی گروه طالبان معرفی می کنند در تماس با رسانه ها گفته است که یک سرباز افغان، سه سرباز فرانسوی را کشته است.
مجاهد می گوید که این سرباز به نام محمد ابراهیم باشنده ولسوالی خوکیانی ولایت ننگرهار و از افراد وابسته به این گروه بوده است.
مقام های محلی در ولایت کاپیسا تا اکنون در این مورد که آیا فرد مهاجم (سرباز اردوی ملی) وابسته به طالبان بوده یانه، چیزی نگفته اند.

۰۸ دی ۱۳۹۰

زد و خورد فزیکی میان وکلای مجلس نمایندگان ایران



درگیری  فزیکی بهروز مرادی نماینده اعزامی دولت احمدی نژاد به مجلس با یکی از نمایندگان مجلس رژیم، سیلی زدن نماینده احمدی نژاد به یک نماینده مجلس رژیم، و اخراج مرادی از مجلس توسط لاریجانی.
جلسه علنی مجلس ارتجاع ۶دی، به صحنه درگیری و زد و خورد نماینده دولت احمدی نژاد با نماینده مجلس رژیم تبدیل شد و تشدید تخاصم آشتی ناپذیری را به نمایش گذاشت.
در جلسه علنی امروز مجلس رژیم، بین بهروز مرادی رئیس سازمان هدفمندسازی یارانه ها که از سوی دولت احمدی نژاد در مجلس حاضر شده بود، و حسین حسینی نماینده مجلس رژیم مجادله درگرفت و به سرعت به زد و خورد و فحاشی علیه یکدیگر منجر گردید.
رسانه های حکومتی همچون فارس و خبر آنلاین ۶ دی، با وجود تلاش برای سانسور جزییات درگیری در مجلس رژیم، نوشتند: بهروز مرادی رئیس سازمان هدفمند سازی یارانه‌ها که به منظور ارائه توضیحاتی پیرامون طرح دو‌فوریتی استفساریه ماده ۱۲ قانون هدفمند کردن یارانه‌ها در جلسه علنی مجلس حاضر شده بود، در جلسه علنی امروز پس از درگیری لفظی با سید‌حسین حسینی، به صورت او سیلی زد. رسانه وابسته به علی لاریجانی، نیز نوشت: پس از این درگیری فیزیکی رئیس سازمان هدفمندی یارانه‌ها به دستور لاریجانی از مجلس اخراج شد، اما مجددا مجلس متشنج شد...

هفت مستبدی که باید بروند!


روزنامه تایمز مالی آلمان در شماره روز ۲۷ دسامبر سال ۲۰۱۱ خود، گزارشی با عنوان "آخرین دیکتاتورها" منتشر کرده است. این گزارش، با مرور چهره و کارنامه هفت رهبر سیاسی جهان، آنها را در شمار مقاماتی قرار داده که باید در سال ۲۰۱۲ صحنه قدرت را ترک کنند.

بشار اسد، پسر خلف پدر
۱۱ سال پیش بشار اسد جانشین پدر خود در سوریه شد. حافظ اسد رهبری جبار بود و تا مدت‌ها تصور می‌شد که بشار از پدر مستبد خود ملایم‌تر است و میراث‌دار خوبی برای وی نخواهد بود.
حافظ اسد در سال ۱۹۸۲ در سرکوب خونین "اخوان المسلمین" در شهر حماه، دستور کشتار بین ۵۰۰۰ تا ۱۰۰۰۰ نفر را داد. پسر آراسته و تحصیل‌کرده او نیز طی ۹ ماه ۵۰۰۰ نفر از معترضان کشورش را به کام مرگ فرستاد.

تایمز مالی آلمان می‌نویسد که اگر بشار اسد از مصونیت کنونی خود استفاده نکند و به صورتی مسالمت‌جویانه کنار نرود ، پایانی جز حضور در دادگاه بین‌المللی لاهه نخواهد داشت.

آیت‌الله خامنه‌ای، مستبد مذهبی
تایمز مالی آلمان می‌نویسد: «کم نیستند کسانی که محمود احمدی‌نژاد، رییس جمهور ایران را ریشه همه مشکلات و مظهر شر می‌دانند. اما نباید فراموش کرد که حرف آخر را آیت‌الله خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی می‌زند.»
 اوست که تصمیم می‌گیرد ایران بمب اتمی بسازد، به اسراییل حمله کند یا به مقابله با آمریکا برخیزد. اوست که می‌گذارد وفادارانش در دستگاه قضایی و امنیتی، معترضان را زندانی و اعدام کرده یا بربایند و ناپدید کنند. اوست که مانع اصلاحات در ایران می‌شود.

 تایمز مالی نوشته که آیت‌الله در صورت خیزش دوباره مردم ایران و شعله‌ور شدن جرقه‌های سال ۲۰۰۹ می‌تواند دوباره به حجره مطالعات دینی خود بازگردد.

کیم جونگ اون، رهبر خارق‌العاده
معماهای بسیاری در باره رهبر جدید کره شمالی وجود دارند، مثلا هنوز کسی سن دقیق او را نمی‌داند. جونگ اون سکان کشوری بس فقیر و تا بن دندان مسلح را بر عهده گرفته است. به تاکید تایمز مالی آلمان، جمعیت ۲۴ میلیون نفری کره شمالی از همه چیز در رنج است. مردم گرسنه این کشور مدیون کمک‌های سازمان ملل بودند اما پدر جونگ اون جهان را تهدید به مقابله نظامی می‌کرد.

سازمان عفو بین‌الملل می‌گوید که دستکم ۲۰۰ هزار زندانی سیاسی در کره شمالی در اردوگاه‌های غیرقابل دسترس به سر می‌برند. تایمز مالی آلمان پرسش فعالان حقوق بشر را ملاک گرفته که می‌گویند آیا جهان نباید به مسئولیت خود در حمایت از جمعیت غیرنظامی کره شمالی عمل کند؟

وکاشنکو، رییس خشن ساوخوزها
روزی کاندولیزا رایس، وزیر خارجه پیشین آمریکا، الکساندر لوکاشنکو را "آخرین دیکتاتور اروپا" نامید. اما شخصیت و کارنامه رییس جمهور بلاروس بدون این نام‌گذاری نیز به روشنی مشهود است. او عامل سرکوب هزاران معترض انتخاباتی و به زندان انداختن صدها نفر از مخالفان خود است. مخالفانی که وی از آنها به تمسخر، با عنوان تخم‌مرغ گندیده یاد می‌‌کند. لوکاشنکو پیش‌تر رهبر ساوخوز، تعاونی‌های کشاورزی بوده است.

روسیه سفید کشوری است با زیرساخت‌های صنعنی پیشرفته اما لوکاشنکو آن را آلوده به فسادی دولتی کرده است. نرخ تورم در روسیه سفید درسال ۲۰۱۱ به ۱۰۰ درصد رسید، قروض خارجی از حد گذشت و ده‌ها هزار شهروند این کشور درجستجوی کار به اوکراین و روسیه رفتند.
تایمز مالی آلمان می‌نویسد: «لوکاشنکو می‌تواند هم‌چنان حضور خود در اریکه قدرت را جشن بگیرد، اما این جشن تا زمانی است که سیستم  مورد اتکای او  فرو نریخته باشد.»

موگابه، دیکتاتور نژادپرست
زمانی بریتانیایی‌ها، رابرت موگابه رییس جمهور زیمبابوه را بخاطر سرکوب کشاورزان سفید پوست کشورش با هیتلر مقایسه کردند. اما موگابه این مقایسه را توهین تلقی نکرد و در واکنش گفت: «هیتلر تنها خواستار عدالت برای مردم خود بود و ایکاش من  ده مرتبه هیتلر بودم!»
موگابه همه منتقدان‌اش را "امپریالیست‌های سفید" می‌نامد و خود را ناجی خلق زیمبابوه معرفی می‌کند.

تایمز مالی آلمان نوشته که موگابه بسیار زود چهره واقعی خود را نشان داد: «رقبای خود را یکی یکی از میان برداشت و حتی آنان را به کشتار عمومی تهدید کرد. این ستمگر در ۸۷ سالگی همچنان بر سریر قدرت است و مردم کشورش با وجود بیماری‌او، جرات شورش علیه وی را ندارند. آنها تنها انتظار مرگ طبیعی موگابه را می‌کشند.»

نظربایف، منبع انرژی سخت‌سر
آمریکا و کشورهای اروپایی تا مدت‌ها عقیده داشتند که نورسلطان نظربایف مردی است که می‌توان با او به گفت‌وگو پرداخت. آنها رییس جمهور قزاقستان را "مستبدی میانه‌رو" می‌شناختند. قزاقستان در سال ۲۰۱۰ ریاست "سازمان سازمان امنیت و همکاری‌اروپا" را به دست آورد و این ناظران را امیدوار کرد که این کشور به هنجارهای غربی نزدیک‌‌‌‌تر شود.

 اما این امیدی عبث بود. نظربایف در انتخابات ریاست جمهوری در آوریل  سال ۲۰۱۱ دوباره رییس جمهور شد و در ماه دسامبر همین سال نیز تظاهرات کارگران صنعت نفت در غرب قزاقستان را سرکوب کرد که خواهان افزایش دستمزد بودند. دستکم ۱۶ نفر در خشونت‌های دولتی کشته شدند.
تایمز مالی آلمان نوشته که نظربایف نیز از احتمال سقوط در سال ۲۰۱۲ در امان نیست.

عمر البشیر، جانی احتمالی
او نخستین رییس جمهور جهان است که در زمان قدرت خود از سوی دادگاه کیفری لاهه حکم جلب دریافت کرده است. اتهام او نسل‌کشی در دارفور است، جایی که صدها هزار نفر جان خود را در نزاع‌های قومی از دست داده‌اند. بیشتر قربانیان مانند خود بشیر و حامیان او، مسلمان هستند اما در میان آنها هزاران نفر از رنگین‌پوستان قبایل سودان نیز به چشم می‌خورند که سیاه آفریقایی و غیرعرب محسوب می‌شوند.

حکم جلب بین‌المللی بشیر موجب شده که او از سفر به بسیاری مناطق محروم باشد. دستکم صد کشور جهان متعهد شده‌اند که وی را در صورت ورود به خاک خود تحویل دادگاه لاهه دهند. تایمز مالی آلمان نوشته که کشورهای همسایه چون کنیا یا چاد جرات بازداشت یا تحویل او را ندارند، اما این نیز ممکن است که هواپیمای بشیر به مقصد کشور دوست چین، نقص فنی پیدا کرده یا نیاز به سوخت داشته باشد. در این صورت او در هر کجا که فرود بیاید، از اریکه قدرت سقوط کرده است.



 

شبکه اول تلویزیون آلمان: «خامنه‌ای از حمله ۱۱ سپتامبر مطلع بود


یک قاضی فدرال ایالات متحده آمریکا، پانزدهم دسامبر سال جاری حکم داد که ایران و حزب‌الله لبنان که مورد حمایت آشکار این کشور قرار دارد در جریان حمله‌های تروریستی ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱ به شبکه القاعده یاری رسانده‌اند. جورج دانیل این حکم را در جریان رسیدگی به شکایت بازماندگان این واقعه در دادگاهی در منهتن نیویورک صادر کرد. او یک هفته بعد بخشی از مستندات خود را که بر اسناد و اطلاعات ارائه شده توسط وکیلان پرونده تنظیم شده منتشر کرده است.
«خودداری ایران از مهر کردن پاسپورت تروریست‌ها»
پایگاه اینترنتی شبکه اول تلویزیون آلمان، سه شنبه ۲۷ دسامبر نوشت، برابر اسنادی که در اختیار کمیسیون ویژه قرار گرفته ماموران جمهوری اسلامی به هواپیماربایان حمله ۱۱ سپتامبر امکان داده‌اند برای شرکت در اردوگاه‌های آموزشی القاعده در افغانستان از خاک این کشور عبور کنند. بنابر این گزارش ماموران مرزی از زدن مهر ورود در پاسپورت تروریست‌ها خود داری کرده‌اند تا هنگام تقاضای ویزای آمریکا در یک کشور دیگر برای آنها مشکلی ایجاد نشود.
توماس ملون یکی از وکیلان این پرونده  روز ۲۳ دسامبر می‌گوید «بازماندگان قربانیان این حادثه سال‌های زیادی در انتظار این روز بوده‌اند.» او می‌افزاید با رای قاضی دادگاه منهتن جمهوری اسلامی به عنوان مسئول اصلی این جنایت شناخته شده است. قاضی تعیین چگونگی دریافت غرامت ۱۰۰ میلیارد دلاری مورد درخواست بازماندگان را به دادگاه دیگری سپرده است.
برخی از وب‌سایت‌های حامی حکومت ایران مدعی هستند مسئول شناختن تهران در این پرونده از جمله با انگیزه یافتن دولتی برای پرداخت غرامت انجام شده، زیرا راه‌های قانونی و عملی برای دریافت خسارت از طالبان و القاعده وجود ندارد.
استناد به اعتراف ماموران امنیتی سابق ایران
بر اساس گزارش قاضی آمریکا، ایران و حزب‌الله نه تنها از تروریست‌ها پشتیبانی کرده‌اند، که در اجرای حمله‌های یازده سپتامبر مستقیما دخالت و همکاری داشته‌اند. این گزارش به اسناد و یافته‌هایی اشاره دارد که وکیلان بازماندگان این حادثه، از دستیابی به آنها طی  تحقیقات خود در هفت سال گذشته خبر داده‌اند.
بخشی از اسنادی که به محکومیت جمهوری اسلامی منجر شد گزارش‌های کمیسیون ویژه‌ای است که بررسی حمله‌ی تروریستی در آمریکا را بر عهده دارد. بخش دیگر از اظهارات دو ایرانی استخراج شده که ظاهرا از ماموران سابق امنیتی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی بوده‌اند که به ایالات متحده پناهنده شده‌اند.
از ماه‌ها پیش پشتیبانی تهران از تروریست‌ها و فراهم آوردن امکان رفت و آمد آنها از طریق خاک این کشور مطرح بوده است. اما دخالت مستقیم جمهوری اسلامی در عملیات تروریستی یازده سپتامبر تا کنون کمتر مورد بحث قرار گرفته است.
ده سال در انتظار معرفی مسئولان و مقصران
شبکه خبری العربیه سی‌ام اردیبهشت ماه سال جاری به نقل از نیویورک‌تایمز نوشت، در گزارش وکیلان بازماندگان آمده است «شواهد غیرمستقیمی وجود دارد مبنی بر اینکه فعالان ارشد حزب الله نیز در نوامبر ۲۰۰۰ در انتقال برخی از هواپیماربایان این حمله به ایران همکاری نزدیک داشتند اما این کمیسیون اعلام کرد هیچ مدرکی دال بر اینکه ایران یا حزب الله از این حمله آگاه بودند نیافته است.»

