۱۳ بهمن ۱۳۹۰

همه جنگیدند؛ اما او کف دست تاریخ را خوانده بود

رزاق مامون
استاد عبدالعلی مزاری درتاریخ افغانستان، به ویژه درگسترۀ زیستی- تاریخی «هزاره»؛ نام خود را به سان سرقافلۀ منادیان داهیۀ عدالت طلبی درجغرافیا وتاریخ بی عدالتی درافغانستان حک کرده است. این حقیقتی است که مشخصاً از «قضاوت» های بیمارگونۀ نگرش های جنگی واقطابی، مستقل است. چه کسانی خوش باشند ویا کژاندیشی پیشه کنند؛ چنین حادثه یی درتاریخ افغانستان، یک باربرای همیشه اتفاق افتاده است.
مردی که عدالت را با زندگی ومرگ خود به تاریخ تعریف کرد؛ متفاوت از همتایان هم دورۀ خود، درپی رسیدن به اقتدار جمعی ازطریق تعمیل تئوری تقدم عدالت برقدرت روی صحنه آمد و با همان دیدگاه حضورفزیکی خود را از «صحنه» برچید تا راه را برای تسجیل یک فرهنگ نگرشی شفاف، باز کند. مزاری ازچماق مذهب برای رسیدن به عدالت بهره برداری نکرد. مذهب او، رفع عطش تاریخی و ایجاد فضای تنفس برای همدگرپذیری عاری ازمرزکشی های فلاکت باراستبدادی بود. برای او دراوج نگرانی سرنوشت، ازدست دادن «فرصتی پیش آمده» بس وحشتناک بود.  
ویژگی منحصربه فرد دیگر مزاری آن است که عدالت را برسیاست ترجیح می دادو هرگزاز سیاست به منظورتخریش اصول عدالت طلبی جمعی درافغانستان استفاده نکرد. او به نوبۀ خود، همراه با دیگررقبا وسکانداران سیاسی، درتوفانی ترین برهۀ تصادمات ناگزیرتاریخی فرازآمد. اما چیزی که درکلام اوموج می زد، درگفتاردیگران متجلی نگشته است. گاه اندیشیده ام که برای درک خونسردانۀ ژرفای موقعیت استاد مزاری، باید نخست نگاه انسانی داشت؛ بعد درموقعیت اجتماع «هزاره» ، تاریخ ومناسبات پرنوسان و نابرابر سیاسی واجتماعی را به بررسی گرفت وسپس جمع اندیشی سالم را  به کل افغانستان تعمیم داد. البته این نکات ، به گفتمان بزرگ درسطح عمومی نیازمند است.
علی العجاله برای اثبات عرایض خود، بریده هایی ازآخرین سخنرانی استاد مزاری را درین جا می آورم؛ که به نظرم باید با بصارت وجدانی به آن توجه کرد.
رزاق مأمون- سیزدهم دلو- 1390

آخرین سخنرانی ۲۰/۱۱/۱۳۷۳ 

مکان: کابل
در دوران عبدالرحمن ، وقتی مردم ما در مقابل این حکومت ظالم و جائر ایستادند ُ هفت سال جنگیدند . عبدالرحمن م تمام توطئه هایی را که بلد بود ، در این دوره علیه مردم ما به کار گرفت از تمام نقاط افغانستان لشکر جمع کرد و از همۀ اقوام به جنگ مردم ما فرستاد . شصت نفر از علمای اهل تسنن را جمع کرد و فتوی گرفت که این ها (هزاره ها) رافضی و کافر اند . اما این توطئه ها ، هیچکدام کارساز نشد ند تا این که آمدند و از بین مردم خاین تربیت کردند و آن ها را وادار نمودند که به مردم ما خیانت کنند ، این مسأله کار ساز شد چگونه کارساز شد ؟ یعنی که در اثر این خیانت شصت و دو درصد از مردم ما نابود شدند !
***
شما می بینید در یک کشوری که عبدالرحمن پرچمدار اسلام به حساب می آید و گفته می شود که نورستان را که قبلا کافرستان بود ُ عبدالرحمن مسلمان ساخت اما همین شخص شصت و دو فیصد مردم ما را از بین برد و از اینجا تا هند به عنوان غلام و کنیز به فروش رساند مالیات هنگفتی از این کنیز و غلام فروشی وارد خزانۀ دولت می شد که مقدار دقیق آن را کتاب «افغانستان در پنج قرن اخیر » نوشته کرده است.

بهر صورت ، بعد از آنکه شصت و دو فیصد مردم ما نابود شدند ، محرومیت و محکومیت مردم ما آغاز شد و از ان تاریخ تا حالا که بیش از صد سال میشود ، ما محروم بوده ایم در این جامعه تحقیر می شدیم هزاره بودن عیب بود ، شیعه بودن عیب بود . تعمد داشتند که ما را به مکتب ها اجازه ندهند و به کار و تجارت نگذارند . آنچه که در این جامعه امتیار به حساب می رفت ، ما از آن محروم بودیم در زمان شاه محمود خان رسمآ به وزارت فرهنگ مکتوب می نویسند که بچه های هزاره و شیعه را در حربی پوهنتون و سایر مکتب های که ارزش دارند ، نگیرند

