۰۲ اسفند ۱۳۹۰

هرات؛گودال خاطرات و رویاهای زنان این شهر!

- مختار وفایی-
 دامنه ی خشونت علیه زنان در افغانستان سابقه ی دیرینه ی دارد،درتاریخ افغانستان زنان همواره مظلوم و مورد آزار و اذیت قرار گرفته اند، سیاه ترین دوران را می توان از سال های حکومت استبدادی طالبان یاد نمود که هزاران زن پیر و جوان بدون گناه در سراسر کشور سنگسار و اعدام گردیدند؛در حکومت چندساله ی طالبان زنان  ازهر گونه امتیاز و حقوق شهروندی وشخصی محروم بودند،پس از فروپاشی رژیم استبدادی طالبان و روی کار امدن حکومت موقت کرزی و سرازیر شدن میلیاردها دالر برای بهبود افغانستان در بخش های مختلف، نویدهای تازه ی در اذهان مردم نقش گرفته بود،اما بعداً آهسته آهسته این امید ها به یاس تبدیل شده و تشت رسوایی حامد کرزی و جامعه ی جهانی با همه وعده های که در جلسه ی سرنوشت ساز بن برای مردم افغانستان داده بودند به زمین خورد و امروز مردم افغانستان هیچگونه باور و اعتمادی نسبت به جامعه ی جهانی و سیاسیون معامله گر این کشور ندارند،جدا ازینکه در همه بخش ها هیچگونه کار مثمر و چشم گیری صورت نگرفته است؛دیده می شود که یگانه پدیده ی که نابودی آن بیش از همه از بلندگوهای جامعه ی جهانی و همکاران شان در بخش های حقوق بشر و حقوق زنان  شنیده می شود،هر روز دامنه ی گسترده تری را به خود می گیرد و  درین اواخر زنان افغانستان بیشتر قربانی مردان زن ستیز درین سرزمین می گردند.
شهر هرات یکی از شهرهای است که بیشترین آمار خشونت علیه زنان را در چند سال اخیر به خود اختصاص داده است،درین شهراز  آغاز سال جاری(1390) تا اکنون که یازده ماه از آن می گذرد بیش از 205 مورد خشونت علیه زنان  ثبت گردیده است.
مرد معتاد انگشت و زبان زن جوانش را خورد
این تیتر تکانده ی بود که لحظه ی مرا مصروف نوشتن این متن نمود؛این اتفاق دیروز(1/11/1390) در شهر هرات اتفاق افتاد، شرح کوتاه این گزارش را باهم می خوانیم.
خانم جوانی به اسم عارفه که شوهرش معتاد می باشد یکی از قربانیان خشونت علیه زنان در هرات می باشد که زبان و ناخن دستش را شوهر معتادش جلو چشمانش پخته نموده و خورده است.
شوهر این خانم بیست ساله (عارفه) جلو چشمان او، انگشت و زبانش را کباب کرده و خورده است.
عارفه نه سال است که ازدواج کرده و هشت سال نیز در ایران زندگی کرده است.
او که حامله نیز است وبا سختی صحبت می کرد؛ به خبرنگاران گفت که یک هفته پیش، شوهرش زبان وانگشت دست او را قطع کرده و در مقابل چشمانش، کباب کرد و خورد.
این خانم ادعا دارد که شوهرش سه روز پیش نیز یک طفل 4 ساله اش را به قتل رسانده و با دست اندازی دربطن او (عارفه) طفل حمل شده او را نیز از بین برده است .
وقتی آدم می بیند چه کارهای درین سرزمین که به یک جزیره ی وحشتناکی می ماند که این چنین حوادث در اذهان مردم به یک امر عادی تبدیل گردیده به یاد شعر فریدون مشیری میافتی که در جای یکی از اشعار بلندش گفته است...
وای جنگل را بیابان میکنند
 دست خون آلود را در پیش چشم خلق پنهان میکنند
 هیچ حیوانی به حیوانی نمی دارد روا
آنچه این نامردمان با جان انسان میکنند

۰۱ اسفند ۱۳۹۰

محدودیت بر رسانه ها غیرقانونی است!!

دیده بان رسانه ها می گوید که محدودیت بر رسانه های تصویری کشور از سوی وزارت اطلاعات و فرهنگ نوعی فشار بر رسانه ها و غیرقانونی است.
در اعلامیه ای که این مرکز به رسانه ها ارسال کرده است، ابلاغیه وزارت اطلاعات و فرهنگ بدون نشانی مشخص، تمامی تلويزيون ها را مخاطب قرار داده است.
دیده بان رسانه ها گفته است در رسانه های تصویری کشور موارد ابلاغ شده رعایت می شود و صدور چنين ابلاغيه به" تجويز دارو" برای يک "شخص سالم" می ماند.
وزارت اطلاعات و فرهنگ در ابلاغیه ای که از تلویزیون ملی پخش شد، از تمامی مجریان زن در رسانه های تصویری کشور خواست که هنگام اجرای برنامه روسری پوشیده و از آرایش غلیظ استفاده نکنند.
دیده بان رسانه ها می گوید که انتشار اين ابلاغيه در حالی صورت می گيرد که روند آغاز مذاکرات با طالبان به مرحلۀ حساسی رسيده است و وضع اين گونه محدوديت ها بر رسانه ها، "چراغ سبزی" برای طالبان پنداشته مي شود.
سید مخدوم رهین، وزیر اطلاعات و فرهنگ به رسانه ها گفته است که ابلاغیه این وزارت هیچ ارتباطی به مذاکرات با طالبان نداشته بلکه در راستای دفاع از ارزشهای دینی و اسلامی صورت گرفته است.
دیده بان رسانه ها از رسانه ها و دولت افغانستان می خواهد که نگذارند "هيولای محدوديت و ممنوعيت" برحقوق اساسی شهروندان، بارديگر فضای باز رسانه ای کشور را با مشکل روبرو کند.
این مرکز تاکید دارد که رسانه ها، ارزشهای اسلامی و افغانی را رعایت کرده و در صورت وجود تخطی، وزارت اطلاعات و فرهنگ باید به صورت مشخص به آن موارد اشاره می کرد.

ماینهای منفجر نشده در کمین مردم افغانستان

رییس مرکز هماهنگی ماین روبی گفته است که هنوزهم صدها کیلومتر مربع ساحه را در افغانستان ماینهای منفجر ناشده تهدید میکند.
محمد صدیق راشد، رییس مرکزهماهنگی ماین روبی در این راستا گفت که درحدود ۴۳ پروژه توسعوی عمده که درافغانستان برنامه ریزی شده اند، با خطرماین های منفجر ناشده روبرو هستند.
وی هشدارمی دهد که اگرماین های منفجرنشده از سر راه این پروژه ها برداشته نشوند، عملی شدن این پروژه ها با خطر روبرو خواهند شد.
آقای راشد گفته است که در حدود یک میلیون شهروند کشور در فاصله کمتر از ۵۰۰ متری ساحات ماین های منفجرناشده، زندگی می کنند.
وی می افزاید که ۸۰ درصد ساحات باقیمانده، ساحات است که مشکلات را به زمین های زارعتی به بارآورده است.
در همین حال جنرال واتردی گیوهن، دستیار معاون وزیرخارجه ایالات متحده امریکا، پاک سازی ماین ها را در راستای بازسازی افغانستان یک گام مهم می داند.
وی افزود، ماین ها و دیگربازمانده های جنگی مانع ثبات و توسعه در یک کشورمی شوند، زیرا ماین ها بر بخشهای گوناگون زندگی اثر می گذارند، مانع رفتن کودکان به مکتب می شوند و نیز مردم را به ترک خانه هایشان مجبور می سازد.
رییس مرکزهماهنگی ماین روبی گفته است که ازمیان ۳۴ ولایت تنها ولایت دایکندی با مشکل ماین روبرو نیست، اما دیگر ولایت ها به ویژه 13 ولایت ازجمله کابل، قندهار، میدان وردگ، هلمند ولایت شمال کشور و بخشهای مرکزی و شمال شرق بیشتر مشکل ماین دارند

۳۰ بهمن ۱۳۹۰

وقتی کاریکاتور ها به سخن می آیند...

 لبخندی از رئیس جمهور محبوب ما


دیروز که بودم، امروز چه هستم؟

به نظر شما ریشه تروریزم در کجاست؟


این است دموکراسی پاکستانی

۲۹ بهمن ۱۳۹۰

حنجره اى كه به جرم آزاديخواهى در سوريه دريده شد با سمفونى جاودانه گشت

نام ابراهيم قاشوش، خواننده ى فقيد سورى و ياد حنجره اش را كه نواى آزادى سرداد، جوان سورى ديگرى جاودانه كرد.