روزنامه آلمانی فرانکفورتر روندشاو، ۲۷ دسامبر به نقل از همسر یکی از قربانیان عملیات تروریستی ۱۱ سپتامبر اعلام رای دادگاه منهتن را "یک روز تاریخی خواند" و از قول او نوشت «ما از ده سال پیش در جستجوی مقصران و مسئولان این جنایت بوده‌ایم و سرانجام پاسخ خود را دریافت کرده‌ایم.»
«اطلاع خامنه‌ای از برنامه تروریستی»
مطابق اسنادی که تا کنون مورد بحث بوده ظاهرا در مورد رفت و آمد عاملان حمله به برج‌های مرکز تجارت جهانی به افغانستان و از طریق خاک ایران تردیدی وجود ندارد؛ آنچه اکنون و در جریان برگزاری دادگاه منهتن مورد تایید قرار گرفته آگاهی مسئولان جمهوری اسلامی از برنامه‌ی تروریست‌ها و حمایت فعال از اجرای این عملیات است.
به گزارش پایگاه اینترنتی شبکه اول تلویزیون آلمان، مطابق برخی از اسناد ارائه شده به دادگاه، که قاضی جورج دانیل آنها را باورپذیر ارزیابی کرده، رهبر جمهوری اسلامی علی خامنه‌ای ۱۴ مه ۲۰۰۱ در جریان این عملیات قرار گرفته و به دستگاه امنیتی کشور دستور داده روابط خود را با القاعده و حزب‌الله لبنان محدود کند.
بر اساس گزارش کمیسیون ویژه، مهر نکردن پاسپورت تروریست‌ها توسط ماموران مرزی ایران نیز شاهد دیگری بر مطلع بودن تهران از این اقدام‌ها تلقی می‌شود. با این همه تاکون اسناد ومدارکی که آگاهی قبلی تهران از جزییات عملیات ۱۱ سپتامبر و همکاری مستقیم با تروریست‌ها در این برنامه را اثبات کند منتشر نشده است.
خرید برنامه شبیه‌سازی پرواز بوئینگ
گزارش یاد شده می‌افزاید یکی از ماموران امنیتی سابق ایران که به عنوان شاهد در دادگاه حضور یافته گفته است، جمهوری اسلامی از طریق یکی از شرکت‌های صوری خود اقدام به تهیه برنامه‌ی شبیه‌سازی پرواز بوئینگ های ۷۵۷، ۷۶۷، و ۷۷۷ کرده، در صورتی که هیچ یک از هواپیماها را در اختیار ندارد. این در حالی است که تمام هواپیماهایی که در عملیات ۱۱ سپتامبر ربوده شدند و به هدف‌های مورد نظر اصابت کردند بوئینگ‌های ۷۵۷ و ۷۶۷ بوده‌اند.
گفته می‌شود مامور سابق اطلاعاتی جمهوری اسلامی همچنین به عضویت در کارگروهی اعتراف کرده که وظیفه‌ی بررسی عملیات اضطراری علیه ایالات متحده را بر عهده داشته است. مطابق این گزارش او مدعی شده که در این کارگروه موضوع ربودن هواپیماهای مسافربری و حمله به اهدافی چون کاخ سفید، پنتاگون و برج‌های مرکز تجارت جهانی بررسی شده است.
اتهام ایران به آمریکا؛ سناریوسازی ناشیانه
وکیلان پرونده شکایت بازماندگان قربانیان ۱۱ سپتامبر، برای تهیه‌ی گزارش خود  به جز یافته‌های کمیسیون ویژه که بخشی از آن تا کنون منتشر شده است به اظهارات اعضای سابق کمیسیون، ماموران سازمان سیا و اظهارات ماموران سابق اطلاعاتی جمهوری اسلامی استناد کرده‌اند.
رامین مهمانپرست، سخنگوی وزارت خارجه جمهوری اسلامی سوم دی‌ماه ادعای نقش این کشور در طراحی حملات ۱۱ سپتامبر را "سناریوسازی ناشیانه‌ی" دولت آمریکا خواند و گفت «جمهوری اسلامی ایران معتقد است جامعه جهانی با توجه به پیامدهای اینگونه رفتارهای غیر مسئولانه مقامات آمریكایی نسبت به عواقب آن هوشیار بوده و لازم است نگرانی‌های عمیق خود را نیز به دولت آمریكا منعكس كند.»

تعطیلات رونالدو و دوست دخترش در دبی شبی 19 هزار یورو هزینه دارد



ستاره رئال مادرید اسپانیا و تیم ملی پرتقال کریستیانو رونالدو و دوست دختر25 ساله اش ارینا شایک تعطیلات آخر سال خود را در جزایر مالدیو و دبی می گذرانند.
روزنامه " سپورت " اسپانیا نوشت رونالدو و ارینا در یکی از مجموعه ویلاهای ویژه که هزینه اقامت یک شب آن 19 هزار یورو می رسد ، تعطیلات آخر سال خود را می گذرانند.
بر اساس گزارش سایت ورزشی العربیه هر یک از این ویلاها دارای یک ساحل اختصاصی است.
همچنین این نوع ویلاها دارای امکانات رفاهی ورزشی از جمله زمین تنیس ، استخر و جکوزی باز می باشد.
این گزارش می افزاید رونالدو پس از پایان تعطیلات چند روزه اش به همراه دوست دختر خود راهی اسپانیا خواهد شد تا در تمرینات تیم رئال مادرید شرکت کند.
این تیم قرار است در چارچوب جام حذفی اسپانیا در4 ژانویه با تیم مالاگا روبرو شود.

تولد نوزدای برزیلی با دو سر، دو مغز و دو نخاع فعال در یک جسم


عکس آرشیوی

منابع پزشکی در برزیل اعلام کردند روز پنجشنبه 222-12-2011 نوزادی با دو سر و دو مغز فعال در یک جسم در بیمارستانی در این کشور متولد شده است.
پزشکان می گویند وضعیت جسمی این نوزاد هم اکنون بسیار خوب است و انجام عمل جراحی روی وی با شرایط جسمی نادری که دارد، غیر ممکن است.
بر اساس اين گزارش، این نوزاد در بیمارستان سان کاسا در شهر "بیلیم" برزیل متولد شده است.
منابع بیمارستانی می گویند مادر 23 ساله این نوزاد نمی دانست که او دوقلوی را در رحم خود حمل می کند که دارای مشکل جسمی بسیار نادری است .
نیلا داهاس معاون رئیس بیمارستانی که این نوزاد در آن متولد شده می گوید :" مهم است كه بدانیم این جسم متعلق به دو نوزاد است و نه یک نوزاد با دو سر ."
وی در ادامه افزود :" آزمایش های پزشکی نشان می دهند که این نوزاد علاوه بر دو سر و دو مغز همچنین دارای دو نخاع فعال است."
داهاس در این زمینه افزود : " غیر ممکن است که درباره این نوزاد تصمیم بگیریم کدام سر او را با عمل جراحی جدا کنیم، زیرا هر دو مغز وی وضعیتی طبیعی دارند." (العربیه)

تعداد قربانیان انقلاب سوریه تا پایان 2011 به بیش از 6000 تن می رسد

به گزارش شبکه العربیه پنجشنبه 29-12-2011 در آخرین آماری که با نزدیک شدن به آغاز سال جدید منتشر شده است تعداد قربانیان انقلاب جاری در این کشور را تا پایان سال بیش از 6000 تن اعلام کردند.
بر اساس گزارش یک سایت ویژه جمع آوری مشخصات قربانیان حوادث سوریه ، تا روز دوشنبه 26 دسامبر2011 تعداد کشته شدگان به 5949 رسید و با توجه به ادامه عملیات سرکوب در این کشور این تعداد تا پایان سال قطعا از مرز 6000 تن خواهد گذشت.
بر اساس گزارش سایت " پایگاه اطلاعات شهیدان سوریه " طی دو روز گذشته با وجود حضور ناظران اتحادیه عرب 80 تن از مخالفان کشته شدند.
این سایت آمار خود را با ذکر نام قربانیان ، تاریخ و محل کشته شدن آنها و گاهی همراه با ویدیوی مربوط به حادثه ثبت کرده است.
این سایت گفته است نزدیک به 6720 فیلم ویدیویی مربوط به چگونگی سرکوب و کشتن مخالفان را ثبت کرده و روی سایت قرار داده است.
بر اساس این گزارش از این تعداد 5671 تن مرد ، 278 نفر زن و بیش از400 قربانی کودک بودند.
از سوی دیگر عمار قربی رئیس سازمان حقوق بشر سوریه در گفتگو با العربیه. نت اعلام کرد به دلیل عدم حضور سازمان های حقوق بشری در سوریه آمار واقعی قربانیان احتمالا بیش از آماری است که توسط گروه های مخالف منتشر می شود.
قربی گفت سازمان وی توانسته است بیش از6000 سند از کشتار مردم توسط نیروهای امنیتی ثبت کند.
او تاکید کرد از آغاز اعتراضات تاکنون بیش از 3000 نفر مفقود شده اند و خبری از آنها در دست نیست.

«فاعلین قضیهء سحرگل باید مورد تعقیب عدلی قرار گیرند»

کمسیون مستقل حقوق بشر افغانستان از حکومت این کشور خواستار پیگرد عدلی افرادی شده که در شکنجه ی سحرگل دخیل هستند.
سحرگل 14 ساله که برای حدود شش ماه از سوی خانواده ی شوهرش در شهر پلخمری ولایت بغلان در یک تهکوی زندانی بود، در آغاز هفته ی جاری از سوی نیروهای پولیس نجات داده شد.
در حالی که سحرگل در یکی از شفاخانه های شهر کابل تحت تداوی قرار دارد، کمسیون حقوق بشر افغانستان، عمل انجام شده در برابر این خانم را از بد ترین شیوه های شکنجه ی جسمی و روانی می خواند.
به گفته ی رییس دفتر ساحوی کابل کمسیون حقوق بشر افغانستان، در مدت شش ماه این خانم جوان مورد ظالمانه ترین نوع خشونت و شکنجه قرار گرفته و حتی ناخن هایش کشیده شده است.
شمس الله احمدزی به روز پنجشنبه در صبحت با رادیوآزادیبه گونه ی جدی از دولت افغانستان خواست تا عاملان این قضیه را مورد پیگرد عدلی قرار داده و شدیداً مجازات کند:
« موقف کمسیون در این مورد همانا تعقیب عدلی فاعلین این قضیه و کسانیکه خشونت را تحمیل کرده بالای این خانم هستیم.
ما خواهان تعقیب عدلی تمام افراد و اشخاصیکه در این قضیه ی خشونت شرکت داشتند هستیم و در این زمینه باید قانون تطبیق وعدالت تامین شود.»

سحرگل این خانم زجر دیده، 14 سال عمر دارد و به گفته ی خودش حدود یک سال پیش با مردی به نام غلام سخی ازداوج کرد.
این خانم می گوید: چند ماه پس از عروسی اش با این مرد، خانواده ی شوهرش او را در یک اتاق تاریک زندانی کرده و به طور وحشیانه شکنجه می کردند.
در اوایل هفته ی جاری نیروهای پولیس سحرگل را از قید خانواده ی شوهرش در حالی به شفاخانه منتقل کردند که فاصله ی کمی با مرگ داشت.
به گفته ی داکتران، اگر تا چند روز دیگر سحرگل در قید می بود، ممکن زنده گی خود را از دست می داد.
داکتران در شهر پلخمری نیز با دیدن فریاد های ناشی از شکنجه و وضعیت بد صحی سحرگل تصمیم گرفتند، تا وی جهت تداوی به کابل منتقل گردد:
« خواست من از نهاد های حقوقی و قضایی این است که عاملان چنین جنایات را مطابق قوانین افغانستان به سزای اعمال شان برساند تا باشد درس عبرت برای دیگرانی که حق بشر و زن را نقض می کنند و ما می گویم که حقوق زنان حقوق بشر است.»
پس از این که ناله و فریاد های خانم سحرگل از طریق رادیو آزادی به نشر رسید، بسیاری از افغان ها را جداً متاثر ساخت و از دولت افغانستان خواستار مجازات عاملان شکنجه ی این خانم شدند.
خانم عالمه مسوول کمیته ی مشارکت سیاسی زنان افغانستان قضیه ی سحرگل را یکی از بد ترین مثال های ظلم و خشونت قرن 21 در برابر زنان افغان خواند:
« خواست ما از نهاد های حقوقی و قضایی این است که عاملین چنین جنایت را مطابق قوانین افغانستان به سزای اعمال شان برساند تا درس عبرت برای دیگران گردد.»
پولیس ولایت بغلان به هنگام نجات سحرگل، خشوی وی را نیز بازداشت کرده و غرض تحقیقات بیشتر به اداره ی مبارزه با جرایم جنایی این ولایت فرستاده است.
اما صدیق صدیقی سخنگوی وزارت داخله ی افغانستان روز پنجشنبه در صحبت با رادیو آزادی گفت که در کنار خشوی سحرگل، خواهر شوهرش نیز بازداشت گردیده اما خسر و برادر شوهرش تا هنوز لادرک اند.
به گفته ی آقای صدیقی شوهر سحرگل یکی از سربازان اردوی ملی در ولایت هلمند است و آنان از وزارت دفاع خواسته اند تا در قسمت بازداشت وی آنان را همکاری کند.
این نخستین قضیه ی خشونت در برابر زنان افغان نیست که سحرگل قربانی آن شده است، بلکه پیش از این نیز همچو ده ها قضیه به ثبت رسیده و حتی در چند موارد گوش و بینی زنان نیز بریده شده است.