شما این محرومیت را سپری کردید شما در این مملکت ، غیر از اینکه جوالی کشی کنید و بار پشت کنید دیگر ارزشی نداشتید کوچی ها وقتیکه در هزاره جات می امدند ، چای و پارچه و چیزهای دیگر شان را سر بام خانه میگذاشتند و میگفتند که پول اینها را من سال دیگر از همین جا میگیرم ! این را همه ء ما و شما دیدیم لمس کردیم
***
اما شما مردم که قبلا در مقابل افغان ها حرف زده نمی توانستید و یک نفر که از شهر و از طرف حکومت در منطقه ما امد ُ مردها پنهان می شدند و زن ها می گفتند که در این ابادی کس نیست ، وقتیکه انقلاب شروع شد ئ شخصا تصمیم گرفتید که وضع تان را تغیر بدهید ، خدا هم شما را یاری کرد و در ظرف سه ماه تمام مناطق هزاره جات ازاد شد در اینجا باز هم شاهد بودیم که چهار نفر خاینی که قبلا در حزب خلق و پرچم جذب شده بود ، اولین منطقه ء را که رفتند، خلع سلاح کردند و سلاح های شان را اوردند ، هزاره جات بود !

در حالیکه ما می دانیم هزاره جات سلاح نداشت سلاح مال افغان ها و سرحد آزاد و جاهای دیگر بود ووقتیکه خیل کوچی بر سر مردم ما می آمد یازده تیره حتی در گردن زن های شان هم آویزان بود تنها سلاحی که در میان ما مجاز بود «موش کش » و «دان پر» و «چره یی » بود و دیگر هیچ سلاحی جواز نداشت اما با این هم در حکومت مارکسستی هیچ کس حاضر نشد که برود افغان ها و کوچی ها را خلع سلاح کند ، ولی خاینین ما پیشگام شدند ، رفتند و هزاره جات را خلع سلاح کردند ! این کار را برای نیک نامی و خوش خدمتی شان کردند .

اما مردم ما باز هم با دست خالی ، با داس و قیچی و بیل توانستند که مناطق شان را در ظرف سه ماه آزاد کنند ، مسلمآ که این کار در تصمیم و اراده ء شما نهفته بود .

شما باید این نکته را به خاطر داشته باشید که در تاریخ بعد از محرومیت ها ورنج های زیاد ، فقط یک بار برای مردم شانس داده می شود که خود شان سرنوشت شان را تعین کنند و این شانس حالا برای شما داده شده است که نباید غفلت کنید شما مردم در این جا تحقیر می شدید ، توهین می شدید ، برای شما داستان های اهانت باری ساخته بودند . شما انقدر امین بودید که برای تمام صاحب منصبها خدمتگار باشید و در کنار خانم شان زنده گی کنید ُ دراین ها هیچ هراسی نداشتند که شما خیانت می کنید ، اما بر عکس شما اینقدر امین بودید که در این مملکت از بین شما یک کاتب مقرر شود ! در این جا شما امید نبودید منفور بودید،ولی برای نفر خدمتی امین بودید ! شما این دوران را سپری کردید .

از آنجایی که ، در داخل افغانستان محکومیت داشتیم و محروم بودیم ، طبیعی بود که در خارج هم محرومیت داشتیم و هویت ما برای کسی شناخته شده نبود . در چهارده سال جهاد که هفتاد ملیارد دالر برای افغانستان مصرف شد ، باز کسی برای ما یک دالر کمک نکرد .

شاید خیلی ها از مردم ما فکر کنند که شاید رهبران و مسئولین ما نخواسته اند که کمک های دنیا را بیاورند و در هزاره جات سرازیر کنند ، یعنیاینها با کمک خارجی مخالفت کردند در حالیکه واقعیت چنین نبود و ما محکومیت داشتیم و این محکومیت برای ما محکومیت تاریخی بود ، در چهارده سال جهاد برای افغانستان هفتاد ملیارد دالر مصرف شد و اکثریت قاطع ان هم در پاکستان مصرف شد یعنی از بهای خون این مردم در آنجاها خانه ساخته شد ، اما برای مردم ما یک دالر همی نرسید !

از نگاه طبیعی هم وقتی که نگاه کنیم ، سرزمین های که در افغانستان ارزش داشتند ، زراعت می شدند و مال ما بودند ، در دوران عبدالرحمن برای کوچی ها داده شده بودند . باقی حصص هزاره جات را هم عبدالرحمن فرمان داده بود که بروید و بگیرید آنها بخاطر سردی و دیگر مشکلاتش قبول نکرده و از این خاطر مانده است بعدآ یک مقدار علف که در بعضی جا ها بود ، کوچی ها را دادند که این علف ها را هم مال هزاره جات حق ندارد بچرد ، باید مال دیگران بچرد . بعد از این چهارده سال جهاد تنها چیزی که برای مردم ما رسیده همین است که کوچی از سر شان کم شده است دیگر در کشت و شبدر و رشقه ء شان مال کوچی نمی چرد ، بلکه خود شان می توانند از حاصل آن برای گاو و مال خود استفاده کنند .
***
ما هیچگاهی طرفدار جنگ نیستیم و از اول نهم نبودیم از اول اینها در پیشاور دولت تشکیل دادند و گفتند که گب شیعه ها و هزاره ها را بعدآ میزنیم ماآنوقت در این طرف پل چرخی ، در ریاست هفت موقعیت داشتیم ، اگر ما میخواستیم جنگ کنیم ، همانجا صبغت الله مجددی را وارد شدن نمیگذاشتیم . ولی ما این کار را نکردیم و از هیمن حکومتی که ما را شریک نکرده بود و گفته بود حرف این ها را بعدآ میزنیم ، امیدم استقبال هم کردیم و وارد مذاکره شدیم با صبغت الله به توافق رسیدیم و این توافق هنوز اعلان نشده بود که اتحاد سیاف جنگ را علیه ما شروع کرد .