سوريها به شادى و سرزندگى معروفند. همه ى مسافرانى كه به منظور سياحت يا زيارت به سوريه رفته اند، در خيابانها و ميادين و پاركها، پير و جوانهاى سورى را ديده اند كه دايره و دنبك به دست، پاى مى كوبند و آواز مى خوانند. لذا طبيعى بود كه در انقلاب سوريه نيز پايكوبى و آوازخوانى و دست افشانى جاى ويژه اى داشته باشند.

در اين كشور، روزى نيست كه دهها نفر كشته نشوند و صدها مجروح و اسير به آمار قربانيان افزوده نگردد. روزى نيست كه جسدهاى مثله شده در گوشه هاى خيابان و بيابان يافته نشود. روزى نيست كه بر آتش فرقه گرايى و برادركشى دميده نگردد. اما سوريها سوگند ياد كرده اند كه فرهنگ شاد خود راحفظ كنند و صبورانه پيكار براى آزادى و عدالت و شفافيت را ادامه دهند.

يكى از بارزرترين حوادث اوايل انقلاب سوريه، باب شدن ترانه اى با ترجيع بند "ياللا ارحل يا بشار" بود. تظاهركنندگان معترض، با اين ترانه به راس هرم قدرت مى گفتند: حيا كن، حكومت را رها كن. اما پاسخ هرم قدرت، دريدن گلوى "ابراهيم قاشوش" سراينده و اجرا كننده ى اين آواز بود.

با اين حال ياد آن حنجره و آواز در سراسر دنيا پيچيد و به "مالك جندلى" هموطن وهمراه قاشوش رسيد. جندلى كه يك موسيقدان معروف در سطح جهان بود، بدون كاربرد كلامى، تنها با نواى موسيقى، سمفونى "قاشوش" را پديد آورد كه با آن خاطره ى رفيق راهش را جاودانه كند.

البته خود مالك جندلى كه مقيم امريكا است از آتش كينه ى خصم بى نصيب نمانده است. يك بار به خانه ى پدرى اش در شهر حمص حمله كردند و پدر و مادر پيرش را زير ضرب گرفتند و با چشم و چال ورم كرده و بدن درب و داغان رها كردند. چندى بعد هم گلوله ى تانك يا خمپاره، آن خانه را با خاك يكسان كرد.

ليكن اين موسيقيدان هرگز از افشاى جنايات رژيم حاكم بر كشورش بازنايستاد. او هميشه قبل از اين حملات و بعد از آنها، در تظاهرات و فعاليت هاى ضد اسد در واشنگتن شركت كرد و براى انقلاب نواخت و نواخت.

آخرين اثرى كه جندلى پديد آورده و نام "قاشوش" را بر آن گذاشته است، شوق رهايى را به انسان مى دهد، بدون آنكه كلمه اى به هيچ زبانى در اثر بيايد.

گويى آفريننده ى اين اثر با زبان بين المللى موسيقى، مى خواهد به همه ى انسانها بگويد: "پرنده مردنى است.. پرواز را بخاطر بسپار". قاشوشها اگر رفتند، همه ى انسانها از هر جنس و مليت و زبان و آيينى، آزادى را فرياد مى زنند.

نقد و بررسی کتاب داستانی" کابل جای آدم نیست" در خانه فرهنگ

آنچه در این کتاب جلب توجه می کند، نام کتاب است. مخاطب پیش از همه چیز متوجه نام این کتاب می شود و مستقیما سراغ داستانی می رود که نام این کتاب به آن تعلق دارد.


کابل جای آدم نیست؛ کتابی از سید علی موسوی این بار در سلسله برنامه های"کتاب ماه" که از سوی خانه ادبیات برگزار می شود، نقد شد.
این کتاب شامل 16 داستان می شود که 4 داستان آن برنده جوایز مختلف در جشنواره های ادبی شده است.
داستان "آشنایی برای دو پرنده" برنده جایزه نخست مسابقه داستان نویسی روز جهانی صلح سال 1387 در ولایت بلخ شده است.
"شب اول قبر" برنده جایزه نخست اولین دوره مسابقه مهرگان ، داستان "رنگ های بی صدا" برنده جایزه دوم پنجمین دوره جشنواره قند پارسی و داستان "مادکه لال" برنده جایزه دوم، سومین دوره مسابقه داستان نویسی مهرگان در سال 1389 شده است.
آنچه در این کتاب جلب توجه می کند، نام کتاب است. مخاطب پیش از همه چیز متوجه نام این کتاب می شود و مستقیما سراغ داستانی می رود که نام این کتاب به آن تعلق دارد.
آنچه در این کتاب جلب توجه می کند، نام کتاب است. مخاطب پیش از همه چیز متوجه نام این کتاب می شود و مستقیما سراغ داستانی می رود که نام این کتاب به آن تعلق دارد.
داستان "کابل جای آدم نیست" حکایت دختریست از دیار بلخ، که پس از سپری کردن امتحان کانکور در یکی از دانشگاه های کابل راه یافته ولی پدر و کاکایش او را اجازه رفتن به کابل نمی دهند.
در این داستان کاکای دختر خطاب به او می گوید که "کابل جای آدم نیست" و این جمله چندین بار در متن تکرار می شود.
شباهت داستان های سید علی موسوی و چِخوف روسی
محمد تقی اخلاقی منتقد جوان در مورد کتاب سید علی موسوی چنین گفت:" نویسنده در بعضی جاهای این 16 داستان کوتاه تلاش کرده است که هر بار تکنیک تازه ی را به کار برد و آنچه را که از مطالعات اش در خصوص روایت به دست آورده، نمایان کند."
او افزود که داستان اول این مجموعه "رنگ های بی صدا" با وجود محدودیت های زیادی مانند کم سن بودن و نابینا بودن روایت کننده، ظرافت های خاصی دارد.
اخلاقی گفت که بیشتر داستان های موسوی خواننده را به یاد نوشته های چخوف می اندازد و نوشته های چخوف بر داستان های موسوی خواهی نخواهی تاثیر کرده است.
او افزود، شماری از داستان های موسوی مانند نوشته های چخوف، تصویر یا تصویر هایی اند که کنار هم گذاشته شده اند.
به گفته اخلاقی این تصاویر گاه، چنان جذاب اند که نمی توانیم آن را کامل نبینیم و این کامیابی داستان ها را به نمایش می گذارد.
آنتون پاولوویچ چِخوف، داستان و نمایشنامه نویس روسی است که بیشتر از یک قرن قبل از امروز در مدت کوتاه زندگی اش بیش از 700 اثر از خود به جا گذاشته است.
آنتوان چِخوف، از جمله بزرگترین داستان نویسان روسی است که پس از شکسپیر، او را بهترین نمایشنامه نویس نیز دانسته اند.
هادی مروج زاده گفت که اکثر داستان ها در این مجموعه شخصیت محور است نه حادثه محور.
به گفته مروج زاده در این داستان ها کوشش شده شخصیت های که در جامعه حضور دارند، معرفی شود.
مروج زاده چند داستان این مجموعه را نقد و بررسی کرد، از جمله "شبی برای یک مرد" که به گفته مروج زاده داستان مردی است که در شفاخانه کار می کند و تمام شب با مریض ها و نزدیکان مریض درگیر است.
در داستان "شبی برای یک مرد" خواننده به زودی نمی تواند موقعیت روایت کننده را دریابد که آیا او هم از نزدیکان مریضی است که در شفاخانه بستر شده یا شخص دیگری.

افغانستان هیچ دانشگاه معتبر ندارد

افغانستان در حالی فاقد دانشگاهی معتبر در سطح بین المللی می باشد که این کشور طبق آمارها و گزارش ها، در صدر کشورهای تولید کننده مواد مخدر، کشورهای فاسد، کشورهای منبع پناهجو و کشورهایی که مرگ و میر مادران و کودکان در آن بالاست قرار دارد. شاید بتوان گفت افغانستان با بیش از دو قرن جنگ و جنایت، در صدر کشورهای جنگ زده ی جهان است.
یک مرکز ارزیابی آکادمیک بنام Academic Ranking of World Universities فهرستی از 500 دانشگاه برتر جهان را منتشر کرده که در آن فهرست هیچ دانشگاهی از افغانستان جای ندارد.
این مرکز که از سال 2003 اقدام به ارزیابی دانشگاه های نموده، در فهرست خود از چهار دانشگاه آمریکایی به عنوان برترین دانشگاه های دنیا یاد کرده است.
این چهار دانشگاه برتر دنیا به ترتیب دانشگاه هاروارد، دانشگاه برکلی کالیفرنیا، دانشگاه استنفورد و انستیتوت تکنالوژی ماساچوست می باشد. طبق این فهرست، دانشگاه کمبریج انگلستان در رتبه پنجم و دانشگاه آکسفورد این کشور در رتبه دهم قرار دارد.