مرحله دوم برنامه انتقال مسوولیت های امنیتی به نیروهای افغان درسمنگان تطبیق شد

مرحله ی دوم برنامه ی انتقال مسوولیت های امنیتی به نیروهای افغان روز (پنجشنبه) در ولایت سمنگان تطبیق شد.
به این منظور مراسمی به اشتراک برخی از مقام های ارشد دولتی در سمنگان برگزار شده بود.
پیش از این ولایات پروان و دایکندی نیز شامل مرحله ی دوم برنامه ی انتقال شده اند.
مقام ها در ولایت سمنگان نسبت به نتایج تطبیق مرحله ی دوم برنامه ی انتقال در این ولایت خوشبین به نظر می رسند.
جنرال عبدالخلیل اندرابی قوماندان امنیه ی ولایت سمنگان به روز پنجشنبه پس از شرکت در مراسم اجرای مرحله ی دوم برنامه ی انتقال مسوولیت های امنیتی در این ولایت در صحبت با رادیو آزادی گفت که آماده گی های لازم برای موفقیت این برنامه در سمنگان روی دست گرفته شده است:
« پروسه انتقال به همان شکل که آماده گی ها گرفته شده بود به همان شکل تطبیق شد. مردم حمایت شان را اعلان کردند، مسوولین امنیتی هم وعده سپردند که آخرین تلاش های خود را برای تامین امنیت هر چه بهتر به خرچ می دهند.»
مرحله ی دوم برنامه ی واگذاری مسوولیت های امنیتی به نیروهای افغان پیش از این در ولایات پروان و دایکندی نیز تطبیق شده و قرار است در ولایات بلخ، تخار، کابل و نیمروز هم عملی شود.
شهر های جلال آباد، چغچران، شبرغان، فیض آباد، غرنی، میدان شهر، قلعه ی نو و چندین ولسوالی نیز تحت پوشش مرحله ی دوم برنامه ی انتقال مسوولیت های امنیتی به نیروهای افغان قرار خواهند گرفت.
رییس جمهور کرزی در نشست بین المللی بن ابراز امیدواری کرد که دومین مرحله ی پروسه ی انتقال تا اواخر ماه فبروری سال 2012 تکمیل شود.
شماری از کارشناسان افغان می گویند: در صورتی که کار به اهل کار در نهاد های امنیتی سپرده شود، این پروسه کامیاب خواهد شد.
فقیر محمد فقیر وزیر پیشین داخله ی افغانستان در مورد گفت:
« هر سه ارگان که وظایف امنیتی را به عهده دارند از لحاظ کمیت بهترین شکل را به خود گرفته اند، اما از لحاظ کیفی کمی مشکلات در بین شان وجود دارد. اگر قوماندان های این قطعات به اساس اهلیت تعیین شوند و صادقانه به روحیهء وطن پرستی وظایف خود را به پیش ببرند متیقن استم که وضع بهبود میابد.»
شماری از کارشناسان افغان با اشاره به گزارش اخیر سازمان ملل متحد که در آن گفته شده است، حوادث امنیتی نسبت به سال گذشته در افغانستان، 21 درصد افزایش یافته است، اوضاع امنیتی را نگران کننده دانسته و می گویند، پروسه ی انتقال برگشت پذیر خواهد بود.
اما مقام های افغان گفته اند، برنامه ی واگذاری مسوولیت های امنیتی به نیروهای افغان برگشت ناپذیر است و این برنامه تا پایان سال 2014 در سراسر کشور تطبیق می شود.
اجرای مرحله ی اول برنامه ی انتقال مسوولیت های امنیتی به نیروهای افغان در ماه سرطان سال روان از ولایت بامیان آغاز شد و سپس در ولایات پنجشیر، کابل به استثنای ولسوالی سروبی و شهر های هرات، لشکرگاه، مهترلام و مزار شریف تطبیق گردید.
در میان نگرانی های موجود راجع به توانایی نیروهای افغان بخاطر گرفتن مسوولیت تامین امنیت سراسر کشور شان از نیروهای بین المللی، رییس جمهور افغانستان به تازه گی روی تمویل و تجهیز نیروهای افغان از سوی جامعه ی بین المللی تاکید کرده است.
به اساس اعلامیه ی ریاست جمهوری افغانستان، آقای کرزی در هفته ی جاری با  برخی از رسانه های کویتی گفته است، اسلحه ی پیشرفته باید در اختیار نیروهای افغان قرار داده شود تا آنان بتوانند از کشور شان حفاظت کنند.(رادیو آزادی)

دستور به سخنگويان حکومت: طالبــان و پاکستان را بـــد نگوييد



بنابر يک خبر تلويزيون طلوع، دفتر رياست جمهورى کشور از سخنگويان حکومت خواسته تا از گفتن حقايق در مورد پاکستان و طالبان خوددارى کنند و از آنها به بدى ياد نکنند. در خبر آمده است که سخنگوى رياست عمومى امنيت ملى اين اجازه را ندارد که در نشست هاى خبرى بر عليه طالبان و پاکستان موضع بگيرد و حقايق را بازگو کند.
اما ايمل فيضى سخنگوى رياست جمهورى با رد اين خبر گفت که به دليل نا همآهنگ بودن نشست هاى خبرى رياست امنيت ملى با نهاد هاى ديگر، نشست هاى خبرى اين اداره به تعويق افتاده است.
قابل ذکر است که سخنگوى امنيت ملى در نشست هاى خبرى خود با جرأت تمام بر ضد هراس افگنان و حکومت پاکستان سخن مى زد و دسيسه و توطئه هاى آنها را بر ضد مردم افغانستان، افشا مى ساخت.

زورمندان در بلخ مالیه نمی دهند!

در 9 ماه گذشته سال روان عواید بلخ چهل درصد افزایش یافته است، اما نظر به پلان مالی سال 1390 وزارت مالیه، 23 درصد عواید بلخ کاهش یافته است.
محمد اسحاق سروری، مستوفی بلخ با بیان این مطلب به رسانه ها گفت: « شماری از بازرگانان و افراد زورمند از دادن مالیه سر باز می زنند در صورتی که آنان مالیه بدهند، کسر عواید بلخ بر طرف خواهد شد.»
مستوفی بلخ که نامی از این افراد زورمند نبرد، افزود که لیستی از نام این افراد تهیه شده و به زودی به مقام‌های بلند پایه در مرکز تسلیم داده خواهد شد.
محمد اسحاق سروری که در نشست گزارش دهی به نماینده‌گان بلخ در شورای ملی و شورای ولایتی سخن می گفت، افزود که افراد زورمند و شماری از بازرگانان علاوه بر پرداخت نکردن مالیات شان از پرداختن باقی داری های شان، نیز شانه خالی می کنند که این امر سبب متزلزل شدن پایه های اقتصاد کشود می شود.
در گذشته عواید مالی بلخ در سال به بیش از سه میلیارد افغانی می رسید  که رقم بزرگ در عواید  مالی دولت در سطح کشور به حساب می آمد.
 اما امسال این رقم به گونۀ کم سابقه یی کاهش یافته است.

ظاهر شکوهمند – بلخ

مهمترین رویدادهای جهان در سال 2011

2011 وقايع بسياري را در خود جاي داد كه از مهمترين آنها مي‌توان به شعله‌ور شدن جرقه‌هاي بهارعربي، سقوط ديكتاتورهاي مصر، ليبي و تونس، كشته شدن معمر قذافي و بن لادن، بحران بازارهاي مالي اروپا و آمريكا و در پي آن تغيير در ساختار دولت‌هايي همچون يونان و ايتاليا و نيز پيدايش جنبش‌هاي ضد سرمايه‌داري در سراسر جهان غرب، مرگ سياستمداران صاحب‌نامي از جمله اولين رئيس‌ جمهوري چك و رهبر كره شمالي، رسوايي‌هاي جنسي سران عرصه سياست از جمله رئيس سابق صندوق بين‌المللي پول و نيز درخواست عضويت فلسطين در سازمان ملل اشاره كرد و از اين حيث 2011 به يكي از منحصر به فردترين سال‌ها در عرصه جهاني تبديل شد.

پايگاه اينترنتي «اطلس اخبار جهان» جدول زماني وقايع سياسي سال 2011 را منتشر كرده است كه در ادامه به برخي از مهمترين آنها اشاره مي‌شود:

* رويدادهاي مهم جهان سياست در ژانويه 2011

اول ژانويه: «ديلما روسف» مراسم تحليف خود را به عنوان اولين رئيس جمهوري زن برزيل به جاي آورد و سكان هدايت بزرگترين كشور آمريكاي لاتين را به دست گرفت. «روسف» به عنوان سي‌وششمين رئيس جمهوري برزيل جانشين «لوئيز ايناسيو لولا داسيلوا» شد.

هشتم ژانويه: «گابريله گيفوردس»، عضو دموكرات مجلس نمايندگان آمريكا در حمله فرد مسلحي در منطقه «تاكسون» ايالت آريزوناي آمريكا بر اثر اصابت گلوله به سرش زخمي شد و در شرايط بحراني قرار گرفت. در اين حمله شش تن ديگر از جمله يك قاضي فدرال و يك كودك 9 ساله كشته شدند. «گيفوردس» 40 ساله اولين زن يهودي بود كه از ايالت آريزونا در سال 2006 وارد كنگره آمريكا شد. وي پيشتر با «مارك نلي» يك فضا نورد ناسا ازدواج كرده بود.

12 ژانويه: دولت «اتحاد» لبنان با استعفاي يازدهمين وزير كابينه فاقد مشروعيت شد و عملا دولت «سعد الحريري»، نخست وزير لبنان سقوط كرد. وزراي مخالف پس از نشست خود در منزل «ميشل عون«، رهبر ماروني‌هاي لبنان و رييس جريان ملي آزاد اين كشور، دليل استعفاي خود را تسليم‌ پذيري «الحريري» در برابر اعمال فشارهاي خارجي به ويژه اعمال فشارهاي آمريكا اعلام كرده و از «ميشل سليمان»، رييس‌ جمهوري لبنان خواستند تا در جهت تشكيل دولت جديد اقدام كند. پس از آن «نجيب ميقاتي» به عنوان نخست وزير جديد تعيين شد.

14 ژانويه: در پي اعتراض‌هاي گسترده مردمي، «زين العابدين بن علي»، رئيس جمهوري تونس از اين كشور گريخت و «راشد الغنوشي» به عنوان رئيس جمهوري موقت منصوب شد. «بن علي» پس از 23 سال حكومت به عربستان سعودي گريخت.

17 ژانويه: مردي 50 ساله خود را در مقابل پارلمان مصر به آتش كشيد. اين اقدام تقليدي از خودسوزي «محمد البوعزيزي»، جوان تونسي بود كه حركت وي سرآغازي شد براي سرنگوني ديكتاتور تونس و نيز حركت‌هاي مردمي عليه حكومت‌هاي خودكامه در جهان عرب.

27 ژانويه: موج اعتراض‌هاي مردم خواهان دموكراسي در يمن به اوج خود رسيد و مردم كناره‌گيري «علي عبدالله صالح»، رئيس جمهوري اين كشور را خواستار شدند. پس از ادامه اعتراض‌ها، وي با امضاي طرح شوراي همكاري خليج فارس، اختيارات خود را به معاونش «عبد ربه منصور هادي» واگذار كرد.

30 ژانويه: 99 درصد از مردم جنوب سودان به جدايي اين كشور از شمال راي مثبت دادند و كشور «سودان جنوبي» رسما تاييد شد. جدايي جنوب سودان از كل كشور سودان، پس از چند دهه جنگ داخلي با برگزاري همه‌پرسي انجام شد و «سالوا كر» به عنوان رئيس جمهوري جنوب سودان تعيين شد.

* رويدادهاي مهم جهان سياست در فوريه 2011

اول فوريه: «ملك عبدالله دوم»، پادشاه اردن دولت اين كشور را منحل اعلام كرد و پس از انجام برخي اصلاحات، «عون الخصاونة» را به عنوان نخست وزير جديد منصوب كرد.

11 فوريه: حسني مبارك، رئيس جمهوري مصر پس از حدود سه دهه از سمت خود كناره‌گيري كرد و دولت را به ارتش اين كشور واگذار كرد و آنها نيز شوراي عالي نيروهاي مسلح مصر را مسوول اداره كردن امور داخلي اين كشور تا زمان انتخاب يك دولت غير نظامي كردند و اين شورا در 13 فوريه پارلمان مصر را منحل اعلام كرد.

14 فوريه: سه روز پس از سقوط حسني مبارك، يك فراخوان اينترنتي در ليبي خواستار برگزاري تظاهراتي در اعتراض به حكومت 40 ساله معمر قذافي، رهبر ليبي شد و در 15 فوريه معترضان در طرابلس، پايتخت ليبي تجمع كردند و به اين ترتيب موج اعتراضات در اين كشور آفريقايي گسترده شد.

17 فوريه: حرکت گسترده مردمي در شهر بنغازي و شهرهاي شرقي ليبي آغاز شد و اين روز به عنوان روز آغاز انقلاب نامگذاري شده است و 5 مارس 2011 شوراي ملي انتقالي ليبي به رياست «مصطفي عبدالجليل» و با مشارکت نمايندگان مناطق مختلف تاسيس شد.

20 فوريه: ادامه درگيري معترضان ليبيايي و كشته شدن بيش از 219 تن كه اين روز به نام «روز قتل‌عام» نام گرفت و پس از آن بنغازي، دومين شهر بزرگ ليبي با تلاش انقلابيون تحت كنترل آنها درآمد.

21 فوريه: سيف‌الاسلام قذافي، پسر معمر قذافي با حضور در تلويزيون رسمي اين كشور نسبت به وقوع جنگ داخلي به انقلابيون هشدار داد و معمر قذافي نيز در سخنراني تلويزيوني خود بار ديگر براي حضور در قدرت تاكيد كرد.

26 فوريه: شوراي امنيت سازمان ملل طرح تحريم ليبي را عليه رژيم معمر قذافي تصويب كرد.

* رويدادهاي مهم جهان سياست در مارس 2011

11 مارس: نيروگاه هسته‌اي فوكوشيما در ژاپن در پي وقوع زلزله 8.9 ريشتري و نيز سونامي‌اي كه پس از آن روي داد، از مدار خارج شد و با گسترش تشعشات راديواكتيو در منطقه فاجعه‌اي گسترده‌تر از وقوع زلزله رخ داد كه مقامات ژاپني برآورد كرده‌اند 40 سال طول مي‌كشد تا تاثيرات مخرب انفجار اين نيروگاه‌ هسته‌اي برطرف شود.

17 مارس: شوراي امنيت سازمان ملل، طرح «منطقه پرواز ممنوع» را بر فراز ليبي تاييد كرد. شوراي امنيت اعلام کرد، اين اقدام در راستاي دفاع از غيرنظاميان ليبيايي صورت گرفته است و براي تحقق اين امر تمامي اقدامات لازم از جمله حمله نظامي به گردان‌هاي وابسته به معمر قذافي، ديکتاتور ليبي نيز دور از ذهن نخواهد بود.