حالا هم ما طرفدار جنگ نیستیم ، با طلبه هم که آمده اند طرفدار جنگ نبودیم و نیستیم ، ولی برای مردم خود حقوق میخواهیم هرکس بیاید و این حق مسلم مردم ما را که در تصمیم گیری مملکت شریک باشند و یک چهارم سهم داشته باشند ، احترام بگذارد ، عاشق قیافه ء هیچ کسی نیستیم با ایشان مذاکره میکنیم و مسایل را حل میکنیم (تکبیر حضار)

بر این اساس ما نزد طلبه ها نفر فرستاده ایم که مذاکره کنیم از اینطرف اقای ربانی هم پیش من نفر فرستاده بود که طلبه ها همه را تهدید می کنند ، اختلافات خود را کنار بگذاریم ، دفاع مشترک کنیم ، ما گفتیم حرف نداریم . حالا هم برای شما میگویم که شما دو چیز را مد نظر بگیرید : یکی توجه به خدا داشته باشید که خدا از همه قویتر است و هیچکس در مقابل قدرت او نیست . این یک مسآله است و دیگر هم اینکه پیر ، جوان ، مرد ، زن ، کوچک ،وبزرگ متوجه باشید که کسی در میان شما خیانت نکند . اگر احیانآ خاینی می آید و خلاف منافع شما تبلیغ می کند ، وحشت وتشویش ایجاد می کند ، باید دستگیر کنید و بیاورید که جزا بدهیم

شما باید بدانید که اگر به این دو مسآله توجه نکنید یک بار دیگر تاریخ تکرار می شود و باز اگر از این شانس گذشت و محروم شدیم صد سال دیگر ضرورت دارد که شما باز به این موقعیت برسید این را متوجه باشید .

من در اینجا میگویم که من هیچ منافعی غیر از منافع شما مردم ندارم . اگر من میخواستم که روی منافع شخصی خود فکر کنم ، در این دو سال و هشت ماه هم در کنار شما نمی نشستم (تکبیر مردم )

و این را برای شما اطمینان میدهم که کمک و یاری از خداست و ما به این خاطر پرگویی نمی کنیم ، به امید شما و رحمت الهی ، از خدا هیچ وقت نخواسته ام که من بدون شما ، به جایی بروم تا جان خود را نجات دهم و شما را در معرکه تنها بگذارم ، نه ، این را از خدا نخواسته ام (تکبیر مردم) خواسته ام که در کنار شما ، خونم اینجا بریزد و در بین شما کشته شوم (تکبیر مردم) و خارج از کنار شما ،زنده کی برایم هیچ ارزشی ندارد ..

و شما مطمئین باشید که ما در این جا در کنار شما هستیم و از خداخواسته ایم که در زندگی خود حقوق شما را هم از همه بگیریم و از خدا میخواهم که آن روز که حقوق شما را گرفتیم برای ما توفیق شهادت را بدهد که در بین شما به شهادت برسیم (تکبیر مردم)

بازگشت خمینی به تهران دریک نمایش کاغذی

دیروز درتهران ودیگرشهرهای ایران، یک نمایش بت برستی مشاهده شد.
به گزارش پیک نت، بازگشت خمینی درسه وسه سال پیش، با عکس ومقوا بازآفرینی شد.
در چارچوب به لجن کشیدن و دگرگون جلوه دادن هرآنچه که بعنوان آرشیو انقلاب در ذهن مردم است، روز گذشته صحنه سازی بازگشت آیت الله خمینی به ایران را به نمایش گذاشتند. آقای خمینی تکه مقوائی است که بر دوش آن عبائی انداخته اند و پس از پائین آمدن از هواپیما سان و رژه نظامی می بیند (زمینه سازی توجیه حرکات نظامی آقای خامنه ای) و سپس به خانه ای می رود و می نشیند که همه اطرافیانش باند احمدی نژاد و مصباح یزدی و حجتیه اند. در دوران بی لیاقتی علی خامنه ای، همه چیز نابود شد، حتی صحنه های انقلاب. نمایش فیلم های انقلاب ممنوع شد زیرا جنبش سبز را تداعی می کرد، آقای خمینی دردامن حجتیه پائین آمد زیرا در فیلم اصلی آنها که با آقای خمینی از هواپیما پیاده شدند همه یا ترور شدند و یا اعدام و یا قتل زنجیره ای، سران جبهه ملی وقت یا همزمان با آقای خمینی به ایران آمدند (مرحوم فروهر) و یا در فرودگاه به استقبال او رفتند. در صف آنها که از آقای خمینی استقبال کردند، آیت الله طالقانی قرار داشت. از روز اشکارتر است که نمایش آن صحنه های واقعی دیگر برای حکومتی که با کودتا بر سر کار است و آخرین میخ ها را بر تابوت آن انقلاب می کوبد صلاح نیست. حکومت افتاده دست آن گروه که در اساس با انقلاب مخالف بودند (مصباح یزدی) و یا آن را جا بجائی قدرت از دست شاه و درباریان به روحانیون مرتجع و عاشق ثروت و همچنین تجار بزرگ بازار بودندجا میزنند. نباید آخرین نشانه های آن انقلاب را از ذهن مردم پاک کنند؟ نخست وزیر انقلاب را حصر خانگی کنند، بنیانگذار بنیاد شهیدش را حصر خانگی و....؟