طبق جدولی که این مرکز از دانشگاه های معتبر دنیا منتشر کرده، در همسایگی افغانستان تنها سه کشور چین، هندوستان و ایران دارای دانشگاه هایی در ردیف 500 دانشگاه برتر جهان می باشند.
در هند دو انستیتوت دانش (علم) و تکنالوژی در فهرست 500 دانشگاه برتر است. در چین 22 دانشگاه و مرکز آموزش عالی در ردیف 500 دانشگاه برتر جهان می باشد. در ایران تنها دانشگاه تهران در ردیف 500 دانشگاه برتر قرار دارد.
افغانستان در حالی فاقد دانشگاهی معتبر در سطح بین المللی می باشد که این کشور طبق آمارها و گزارش ها، در صدر کشورهای تولید کننده مواد مخدر، کشورهای فاسد، کشورهای منبع پناهجو و کشورهایی که مرگ و میر مادران و کودکان در آن بالاست قرار دارد. شاید بتوان گفت افغانستان با بیش از دو قرن جنگ و جنایت، در صدر کشورهای جنگ زده ی جهان است.

اطلاعاتی های ایران به دنبال عطا محمد نور

شبکه های جاسوسی ایران، چهره های سیاسی درافغانستان را درلحاف عقاید سخیف خود می پیچند وتجارت تبلیغاتی را طوری راه می اندازند تا اعتبار سیاسیون را لطمه پذیر کند. مثلاً درگزارش زیر متنی زیرنام «پیام عطامحمد نور» به مناسبت «سی وسومین سالروزپیروزی انقلاب اسلامی ایران» منتشرکرده اند. ادبیات حزب الهی این متن نشان می دهد که دقیقاً ازسوی یک دفتراستخباراتی تهیه شده است. نخستین پرسشی که درذهن خواننده تولید می شود، این است که آیا پیام از سوی عطامحمد نور است؟ این هم گزارش:
به گزارش خبرنگار خبرگزاری فارس در مزار شریف، "عطا محمد نور" والی بلخ در شمال افغانستان در پیامی به مناسبت سی‌و‌سومین سالروز پیروزی انقلاب اسلامی ایران، اظهار داشت: جشن پیروزی انقلاب اسلامی متعلق به همه ملت‌های آزاده جهان است.
در پیام والی بلخ که توسط "محمد ظاهر وحدت" معاون وی در مراسم ویژه‌ای که به همین مناسبت در شهر مزارشریف برگزار شد، قرائت گردید، آمده است: من این روز خجسته را به ملت و دولت ایران و تمامی مسلمانان جهان تبریک می‌گویم.
نور در ادامه این پیام انقلاب اسلامی ایران را همچون نور فروزنده‌ای دانست و تصریح کرد: این نور در جهانی که مملو از تاریکی و دین ستیزی بود، تبلور کرد و با شعار نه شرقی و نه غربی توانست با اتکا به اسلام ناب در پهنه گیتی دل‌های عدالت خواهان جهان را روشن کند.
در این پیام با اشاره به سختی‌ها و مشکلاتی که در سی سال اخیر جمهوری اسلامی ایران با آن و دست و پنجه نرم کرده و از آن سربلند بیرون آمده است، افزود: این‌ها همه مرهون رهبری خردمندانه، فداکاری ملت، وحدت ملی و خود باوری ایرانیان غیور و فهیم است.
وی دسیسه‌ دنیای غرب به سرکردگی آمریکا در برخورد خصمانه علیه جمهوری اسلامی ایران در 3 دهه گذشته را محکوم به شکست دانست و ادامه داد: آمریکا و همپیمانان کور دلش هر قدر هم که با نظام مقدس اسلامی ایران سرستیز داشته باشند بازهم نمی‌توانند ملت ایران را از خود کفایی و خود باوری باز دارند و این به نفع مردم ایران است.
پیشرفت‌‌های ایران همچون تیری زهرآگین در قلب دشمنان ایران است
محمد نور با اشاره به دستاوردهای نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران در عرصه‌های مختلف در سال‌های بعد از انقلاب افزود: این پیشرفت‌ها همچون تیری زهرآگین بر قلب دشمنان اسلام به ویژه آمریکا و رژیم صهیونیستی است.
این مقام افغان در پیام خود آورده است: بر خلاف آنچه که جهان غرب تصور می کرد، امروز ایران اسلامی به پیشرفت‌های چشمگیری در عرصه‌های مختلف از جمله فناوری هسته‌ای دست پیدا کرده است و هیچ چیز مانع این پیشرفت‌ها نخواهد شد.
والی بلخ دستیابی به فناوری صلح آمیز هسته‌ای را حق تمامی ملت‌های جهان از جمله جمهوری اسلامی ایران دانست و خاطرنشان کرد: ما خصومت‌ورزی‌های جهان غرب به خصوص آمریکا با ایران را محکوم می‌کنیم.
وی اظهار داشت: چگونه می‌شود که رژیم اشغالگر قدس با ماهیت جنگ طلبانه و زورگویی خود می‌تواند از فناوری هسته‌‌ای بهرمند و حتی سلاح‌های کشتار جمعی در اختیار داشته باشد اما کشور بزرگی چون ایران حتی از استفاده صلح آمیز انرژی هسته‌ای بی بهره بماند و به خواست غرب تن دهد.
در مراسم گرامی داشت سی‌‌وسومین سالروز پیروزی انقلاب اسلامی که از طرف کنسولگری ایران در مزارشریف برگزار شد، "خمیس صافی" معاون کنسول ایران در ولایت بلخ در سخنانی با بر شمردن افتخارات و دستاوردهای سال‌های پس از انقلاب، گفت: رشد سریع علمی در بخش‌های مختلف و حضور فعال ایران در عرصه‌های گوناگون فناوری و دانش روز گوشه‌ای از این دستاوردها است.
صافی تصریح کرد: با وجود ایجاد موانع از سوی کشورهای غربی برای جلوگیری از دستیابی ایران به علوم هسته‌ای و تحریم‌ تجهیزات 2 منظوره از سوی دشمنان اسلام امروز ایران اسلامی به رغم خواست دشمنان انقلاب به فناوری‌های بزرگ و پیچیده غنی سازی اورانیوم دست یافته و جزء 10 کشور برتر جهان محسوب می‌شود.
وی پیشرفت ایران در علوم هوا فضا و ساخت و پرتاب ماهواره "امید"، موشک "سفیر" و قراردادن آن در مدار زمین را از دیگر دستاوردهای نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران دانست و ادامه داد: ایران اسلامی مفتخر است که امروز در این زمینه در موقعیت برتر منطقه قرار دارد .
در این مراسم سخنرانان در رابطه با ابعاد مختلف انقلاب شکوهمند اسلامی و دلایل ماندگاری و پیشتازی آن سخنرانی کردند

شهر مزارشریف در چنبره ی ناآرامی چند اوباش


نشر دوباره:  این نامه توسط یکی از خوانندگان این وبلاگ نوشته شده و درین این وبلاگ چند هفته قبل نشر شد؛پس از نشر این نامه درین وبلاگ هفته ی قبل این نامه با هماهنگی مدیر این وبلاگ در یکی از نشریات چاپی بلخ  به چاپ رسید و اکنون منتظر جواب از سوی والی بلخ هستیم....

نامة سرگشاده به  والی ولایت بلخ !