31 مارس: كمپين نظامي ائتلاف ناتو در ليبي، با قطعنامه شوراي امنيت سازمان ملل با هدف دفاع از غيرنظاميان اين كشور در برابر حملات نيروهاي وفادار به معمر قذافي آغاز شد.

* رويدادهاي مهم جهان سياست در آوريل 2011

چهارم آوريل: «ميشل مارتلي» 50 ساله كه پيش از اين به عنوان خواننده‌ي پاپ در هائيتي فعاليت مي‌كرد، به صورت رسمي به عنوان پيروز انتخابات رياست جمهوري اين كشور اعلام شد.

10 آوريل: قانون منع استفاده از برقع در فرانسه اجرايي شد و زناني كه با آن مخالفت كنند، مجبور به پرداخت جريمه 150 يورويي (216 دلار) هستند. اين اقدام با واكنش از سوي گروه‌هاي مسلمان و گروه‌هاي حقوق بشري كه خواستار آزادي اديان هستند، مواجه شد.

11 آوريل: بحران چهار ماهه سياسي در ساحل‌عاج سرانجام با دستگيري «لوران باگبو» به پايان رسيد. «باگبو»، رئيس جمهوري خودخوانده ساحل‌عاج توسط نيروهاي «الحسن واتارا»، پيروز انتخابات رياست جمهوري اين كشور دستگير شد. بيش از يك ميليون غير نظامي به دليل تشديد خشونت‌ها و بحران سياسي در ساحل‌عاج پس از انتخابات نوامبر 2010 خانه‌هاي خود را ترك كرده بودند و شمار زيادي نيز طي درگيري‌ها ميان دو طرف رقيب در ساحل‌عاج كشته شدند.

13 آوريل: حكم بازداشت حسني مبارك، به اتهام كشتار معترضان، سوءاستفاده از قدرت و نيز فساد مالي از سوي دادستاني كل اين كشور صادر شد.

17 آوريل: «گودلاك جاتان» براي يک دوره ديگر رئيس جمهوري نيجريه شد. وي که چهاردهمين رئيس جمهوري نيجريه و يك مسيحي است، نخستين فردي است که از منطقه نفت خيز دلتاي نيجر واقع در جنوب نيجريه، براي دومين بار به اين مقام دست يافته است.

29 آوريل: شاهزاده «ويليام» و «کاترين ميدلتون»، طبق برنامه‌ريزي‌هاي انجام شده در کليساي «وست‌مينستر» لندن ازدواج كردند. شاهزاده «ويليام آرتور فيليپ لوييزِ ولز»، بزرگترين فرزند شاهزاده «چارلز» و نوه ارشد «ملکه اليزابت دوم» و شاهزاده «فيليپ» و دومين وارث تاج‌وتخت مي‌باشد. ازدواج شاهزاده «ويليام» و نامزدش در حالي برگزار ‌شد که «کاترين ميدلتون» به طبقه اشرافي انگليس تعلق ندارد.

* رويدادهاي مهم جهان سياست در مه 2011

دوم مه:
- «استفن‌ هارپر» و حزب محافظه‌كار وي پيروز انتخابات پارلماني كانادا شدند. بدين ترتيب 13 سال حكومت ليبرال‌ها پايان يافت و پس از اعتراف «پُل مارتين»، نخست وزير كانادا به قبول شكست حزب ليبرالش در انتخابات پارلماني، پيروزي حزب محافظه‌كار به رهبري «استفن هارپر» محرز شد. - «اسامه بن لادن»، رهبر القاعده در حمله‌اي كه از سوي پاكستان محكوم شد، توسط كماندوهاي آمريكايي در منزلش واقع در «ابيت‌آباد» پاكستان كشته شد. «بن لادن» به عنوان اصلي‌ترين تروريست‌ تحت تعقيب براي حدود يك دهه مطرح بود و از ديدگاه بسياري طراح اصلي حملات يازدهم سپتامبر سال 2001 آمريكا محسوب مي‌شد. جسد وي ساعاتي پس از مرگ، به دريا انداخته شد. اين حمله از سوي پاكستان محكوم شد.

14 مه: «دومينيك استروس-كان»، رئيس صندوق بين المللي پول و رقيب اصلي «نيكولا ساركوزي» در انتخابات رياست جمهوري سال 2012 فرانسه، به جرم تجاوز جنسي در فرودگاه «جان اف كندي» نيويورك دستگير و به بازداشتگاه برده شد. اين كانديداي جناح چپ فرانسه متهم شد كه به يك زن نظافتچي در هتل «سافيتل» در نزديكي ميدان «تايمز» نيويورك تجاوز كرده است.

29 مه: «راتكو ملاديچ»،‌ جنايتكار جنگي يوگسلاوي سابق بازداشت شد. وي سازمان‌دهنده كشتار صربرنيتسا بود و اقدامات او به قيمت جان هفت تا 8.000 مرد مسلمان بوسني در سال 1995 تمام شد. «ملاديچ» از فرماندهان اصلي صرب‌ها بود كه نامش در صدر فهرست افراد تحت تعقيب مظنون به ارتکاب جرايم جنگي قرار داشت. وي براي رسيدگي به اتهاماتش به دادگاه لاهه منتقل شده است.

* رويدادهاي مهم جهان سياست در ژوئن 2011

هفتم ژوئن: «علي عبدالله صالح»، رئيس‌جمهوري يمن در جريان حمله به كاخ رياست ‌جمهوري يمن در صنعاء، به همراه تعدادي از مسئولان بلندپايه اين كشور زخمي شد و براي درمان به عربستان سعودي رفت. در اين حمله هفت نظامي نيز كشته شدند.

20 ژوئن: دادگاه رسيدگي به جرائم «زين العابدين بن علي»، رئيس جمهوري سابق تونس آغاز شد و پرونده وي در دادگاه نظامي و دادگاه مدني اين كشور مورد بررسي قرار گرفت. وي بطور غيابي در تونس به جرم سوءاستفاده از اموال دولتي محاكمه شد.

27 ژوئن: دادگاه كيفري بين‌المللي، حكم بازداشت معمر قذافي را به جرم انجام جرايم جنگي، سوءاستفاده از اموال دولتي و كشتن غيرنظاميان صادر كرد.

28 ژوئن: «كريستين لاگارد»، وزير صنعت‌، دارايي و محيط زيست فرانسه به عنوان رئيس جديد صندوق بين‌المللي پول انتخاب شد. انتصاب وي پس از استعفاي «دومينيك استروس-كان» به اتهام جرايم جنسي انجام شد و اين در حالي بود او تمامي اتهام‌ها در رابطه با جرايم جنسي را رد كرده و مرتبا اظهار بي‌گناهي مي‌كرد.

* رويدادهاي مهم جهان سياست در ژوئيه 2011

سوم ژوئيه: «يينگلاك شيناواترا»، پيروز انتخابات پارلماني تايلند، پس از تائيد رسمي از سوي «بهوميبول آدوليادج»، پادشاه 83 ساله اين كشور به عنوان نخست وزير جديد منصوب شد. «يينگلاك» 44 ساله، خواهر كوچكتر «تاكسين شيناواترا»، نخست‌وزير سابق تايلند بين سال‌هاي 2001 تا 2006 مي‌باشد. «تاكسين» براي فرار از دو سال حبس خود به جرم سوءاستفاده از قدرت، در حال حاضر در دوبي و در خودتبعيدي به سر مي‌برد.

هفتم ژوئيه: آخرين نسخه از پرفروش‌ترين روزنامه يکشنبه انگليس «اخبار جهان» (News Of The World) چاپ و اين روزنامه پس از 168 سال كار تعطيل شد. اين روزنامه پس از به راه افتادن رسوايي مربوط به شنود غيرقانوني تلفن بسته شد. اين نشريه متعلق به «روپرت مرداك»، غول رسانه‌اي جهان است كه با اقدامات خود قربانيان بسياري را از ميان سياستمداران، ورزشكاران، هنرمندان، شهروندان عادي و حتي اعضاي خانواده خاندان سلطنتي انگليس گرفت.

23 ژوئيه: «آندرس برينگ بريويک» به عنوان مظنون اصلي در حادثه انفجار در نزديكي ساختمان دولت نروژ در اسلو و نيز حادثه تيراندازي در يك اردوي شاخه‌ نوجوانان حزب حاكم دستگير شد. وي به قتل دست كم 92 تن اعتراف كرد. مظنون يكي از مسحيان افراطي راستگراست كه گرايش‌هاي نژادپرستانه دارد. اين مرد در جزيره «اوتوئيا»، واقع در شمال غرب اسلو، محل حادثه، دستگير شد و سابقه كيفري نداشته است.

* رويدادهاي مهم جهان سياست در اوت 2011

ششم اوت: درگير‌ي و ناآرامي‌هاي خياباني در انگليس با كشته شدن مارك دوگان، يك جوان 29 ساله سياهپوست توسط پليس اين كشور آغاز شد. معترضان انگليسي در روزهاي اول، پيش از هر چيز خواستار بررسي دقيق اين مساله بودند اما بي توجهي پليس انگليس در اين زمينه در كنار ديگر عوامل موجب سرايت درگيري‌ها به ساير شهرهاي اين كشور شد. درگيري‌هاي انگليس دستگير شدن 1.400 تن و خساراتي بالغ بر 100 ميليون پوند را به همراه داشت. ديويد كامرون، نخست وزير انگليس علت اصلي درگيري و آشوب‌هاي خياباني اين كشور را تنها جناياتي «بي علت و مفهوم» و «حركاتي غارتگرانه» توصيف كرد.

28 اوت: «يوشيهيكو نودا»، وزير دارايي ژاپن به عنوان ششمين نخست وزير كشورش طي پنج سال گذشته، جانشين «نائوتو كان» شد. از سال 2006 ميلادي، دوران نخست وزيري در ژاپن بيش از يك سال نبوده است اما محبوبيت حزب حاكم دموكراتيك ژاپن به رهبري «كان»، به دنبال اختلافات داخلي با پارلمان اين كشور درخصوص بحران مالي جهان و نيز فاجعه 11 مارس كه موجب سونامي در ژاپن شد، به شدت كاهش يافت و سرانجام دولت وي سقوط كرد.

29 اوت: وزارت امور خارجه الجزاير اعلام كرد، هانيبال، محمد و عايشه، فرزندان معمر قذافي به همراه «صفيه» همسر وي، وارد اين كشور شده‌اند. افراد خانواده قذافي از طريق مرز زميني ليبي با الجزاير توانستند وارد خاك اين كشور شوند و به دنبال اعلام اين خبر، انقلابيون ليبي با ارسال نامه‌اي خواستار استرداد اين افراد و محاكمه آنها در داخل ليبي به جرم سوءاستفاده از اموال دولتي شدند.

* رويدادهاي مهم جهان سياست در سپتامبر 2011

دوم سپتامبر: تركيه اعلام كرد به دليل عدم عذرخواهي رژيم صهيونيستي، سفير اين رژيم در آنكارا را اخراج كرده و نيز روابط نظامي خود را با تل‌آويو به حالت تعليق درآورده است. اين اقدام تركيه به دنبال امتناع تل‌آويو از عذرخواهي از آنكارا به دليل حمله به ناوگان آزادي كه به كشته شدن شهروندان تركيه‌اي منجر شد، صورت گرفت.

17 سپتامبر: جنبش «اشغال وال‌استريت» از پارك «زوكوتي» نيويورك در اعتراض به نظام ضد سرمايه‌داري آغاز شد و پس از آن اعتراضات ضد سرمايه داري از شرق تا غرب جهان را فرا گرفت و هم‌اكنون با گذشت چندين ماه از آن زمان، همچنان هسته‌هاي مركزي «ناراضيان» از نظام سرمايه‌داري، در شهرهاي مختلف جهان از نيويورك، كانون اوليه اعتراضات، تا شهر سيدني استراليا به فعاليت‌هاي اعتراضي و تحصن خويش ادامه مي‌دهند. در جريان درگيري معترضان در شهرهاي مختلف جهان با نيروهاي امنيتي، شمار بسياري دستگير شده‌اند.

23 سپتامبر: «محمود عباس»، رئيس تشكيلات خودگردان فلسطين درخواست رسمي براي عضويت كشور فلسطين را به سازمان ملل متحد ارائه كرد. به دنبال اين اقدام، كميته چهارجانبه صلح خاورميانه خواستار از سرگيري مذاكرات صلح ميان فلسطينيان و رژيم صهيونيستي شد. فلسطيني‌ها مي‌خواهند کشور جديد آنها شامل کرانه باختري و غزه باشد و بيت‌المقدس شرقي به عنوان پايتخت تعيين شود.

24 سپتامبر: «ولاديمير پوتين»، نخست‌وزير روسيه اعلام كرد، به عنوان كانديداي حزب «روسيه متحد» در انتخابات رياست‌جمهوري اين كشور در ماه مارس 2012 شركت مي‌كند. در صورتي كه «پوتين» 59 ساله كه از عوامل سابق كا.گ.ب بوده است، موفق به پيروزي در انتخابات رياست‌جمهوري شود، اين احتمال وجود دارد كه بتواند قدرت را در روسيه تا سال 2024 در دست داشته باشد و اين امر عنوان «پرسابقه‌ترين رهبر» اين كشور را به وي مي‌دهد.

25 سپتامبر: «ملك عبدالله بن عبدالعزيز»،‌ پادشاه عربستان در نطقي كه در مجلس شوراي اين كشور به مناسبت آغاز پنجمين دوره اين مجلس در سال جاري ايراد كرد، با ستايش از مقام زن تصريح كرد كه زنان نبايد در جامعه به حاشيه رانده شوند و از اين پس زنان نيز مي‌توانند در مجلس شورا و شوراهاي شهر در اين كشور حضور يابند.

* رويدادهاي مهم جهان سياست در اكتبر 2011

11 اكتبر: جنبش مقاومت اسلامي فلسطين (حماس) با تبادل اسيران با اسرائيل، توانست به يك پيروزي تاريخي دست يافته و نخستين مرحله از اين تبادل را با حركت سه كاروان از اسراي فلسطيني به سوي كرانه‌باختري آغاز كرده و در مقابل «گلعاد شليط»، سرباز اسراييلي نيز به مقر سازمان اطلاعات مصر در قاهره منتقل شد. در مرحله نخست تبادل اسيران 477 اسير فلسطيني و در دور دوم تبادل اسرا ميان رژيم صهيونيستي- حماس، 550 اسير فلسطيني ديگر آزاد شدند.