از انقلاب یک "ماکت" باقی مانده است و این نشد مگر زیر چتر قدرت طلبی، جاه طلبی و ضعف و ترس آقای خامنه ای! به آن بادی که در نماز جمعه به گلو می اندازد و رجز خوانی هائی که می کند کسی توجه ندارد، مردم به نتیجه دوران رهبری او کار دارند و این نتیجه همان است که در برابرشان است.

پولیس در بازداشت عاملان خشونت با زنان ناکام بوده است




 آرمان ملی
کميسيون مستقل حقوق بشر افغانستان بخاطر آنچه عدم بازداشت عاملان اصلی خشونت با زنان خوانده، به شدت ابراز نگرانی کرده است. اما وزارت امور داخلۀ افغانستان می گوید، نیروهای پولیس ملی کشور در بخش گرفتاری افراد دخیل در قضایای خشونت با زنان دست آورد های زیاد داشته اند. کميسيون مستقل حقوق بشر افغانستان نهاد های مسؤول را در جهت بازداشت عاملان اصلی خشونت با زنان ناکام می داند.
به گفتۀ این کميسيون، نیروهای امنیتی بخاطر گرفتاری افراد دخیل در شکنجۀ زنان افغان، تا حال اقدام جدی نکرده اند.
هما سلطانی هماهنگ کنندۀ حقوق زنان در کميسيون مستقل حقوق بشر افغانستان ديروز در صحبت با رادیو آزادی نگرانی اش را به سبب چیزی که عدم بازداشت عاملان شکنجۀ زنان از سوی نیروهای امنیتی خواند، ابراز کرد و چنین گفت:
سحر گل مورد خشونت فامیلی قرار گرفته بود و خانم های دیگر مانند سحر زیاد هستند اما عاملین چنین قضایا گرفتار نشده اند یعنی شوهر سحر گل هنوز هم فراری است و نیروهای امنیتی در بازداشت وی تا هنوز ناکام بوده اند.
ستوری بیست و دو ساله بخاطر به دنیا آوردن یک نوزاد دختر به تازه گی در ولایت قندز به قتل رسیده است.
در همين حـال، وزارت امور داخله می گوید که در دو ماه اخیر شماری از افرادی که قصد خشونت با زنان را داشتند، بازداشت شده اند و کوشش های این وزارت برای گرفتارى عاملان خشونت علیه زنان همچنان ادامه دارد.

74 كشته و 300 زخمی در پی درگیری میان هواداران دو تیم فوتبال در مصر


در جريان درگيری طرفداران دو تيم فوتبال "الاهلی قاهره" و " المصری" در شهر "بور سعيد" مصر دست کم 74 نفر کشته و نزدیک به 300 نفر زخمی شدند.

به گزارش تلویزیون العربیه ، این درگیری شب گذشته میان طرفداران این دو تیم ، توسط هوادران تیم " المصری" بورسعید آغاز گردید و سپس به خیابان های این شهر کشیده شد، و 74 نفر کشته بر جای نهاد.
العربیه نت- دبی
طرفداران تیم " المصری" پس از پیروزی 3 بر یک به نفع تیم آنها به زمین فوتبال ریختند و با بطری، سنگ و مواد آتش بازی به طرفداران تيم الاهلی حمله کردند.

سرلشکر حسین طنطاوی رئیس شورای نظامی مصر در پی این درگیری دستور داد دو هواپیما جهت انتقال بازیکنان و تماشاگران تیم الاهلی به قاهره ، به بور سعید فرستاده شوند .

شورای فرماندهی نظامی مصر همچنین از امروز پنجشنبه 1-2-2012 به مدت سه روز در این کشور عزای عمومی اعلام کرد.

طارق هشام رزنامه نگار مصری اوضاع در شهر بور سعید را به "جنگ های خیابانی" تشبیه کرد که به گفته وی در آن عده ای به شکستن مغازه ها و تخریب املاک عمومی می پردازند.

در همین حال كامل ابو علی رئیس باشگاه " المصری " بورسعید و اعضای هیئت مدیره این باشگاه استعفای خود را اعلام کردند.

ظاهرا هیچ یک از بازیکنان تیم " الاهلی قاهره" در این درگیری صدمه ای ندیده اند، اما هنوز تعداد دقیق قربانیان هوادار این تیم مشخص نشده است.

برخی تحلیگران مصری پس از حوادث دیروز خواستار به تعلیق درآوردن لیگ باشگاه های این کشور شدند و می گویند که در چنین شرایطی ادامه مسابقات فوتبال ، خطرناک خواهد بود.