جلالت مآب محترم!
باآنکه در مدیریت ، کاردانی ، تدبر و کارآزموده گی شما در اداره ، سازنده گی ، رشد و انکشاف ولایت بلخ به ویژه شهرمزارشریف در سالیانی که عهده دار این سمت هستید ، جای تردید نیست و برای خویش و مردم این شهر در سطح کشور و جهان آبرو و اعتبار ویژه یی در تمام عرصه ها و بالاخص در عرصة امنیت این ولا کمایی کرده اید ؛ در دو سه سال اخیر گروهکهایی در این شهر عرض اندام کرده اند که به زعم خود در شهر «بدماشی» می کنند . این گروهکهای اوباش و ولگرد که سردسته هایشان بیشتر بازماندة جنگ های داخلی و رقابت های بین الحزبی هستند و بودند ، زیر مجموعه های نیز دارند که معلول و مولود فقر ، جهل ، بیکاری ، محیط ناسالم و مدیریت نادرست یا ضعیف خانواده هایشان می باشند . اما نباید نادیده گرفت که یکی از عوامل همانا ضعف عملکرد نهاد های امنیتی ، به ویژه برخی حوزه های امنیتی نواحی شهر از جمله حوزه هشتم امنیتی پولیس می باشد که بیشترین جنایت در شاخه مسئولیت این حوزه تا کنون رخ داده است و بیشترین اوباش نیز درین منطقه وجود دارد . این ولگردان که معمولن با خود برچه و تفنگچه حمل می کنند قبلن از طرف شب در گذرگاه ها در کمین نشسته به چپاول و غارت اموال مردم ، مثل ( موترسایکل ، ساعت ، پول و تلفن همراه ) می زدند ؛ درین اواخر این کار را شجاعانه در روز روشن ، در برابر دیده گان همه انجام می دهند ؛ در دیوار های صنوف مکتب عبدالعلی مزاری در سیدآباد شعار زنده باد فلانی نوشته می کنند ؛ ملای مسجد دشت شور را می کشند و موتر سایکلش را می ربایند ؛ در خالد بن ولید موترسایکل دانشجویی را به اکراه از نزدش می گیرند ؛ در پل تصدی راننده یی را با شاگردش در ملاعام به گونه فیلمی در روی سرک شاهراه به رگبار گلوله می بندند ؛ در کارته نورخدا آدم می کشند و فرار می کنند و اگر کدام وقتی کسانی از اینها حین انجام دادن کدام جرمی دستگیر می شوند ، نخست از حوزة مذکور با پرداخت پول رها می گردند و اگر برای مدتی توقیف و زندانی گردند با پا در میانی وکیلی پارلمان آزاد می شوند . حال کار به جایی رسیده است که گویا حوزه های امنیتی نیز از ایشان می هراسند . در ارتباط به قتلی که در کارتة نورخدا بلاک دوم صورت گرفت ، مقتول برادر من ( نویسنده این نامه ) بود که نخست به گونه شفاهی به حوزه هشتم امنیتی عارض شدیم و مسئولان ( آمر حوزه ) این حوزه گفتند :« قاتل را شما به دست ما بدهید سپس ما عمل می کنیم .» چه طنز عجیبی !
بار دوم کتبن عارض شدیم و برای دستگیری قاتل یاری خواستیم ؛ معاون حوزه مذکور چنین گفتند :« من می دانم که قاتل دیشب در دهدادی نزد فلان بدماش که ذکر نامش به خیر باد بوده و او ( همان بدماش) خود برای من زنگ زده بود که فلانی یعنی قاتل پیش من است . » حال ازین سخن ها فقط یک برداشت و نتیجه به دست می آید که حوزه های امنیتی به ویژه حوزه هایی که در ساحه مسئولیت آنان جرم صورت می گیرد و یا به مجرم پناه داده می شود و یا جای مراودت آنهاست ، دقیقن می دانند که این اوباشان روزها در کجایند و شب ها را در کجا می گذرانند ؛ در کدام بلیاردخانه ، گیم خانه ، قمارخانه ، و قیلون سرا استند و در کدام پارک تفریحی رهایشی محله ها به کشیدن چرس ، کاربرد مواد مخدر و لاابالی گری مشغولند . ما بارسوم نیز تلفنی به حوزه نامبرده ( حوزه هشتم ) تماس گرفتیم و در رابطه به دستگیری قاتل طالب معلومات شدیم و این بار برایمان گفتند که قاتل حمایتگر دارد و در توان ما نیست که او را دستگیر کنیم . سپس با ناگزیری تمام و با ناامیدی مفرط به فرماندهی امنیة ولایت بلخ عارض شدیم که قضیه شکل رسمی و دورانی را گرفته به مدیریت جنایی این نهاد و سپس به سارنوالی بلخ گسیل شد ، اما با تاسف باید گفت که با وجود امر قاطع فرمانده امنیة ولایت بلخ در جهت حل این معضل ، هیچکدام از مسئولان جرمی و اجرایی این نهاد ( فرماندهی امینة ولایت بلخ ) کدام اقدام جدیی در زمینة دستگیری و پیگرد قاتل تا کنون نکرده اند و تاسف بارتر اینکه یکی از سارنوالان سارنوالی ولایت بلخ که نامش با نام خدا مزین است به خاطر پیشبرد قضیة ما در سارنوالی بلخ و احالة آن به محکمه از ما مرده پولی (رشوت) می خواهد و ده روز برایمان وقت داده است تا پول مذکور را که به دالر است برایش تهیه کرده بپردازیم و گرنه با قلم خود نامة تقدیر ما را تغییر خواهد داد و معلوم نیست کار را تا چه زمانی معطل قرار خواهد داد و چه کار هایی در حق مان روا خواهد داشت . این قاضی سارنوال صاحب در کندن پول و راه جوری بر قضیه داران بسیار ماهر است و توازن دو طرف را رعایت می کند ؛ هم از مدعی پول میگیرد ؛ هم از مدعی علیه . زمانی کسی زن خود را که ده ها هزار دالر در عروسی اش هزینه برداشته بود طلاق می داد ؛ این قاضی پاک نهاد ما از کسی که زنی با این هزینه گزاف را از دست می داد هم دالر می خواست و از پدر دختر ، که دخترش طلاق شده اش را به خانه می برد نیز .
جناب والی صاحب !
این گروهکهای اوباش همان گروه هایی هستند که چندی پیش با موترسایکل های خویش در سطح شهر رژه می رفتند و پس از آن که چند تن از سردسته های مشهور شان به گونة مرموزی کشته شدند به گروه هایی کوچکتری متفرق شدند ؛ اما این گروه های کوچک آرام و دست به زیر چانه نه نشستند و روز به روز بسیج تر می شوند و گستاخ تر . آنان امنیت داخلی شهر مزارشریف را چالش گرفته اند و این ارمغان بزرگ شما را دارند بدنام می کنند . دو عامل می تواند به رشد و انسجام دوبارة این گروهکها بینجامد ؛ یکی ضعف عملکرد و وجود فساد ، مسامحه ، روابط و اخاذی یی که در برخی از نهاد های امنیتی به ویژه برخی از حوزه ها وجود دارد و دوم پیوستن جوانان بیکار ، معتاد و نادان و از خویش بی خبر به این گروه هاست . حال چگونه می توان جلو این بی بند و باری و مفاسد اخلاقی واجتماعی را گرفت در حالیکه برخی از حوزه های امنیتی ما یا شریک یا نظاره گر عاملان این کارها باشند ؛ چگونه می توان جلو معتادان را گرفت و چه فایده دارد موجودیت شفاخانة معتادان و زیر مراقبت گرفتن آنان در حالیکه مراجع و سرچشمه های فروش مواد مخدر ( پودر ، هیرویین ، چرس و الکول ) در تبانی با برخی از حوزه های امنیتی و پرداختن سهم به آنان آزادانه به عرضة این مواد می پردازند و ازین بابت به کاخ ها و نان و نوا رسیده اند . مسئولان عده یی ازین حوزه های امنیتی می دانند که در کجا فحاشی صورت می گیرد ؛ در کجا قمارخانه است و در چه موقعیتی و توسط چه کسانی مواد مخدر به فروش می رسد . پس تا زمانی که این سرچشمه ها مسدود نگردد ؛ مبارزه با اعتیاد ، بدماشی و بد اخلاقی ها ناممکن خواهد بود و کار ما هم آب در هاونگ کوبیدن . اما اینکه مسئولان برخی از حوزه های امنیتی با وجود دانستن این آدرس ها ( نشانه ها ) چرا از خود واکنش نشان نمی دهند و دست و دهان و پای شان برای توقیف عاملان این بدی ها و انسداد جایگاه ها و سرچشمه ها از حرکت باز افتاده است ، اظهر من الشمس است . گفته می شود که برخی از مکتب های شهر مزارشریف نیز ازینکه در امور تربیتی و ادارة خویش ضعف دارند ، در روند بی تربیه گی و ضعف اخلاقی و رفتاری جوانان و شاگردان و زمینه سازی برای بدماشی ها و تشکل این گروه ها به گونة غیرمستقیم دست دارند که از جمله می توان از لیسة با «خطر» نام برد که زمانی واصف باختری ، استاد ذبیح الله شهید ، استاد عطا محمد نور ، داکتر سمیع حامد ، صادق عصیان ، عبدالوهاب مجیر و دیگران از آنجا سر بدر می کردند و حالا کی ها از آنجا سر بیرون می کنند .
ورجاوند محترم !
می دانم که آب از بالا گل آلود نیست و شنیده ام که شما بارها دستور های لازم را در نشست های نوبتی اداری خویش برای محو فساد و تمام آنچه از جنس بدی است بر نهاد های مسئول و ذیصلاح ادارة خویش داده اید و تقصیر بر میگردد به کارشکنی ها ، سهل انگاری ها و اتلاف فرصت ها از سوی برخی از این نهاد های مسئول ؛ باآنهم شما خود بهتر می دانید که یکی از آرمان های بزرگ جهاد و مقاومت مردم مسلمان افغانستان و ساکنان ولایت بلخ و شخص شما و بزرگانی که درین مسیر مقدس جان های شیرین شان را قربانی کرده اند ، حاکمیت قانون خدا در زمین خدا ، آوردن صلح و فضای مصون اخلاقی ، اسلامی و فرهنگی ، تامین عدالت و پاکسازی جامعه از مفاسد اخلاقی ، اداری و رذیلیت های انسانی و اجتماعی بود ؛ حال از شما از شمایی که بازمانده آن بزرگان و پیشگام در زمینة برآروده شدن این آرمان ها و سازنده گی ها هستید رجامندم تا جلو این چالش های فجیع و بزرگ اجتماعی را به گونة جدی تر و آنگونه که خود تدبیر و تدبر دارید و می دانید ، بگیرید تا شهری را که خود با خون دل و عرق جبین به این درجه یی از اعتلا ، اعتبار ، شهرت و قابلیت رسانده اید ، با وجود چند مسئول ناکام و چند بی سر و پای ولگرد ، بدنام گردد و اگر ممکن است بر ما نیز در رابطه به دستگیری قاتل چشم عنایتی داشته باشید .
                                             والسلام
                                                                      باوربامیک