21 اكتبر: «امير سلطان بن عبدالعزيز آل سعود»، وليعهد عربستان سعودي در سن 86 سالگي در بيمارستاني در نيويورك درگذشت و پس از آن «امير سلمان بن عبدالعزيز» جانشين وي شد. شاهزاده «سلطان بن عبدالعزيز» از دو هفته قبل براي درمان بيماري سرطان به آمريکا منتقل شده بود و پس از مرگ، جسد وي براي خاكسپاري به عربستان منتقل شد. وي پانزدهمين فرزند «ملك عبدالعزيز» و متولد پنجم ژانويه 1931، معاون نخست وزير، وزير دفاع و نيروي هوايي و بازرس کل عربستان سعودي بود.

23 اكتبر:

- مقام‌هاي شوراي ملي انتقالي ليبي طي مراسمي در شهر بنغازي، آزادي كامل اين كشور را از نظام ديكتاتوري معمر قذافي، رسما اعلام كردند. هم‌زمان با اين مراسم در بنغازي، جشن و پايكوبي در اكثر شهرهاي ليبي برگزار شد. شوراي ملي انتقالي وعده داد، ظرف كمتر از يك ماه، دولت انتقالي جديد اين كشور را تشكيل دهد و عمر اين دولت را نيز هشت ماه اعلام كرد. رييس شوراي ملي انتقالي ليبي همچنين تاكيد كرد، شريعت اسلامي زيربناي تدوين قانون اساسي جديد خواهد بود.

- «كريستينا فرناندز دي كرچنر»، معروف به زن شيك‌پوش و مبارز آرژانتين، بار ديگر آرا صندوق‌هاي راي انتخابات رياست جمهوري آرژانتين را به سوي خود سرازير كرد و براي يك دوره چهار‌ساله ديگر، سكان هدايت اين كشور آمريكاي جنوبي را به دست گرفت. «نستور كرچنر»، رئيس‌جمهوري سابق اين كشور كه همسر «كريستينا» بود، در سن 60 سالگي بر اثر سكته قلبي درگذشت و شوك بزرگي به وي و جامعه وارد كرد.

24 اكتبر: «رابرت فورد»، سفير آمريكا در دمشق از اين كشور خارج شد و به واشنگتن بازگشت. بازگشت «فورد» به واشنگتن به خاطر ترس از حمله به وي بوده است و او قبل از خروج اين موضوع را به اطلاع وزارت امور خارجه سوريه رساند و از اين وزارتخانه خواست تا امنيتش را براي خروج از سوريه تامين كند. پس از آن «عماد مصطفي»، سفير سوريه در واشنگتن نيز براي گفت‌وگو با رهبران سوري، از واشنگتن به دمشق فراخوانده شد.

25 اكتبر: جسد معمر قذافي، ديكتاتور مخلوع ليبي و معتصم، پسرش در مكاني نامعلوم در ليبي دفن شد. تنها تعدادي از اعضاي دولت موقت در مراسم تدفين قذافي و پسرش حضور داشتند و اين مراسم بدون حضور اعضاي خانواده وي برگزار شد. «ابوبكر يونس جابر»، وزير دفاع سابق ليبي نيز به همراه آنها در مكاني نامعلوم دفن گرديد.

27 اكتبر: كميسيون مستقل انتخابات تونس، رسما پيروزي جنبش اسلام‌گراي «النهضة» به رهبري «راشد الغنوشي» را در انتخابات «مجلس مؤسسان» اين كشور اعلام كرد. اين جنبش توانست 90 كرسي از مجموع 217 كرسي «مجلس مؤسسان» را به خود اختصاص دهد.

28 اكتبر: پس از سه قرن و با توافق رهبران 16 کشور عضو جامعه مشترک‌المنافع، دختران و پسران پادشاه يا ملکه آينده انگليس، داراي حق برابر براي وراثت تاج‌وتخت سلطنت شدند. در اجلاس شهر «پرت» در استراليا، به اتفاق آراء، به تغيير قانون وراثت سلطنت در انگليس راي مثبت داده شد و اين تغيير بدان معناست که اگر اولين فرزند شاهزاده «ويليام»، پسر وليعهد انگليس و همسرش «کيت»، دختر باشد، او وارث تخت‌و‌تاج سلطنت خواهد بود، حتي اگر بعدا داراي برادر بشود. قانون ممنوعيت ازدواج ملکه يا پادشاه انگليس با پيروان کليساي کاتوليک نيز لغو شد.

31 اكتبر:

- سازمان تربيتي، علمي و فرهنگي سازمان ملل (يونسكو) كه مقر آن در پاريس است و 193 عضو دارد، در نشستي عضويت كامل فلسطين را در اين سازمان به راي گذاشت كه با 107 راي موافق در مقابل 14 راي مخالف، اين امر تصويب شد. آمريكا كه در اين راي‌گيري، راي منفي به طرح فلسطين براي عضويت در يونسكو داد، پيش از اين يونسكو را تهديد كرده بود كه در صورت تاييد عضويت فلسطين، كمك‌هاي خود را به اين سازمان كه 80 ميليون دلار است، به حالت تعليق در مي‌آورد.

- ناتو به طور رسمي به ماموريت خود در ليبي پايان داد؛ ماموريتي که از آن به عنوان موفق‌ترين عمليات ناتو ياد شد. عمليات ناتو و حملات هوايي اين نيروها نقشي بسزايي در سرنگوني نظام معمر قذافي، ديکتاتور سابق ليبي ايفا کرد. ناتو از تاريخ 31 مارس با قطعنامه 1370 و 1373 شوراي امنيت سازمان ملل، عمليات ايجاد «منطقه پرواز ممنوع» و موانع دريايي را در ليبي آغاز کرد و هدف از آن دفاع از شهروندان ليبيايي در مقابل قذافي اعلام شد.

* رويدادهاي مهم جهان سياست در نوامبر 2011

دوم نوامبر: براساس حكم دادگاه عالي لندن، «جوليان آسانژ»، موسس سايت افشاگر ويكي‌ليكس، براي رسيدگي به جرايم خود از جمله تلاش براي تجاوز جنسي، به سوئد مسترد مي‌شود. درخواست استيناف «آسانژ» 40 ساله در اين دادگاه پذيرفته نشد و موسس سايت ويكي‌ليكس كه از مدت‌ها پيش به دليل افشاي اسناد محرمانه مورد انتقاد مقامات آمريكاست، اظهار داشت كه اگر مجبور شود مي‌تواند همه اسنادي كه در اختيار دارد، فاش ‌كند.

10 نوامبر: در پي استعفاي «جورج پاپاندرئو»، نخست وزير پيشين يونان، «لوکاس پاپادموس»، نايب رييس پيشين بانك مركزي اروپا به عنوان نخست‌وزير «دولت وحدت ملي» منصوب شد. براساس توافقي، قرار شد «پاپادموس» براي يک دوره 100 روزه اداره دولت را برعهده داشته باشد و پس از آن در ماه فوريه سال 2012 انتخابات زود هنگام برگزار شود. وظيفه اصلي وي آرام ساختن بازارهاي مالي، به اجرا درآوردن اصلاحات اقتصادي، جان‌بخشيدن دوباره به اقتصاد و بيش از همه صرفه‌جويي در يونان است. اين دولت همچنين وظيفه خواهد داشت، دريافت يک بسته از کمک‌هاي بين‌المللي به ارزش 130 ميليارد يورو (معادل 177 ميليارد دلار) را از متحدان اروپايي يونان در حوزه يورو و صندوق بين‌المللي پول، تصويب کند.

12 نوامبر:

- اتحاديه عرب با اعلام تعليق مشاركت سوريه در نشست‌هاي اين اتحاديه، از كشورهاي عربي خواست تا سفيران خود را از دمشق فرا بخوانند. در نشست فوق‌العاده وزيران خارجه اتحاديه عرب كه در مقر اين اتحاديه در قاهره برگزار شد، دوسوم وزيران خارجه عربي، با تعليق مشاركت سوريه در اين اتحاديه موافقت كردند. اين اقدام به دليل عدم پايبندي سوريه به تعهداتش در قبال توافق‌نامه اين كشور با اتحاديه عرب صورت گرفت و از 16 نوامبر (25 آبان) اجرايي ‌شد.

- «سيلويو برلوسكني» پس از موافقت سنا و پارلمان ايتاليا با طرح رياضت اقتصادي اتحاديه اروپا، از سمت نخست‌وزيري خود كناره‌گيري كرده و استعفايش را تقديم «جورجو ناپوليتانو»، رئيس جمهوري اين كشور كرد. در 13 نوامبر، «ناپوليتانو» با قبول استعفاي «برلوسکني»، «ماريو مونتي»، کميسر سابق ايتاليا در اتحاديه اروپا را به عنوان نخست وزير جديد، مسئول تشکيل دولت کرد. «برلوسکني» در جريان بحران عميق بدهي‌هاي ايتاليا که ثبات مالي و اقتصادي حوزه يورو را تهديد مي‌کند، حمايت اکثريت نمايندگان پارلمان اين کشور را از دست داد. وي متعهد شده بود که پس از تصويب طرح تازه رياضت اقتصادي توسط پارلمان، از سمت خود کناره‌گيري کند. اين بسته «عسرت اقتصادي» که مورد حمايت اتحاديه اروپا نيز بود، براي اطمينان از توان اقتصادي دولت ايتاليا در بازپرداخت وام‌هاي کلان دريافتي ايتاليا ارائه و تصويب شد.

20 نوامبر: حزب ميانه‌روي «راست مردمي» متعلق به «ماريانو راخوي» با كسب اكثريت آراء در انتخابات عمومي اسپانيا پيروز شد و وي به عنوان نخست‌وزير جديد اين كشور روي كار آمد. نتايج اين انتخابات، بزرگ‌ترين شكست براي حزب سوسياليست اسپانيا از سال 1975 تاكنون محسوب مي‌شود.

23 نوامبر: «علي عبدالله صالح»، رئيس جمهوري يمن در جلسه‌اي كه در كاخ پادشاهي عربستان و با حضور مقامات بلندپايه كشورهاي عضو شوراي همكاري خليج فارس و اعضاي حزب حاكم و احزاب مخالف يمني برگزار شد، طرح اين شورا را براي انتقال قدرت امضا كرد و سرانجام پس از ماه‌ها كش و قوس، حاضر شد پست رياست‌جمهوري خود را واگذار كند. مكانيسم اجرايي طرح شوراي همكاري خليج فارس شامل دو مرحله است كه مرحله اول از روز امضاي اين طرح آغاز و تا زمان برگزاري انتخابات زودهنگام رياست جمهوري طي 90 روز به پايان مي‌رسد و مرحله دوم از تاريخ اعلام نتايج انتخابات رياست جمهوري به مدت دو سال آغاز و با برگزاري انتخابات پارلماني و رياست جمهوري پس از برگزاري رفراندوم به پايان مي‌رسد.

28 نوامبر: مردم مصر براي اولين‌ ‌بار پس از سقوط نظام حسني مبارك، رئيس‌ جمهوري سابق مصر براي انتخاب اعضاي پارلمان (مجلس الشعب) اين كشور به پاي صندوق‌هاي راي رفتند. در اين انتخابات 3.809 نامزد براي تصدي 168 كرسي پارلماني با هم رقابت كردند و نهايتا حزب «آزادي و عدالت»، شاخه سياسي گروه اخوان‌المسلمين مصر توانست بيشترين آراء را از آن خود كند و پيروز شود.

* رويدادهاي مهم جهان سياست در دسامبر 2011

چهارم دسامبر: اصلي‌ترين انتخابات پارلماني روسيه آغاز شد و مردم به پاي صندوق‌هاي راي رفتند. كميسيون مركزي انتخابات روسيه اعلام كرد، طبق شمارش آراي انتخابات پارلماني، حزب «روسيه متحد» به رهبري ولاديمير پوتين، نخست وزير اين كشور پيروز شده است. پس از آن ده‌ها هزار تن از مردم روسيه در اعتراض به نتايج انتخابات پارلماني، در بيش از 80 شهر روسيه به خيابان‌ها آمدند و اين تجمعات بزرگترين تظاهرات اعتراضي در روسيه، از زمان فروپاشي شوروي سابق محسوب ‌شد.

15 دسامبر: مراسم نمادين خروج نيروهاي آمريكايي از خاك عراق كه در آن پرچم آمريكا پايين كشيده شد و پرچم عراق به اهتزاز درآمد، برگزار شد. در اين مراسم كه در فرودگاه عراق با حضور وزير دفاع آمريكا، فرمانده نيروهاي آمريكايي در عراق، سفير آمريكا در عراق و ديگر مسئولان آمريكايي و عراقي و 160 تن از سربازهاي آمريكايي برگزار شد، پرچم آمريكا پايين آورده شده و پرچم عراق برافراشته شد. اين اقدام آخرين گام براي پايان دادن به اشغالگري حدودا 9 ساله آمريكا در عراق به شمار مي‌آيد. آخرين سربازان آمريكايي در عراق در 18 دسامبر از عراق خارج شدند.

17 دسامبر: اين روز برابر است با اولين سالروز خودسوزي «محمد البوعزيزي»، جوان تونسي كه حركت وي سرآغازي شد براي سرنگوني ديكتاتور تونس و نيز حركت‌هاي مردمي عليه حكومت‌هاي خودكامه در جهان عرب. در سالروز مرگ وي طي مراسمي از يك مجسمه نمادين از چرخ‌دستي «بوعزيزي» به همراه پرچم تونس پرده‌برداري شد. اين فروشنده دورگرد در سال 2010 خود را در برابر يكي از ساختمان‌هاي دولتي، در اعتراض به اهانتي كه به وي شد و نتوانست شكايت خود را به مسئولان برساند، به آتش كشيد. وي در چهارم ژانويه 2011 به دليل شدت جراحات جان باخت. مرگ اين جوان تونسي نه تنها نخستين شراره انقلاب اين كشور را به وجود آورد، بلكه مرزهاي اين كشور را درنورديد و باعث آزادي بسياري از ملت‌هاي ستم‌ديده از چنگال طاغوتيان از جمله در مصر و ليبي شد.