۱۲ بهمن ۱۳۹۰

هفت خوان دلهره و ترس؛ کودکان افغان در راه اروپا

عکس: آرشیو - یک کودک آواره در یک مرکز نگهداری در مرز ترکیه و یونان

 دویچه وله
فقط در سال 2010 بیش از 1000 پسر خردسال افغان در آلمان درخواست پناهندگی دادند. مهرنوش انتظاری، خبرنگار رادیو صدای آلمان با دو نوجوان 17 ساله ملاقات کرده است که چنین سرنوشتی را انتخاب کرده اند.
عمر روزهای پر خطر سفرش به اروپا را این گونه قصه می کند: "تا رسیدن به آتن در یونان 28 ساعت در روی آب بودیم. 25 نفر در درون یک قایق بودیم. قایق پلاستیکی بود. یک کشتی خود قاچاقبر در پیش رو بود. ریسمانی انداخته بود و ما را کش می کرد. وقتی که پولیس او را پیش کرد، ریسمانی را که درکشتی اش بود، قیچی کرد و خودش فرار کرد. ما در بین آب ماندیم. کشتی همانطور یک بغله یک بغله دربین آب تکان می خورد".
این لحظات وحشتناک را شاید فقط بتوان در فلم ها شاهد بود. عمر سفرش را از افغانستان آغاز کرد تا به اروپا برسد. او اروپا را سرزمین آرزوهایش می دانست. او می گوید: "کشتی چپه نشد؛ اما  از زندگی بیزار شدیم. کشتی ما از آب پرمی شد، می گرفتیم آبش را خالی می کردیم. اصلاً حال به حال ما نمانده بود. وضعیت ما خراب شده بود. بالاخره پس از 28 ساعت به یک خشکه رسیدیم. یک شب و یک روز در آنجا بودیم، از آنجا بعداً به آتن آمدیم".
کودکان افغان برای رسیدن به اروپا با دشواری های فراوانی روبرو می شوند. برخی از آن ها که با قایق سفر می کنند، هرگز به خشکی نمی رسند.
عمر خوشبخت بود که زنده ماند. قریب دو ماه پیش او به آلمان رسید. او شرح حالش را به زبان دری، بیان می کند و هنوز فرصت آن را نیافته است که تجاربش را به زبان آلمانی اظهار دارد.
هزاران افغان مانند عمر سالانه این راه طولانی و خطرناک را می پیمایند. در بین این افغان ها کودکان و نوجوانان بسیاری هستند که هر یک برای جستجوی زندگی نو به سوی اروپا حرکت می کنند.
علی دیگر نوجوان افغان هم دلیل سفرش را این گونه می گوید: "پدر بزرگم زمینی خریده بود. این زمین دعوایی شد. آنها می خواستند این زمین را از ما بگیرند. به خاطر همین یک بار با پدر من دعوا کردند، زدندش؛ یک پایش را معیوب کردند. یک برادر من بر سر همین زمین کشته شد. یک بچه عمه من هم کشته شد. خویشاوندان پدرم بسیار پولدار بودند، ما دیگر نمی توانستیم آنجا زندگی کنیم".
خانواده علی از ترس قتل و خونریزی بیشتر، او و یک پسر مامایش را برای پناهندگی به خارج فرستادند. آنها باید به کشور دنمارک می رفتند که یک برادر پسر مامایش در آنجا است. علی در آغاز سفرش به ایران رفت و آنجا کاکایش یک قاچاقبر انسان را پیدا کرد تا او را به اروپا انتقال بدهد.
عکس: آرشیو - شماری از پناهجویانی که از خطر غرق شدن نجات یافته اند.
عمر نیز به خاطر جنگ و دشمنی های مرگبار بین قریه آنها و قریه همجوار تن به مهاجرت داده است. او در آغاز به ایران رفت و در آنجا در یک ساختمان مشغول به کار شد. او پس از 18 ماه به استانبول ترکیه رفت و بعد یک قاچاقبر او را به یونان برد.
عمر درباره وضعیت زندگی مهاجران افغان در یونان این گونه می گوید: "یک ماه در آتن بودم. البته داخل قوطی های آشغال دانی خواب می شدم . در آتن افغان ها خیلی زیادند. به حساب من بیشتر از پنج تا شش هزار افغان آنجا هستند. همه آواره و بیچاره هستند. پول خود را به قاچاقبرها داده اند".
بیرند میسوویچ، عضو سازمان حقوق بشری موسوم به "حمایت از پناهجویان"  تصدیق می کند که "اوضاع برای نابالغان در یونان به صورت خاص فاجعه بار است". اکثرا این نوجوانان با سالمندان یکجا زندانی می گردند. شرایط به دور از تصور است. سلول های زندان چنان کوچکند که کس تکان خورده نمی تواند .این سرنوشتی است که علی از آن نجات یافته است. علی می گوید: "ما تقریباً یک ماه در یونان ماندیم. بعد از آن قاچاقبر ما را در یک کامیون یخچالی انداخت. پانزده یا بیست نفر بودیم که تقریبا دو شبانه روز ما داخل ماشین یخچالی قرار داشتیم. خیلی یخ بود. آمدیم ایتالیا. در ایتالیا اگر پانزده بیست دقیقه بعدتر دروازه را باز می کردند، همه ما مرده بودیم".