خر همان خر است و لی پالانش عوض شده!

 نویسنده: مختار وفایی
رژیم استبدادی و خون آشام طالب طی سال های که در کشور ما حاکم بود از هیچ گونه ظلم و استبداد در برابر شهروندان این کشور دریغ ن,ورزید؛ این برهمه گان هویداست که "طالب" یک پروژه ی ساخته شده بدست دشمنان مردم افغانستان بخصوص سازمان جاسوسی کشور همسایه ما پاکستان می باشد؛پاکستانی ها  از طریق طالبان توانستند سال های زیادی افغانستان را با میل خودشان برقصانند و آرمان های شوم شان  را درین سرزمین عملی کنند.بعد از  این که برج های دوقولو در نیویورک مورد حمله ی گروه القاعده که پیوندی نزدیکی با "طالب" دارد قرار گرفت،جامعه ی جهانی بخصوص ایالات متحده امریکا بدین باور شدند که با  یورش بردن به افغانستان و آوردن ملیاردها دالر  و هزاران جنگجو درین کشور شاید بتواند ریشه ها ی تروریزم را از روی زمین بر چیند. البته این شعار آنها می باشد نه خواست شان! با آمدن جامعه ی جهانی در افغانستان و برچیدن پرچم طالبان از آسمان افغانستان مردم ما بدین باور بودند که بعد از این چیزی بنام طالب ، قتل ،کشتار و  وحشت را نمی بینیم ، اما این آرمان ها خواب و خیالی  بیش نبود. بزودی دیدیم که امریکا یی هاحکومت دست نشانده ی را با اندیشه ی طالبانی راه اندازی کردند و زمینه های دزدی و آدم کشی را برای خودشان و همفکرانشان درین سرزمین  آماده ساختند و هیچ کس به شمول "رییس" دولت نمی تواند در برابر این اعمال وحشی گرایانه ی شان لب باز کنند. حالا مردم درک کردند که طالبان هنوز بر کشور حاکم اند و با خیال راحت و رهنمایی های "طالب دوستانه" ی جامعه ی جهانی و همکاران افغانی شان که  همان"طالبان نکتایی دار" هستند هر کاری را که در هر گوشه ی از کشور بخواهند انجام می دهند؛. اندیشه های طالبانی و طالبان نکتایی دار که بدتر از  طالبان مسلح و ریش دار و لنگی دار هستند امروز در بزرگترین و مهمترین ادارات حکومت تکیه زده اند و زمینه های وحشت گرایی را برای همفکران و اربابان شان شان آماده می کنند. طوریکه چندی قبل خود طالبان گفتند: ما در بزرگترین و مهمترین  ادارات دولتی افغانستان همکار و رهنما داریم. کرزی که این خون آشامان را به عنوان "برادر" خطاب می کنند تاهنوز این "برادران" کرزی از ملت ما قربانی های زیادی گرفته اند و هر روز در برابر هر "برادر" گفتن کرزی از مردم  ده ها قربانی می گیرند. حالا کار بجایی رسیده که اندیشه های طالبانی در دانشگاه های کشور راه باز کنند و از آنجا مردم را هدف قرار دهند. حضور جامعه ی جهانی در افغانستان هر روز بر مشکلات مردم این سرزمین می افزاید و هر روز از مردم قربانی می گیرد. امریکا که سردمدار این جنگ و "مبارزه" است شعارش از بین بردن دهشت، تروریزم و فراهم ساختن صلح و  امنیت به شهروندان افغانستان می باشد؛اما خودش یکی از بزرگترین حامیان و پشتوانه ی طالبان و دیگر گروه های دهشت افگن می باشد که همانند پاکستان هیچ گاه نمی خواهد در افغانستان یک حکومت مستقل ، آزاد، با صلح و امنیت کامل بوجود بیاید، امریکا افغانستان را بهترین مکان برای برآورده شدن آرمان هایش در منطقه می داند و همواره اهداف خودش را در افغانستان جستجو میکند. تجربه ده سال گذشته به ما این را می آموزاند که: "امریکا و جامعه ی جهانی حامی اصلی تروریزم و  وحشت گرایی در منطقه است و درین ده سال ترور شخصیت های ملی  وکشتار  افراد  بی گناه ملکی همه زیر سایه این ها طرح ریزی و توسط مذدوران شان عملی شدند"
نگارنده ی این مطلب بدین باورست که جامعه ی جهانی باید بازی موش و پشک را با سرنوشت مردم افغانستان بس کند و اگر واقعاً می خواهد گلیم ترویزم و طالب را از منطقه و افغانستان برچیند باید اول اندیشه های طالبانی را که بالای گرده ی مردم افغانستان سوار کرده اند دورسازند وطالبان نکتایی دار را که عامل اصلی پیدایش و دوام جنگ و بدبختی مردم افغانستان است از بین برده و بعداً راه برای از میان برداشتن چندتا مذدور و دست نشانده" آی اس آی " هموار خواهد شد.اینجا همان ضرب المثل عامیانه ی مردم افغانستان ایجاب می کند که میگویند: "خرهمان خر است ولی پالانش عوض شده" امروز طالبان در افغانستان حضور دارد اما بگونه ی ماهرانه تر و زیر سایه دشمنان دوست نما!

جزیره ی بنام افغانستان ؛هرکه زورش بیشتر ؛ظلمش بیشتر

 نویسنده: مختار وفایی
در افغانستان روزی نیست که سرخط اخبار رسانه ها از انفجار ،انتحار ،ترور و وحشت خالی بمانند . جنایت کاران هر روز  فاجعه می آفرینند ؛ مذدوران و دشمنان  مردم  افغانستان  هر روز با پلان های تازه ی وارد این کشور گردیده و اهداف شان را عملی می سازند، حکومت فعلی که همه ی مردم انرا به عنوان حکومت دست نشانده میشناسند،این حکومت به جز از" تقبیح " کاری دیگری از وی ساخته نیست . افغانستان امروز به یک میدان بز کشی برای قدرت های جهان  تبدیل شده است که هر کس که دلش خواست قدرتش را درین کشور به نمایش میگذارد و هیچ قانونی را نمیپذیرد و این مردمان ان بی دفاع افغانستان هستند که سالهاست بهای این بزکشی ها میپردازند. 