18 دسامبر: «واسلاو هاول»، دهمين و آخرين رئيس جمهوري چکسلواکي و اولين رئيس جمهوري چك، در سن 75 سالگي درگذشت. انقلاب موسوم به انقلاب مخملين، باعث سرنگوني حکومت کمونيستي در چکسلواکي و تقسيم آن به دو کشور چک و اسلواکي در سال 1992 شد. «هاول» پس از تقسيم چکسلواکي، اولين رئيس جمهوري چک شد. وي در سال‌هاي دهه هفتاد ميلادي به عنوان نمايشنامه‌نويس مخالف دولت، به شهرت جهاني رسيد و بعد‌ها به يك فعال سياسي تبديل شد و در دوره حكومت كمونيست‌ها در چكسلواكي، بيش از چهار سال را در زندان گذراند. وي بعدها در سال 1989 به عنوان رهبر انقلاب مخملين كشورش شناخته شد.

19 دسامبر: «كيم جونگ ايل»، «رهبر عزيز» كره شمالي در پايتخت اين كشور در سن 69 سالگي به دليل سكته قلبي درگذشت. تلويزيون دولتي کره شمالي ساعاتي بعد از اعلام خبر درگذشت «کيم جونگ ايل»، «رهبر اعظم» اين کشور اعلام داشت، «کيم جونگ اون»، سومين و كوچكترين پسر رهبر سابق، با لقب «وارث کبير» جانشين پدر شده است. «کيم جونگ اون»، سومين نسل از خاندان «کيم» است که در نظام کمونيستي کره‌شمالي به رهبري مي‌رسد و قدرت حکومتي را در اختيار مي‌گيرد. اعلام عمومي زمان مرگ رهبر كره‌شمالي، دو روز پس از مرگ وي صورت گرفت.

22 دسامبر: مجلس فرانسه لايحه‌اي را تصويب کرد که براساس آن، انکار نسل‌کشي کشتار ارامنه در دوره امپراتوري عثماني در ترکيه در سال 1915 ميلادي، جرم تلقي خواهد شد و انکارکنندگان، به يک سال زندان و حدود 45 هزار يورو (37 هزار و 500 پوند) جريمه محکوم مي‌شوند. اين لايحه در سال 2012 در سناي فرانسه به راي گذاشته مي‌شود. ارامنه مي‌گويند که تا يک ميليون و 500 هزار تن در دوره حکومت عثماني در ترکيه در سال 1915ميلادي کشته شده‌اند.
28 دسامبر: مراسم تدفين «كيم جونگ ايل» در پيونگ‌يانگ برگزار شد.

جذب جاسوسان پاکستانی در نهادهای آموزشی !

جذب جوانان پاکستانی در مؤسسات آموزش های عالی افغانستان نگران کننده است.
شماری از دانشجویان دانشگاه با ابراز این مطلب می گویند که وزارت تحصیلات عالی باید چنین فرصتی را به جوانان کشور فراهم سازد.
در همین حال وزارت سرحدات اقوام و قبایل می پذیرد که شماری از دانش آموزان پاکستانی به گونه فوق العاده در دانشگاههای افغانستان جذب می شوند.
وزارت سرحدات اقوام و قبایل می گوید شماری از جوانان پاکستانی به مؤسسات تحصیلات عالی به گونه فوق العاده جذب می شوند.
برخی از دانشجویان کشور این کار را خلاف قانون دانسته و می گویند امکان دارد آنان به بهانه آموزش به هدف جاسوسی به افغانستان آمده باشند.
در همین حال برخی از اعضای مجلس نمایندگان و مجلس سنا می گویند حکومت باید این موضوع را به گونه جدی پیگیری کند.
وزارت معارف نیز جذب اتباع خارجی را به گونه فوق العاده در نهادهای آموزشی کشور غیر قانونی می داند.
از سوی دیگر به گزارش تلویزیون یک، وزارت تحصیلات عالی و مسلکی می گوید اگر رئیس جمهور دستور دهد این وزارت می تواند که اتباع پاکستانی را در مؤسسات آموزش های عالی جذب کند.
این دانشجویان قبایل آزاد در حالی در مکاتب مربوط به وزارت سرحدات اقوام و قبایل مشغول آموزش هستند که به گفته مقام های امنیتی بیشتر حملات هراس افکنی در کشور بوسیله شهروندان پاکستانی صورت می گیرد.

وزیر خارجه آمریکا: طالبان و القاعده را ما بوجود آوردیم!!

بخش هایی از سخنان هیلاری کلینتون، وزیر امور خارجه آمریکا در یکی از جلسات کنگره در اینترنت پخش شد که در آن به صراحت به نقش آمریکا در ایجاد سازمان تروریستی القاعده اعتراف شده است.
گزارشات حاکی از آن است که کلینتون در این سخنان گفته است ما گذشته مشترکی با سازمان القاعده داریم.کسانی را که امروز با آنها در افغانستان و پاکستان می جنگیم 20 سال پیش خودمان به وجود آوردیم زیرا در جنگ علیه شوروی سابق از آنها استفاده می کردیم.
وی افزود، ما القاعده را به وجود آوردیم زیرا نمی خواستیم شوروی سابق بر آسیای مرکزی چیره شود و ریگان رئیس جمهور وقت آمریکا با مشارکت کنگره به زعامت دموکرات ها از طرح ایجاد القاعده جهت مقابله با اتحاد جماهیر شوروی استقبال کرد.
کلینتون در ادامه تصریح کرد، دموکرات ها از این ایده حمایت و تاکید کردند ما با دستگاه استخباراتی پاکستان و عوامل پاکستانی وارد عمل می شویم تا مجاهدانی را از عربستان و سایر کشورها استخدام کنند.در همین موقع بود که وهابیت وارد اسلام شد، ما توانستیم بر شوروی سابق در سایه عملیات این افراد پیروز شویم.
وزیر امورخارجه آمریکا افزود، پس از عقب نشینی شوروی از افغانستان ما میلیاردها دالر خسارت دیدیم و مهار القاعده را از دست دادیم و همکاری با آنها را متوقف کردیم و برخورد با افکار و اعتقادات آنان را به پاکستان محول کردیم.
کارشناسان معتقدند القاعده زیر نظر آمریکا و با پول عربستان و با حمایت دستگاه استخباراتی پاکستان به وجود آمده است.
پیش از این نیز مشاور عالي فرانسوا ميتران، ويليام كيسي رئيس سابق سيا، برژنسكي و برخي ديگر از شخصيت هاي سرشناس غربي در بيان مواضع خود بصورت علني و تلويحي القاعده را ساخته و پرداخته آمريكا مي دانستند.
این در حالی است که امریکا و هم‌پیمانانش در سال ۲۰۰۱ در پی حملات ۱۱ سپتامبر، به بهانه سرنگونی رژیم طالبان ومبارزه با شبکه القاعده و برقراری امنیت در افغانستان وارد کشور شده است و تاهنوز به حضور اشغالگرانه خود ادامه می دهد.
جالب این جاست که حال آمریکا در پی مذاکره با همین گروهک هایی است که خود بوجود آورده اند!

۰۷ دی ۱۳۹۰

دو فعال مدنی بامیان بازداشت شدند!

شب گذشته دو نفر از فعالین جامعه مدنی توسط نیروهای امنیتی دستگیر و شب را در بازداشت سپری کردند، ابتهاج حجتی یک نفر از فعالان جامعه مدنی در بامیان به خبرنگار جمهور می گوید:  ”علت دستگیری افراد متذکره برخوردهای سیاسی می باشد، او تصریح میکند اعضای جامعه مدنی مخصوصاً افراد دستگیر شده، بدلیل اینکه علیه نارساییهای حکومت محلی در این اواخر در بامیان دست به اعتراض مدنی زده بودند، مورد پیگرد قرار گرفته اند.
ابتهاج می گوید: “روز یکشنبه مقام ریاست دانشگاه بامیان از فعالین مدنی بامیان خواهان دو عراده موتر گردید تا یک تعداد مهمانان خود را به شهرک ضحاک ببریم، ما این موترها را آماده کردیم، وقتی به دانشگاه رفتیم؛ در حالیکه دانشگاه رخصت بود و ایام رخصتی دانشگاه می باشد سه تا دانشجو، به شکل عقده مندانه و به تحریک معاونیت ولایت بامیان، با آقای عبدالله برات و داود وصل، همکاران ما برخورد لفظی کردند که بعد از جانب یکی از دانشجویان فوق، بالای همکارانمان حمله فیزیکی صورت گرفت و همکاران ما از خود دفاع کردند، وقتی ما مهمانان را به جای متذکره بردیم و دوباره بازگشتیم دیدیم که دانشجوی متذکره عریضه ای را مزین به مهر و امضای معاون ولایت بامیان به قومندانی، تسلیم نموده است که در نتیجه آن، پولیس همکاران ما را دستگیر نمود.”
این فعال جامعه مدنی می افزاید: تعدادی از افراد زورمند که ارزشی به دموکراسی و مردمسالاری قایل نیستند و در مقامهای بلند دولتی تکیه زده اند، در بسیاری موارد و بطورخاص در قضیه پیش آمده ما را تهدیدهای تلفنی کرده اند که برای ما و جامعه مدنی بامیان خیلی نگران کننده است.
وی در پاسخ به پرسش خبرگزاری جمهور که کدام افراد شما را تهدید تلفنی کرده اند؟ گفت: “یکی از وکلای مردم بامیان در مجلس نمایندگان ما را تهدید تلفنی می کند و می گوید که اعضای جامعه مدنی چه کسانی هستند که دست به دفاع از حقوق مردم بامیان می زنند؟”
آقای ابتهاج می افزاید: جامعه مدنی بامیان شکایت خود را به شورای ولایتی، دفتریوناما وکمیسیون حقوق بشر، طی شکایتنامه ای رسمی سپرده است ولی تاکنون در این مورد تصمیم جدی از طرف نهادهای فوق صورت نگرفته است. وی از دولت افغانستان و مخصوصاً مقام ولایت می خواهد، هرچه زودتر جلوی چنین زورگویی ها و تهدیدها را بگیرد تا باشد فعالان جامعه مدنی و رسانه ها بدون هراس به فعالیت شان ادامه دهند.
در همین حال، احمد علی­ یارزاده مسئول مطبوعاتی قومندانی امنیه بامیان به خبرگزاری جمهور می گوید: “پولیس بامیان، عبدالله برات و داود وصل دو تن از اعضای جامعه مدنی را بخاطر عریضه عبدالحمید ولد محمدحسین دانشجوی سال دوم دانشگاه بامیان که از طرف این افراد مورد لت وکوب قرار گرفته بود، بازداشت کرده است.”
آقای علی­ یار مسایل سیاسی را در امر بازداشت دو تن از افراد جامعه مدنی به شدت رد میکند و می افزاید: دانشجوی متضرّر طی دو عریضه خواهان بازداشت افراد فوق گردیده بود که پولیس اقدام به دستگیری آنها کرد.
سخنگوی قومندانی امنیه بامیان تأکید می کند؛ دوسیه افراد فوق، یک دوسیه جزایی می باشد و بعد از حل آن، افراد نامبرده رها خواهند شد.

حقوق بشر سیاسی می شود؟!

فوزیه کوفی، رییس کمیسیون امور زنان مجلس نمایندگان در مصاحبه با رسانه ها و در پی تصمیم اخیر رییس جمهور مبنی بر ایجاد تغییرات در کمیسیون حقوق بشر بیان داشت و افزود که برخورد های سلیقه ای می تواند آینده حقوق بشر را در افغانستان با خطر روبرو سازد.

فوزیه کوفی عضومجلس نمایندگان افغانستان در نشستی مطبوعاتی گفته است که کمیسیون امور زنان و جامعه مدنی مجلس به عنوان نهادی ذیربط از رییس جمهوری می خواهد تا از اتخاذ چنین تصامیمی جداً بپرهیزد و قطعنامه پاریس در این رابطه را مراعات کند.
به گفته خانم کوفی هرچند مساله تغییر و تبدیل از صلاحیت های رییس جمهوری است اما چون کمیسیون حقوق بشر نهادی مدافع حقوق شهروندان افغانستان است و استقلال آن از سوی مجامع ملی و بین المللی از جمله قانون اساسی ضمانت شده است، آقای کرزی باید در گزینش کارمندان آن
با نهادهای مدنی، پارلمان و احزاب سیاسی مشورت های انجام دهد.
وی خاطرنشان ساخت که نگران پیامدهای تک محوری، استقلال و داعیه کمیسیون حقوق بشر در افغانستان هست که در کل روند جامعه مدنی را ضربه بزند.
به باور خانم کوفی در اطراف رییس جمهور افراد و حلقاتی هستند که فهرستی ارایه می کنند و رییس جمهور را وادار می سازند تا تصمیم بگیرد.همین حلقات هستند که آیندۀ خود را با نهادینه شدن حقوق بشر درافغانستان به خطر می بینند.
رییس کمیسیون امور زنان مجلس در عین حال گفت ما پیشنهاد میکنیم که رییس جمهور در تعیین افراد در کمیسیون حقوق بشر از عجله کار نگیرد و مشوره با نهاد های مدنی، وکلا مدافع، سازمان های حقوق بشری، احزاب سیاسی و سایر نهاد ذیربط در نظر بگیرد.
این در گفته ها در حالی بیان می گردد که هفته جاری رییس جمهور کرزی 3 مقام ارشد کمیسیون حقوق بشر را به دلیل پایان یافتن دوره کاری آنان برکنار کرد.
نادر نادری، فهیم حکیم و مولوی غلام محمد غریب سه کمیشینران اند که دورۀ کاری شان پایافته است.
اما برخی منابع خبری گزارش دادند که این افراد به دلیل آنکه تصمیم به انتشار گزارشی در مورد جنایات جنگی در سه دهه گذشته داشتند، از سمت های خود سبکدوش شده اند.
گزارش هایی وجود دارند که قرار بود پس از این مستند سازی کمیسیون مستقل حقوق بشر در گزارش تازه ای نام های ناقضان حقوق بشر و جنایت کاران جنگی را منتشر سازد.امابه باور آگاهان رییس جمهور کرزی در یک اقدام شتابزده پیش از نشر این گزارش سه کمیشنر این کمیسیون را از کار برکنار کرد.