علی بعد ازیک اقامت کوتاه در ایتالیا و فرانسه به آلمان رفت. این درست سه ماه پیش بود. حالا وی در شمال آلمان، در یک ساختمان که برای کمک به نوجوانان است، زندگی می کند. اتاق او نزدیک به اتاق عمر است. بر دیوارهای اتاق او پوسترهای خوانندگان و هنرپیشگان نصب شده است و بربالای میزش یک فهرست الفبا به آلمانی و فارسی دری وجود دارد. پنج کارشناس تعلیم و تربیت از آنها و نه تن دیگر مواظبت می کنند. این مربیان برای آنها آموزش آلمانی و امکانات ورزشی را فراهم ساخته و جهت معلوم شدن سرنوشت پناهندگی شان با یک وکیل مدافع ارتباط می گیرند.
البته درهمه آلمان این مسائل به خوبی سازماندهی نشده اند. اندکی پیش در ایالت بایرن، در جنوب آلمان 60 نوجوان خردسال افغان به دلیل این که مکان زندگی شان یک سرباز خانه کهنه بود و شرایط بهداشتی آن خوب نبود، دست به اعتصاب غذا زدند. علاوه بر این، زبان آلمانی را به آنها نمی آموختند و همچنان درخواست پناهندگی شان از قرار معلوم به طور جدی دنبال نمی شد.
کودکان آواره افغان در ایران آرزوهای علی و عمر برای یک آینده بهتر پیوسته صورت مشخص تری به خود می گیرند و یکی از دیگری بلند پروازانه تر می باشد. عمر می گوید: "من در آینده می خواهم یک عکاس بسیار خوب شوم. در پهلویش می خواهم یک زندگی خوب و خوش با خانواده ما  داشته باشم".
علی هم آرزوهایش را این گونه بیان می کند: "چیزی که من می خواهم این است که یک زندگی آرام داشته باشم. می خواهم درس بخوانم".
آیا رویاهای این دو نوجوان افغان امکان به حقیقت پیوستن دارند؟ در این مورد، نخست از همه یک دادگاه آلمانی است که تعیین تکلیف می کند.
مهر نوش انتظاری / رسول رحیم
ویراستار: عاصف حسینی

در گزارش محرمانه ناتو: آی اس آی مستقیماً طالبان را تغذیه میکند!

به گزارش شبکه اطلاع رسانی افغانستان (afghanpaper)، یافته های ناتو در مورد طالبان حاکی از کمک مستقیم پاکستان به این گروه مخالف حکومت افغانستان است.

سازمان ناتو در گزارشی گفته است که طالبان در افغانستان از کمک مستقیم سازمان های امنیتی و ستخباراتی پاکستان برخوردار می شوند و حمایت از مخالفین حکومت در افغانستان نیز رو به افزایش بوده است.

این گزارش براساس اطلاعات کسب شده از 27 هزار فقره بازجویی از بیش از 4 هزار تن از افراد طالبان، شبکه القاعده و سایر گروههای خارجی حاضر در جنگ افغانستان که به اسارت ناتو در آمده بودند تهیه شده و مدعی است که طالبان همچنان با اعتماد به نفس کامل به مقابله با نیروهای ناتو و دولت افغانستان ادامه میدهد و از حمایت گسترده میان مردم کشور نیز برخوردار است.

تهیه کنندگان گزارش محرمانه ناتو گفته اند که منابع دولتی پاکستان از محل استقرار رهبران ارشد طالبان به خوبی آگاهند.

به گفته تحلیلگران، برای نیروهای بین المللی درگیر در مقابله با طالبان و دولت افغانستان چنین گزارشی ناخوشایند و نگران کننده است.

این گزارش در حالی منتشر شده که دولت پاکستان همواره هر گونه اتهام حمایت و همکاری با طالبان و سایر گروههای مخالف حکومت افغانستان را به شدت تکذیب کرده است.

نتیجه گیری ناتو در مورد ارتباط تشکیلات امنیتی این کشور با طالبان تنها می تواند، سوء ظن مقامات افغانستان و برخی کشورهای درگیر در جنگ با طالبان در مورد نیات پاکستان را شدت بخشد.

آی اس آی، مهمترین تشکیلات استخباراتی پاکستان است که هدف از فعالیت خود را حفظ امنیت ملی پاکستان اعلام می کند اما به گفته برخی منابع غربی، این سازمان از همکاری و حتی حمایت از گروه های تندرو نیز رویگردان نبوده است.

گزارش اخیر ناتو در مورد وضعیت گروه طالبان برای نخستین بار جزئیات روابط بین آی اس آی و طالبان را آشکار می سازد.تهیه کنندگان این گزارش گفته اند که بهره برداری پاکستان از رهبران ارشد طالبان همچنان و بدون وقفه ادامه دارد.

این گزارش در عین حال حاکی از عمق و ادامه حمایت از طالبان در میان مردم افغانستان است و از کاهش چنین حمایتی از طالبان در این گزارش نشانه ای دیده نمی شود.

در نتیجه گیری این گزارش آمده است که در سال گذشته، علاقه به پیوستن به حامیان طالبان در میان افغانستانی ها حتی برخی اعضای حکومت افغانستان به شکلی کم سابقه رو به افزایش بوده است. شهروندان غیرنظامی افغانستان غالبا مدیریت طالبان را به مدیریت حکومت افغانستان ترجیح می دهند که دلیل آن نیز معمولا فساد در میان ماموران حکومتی است.