ولی یک عده بی احساس پول و پرست در بلند منزل  های مجلل خود نشسته و خاک ودود آتش انتحار و انفجار را از پنجره های آپارتمان های خویش نظاره میکنند. وبرای برقراری صلح با جنایت کاران آدمکش "شورای عالی صلح "را میسازند و در سایه ی آن سفرهای خارجی  و پول های هنگفتی را نصیب میشوند
گمان میرود که از ازل برلوح تقدیر این کشور بلاکش خون و آتش باهم عجین شده باشد. همیشه باید خون بریزد، آدم کشته شود و وحشت برپاگردد تا یک عده آدم نمای حیوان صفت در عزای مرگ بیگناهان نمازشکرانه برپاکنند و با فیر های شادیانه قتل مردم و وحشت قبیلویی خود را جشن گیرند
امروز در افغانستان از قانون گفتن و دفاع از قانون یک و سیله ی رسیدن به زور و قدرت تبدیل گردیده است؛ کسانیکه عملاً جنایت را مرتکب میشوند و همه شاهد آن هستند وقتی در پرده ی تلویزیون حاضر میشوند از قانون و قانونمداری حرف میزنند . بطور مثال نیروهای خارجی که خود را عامل امنیت و ثبات می دانند به بهانه های مختلف دست به اعمال غیر انسانی و غیر اسلامی می زنند، از تجاوز بر نوامیس مردم گرفته تا کشتار اطفال و تمسخر اموات. بدون اینکه هیچ سازمان بین المللی و حتی ارگان دولتی افغانستان معترض آنها شوند. فقط هرز گاهی جناب رئیس جمهور برخی از اعمال قبیح آنها را بطور لفظی محکوم می کند.
از سوی دیگر مقامات دولتی ولایات نیز یک حکومت خود مختار شده اند. تصمیم می گیرند، دستور می دهند و اجرا می کنند که نارضایتی مردم از اکثر والی ها نشانی بر این ادعاست. .
این مثال "هرکه زورش بیشتر، ظلمش بیشتر" که در جنگل کشورما حکم فرماست، شامل مردم هم می شود. در حال حاضر یک تعداد مردم نیز در ولسوالی ها به طور غیر قانونی اسلحه حمل میکنند و  دوباره همان وضعیت ده سال قبل بر مردم حاکم است .
طالبان جنایت کار که بهتر است بگوییم"وحشیان قرن" هر روز فاجعه ی تازه ی می آفریند و کرزی و همرزمانش آنان را "برادر" خطاب می کنند و انتحاری را ها بازیافت های (لکس) در ارگ دعوت نموده و آنان را عفو می کند تا که چند روز بعد جان ده ها افغانستانی بی گناه را بگیرد.
این مختصری است از وضعیت حکمرانان جنگلی بنام افغانستان که هیچ کدام با قوانین اسلامی و بین المللی موافقت ندارد.

این ها را می نویسم تا روحم ارامش گیرد و از نفرتی که در برابر این آدم کشان دارم  رهایی یابم

"دانش"گاه" بلخ لکه ی ننگینی بر عظمت این شهر!

-مختار وفایی-
سال ها در  همه جا وقتی نام  بلخ  و " بلخی" بر زبان رانده می شد، در ذهن شنونده حتمن افتخارات و عظمت این شهر مثلاً شخصیت های همچون: مولانا جلال الدین محمد بلخی، ابوعلی سینای بلخی،رابعه بلخی و.... به تصویر کشیده می شد و وقتی رشته ی سخن در مورد این شهر با کسی باز می کردی، از پیشرفت ادبیات،خانقاه مولانا، و افتخارات  دیگری این شهر می پرسیدند!
اما در ده سال اخیر، بلخ شاهد دگرگونی های غیر قابل پیش بینی ،در عرصه های فرهنگی،علمی و ادبی از یک آدرس اکادمیک و مهم این شهر بوده است.
"دانش"گاه" بلخ که یگانه نشانی از هویت علمی و فرهنگی این شهر می باشد، درین چند سال اخیر میزبان چندین"رسوایی های بزرگ" بوده است که به سطح جهانی لکه ی ننگینش بر پیشانی بلخیان حک گردیده است!
ضمن اینکه نابسامانی های فراوانی در داخل این "دانش" "گاه" هنوز درجریان است، درین نوشته درنگی دارم بر انعکاسات بیرونی و رسانه یی ابتکارات اهالی این"دانش" "گاه" در چند سال اخیر:
- پنج سال قبل از امروز "بابه جان عزیزی"یکتن از استادان هفتاد ساله ی دانشکده ی طب این"دانش" "گاه" با پناه بردن به شهوات شیطانی اش در روزهای امتحان از یکتن از دانشجویان طبقه ی اناث درخواست معامله ی "بداخلاقی" در بدل "نمره عالی"نموده بود که در نتیجه، دام شهوات شیطانی اش نام این "دانش" "گاه" را با پسوند "بلخ" به جهانیان معرفی کرد و چهره ی واقعی فساد و بد اخلاقی درین "دانش"گاه"را به نمایش گذاشت.
-         این قصه ی عاشقانه و دلباختن "بابه جان عزیزی" بر یکتن از دانشجویانش هنوز روی زبان هاست و اسنادی غیر محسوسی در رابطه در اختیار تک تک مردم جهان می باشد.
-         فتنه ی دیگری که باعث جان باختن یکتن وزخمی شدن چند تن  از دانشجویان و شعله ور ساختن جنگ "زبان" در سطح کشور گردید نیز از "دانش" گاه" بلخ آغاز گردید. در قانون اساسی افغانستان آمده است که: زبان های رسمی مردم افغانستان، دری و پشتو می باشد. این را هرکسی که خود را تابع این کشور می داند باید بپذیرد، وقتی که بر سر دروازه ورودی "دانش" "گاه" بلخ نوشته بود "پوهنتون" و عده ی دیگری ادعا داشتند که باید"دانشگاه" نیز بر سر این دروازه نوشته شود، چه نیازی به درگیری ها و کشمکش های تباه کننده و جاهلانه بود. اگر واقعاً کسانی که به عنوان "دانشجو" در فضای این "دانش" "گاه" قدم می زدند، درکی از قانون اساسی و همدیگر پذیری می داشتند، این لکه امروز  به دامان پاک بلخ حک نمی شد.
-         موردی دیگری ازینگونه حرکت ها ، ممانعت تعدادی از "دانشجویان" این "دانش" "گاه" از نمایش فلم های پاییزی حقوق بشر در تالار این "دانش" "گاه"  بود که اینبار جهانیان را به شک انداختند که آیا واقعاً در بلخ جای بنام"دانش" "گاه" وجود دارد،یا کدام دارلمجانین را به این نام یاد می کنند؟بر اساس ادعای این دانشجویان، این فلم منحرف کننده بوده و ضد منافع اسلامی و افغانی بوده است، اگر واقعاً همینگونه بوده است، بدون اینکه این "دانشجویان" دست به خشونت بزنند، راه های زیادی برای حل این مسئله وجود داشت. یکی از راه ها، این بود که باید در پایان این نمایشگاه، فلم ها و کارگردانان این فلم ها مورد نقد در حضور رسانه ها قرار می گرفت. این دانشجویان ثابت نمودند که تاهنوز فرهنگ فلم دیدن را بلد نیستند.
-         در آخرین مواردی که شاهد بودیم، این "دانش" گاه" آغازگر یک جنگ و حرکت تباه کننده ی بود که این حرکت در حقیقت به یکی از دسیسه ها و تاکتیک های می ماند که دشمنان اسلام و افغانستان برای از بین بردن و از هم پاشیدن مردم افغانستان از آن تاهنوز استفاده نموده و یکی از خطرناکترین جنگ های است که دشمنان توسط آن" آب را گل آلود نموده و ماهی می گیرند"، این جنگ ، جنگ مذهبی و فرهنگی است، که "دانش" گاه" بلخ ابتکار آغاز این جنگ را در یکی از روزهای مذهبی، همزمان با دشمنان قسم خورده ی ملت افغانستان که درین روز بیش از دوصد کشته و زخمی از مردم ما گرفت، اغاز نمود.
عاشورای امسال برای مردم افغانستان در درونش عاشورای دیگری ایجاد کرد.
در حاشیه ی این همه فاجعه در  روز عاشورا ، "دانش" "گاه" بلخ نیز سهم خویش را ادا نمود و مهر تایید بر "ابتکارات" قبلی اش زده و از دفتر ننگین خاطراتش یک صفحه ی دیگری را نیز به هوا داد.
به نظرمی رسد که دست هایی درتلاش اند درمرحله جدید دامن زدن به ناامنی درجامعه افغانستان، تجربه های مشئومی را که در بعضی از کشورهای دیگر دارند درافغانستان به کارگیرند. و خوبترین وسیله ی این دشمنان قسم خورده ،انسان های جاهل،نا آگاه و تعصب می باشند. بدبختانه حرکتی که اهالی "دانش" "گاه " بلخ در روز عاشورا  از خودشان به نمایش گذاشتند،نشان می دهد که آنها لیاقت نام" دانشگاهی" را ندارند و باید در لیست کسانی حساب شود که قبلاً یاد آور شدیم.
دانشگاهیان، که تصور مردم از آنها یک قشر روشن و آینده ساز می باشد، متاسفانه امروز در افغانستان، بخصوص در بلخ ،همین قشر بیشتر درمواردی زیادی مورد استفاده سوء از طرف تعدادی از دست های شوم قرار می گیرند،که وضعیت فعلی می تواند بسیاری از حرکت های سرنگون کننده را در قبال داشته باشد،چون مردم بنابر عقیده ی که به محل های علمی،دینی و فرهنگی دارد، به زودی فریب اشخاص استفاده جو را می خورند.