وزیر دفاع جرمنی: ما در افغانستان به اهداف خود نرسیده ایم

خبرنگار مجله شپیگل آنلاین از توماس دو میزیر وزیر دفاع آلمان پرسیده که نیرو های ناتو در ماموریت 10 ساله افغانستان چی را بدست آورده اند؟
آقای میزیر در پاسخ گفته است: همه مربوط به اینست که چگونه اهدافی تعیین شده اند. در این مساله می خواهم به جلسه پارلمان فیدرال آلمان در سال 2001 نظر بی اندازم.
در آن زمان، احزاب سیاسی آلمان مانند حزب سبز، سوسیال دموکرات و سایر احزاب، تصویر و دیدگاهی را ارایه کردند که در مورد حقوق بشر، نگرانی ها زیاد بود و آلمان به وسیله نیرو هایش، یک دموکراسی را با معیار های آلمان در افغانستان پیاده کند.
وزیر دفاع آلمان می گوید: اگر ما اهداف خود را بر اساس همین معیار ها عیار می کردیم، به صداقت گفته می توانم که ما در افغانستان به این اهداف خود نرسیده ایم.
خبرنگار شپیگل از وزیر دفاع آلمان همچنان پرسیده که آیا این ارزیابی ها عاقلانه و به جاست؟
توماس دو میزیر در جواب گفته است: این ارزیابی ها کاملاً عاقلانه و به جاست و در عین حال، برای بسیاری از ما درد آور هم است که اهداف خود را از نو تعیین کنیم.
به گفته وزیر دفاع آلمان، این موضوع در آن وقت یک ضرورت بود. هدف این نبود که همه در انتظار امید های تخیلی حرکت کنند. اگر ما طوری ارزیابی کنیم که از اهداف تجدید نظر شده، چی بدست آورده ایم، یقیناً که دست آورد های هم در افغانستان داشته ایم.
در حال حاضر در مقایسه با رژیم طالبان، مکاتب زیادی ساخته شده اند، سهولت ها و خدمات صحی افزایش یافته اند و مردم نظریه های خود را به صورت آزاد ابراز کرده می توانند.
وزیر دفاع آلمان همچنان می گوید: اگر ما از اهداف تعیین شده و دست آورد ها راضی هم نباشیم، باید دست آورد های ذکر شده را بپذیریم.
او در ادامه گفته است: یک موضوع را باید به صورت واضح و روشن گفت: اینکه در افغانستان دموکراسی واقعی وجود ندارد و شاید هیچ وقت دموکراسی واقعی در این کشور عملی نشود.
توماس دو میزیر برای روشنایی بیشتر در مورد اهداف ناتو در افغانستان گفته است: نخستین هدف این بود که افغانستان دوباره به مرکز فعالیت تروریستان مبدل نشود، یعنی در وضیعتی که پیش از حملات یازدهم سپتمبر سال 2001 میلادی قرار داشت.
هدف دوم این بود که رهبری مسوولیت های امنیتی افغانستان، به نیرو های این کشور سپرده شود و توسط آنها به پیش برده شود، به این معنا که ایتلاف بین المللی، نیرو های امنیتی افغانستان را آموزش بدهند و تقویت کنند.
وزیر دفاع آلمان می گوید که در این هدف هم به صورت درست در حرکت استند. اما باز هم باید پیش از پایان سال 2014 میلادی، برای رسیدن به این هدف، به عوض خوشبینی زیاد، از احتیاط کار گرفته شود.
خبرنگار روزنامه شپیگل آنلاین از آقای دو میزیر پرسیده که شما در در مناطق حساس شمال افغانستان، مانند بغلان و قندز، از برقراری امنیت سخن می گویید، در حالی که قوماندانان نظامی بار ها گفته اند که شاید تا دو سال بعد از خروج نیرو های بین المللی، پایان جنگ با مخالفین مسلح واقعیت نداشته باشد، شما در این مورد چی می گویید؟
وزیر دفاع آلمان در پاسخ گفته است: من در مورد آینده پیشگویی نمی کنم اما نگرانی ها در این مورد را درک می کنم.
در دوساله گذشته، در ولایات بغلان و قندز دست آورد های داشته ایم و تلفاتی را هم متحمل شدیم. در دوسال آینده هم به همین ستراتیژی دشوار ادامه می دهیم تا بالای مخالفین مسلح پیروز شویم اما بازهم قندز و بغلان بی ثبات خواهند بود.
به گفته او، این مناطق برای نیرو های بین المللی و مخالفین مسلح اهمیت فراوان تکتیکی دارد زیرا اکمالات از طریق همین مناطق به شمال افغانستان صورت می گیرد.
آقای دو میزیر همچنان گفته است: خروج نیرو ها از شمال افغانستان یک مساله دشوار است اما بحیث وزیر دفاع آلمان اجازه نخواهم داد تا نه تنها در بغلان و قندز، بلکه در تمام شمال افغانستان، خلای امنیتی به میان آید."رادیو آزادی"

نشست چهار روزه ی شیران در ؛لویه چرگه"

نویسنده: مختار وفایی

حامد کرزی در هشتم مارچ سال جاری در یکی از سخنرانی هایش برگزاری لویه جرگه عنعنوی را مطرح نمود، لویه جرگه ی که هیچ گاه نمی توان به آن جایگاه قانونی را در شرایط کنونی افغانستان قایل شد. طرح برگزاری این لویه جرگه از سوی رییس جمهور در حالی مطرح گردید که کشور دارای شورای ملی می باشد. و در قانون اساسی کشور آمده است که: ...لویه جرگه در نبود شورای ملی بر گزار می گردد. برگزاری این لویه جرگه با مخالفت های شدیدی تعدادی از رهبران جهادی آگاهان و افراد سیاسی در کشور روبرو گردید. پارلمان که یکی از نهاد های مخالف با برگزاری این لویه جرگه بود تا یک روز قبل از بر گزاری این لویه جرگه به شمول رییس یک صد و هفتاد و یک تن از اعضای پارلمان برای اشتراک درین لویه جرگه ثبت نام کرده بودند، طالبان ادعا کرده بودند که نقشه ی امنیتی این جرگه را بدست آورده و پیام های تلفنی نیز به تعدادی از نمایندگان رسیده بود که آنها را در صورت اشتراک درین جرگه تهدید به مرگ نموده بود، اما با وجود این همه مخالفت ها آقای کرزی اسرار ورزید که باید لویه جرگه به همان وقت تعین شده اش بر گزار گردد.
گزینش اعضای لویه جرگه
نحوه گزینش این دو هزار اشتراک کننده بر همگان سوال بر انگیز می باشد و گفته می شود که کسانی که درین جرگه اشتراک نموده اند تعدای از آنها هیچ آگاهی در مواردی که باید درین جرگه روی آن بحث صورت گیرد ندارند و حتی نمی دانند که پیمان ستراتیژیک چیست؟ و در امضا و یا رد این پیمان چه منافع و زیان های مردم کشور ما در آن نهفته است، به گفته ی تعدادی از خبر نگاران، افرادی درین جرگه حضور داشتند که سواد کافی برای خواندن و نوشتن را ندارند. و نحوه گزینش این افراد نیز به دستور خود آقای کرز ی و والیان و ولسوالان بوده اند، مردم هیچ نقشی در گزینش این افراد نداشته اند ،بنابرین هیچ یک ازین افراد نمی توانند از مردم نمایندگی نمایند؛ پس این جرگه به اساس خواست ها و نیاز های مردم بر گزار نگردیده بود.!
روز اول:
این لویه جرگه روز چهار شنبه 25 عقرب با حضور بیش از 2000 تن از سراسر کشور با سخنان آقای کرزی آغاز به کار نمود. صبغت الله مجددی رییس ، نعمت‌الله شهرانی معاون اول، محمد عارف نورزی معاون دوم، محمد علم ایزد‌یار منشی اول، حیات‌الله بلاغی منشی دوم و صفیه صدیقی سخنگوی این جرگه تعین گردید. رییس جمهور کرزی در افتتاح این جرگه سخنرانی"تاریخی"نمودکه سوژه ی گردید برای رسانه های داخلی و خارجی، در نخستین روز و در لحظات افتتاح این لویه جرگه از آقای کرزی انتظار می رفت که درین سخنرانی اش به موارد بیشتری از جمله چونگی و اغاز دور دوم پروسه انتقال قدرت حرف بزند اما هیچ حرفی تازه ی برای گفتن نداشت و همان حرف های که همیشه یاد آور میشد دوباره تکرار نمود، آقای کرزی مثل همیشه گفت: ما به پایگاه های دایمی نظامی امریکا نیاز داریم و در صورتی این پایگاه ها را می پذیرم که نیروهای امریکایی عملیات شبانه ی شان را بس کنند و اختیار زندان ها را به افغان ها بدهند. رییس جمهور کرزی خظاب به حاضرین گفت: ما"شیر" هستیم و امریکا باما باید به عنوان "شیر" معامله نماید. آقای کرزی در حالی نام شیر را بر خودش نسبت داد که معنی شیر در فرهنگ عمیدآمده است: شیر می تواند درنده باشد ، شیر هیچ قانونی را نمی شناسد، شیر خطرناکترین درنده ی جنگل است و هرازگاهی که بخواهد به زیر دستانش حمله نموده و دیگران را می درد، اما آقای کرزی با کمال افتخار همه ی این ها به خود نسبت داد. روز اول به همین منوال گذشت...
سانسور رسانه ها در روز اول
به دنبال کارهای غیر قانونی اعضای این لویه جرگه در نسختین روز دست به سانسور رسانه ها زدند.
رسانه ها که به عنوان یک گروه ناظر بر عملکرد های حکومت عمل می کنند و همواره ملت را از کارها و فعالیت ها و چگونگی کارهای حکومت با خبر می سازند وهمیش نا رسایی ها و کمبودی های حکومت داران را به تصویر می کشند تا متوجه کمبودی های شان گردند، و همکار خوبی برای ملت و دولت بوده اند، اما مسؤولین برگزاری لویه جرگۀ در نخستین روز آغاز کاری این جرگه، مانع حضور خبرنگاران درین جرگه شدند.
از مجموع رسانه های داخلی و خارجی، تنها به تلویزیون ملی اجازه داده شد تا وارد مجلس شود. در حالی که این تلویزیون را نمی توان"ملی" نامید، بلکه کاملاً بلندگویی است که در اختیار حکومت قرار دارد و شهروندان و مردم هیچ گاه نتوانسته اند خواست ها و انتقاد های شان را راجع به مسوولین و حکومت ازین طریق به گوش شان برسانند. مسوولین این لویه جرگه ی غیر قانونی با این کارشان شاید می خواستند که مردم از کارها و عملکردهای غیر قانونی که در زیر این خیمه میگذرد غافل بمانند.
روز دوم
دومین روز کاری لویه جرگه ی عنعنوی با پرتاب دو فیر راکت در اطراف خیمه ی این جرگه آغاز گردید، پرتاب این دو فیر راکت ضمن اینکه یک تن از شهروندان شهر کابل را زخمی نمود ، باعث گردید تا تعدادی از اعضای این جرگه نیز ساعت ها بعد در خیمه حضور یابند و کارها نیز به کندی مواجه گردد. در روز دوم این جرگه روی مسوده پیمان استراتیژیک میان افغانستان و امریکا صحبت و نظر خواهی می گردید.
چهل کمیته ی کاری
اشتراک کنندگان به چهل کمیته ی کاری تقسیم شدند که هر کمیته دارای یک رییس می باشد تا نظریات این چهل نفر را در رابطه به موضوع گرفته و به هیئت اداری تسلیم نماید تا در اخیر با جمع بندی همه نظریات و پییشنهادات که درین مورد گردیده صحبت نمایندو به یک نتیجه برسند.
مشکلی که عدد"بی ناموسی" درین جرگه ایجاد کرد!
عدد "39" در میان مردم افغانستان یک عدد نحس است و تاهنوز این عدد توانسته است زیان های هنگفتی را در موارد مختلف به مردم و حکومت افغانستان وارد نماید. این که چرا مردم ازین عدد نفرت دارند تاهنوز دلایل و گفته های زیادی درین مورد گفته شده که هیچ کدام آن ریشه ی دینی،علمی و منطقی نداشته و فقط ناشی از فرهنگ ضعیف و بی سوادی و نا آگاهی مردم می باشد، متاسفانه بعد از ینکه این عدد در داخل مجلس نمایندگان کشور را یافت، اینبار در داخل لویه جرگه عنعنوی که نخبه ها و سر دمداران مردم افغانستان در آن جمع شده بودند و راجع به سرنوشت ملت شان می اندیشیدند مشکل بزرگی را ایجاد نمود.حالا با کدام منطق بپذیریم که کسانی که به این چنین مزخرفات سر فرود می آورند و وابسته به این چنین مزخرفات می باشند بتواند از مردم ما نمایندگی نموده و مشوره سرنوشت ساز را به حکومت بدهند!
اعضای این لویه جرگه که به 40 کمیته ی کاری تقسیم شده بودند، اعضای کمیته "39" حاضر نشدند تا در کمیته ی بانام "39" کار نمایند.
گفته می شود که اعضای این جرگه بر سر اتاق شماره 39 نیز حساسیت نشان دادند و درین مورد نیز سخت مشکل داشتند، درین روز که باید اعضای این جرگه بر سر مسوده ی پیمان استراتیژیک میان افغانستان و امریکا صحبت می کردند،مواد این پیمان که در آن خواست های امریکا مطرح شده است در اختیار اعضای لویه جرگه قرار نگرفتند و این روز نیز به بحث های بیهوده و مطالب حاشیه وی گذشت و در اخیر روز به هیچ کدام دست آورد و نتیجه ی نرسید.
روز سوم
طرح مصالحه با طالبان که از دیر زمانیست دغدغه ی حامد کرزی می باشد، این طرح تاهنوز ضمن اینکه هیچ دست آوردی ندارد، قربانی ها ی زیادی را از مردم ما گرفته است. ایجاد شورای عالی صلح که زمینه ی بود برای ایجاد حیف و میل پول های بیت المال و ملیاردها دالر کمک ها ی کشورهای خارجی توسط تعدای از افراد خاص که توسط حامد کرزی گماشته شده بود. آقای کرزی برای اینکه افراد و رهبران جهادی را که از وی نارضی بودند،مصروف نگه دارند و زمینه ی گرفتن معاش و رفتن سفرهای خارجی را برایشان مهیاسازند دست به ایجاد این شورا زد. و مدتی سر می خوبی برای تعدادی از افراد استفاده جو و معامله گر بود که خون آشامان، و قاتلان مردمان بی گناه ما را از زندان ها رها نمودند تا سریال تلخ طالب همچنان ادامه داشته باشد.
روز سوم جرگه ی نام نهاد کرزی نیز به مشوره گیری از اشتراک کنندگان در رابطه به مصالحه با مخالفین حکومت اختصاص داده شده بود.
نتیجه ی که بعد بر رسی و بحث ها و گفتگوها درین مورد از اذهان این افراد تراوش نمود همان گفته های بود که مدت هاست روشنفکران و سیاسیون افغانستان بر ان تاکید دارند، اما متاسفانه کرزی و جامعه جهانی نمی خواهد با از بین بردن و از میان برداشتن طالب بر اهداف شوم شان لگد بزند. مصالحه با پاکستان بجای طالبان حرفی بودکه بعد از ترور اقای ربانی رییس شورای عالی صلح از زبان آقای کرزی شنیده شد اما بعد هیچ گاه این حرفش را نخواست عملی نماید و روزهای اندکی ازین حرفش نگذشت که به سفارش اربابان پاکستانی اش پاکستانی را برادر و دوست خطاب نموده و گفت ما همواره در کنار پاکستان خواهیم ماند.
روز چهارم و پایانی
در روز چهارم و پایانی این جرگه تصمیم گرفته شد که افغانستان با امریکا پیمان اشتراتیژیک امضا نماید.
و اعضای لویه جرگه با پیمان استراتیژیک میان افغانستان و امریکا موافقت کردند، حامد کرزی در مراسم اختتامیه ی این جرگه سخنانی کوتاهی داشت و گفت: مشوره این جرگه را سر لوحه کارم قرار داده و بر عملی نمودن می کوشم.
اما در امر مصالحه با طالبان این جرگه گفته است که باید در مصالحه با گروه طالبان تجدید نظر گردد و با پاکستان نیز درین رابطه مذاکر ه گردد.
این خواست ها و موافقت اعضای این جرگه در حالی مطرح گردید که تاهنوز مشخص نیست که امریکا درین مورد چه خواست ها و انتظارات از افغانستان دارد!؟
لویه جرگه ی که در مغایرت با قانون اساسی کشور قرار داشته باشد و در گزینش شرکت کننده گان این جرگه مردم هیچ نقشی نداشته باشند؛ چگونه می توانیم بگوییم که درین جرگه خواست های مردم افغانستان بیان گردیده است، این لویه جرگه یک تربیون فرمایشی بود که از طرف اربابان قدرت با برنامه های پشت پرده و از قبل تعین شده با گردهم آوردن چند تن از "بلی گویان" کرزی راه اندازی گردیده بود، درین جرگه بیشتر از بحث و گفتگو بر روی موارد تعین شده و سرنوشت ساز ،اعضای این جرگه درگیر بحث های حاشیه یی پوچ و بی معنی شده بود که بی درایتی و نادانی شان را به دنیا اثبات نمودند.
گفته می شود که بعد از نهایی شدن متن این پیمان، حکومت این پیمان را به مجلس نمایندگان می فرستد تا نمایدنگان"واقعی" مردم راجع به این پیمان تصمیم بگیرند.
درینحال مجلس نمایندگان نیز از وضعیت خوبی برخوردار نیست و چالش بزرگی دامن این مجلس را گرفته است که از همان ابتدای تاهنوز نتوانسته است از آن رهایی یابد و به سرنوشت ملت و آینده ی کشوربیاندیشند ؛ وکلا هر کدام دنبال منافع شخصی خود هستند و تاهنوز هیچ دست آوردی برای مردم ندارند و منافع ملی نیز درینجا مد نظر گرفته نخواهد شد.
Wafayi_70@yahoo.com