در هر صورت گزارش محرمانه ناتو در مورد حمایت مستقیم پاکستان از طالبان در حالی منتشر می شود که حنا ربانی، وزیر امور خارجه پاکستان امروز وارد کابل شد و احتمال دارد این سفر به کاهش تنشهای بوجود امده میان افغانستان و پاکستان بیانجامد.

سرقت با صلاحیت در اندخوی

در معرفی شهر اندخوی قابل یادآوری است که بندر آقگینه در ولسوالی های چهارگانه اندخوی از نظر عواید ، موقعیت جغرافیایی و سیاسی به صفت یکی از دروازه های عمده و ستون فقرات اقتصادی و پیوند خارجی کشور است.
سرمایه هنگفت ملی و بین المللی از این شریان حساس عبور میکند. مضاف برآن صنعت قالین ، پوست قره قل ، نباتات طبی و زراعت و مالداری و سایر کسبه کاری و معدن نمکسار چشمه عواید اسعاری کشور نیز می باشد.
از اینکه اندخوی یک شهر روشنفکری است طی 11 سال اخیر در محدوده قانون حرکت کرد. مگر این کم توجهی مرکز و بقایای شر و فساد دوران حاکمیت جناب پوهنیار صاحب خیرالله انوش ولسوال وقت اندخوی فعلا والی ولایت سمنگان بوده که مردم اندخوی را در 11حمل 1390 مجبوربه تظاهرات گسترده ده هزار نفري وادار ساخت.
با وجود مخالفت و انزجار شدید مردم اندخوی بقایای شبکه در حال ظلم و استبداد به مردم خود اند.

همانطوريكه بمطالعه فيسبوك جناب " پوهنيار خيرالله انوش " به حيرت افتادم كه فيسبوك بدون هيچگونه مطلب اجتماعي سياسي پر از تصاوير هنرمندان سينمايي و الفاظ غير اخلاقي است. گويا هنوزهم اخلاق شان اصلاح نشده است.
همچنان به قول مراجعين در بررسی قضاياي وارده به شعبات حقوق و مقام محکمه ابتداییه اندخوی ضبط صوتی و تصویری را مدرک اثباتیه حق نمیشناسند. این عمل در ذات خود انکار علم و تخنیک عصر و زمان منجمله تلیفون و کامپیوتر و اینترنیت است. در حاليكه بر اساس آن بانکهای جهان تبادل پولی خود را انجام میدهد و این محکمه هنوز در عصر حجر باقیست.
مدارک اثباتیه مورد اعتماد شان اسناد کاغذی است که در صورت جعل اوراق، کریمینال تخنیک هم ندارند. شاید از وجود آن بی خبر هم باشند. کوشیده اند که مردم در ارایه دلایل محدود بمانند تا محکمه محترم به لزوم دید خود فیصله صادر کند.

چنانچه اخیرا در محله بیشکینت اندخوی دو موتر شتابزده در حال سبقت به عقب موترسایکل دوپشته سوار تصادم کرده زن سوار موترسایکل به قتل میرسد ولی بنا به حکم محکمه محترم شهراندخوی شوهر مقتول شش ماه زندان و دريور موتر تصادم معاف شناخته میشود.

همچنان کدام یک شهروند اندخویی چهره مشهور جناب محمد نبی پیژند آمر جنایی فعلي شهر اندخوی را در کد خبری 26014 این شبکه محترم به معرفی گذاشته بود. اما مقامات عالی دولت نظر شهروندان اندخوی راچندان مداراعتبار قرار نداد ولی سرقت مافیایی و رشوت در موجودیت این هم رديف سارقین هنوز ادامه یافت.
باند مافيايي دوران جناب خيرالله انوش تحت اداره نبي پيژند پول عازمين حج را در جنگلزار بين اندخوي دولت آباد فارياب به غارت بردند و قتل هاي زنجيره اي كه هنوز اثري از حضور طالبان نبود در موجوديت اين باند صورت گرفته از نظر فرد فرد اندخوي پوشيده نيست.
حتي بعضي از محكومين 20 ساله اين قتل ها در يك سال آزاد شدند. مگر هيچ فرد اندخوي از ترس جان خود جنايات بقاياي اين باند را به تنهايي افشا كرده نميتواند تا اينكه مقامات عالي گلم شانرا جمع كند يا روزي به طوفان مردمي سردچار شوند كه در آنصورت دولت نيز از نظر مردم مقصر شناخته خواهد شد.

حدود شش بجه صبح صادق مورخ جهارم دلو 1390 دکان صرافی محترم محمد علی در قلب شهر اندخوی به سرقت رفت.
آیا شکستاندن قفل دكان سر و صدا ندارد؟ حمل صیف چهل سیره به موتر زمانبر نیست؟ ازدحام کم از کم پنج شش نفر سارق در فرصت خلاء شهر کسی را مشکوک نمیسازد؟ پوسته موظف در فاصله 100 متری چیزی را احساس نمیکند؟
قرار شایعات موتر سراچه حامل صیف با عقب باز در فضای نظارت پوسته عبور میکند کسی شک بر نمیشود؟ قراول محل با دهن پلستر و با دست باز و پای باز تا رسیدن موظفین امنیتی سر و صدا نمیکند چرا؟ درین شب جناب محمد نبی پیژند آمر جنایی شهر اندخوی نوکریوال بوده اما با ترک وظیفه محوله به خانه خود رفته بود چه تضمینی وجوددارد که این جناب در خانه خود استراحت بود یا مصروف کدام کار مهم ؟
اگر درین سرقت بزرگ اشخاص بلد دکان دست هم داشته باشد فضای مساعدو مطمين این سرقت باصلاحیت اندخوی هر شنونده را مشکوک میسازد. تا آخرين دقيقه كه اين مطلب را مرتب دارم ساعت30 : 8بامداد 9 دلو 1390 است هنوز اثري از كشف اين جرم تثبيت نيست و شايد مجرمين در غرق نيشه كيف صفا دارند گويا بگيرش كه نگيردت.