اسید پاشی به جان یک خبرنگار درکابل

گزارش‌گران بدون مرز از پلیس افغانستان خواهان تحقیق جدی در باره این حمله است. عاملان این حمله باید شناسایی و بازداشت شوند.
گزارش‌گران بدون مرز تیزاب پاشی به پرویز صافی فیلم‌بردار شبکه انگلیسی زبان جمهوری اسلامی ایران، پرس تی وی، را محکوم می‌کند. این خبرنگار در تاریخ ١٧ دلو از سوی سه فرد ناشناس در کابل مورد حمله قرار گرفت
گزارش‌گران بدون مرز از پلیس افغانستان خواهان تحقیق جدی در باره این حمله است. عاملان این حمله باید شناسایی و بازداشت شوند.
زندگی این خبرنگار در خطر نیست وی از ناحیه صورت و گردن با سوختگی از نوع درجه دو مجروح شده است ولی خوشبختانه آسیب جدی به چشمانش وارد نشده است .
این دومین تیزاب پاشی در یک سال اخیر علیه خبرنگاران در کابل است. ٢٨ جدی ١٣٨٩ رزاق مامونهمکار بسیاری از رسانه‌های مستقل افغانستان و مجری یکی از برنامه‌های تلویزیون طلوع، در مقابل منزل خود از سوی فردی ناشناس مورد سو حمله قرار گرفت.

پخش ویدیوی بدرفتاری با افغان ها توسط نیروهای نظامی ایران


در این فیلم بازداشت شدگان افغانستانی که ظاهرا به طور غیر قانونی وارد ایران شده اند در محوطه ای قرار داده شده و مجبور به زدن روی سری و ضرب یکدیگر شده اند.
یکی از نظامیان ایرانی بازداشت شدگان افغانی را که صف کشیده شده بودند، وادار کرد که بر سر وصورت یکدیگر بکوبند. 
دیگر سربازان ایرانی حاضر با خنده های ممتد خود این نظامی ایرانی را تشویق به ادامه برخورد غیر انسانی با پناهجویان افغانستانی می کردند.
در قسمتی از فیلم ارائه شده، نظامی ایرانی از این مهاجرین که به طور نشسته به صف کشیده شده اند می خواهد که بگویند " ما دیگر به ایران نمی آییم".
این درحالی است که هنوز هیچ واکنشی از سوی مقامات افغانی و یا ایرانی نسبت به انتشار چنین فیلم هایی نشان داده نشده است. 
افغان های که به دلایل مختلف از جمله بیکاری و جنگ های پی در پی به ایران مهاجرت کرده اند بارها از " بدرفتاری" نیروهای انتظامی و مرزبانان ایرانی و گاهی مردم عادی سخن گفته اند. 
در مقابل ایرانی ها می گویند که برخی از افغان ها بارها مرتکب جرم های سنگین از جمله خرید و فروش مواد مخدر و گاهی قتل شده اند و موجب ناامنی در مناطق محل سکونت خود شده اند. 
اما افغانستانی ها می گویند به ویژه در سه دهه اخیر با اشتغال در کارهای سخت در شهرهای دور افتاده ایران نیروی کار مفید و ارزانی را برای کشور همسایه که با آنها اشتراک زبانی دارد فراهم آورده اند.
در واکنش به پخش این ویدیو "جبهه متحد جنبش سبز" و "انجمن همبستگی پناهجویان ایرانی" با صدور یک یادداشت مشترک ضمن اشاره به اینکه "در ادبیات و فرهنگ ایران، انساندوستی و احترام به همنوع، دارای جایگاهی ویژه و در تضاد کامل با چنین برخوردهای نا شایستی است" امضا کنندگان یادداشت، به عنوان گروهی از فعالان فرهنگی، سیاسی، اجتماعی ایران و همچنین شهروندان معمولی ایرانی با انتشار آن روی سایت ایران گلوبال تاکید کردند "از بابت چنین رفتارهای غیر انسانی نسبت به همسایگان افغان متاثر هستیم و آنرا به شدت محکوم می‌کنیم.
پخش ویدیوی بدرفتاری نیروهای انتظامی ایران با افغانستانی های پناه جو در این کشور که مدتی است بر روی شبکه یوتیوب قرار داده شده است، موجی از انتقادها را در میان کاربران اینترنت بر انگیخته است.