گپ و گفتی با رامش آرمان خبرنگار موفق کشور

گفتگو از مختار وفایی

س- 1-: آقای آرمان! اسم شما برای اکثر مردم کشور اسم  آشنایست،اما کمتر در مورد زندگی و کارهای تان معلومات دارند،می خواهیم بدانیم که درکجا؟ کی؟ تولد شدید، و تاهنوز چگونه زیسته اید؟
ج-1-:تشکر از شما آقای وفایی، در سال 1988 در ولسوالی بگرامی ولایت پروان بدنیا آمدم، اما اصلا از بدخشان هستم، بعد از سقوط دولت داکتر نجیب الله خانواده ام به مزارشریف نقل مکان کردند و تا اکنون در دیار مولانا زندگی می کنند ولی خودم متاسفانه هم اکنون دور از وطن در کشور ناروی زندگی می کنم.
به هرصورت زندگی را تا اکنون با فرازو نشیب های زیادش دارم سپری میکنم و در واقع از خوشی ها و غم های زندگی راضی هستم و آنچه را که تا اکنون خواسته ام به هدفم رسیده ام ولی توام با تلاش های خستگی ناپذیر.
راستی اندک حاشیه رفتم، باید بگویم بعد از آمدن به مزارشریف مکتب را در والسوالی دهدادی آغاز کردم و بعدش به مرکز شهر مسکن گزین شدیم،
دوره لیسه را در لیسه عالی بین المللی افغان_ ترک به اتمام رساندم و بعدش با سپری نمودن امتحان کانکور وارد دانشگاه بلخ شدم و در سال 2007 از دیپارتمنت ژورنالیزم دانشکده ادبیات سند فراغت بدست آوردم.
س-2- :چگونه شد که به رسانه ها رو بیاوری؟ کار رسانه ی ات را از کجا و باکدام هدف آغاز کردی؟
ج-2-:کار رسانه ای ام توام با ورود به دانشگاه آغاز شد، در جریان تحصیل به صورت پراگنده با شماری از روزنامه ها و رادیو های محلی به صورت افتخاری همکاری می کردم تا درس های تیوری دانشگاه را در ساحه عمل اجرا کنم.
بعد از فراغت دانشگاه نخستین تجربه کارم به صورت اساسی با رادیو کلید شهر مزارشریف بود که به حیث مسئول بخش خبرهای دری در آن رادیو شامل شدم و در ضمن گویندگی خبر، در قسمت تهیه گزارش و تولید برنامه های ادبی نیز همکاری می کردم. درست همین جا بود که از کار خود خوشم می آمد بویژه هنگامیکه با  تشویق دوستان و خانواده مواجه می شدم.
هدفم از انتخاب فن خبرنگاری اطلاع رسانی به مردم، آگاه ساختن آنها و جهت دادن افکارشان به سوی مثبت اندیشی بود. چون خبرنگار در واقع معلم، رهبرو داکتر یک جامعه است می تواند افکار مردم را به جهت مثبت یا منفی سوق دهد.
فرض کنید که یک طبیب روزانه چند مریض را تشخیص و تداوی می کند و یک معلم شماری از شاگردان را آموزش میدهد ولی یک خبرنگار موفق می تواند یک جامعه تداوی و آموزش دهد.
س-3- : به نظر خودت تا هنوز چقدر درین راستا"خبرنگاری" موفق بوده ی و چقدر توانسته ی مورد قبول مخاطبانت قرار گیری؟
ج-3-:پاسخ این سوال را باید مردم بدهند که رامش آرمان چقدر درکارهای خبرنگاری اش موفق بود؟ ولی آنچه که خودم از آن راضی هستم سنت و ساختار شکنی ام در عرصه گزارشدهی ام بود، دیگر نخواستم همانند گذشته گزارش را خشک و خنک تهیه کنم. هدف من این بود تا گزارش های مرا مردم با همان علاقه مندی که یک آهنگ یا یک فلم را می بینند، تماشا کنند حتی با علاقه مندی بیشتر از اینها. تمام تلاشم این بود که وقتی یک گزارش سیاسی را تهیه می کنم باید یک دهقان، دکاندار، کسبه کار و در کل تمام مردم با دقت ببینند و بدانند که این موضوع سیاسی مستقیما بالای زندگی آنها تاثیر دارد.
خوب من نمی توانم قضاوت کنم که در این هدفم چقدر موفق بوده ام ولی در همان زمان بعد از نشر گزارش هایم با تشویق بی مانند مردم و حتی دولتمردان واقع می شدم و تشویق مردم باعث میشد تا جرئت بیشتر بگیرم و بهتر کار کنم.
س-4-:  از مدتی که با رسانه ها کار میکنی در راستای نشر گزارش هایت با چه تهدید ها و سانسورهای روبرو شده ای و از طرف کی ها؟
ج-4-:خوب در افغانستان به نظر من دو نوع سانسور وجود دارد یکی "خود سانسوری" و دیگر "سانسور از سوی مدیر بخش مربوط یا حکومت". خود سانسوری بدین معنا که بسیاری از خبرنگاران خودشان گزارشهای شان را سانسور می کنند و نمی خواهند حقایق را به صورت اساسی اش منتشر کنند، چون می ترسند که به قیمت جان شان تمام نشود و دیگر اینکه از سوی مدیر رسانه یا حکومت تحت فشار می باشند تا بسیاری از مسایل حساس را سانسور کنند.
خوشبختانه بگویم که خودم هیچگاه خودسانسوری نکردم و حتی دیگران را هم نگذاشتم که گزارش هایم را سانسور یا ویرایش کنند.در مورد تهدید باید بگویم که هر گزارشی را که تهیه و نشر می کردم با واکنش های جدی طرف های ذیدخل در موضوع مواجه می شدم. به ویژه گزارش های را که در مورد جنایت طالبان و نقض حقوق بشر از سوی زورمندان نشر می کردم با تهدید های بسیار جدی آنها مواجه می شدم و همین امر نیز باعث شد تا کشور را ترک کنم.                   س-5- :آقای آرمان! بزرگترین آرمانت در زندگی چیست؟ و تاهنوز چند فیصد آنرا بدست آوردی؟
ج-5-:بزرگترین هدفم در زندگی خدمت موثر به بشریت است و دوست دارم این خدمت را از یک موقف بالا انجام دهم. در مورد اینکه تا هنوز چند فیصد در این راستا موفق بوده یا خیر مشکل است پاسخ  دهم ولی به قول شاعر:                                                               "گرچه وصالش نه به کوشش بود         هر قدر ای دل که توانی بکوش"

س-6-: آقای آرمان! چه باعث شد تا کشورت  "افغانستان"  را ترک نمایی؟ از افغانستان خوش ات نمی آید یا ...؟
ج-6-:خوب قبلا هم اشارهء کردم که تهدید از سوی زورمندان و طالبان بود که مجبور شدم تا فرار را بر قرار ترجیح دهم، هرچند در برابر این تهدید ها خیلی مقاومت کردم و چندین بار محل زندگی ام را در کابل تغییر دادم تا چارهء باشد برای فرار  از این تهدید ها ولی به هر صورت نشد که بیش از آن برای مردم خدمت کنم و حقایق را به گوش شان برسانم.
س-7-  اکنون که کشور را ترک کردی،به عنوان یک خبرنگاری که چندین سال در خدمت مردم و کشورت بوده ی گفتنی ات به خبرنگاران و مردم کشورت چیست؟
ج-7-: به خبرنگاران توصیه ام این است که بخاطر شهرت به رسانه ها کار نکنند بلکه  با عشق و علاقه وبخاطر خدمت کار کنند که در واقع خودش شهرت را در قبال دارد و همچنان در کارهایشان هنجار شکن باشند و حقایق را بدون ترس به مردم انتقال دهند.
و برای مردم گفتنی ام این است که زیر سایه رحمت خداوند زندگی کنند و در یک کلام خداوند توفیق شان بدهد تا خود سرنوشت خود را رقم بزنند نه دیگران.
س-8-: علاقه ی تان به سرودن و خوانش شعر چگونه است؟ آیا شعر هم میسرایی؟
ج-8-: بلی خیلی دوست دارم شعر بخوانم و بسرایم و علاقه مندی ام به شعر از همان آغاز دوران مکتب شروع شد. دوست دارم احساساتم را در قالب شعر بیان کنم و گهگاهی بیان احساسات می کنم اما در واقع با قواعد شعر آشنایی کامل ندارم.
س-9-: از خبرنگاران افغانستان کارهای کی ها را به عنوان بک خبرنگار موفق می پسندی؟
ج-9-:خوب پاسخ این پرسش برایم خیلی مشکل است چون در این روزها بسیاری از خبرنگاران شبکه های مشهور  
گزارش های ناب و دیدنی تهیه می کنند ولی به نظر من بهترین خبرنگار هم اکنون هارون نجفی زاده خبرنگار بی بی سی فارسی است که گزارش هایش خیلی با جاذبه است و
مخاطب را وامیدارد که گزارش را تا اخیرش با علاقه مندی دنبال کند در کل هارون نجفی زاده یک شخص حرفه ای است.       س-10-: در اخیر یک خاطره ی  تلخ و یک خاطره ی  شیرین ات را به ما از زمان آغاز خبرنگاری ات بگو و  با خوانش یکی از اشعارت درب این مصاحبه را می بندیم.
ج-10: باید بگویم که سراسر کار خبرنگاری ام توام با خاطرات بود، خارج از این در واقع تمام زندگی مجموعهء از خاطرات تلخ و شیرین است ولی در عرصه خبرنگاری ام خاطره تلخ و شیرینم مربوط به یک حادثه می شود و آن آخرین گزارشم که هنگام تهیه گزارش از محل جنگ ناگهان بالای ما شلیک شد که خودم خود را داخل جوی انداختم ولی یکی از همکارانم زخمی و یک پولیس کشته شد. این بود خاطره تلخ اش و شیرین اش آن بود که وقتی گزارش را تهیه و نشر کردم با تشویق و هیجان مخاطبان مواجه شده بود.
در کنار تو
بگذار عاشقانه شوم در کنار تو
تا یک سبد ترانه شوم در کنار تو
یا موجی از تلاطم غم های زندگی
در بحر بی کرانه شوم در کنار تو
یا ترک ناز و عشوه و تمکین تو کنم
یا همچو دل روانه شوم در کنار تو
همرنگ قصه های غم انگیز زندگی
زیباترین فسانه شوم در کنار تو
دشنام میدهند مرا عاقلان شهر
بدنام این زمانه شوم در کنار تو
تو گل شوی پرنده شوی نازنین شوی
من شاعر یگانه شوم در کنار تو

دره گزباستانی


اینجا زادگاهم است،"دره گز باستانی"اما سال هاست که بنام "شولگره" یاد می شود. دره ی سبزیست که از شانه های تپه هایش صمیمت بهار می روید؛ از وسط این دره ی سبز رودی به صمیمیت مردمش جاریست...این تکه ی از بهشت در 60 کیلومتری شهر مزارشریف موقعیت دارد و یکی از ولسوالی های چهارده گانه ی ولایت بلخ می باشد...
سال هاست که دیرباد به تماشایش می روم...