بنابر تجارب قبلي ، هر فرد اندخوي با اطمنان باند دست پرورده جناب نبي پيژند را مسول اين سرقت بزرگ ميدانند.
قرار معلوم مورخ 5 دلو 1390 در حدود 50 نفر دکانداران شهر اندخوی به شمول صرافان شوک زده به رسم اعتراض به حضور جناب سلطان سنجر ولسوال شهر اندخوی رفته این سرقت آشکار در حضور مسولین امنیتی را فضای قانون جنگل دانستند.
مورد سوال قرار دادند که آیا قوماندانی امنیه شهر اندخوی قابلیت تامین امنیت و اداره را دارد یا طور دسته جمعی از حکومت اشخاص کارآمد را تقاضا کنیم ؟ ولسوال اندخوی در برابر خشم بزرگان باشکیبایی کامل به آرامش دعوت کرده اطمنان خاطر داد که امنیت دکان شماو مال شما را دولت تضمین میکند. از اینکه جناب سلطان سنجر ولسوال اندخوی در نزد اکثریت قاطبه ملت های ساکن محل مورد احترام است سخنان شانرا اعتماد کردند.
همچنان از صحبت های دقیق قوماندان امنیه جدیدالتقرر شهراندخوی در خفا ابراز رضاییت کرده تاسف نمودند که افراد ناقابل جنایی چنین یک قوماندان متجرب را هم بد نام میسازد. اما مدیر امنیت شهر اندخوی یک کارمند خود را به جلسه مردمی فرستاده نه تنها در پیشگاه مردم حاضر نبود بلکه در بخش امنیت کارکرد محسوس جامعه را نیز ندارند.
گزارش جریان مجلس اعتراضیه بزرکان به قول یک سرشناس قومی تحریر یافت نواقص و توضیحات بیشتر آنرا خوانندگان عزیز ارایه خواهند کرد.
همانطوریکه در هرگونه شرایط سیاسی هم نمیشود زندگی را متوقف ساخت ، هدف ازین نوشته فارغ از غرض سیاسی و شخصی بلکه صرفا به مرام اصلاح اداری و ترحم به حق بشر نگارش یافت ، عدالت نیست که با تباهی صدها نفر شکم یک فاسد سیر شود. مردم اندخوی در تقاضای حق قانونی خود با مقامها مصلحت نمیکند بلکه مقامها را مزدور خود میشناسد.
چنانچه تظاهرات غافلگیرانه 11حمل 1390 مردم اندخوی شاهد مدعای ماست چون این مبارزه سیاسی نیست که به قانون اساسی محک زده شود یعنی غافلگیرانه قیام و تقاضای حقوق خواهد کرد. آیا این حالت مقامات عالی را انگیزه جدید نمیدهد؟
درست است که جناب محمد علی صراف باصدها نفر داد و گرفت صدها دوست و آشنا و هزارها شناسا دارد و اگر جناب آمرصاحب جنایی شهر اندخوي بخواهد این جنایت حتمی کشف و مجازات میشود" الله اعلم" مگر آینده این شهر را چه تصور کنیم؟ تلاشهاي قوماندان امنيه جديد شهر اندخوي اميدواركننده است اما با چه كسي؟

پیشنهاد میکنم مقامات محترم مافوق رقابت اشغال کرسی های محل را تا ایجاد فضای مصون کنار گذاشته از کادر بلد محل با قلب پاک و دست پاک جهت تسریع کشف و جلوگیری جرایم بیشتر استحصال خدمت فرمایند!
اندخوی از نظر موقعیت جغرافیایی و بندری حایز اهمیت درجه دوم کشور بوده انارشیسم بموجب فساد وقتل هاي زنجيره اي در چنين يك شهر بندري تاحدي تحدید حیات سیاسی کشور است فلهذا رشوتخور و باند مافيا باید بی درنگ مجازات شود!
شرابخوری و فساد اخلاقی جامعه موجبات هرج ومرج و غفلت وطنپرستی است وظیفه ایمانی و وجدانی هر مامور و افراد محل است در جلوگیری آن همیاری فرمایند چون راحت جامعه راحت خودشان نیز است!

امیدوارم تبادل نظر بنده زیر ذره بین خوانندگان محترم قرار گرفته مارا رهنمایی و رهبری سالم فرمایند تا قطره قطره دریا شود !

بااحترام: تاش خواجه فاريابي

پست ویژه

بوی خوشِ کاغذ؛ خداحافظ رسانه‌های چاپی

  شاید خداحافظی با رسانه‌های چاپی برای بسیاری از روزنامه‌نگاران و خوانندگان روزنامه‌ها نگران کننده و حتی پذیرفتن آن سخت باشد، اما تحولی اس...