غصب ده‌ها هزار جریب زمین توسط قول‌اردوی 209 شاهین در بلخ

گزارش تحقیقی
  گزارشگر: مختار وفایی، ولایت بلخ
   شماری از مالکان زمین‌ها و شهرک‌ها در ولایت بلخ و ریاست زراعت این ولایت ابراز می‌دارند که قول‌اردوی 209 شاهین، هزاران جریب زمین ملکیت‌های شخصی مردم و زمین‌های دولتی (علفچر) را  بدون طی مراحل قانونی در بلخ غصب کرده است.
مالکان زمین‌ها و ریاست زراعت بلخ مدعی‌اند که قول‌اردوی 209 شاهین در حالی زمین‌ها و شهرک‌های آنها را با توسل به زور غصب کرده است که مالکان این ملکیت‌ها، اسناد ملکیت شرعی و قابل اعتبار را در دست دارند.
اما مسوولان قول‌اردوی 209 شاهین اظهار می‌دارند که مطابق نقشه آنها، همه این زمین‌ها مربوط به وزارت دفاع است و بر علاوه، هزاران جریب زمین دیگر، از ملکیت وزارت دفاع، در نزد زورمندان است و آنها این زمین‌ها را دوباره مسترد خواهند کرد.
در ساحه‌ای که هم اکنون قول‌اردوی 209 شاهین در ولسوالی دهدادی ولایت بلخ ساکن است، در ابتدا مقر فرماندهی فرقه‌ی 18 سابقه وزارت دفاع بود و ساحه‌های مربوط به این فرقه، 2150 جریب زمین بوده است، اما عده‌ای از باشندگان ولایت بلخ اظهار می‌دارند که حالا قول‌اردوی شاهین هزاران جریب زمین دیگر در اطراف و نواحی این ساحه را به زور غضب کرده است.
اما مقام‌های وزارت دفاع ملی در شمال، اظهارات باشندگان ولایت بلخ را نمی‌پذیرند.
برید جنرال روح‌الله، آمر حفظ تاسیسات وزاردت دفاع در شمال، ادعا می‌کند که این ساحه‌ها به نام وزارت دفاع، در ریاست کدستر و نقشه‌برداری ولایت بلخ ثبت می‌باشد و وزارت دفاع مالک قانونی این زمین‌ها است.
اما اداره‌ی کدستر ولایت بلخ می‌گوید نقشه‌ی کدستری ولایت بلخ نشان می‌دهد که قول‌اردوی 209 شاهین در ولسوالی دهدادی ولایت بلخ، بجز از 2195 جریب زمین، هیچ زمینی دیگر ندارد.
محمدعارف هاشمی، رییس اداره کدستر بلخ، ابراز می‌دارد: «در سال‌های جنگ، گاه‌گاهی در بعضی ساحه‌ها پوسته‌های سیار از جانب قطعات وزارت دفاع ایجاد می‌شد، اما این زمین‌ها به هیچ‌وجه نمی‌تواند ملکیت وزارت دفاع گردد و تمام زمین‌های غصب‌شده و شهرک‌های از قبل فروخته شده، طبق نقشه  کدستری ولایت بلخ مال‌چر بوده که  مربوط وزارت زراعت می‌باشد.»
در طول چند سال گذشته دعوای مالکیت زمین، در بخش‌های مختلف ولایت بلخ، میان قول‌اردوی 209 شاهین از یک طرف و عده‌ای از باشندگان و ریاست زراعت بلخ از سوی دیگر جریان دارد، اما این جنجال‌ها تا هنوز با وجود اعزام چندین  هیات باصلاحیت از مرکز، حل نشده است.
این هیات‌ها نیز فیصله کرده‌اند که قول‌اردوی 209 شاهین، هزاران جریب زمین شخصی مالکان شهرک‌های همدرد، اویبلاق و کود و برق مزار شریف و هزاران جریب زمین دیگر از ملکیت‌های ریاست زراعت بلخ را در دوراهی حیرتان و شهرک حیرتان، غصب کرده است، اما مسوولان قول اردو، فیصله هیات‌های مرکز را نیز نمی‌پذیرند.
آمر حفظ تاسیسات وزاردت دفاع در شمال می‌گوید: «برای ما، دراین رابطه، فقط امر وزیر دفاع قانون می‌باشد.»
پروژه همدرد
در سمت غرب زیارت سخی، در مسیر دهدادی، شهرکی به نام همدرد بامساحتی نزدیک به پنج‌هزار جریب زمین ساخته شده است.
مسوولان شهرک از 5 هزار جریب زمین، اسناد شرعی در دست دارند؛ اما قول‌اردوی 209 شاهین هیچ مدرکی در دست ندارد تا نشان دهد این زمین‌ها ملکیت وزارت دفاع می‌باشد، باآن‌هم صد نمره‌زمین این شهرک، تحت تصرف قول‌اردوی 209 شاهین می‌باشد.
نجم‌الدین، مسوول پروژه همدرد، می‌گوید: «ما از پنج‌هزار جریب زمین، اسناد شرعی داریم و هیات تصفیه‌ای  که از سوی ریاست جمهوری و لوی‌سارنوالی به‌خاطر بررسی شهرک‌ها و پروژه‌های غیرقانونی و دولتی در بلخ آمده بودند، اسناد ما را قانونی دانستند و در حضور نماینده قول‌اردوی 209 شاهین، فیصله کردند که قول‌اردوی 209 شاهین نباید دیگر مزاحم کار این شهرک شود، اما مسوولان این قول‌اردو، وقعی به این فیصله‌ها نمی‌گذارند.‌»
یکی از اسناد دست‌داشته‌ی مالکان این شهرک چنین می‌نگارد: «اسامی نصرالدین همدرد ولد محمد‌عالم‌شاه به موجب حکم 451 مورخ 14/3/ 1372 مقام محترم ریاست‌جمهوری دولت اسلامی افغانستان و تصویب 110 مجلس اداری مقام محترم ولایت بلخ، موازی یک‌هزار هکتار زمین بکر و بایر واقع جنوب قریه‌ی شیر‌آباد ولسوالی دهدادی ولایت بلخ، به اساس قباله 60 بر 163 مورخ 2/ 6/ 1372 که بایع آن الحاج مولوی علم، والی ولایت بلخ بوده که به قیمت مجموعی «14562000» چهارده میلیون و پنج‌صد و شصت و دوهزار افغانی که پول متذکره قرار رسید 121 تحویل دافغانستان بانک گردیده و به قطعی خریداری نموده که حبه و دیناری به ذمه مشتری مذکور باقی نمانده است.»
هیاتی به اساس حکم 3528 وزارت زراعت و مالداری به  تاریخ 18/10/1387 به شمول کارشناس ارشد مقام ولایت بلخ در رابطه به پروژه همدرد توظیف شده بود که در پایان با ارایه یک گزارش این فیصله را کرد: «بالاثر استعلامیه 48 مورخ 30/11/1387 هیات تصفیه، از آمریت محترم تسهیلات انجنیری قوماندانی قول‌اردوی 209 شاهین از داشتن اسناد مدار حکم باطل‌کننده قباله متذکره که اثبات‌کننده ملکیت آن آمریت را ثابت کند، تقاضا شده که به دسترس هیات گذاشته نتوانسته است، بنا مطابق به ماده چهارم قانون تنظیم امور زمین‌داری، ملکیت مذکور ثابت بوده و ایجاب نمی‌کند که آمریت تسهیلات قول‌اردوی 209 شاهین مزاحمت در امور پیشبرد کاری مذکور کند.»
در اخیر این گزارش، امضای افراد زیر دیده می‌شود:
سید نظام‌الدین مسوول هیات تصفیه، انجنیر عبدالهادی نماینده ولایت بلخ، نجم‌الدین نماینده ریاست محکمه، نماینده کدستر و دو امضای دیگر.
هم‌چنان هیاتی دیگری از سوی مقام ولایت بلخ، با حضور نماینده‌ی قول‌اردوی 209 شاهین، اسناد این شهرک را بررسی کرد و مالکان این شهرک را ذی حق دانست، اما با این‌همه قول‌اردوی 209 شاهین بارها در کار ساخت و ساز این شهرک مزاحمت کرده است.
آقای روح‌الله، آمر حفظ تاسیسات وزارت دفاع در شمال، می گوید: «در سال‌های 1352 این ساحه‌ها «به شمول شهرک همدرد» به‌نام وزارت دفاع  «کروکی» شده که اسناد آن در کدستر ولایت بلخ موجود می‌باشد و برای ما از وزارت دفاع فرمان داده شده که از این ساحه‌ها را محافظت کنیم.»
اما آقای هاشمی، رییس کدستر ولایت بلخ، با رد ادعای روح‌الله، می‌افزاید: «بجز از 2150 جریب زمین که ساحه همان فرقه‌ی 18 سابق وزارت دفاع می‌باشد، هیچ زمینی در کدستر ولایت بلخ، به‌نام وزارت فاع در این ساحه قید نشده است.‌«
هم‌چنان سیدعلی‌آقا رضوی، آمر بخش اراضی ریاست زراعت بلخ، می‌گوید: «ساحاتی را که وزارت دفاع ادعا دارد، چند سال قبل بدون طی مراحل قانونی «کروکی»  کرده که خلاف قانون می‌باشد.»
قول‌اردوی 209 شاهین اسنادی را که در این رابطه در دست دارد، یک نقشه‌ی کدستری و امر وزارت دفاع در رابطه به حفظ این ساحه‌ها می‌باشد.
مسوول شهرک همدرد می‌گوید که آزار و اذیت قول‌اردوی 209 شاهین باعث شده تا  کار ساخت و ساز این شهرک عقب بماند و مردم از ترس این که خریداران قبلی اذیت شده‌اند، در این شهرک زمین نمی‌خرند.
شهرک اویبلاق
در ساحه دوصد جریب زمین در ولسوالی دهدادی واقع در شمال شهر مزار شریف، شهرکی به‌نام «اویبلاق» ساخته شده است و اسناد دست‌داشته‌ی اهالی این شهرک  نشان می‌دهد که آنها در سال 1371 این زمین‌ها را از دولت خریداری کرده‌اند.
ریاست زراعت و آبیاری ولایت بلخ، مدارک دست‌داشته‌ی مالکان این شهرک را تایید می‌کند.
در اسناد دست‌داشته‌ی مالکان این شهرک که امضای مسوولان ریاست زراعت نیز دیده می‌شود چنین آمده است: «در سال 1371 نظر به پیشنهاد یک‌تعداد خانواده‌های بی‌سرپناه ولسوالی «چهار کنت» ولایت بلخ، به خاطر خرید زمین، نظر به احکام مقام محترم ولایت بلخ و تصویب 217 مورخ 25/9 /1371  مجلس اداری مقام ولایت بلخ، توسط هیات مختلط ادارات دولتی بلخ، موازی دوصد جریب زمین، در ولسوالی دهدادی ولایت بلخ به  این مردم داده شده که قیمت یک جریب «یک هزار و پنج‌صد افغانی» قرار آویز 37 مورخ 17/ 10 / 1371به حساب واردات دولت تحویل شد.»
مول‌الدین، رییس شهرک اویبلاق می‌گوید: «هم اکنون 35 جریب زمین این شهرک تحت تصرف قول‌اردوی 209 شاهین می‌باشد و آنها در صدد استند که همه‌ی این شهرک را تصرف کنند.»
به گفته‌ی مقام‌های ریاست زراعت، آبیاری و مالداری ولایت بلخ، هیات تصفیه که به امر رییس‌جمهور و دادگاه عالی کشور به‌خاطر بررسی قضایای زمین از مرکز به ولایت بلخ آمده بود، بعد از تحقیق و جمع‌آوری اسناد و مدارک از ادارات مربوطه، به این نتیجه رسید که ادعای قول‌اردوی 209 شاهین در رابطه به این شهرک بی‌اساس بوده و هیچ اسناد موثق قانونی ندار.
به گفته این مقام‌ها، هیات تصفیه، ادعای قول‌اردوی 209 شاهین را «زورگویی» دانسته است و مدارک دست‌داشته‌ی اهالی این شهرک را قانونی تثبیت کردند.
در بخشی از گزارش هیات فرستاده از مرکز راجع به این شهرک آمده است: «به اسم قوماندانی قول‌اردوی 209 شاهین، کدام قطعه زمین در این ساحه ( شهرک اویبلاق) قیدیت ندارد و اجرات قول‌اردوی 209 شاهین صرف جنبه زورمندانه داشته و کدام قانونیت ندارد.»
پس از فیصله‌ی هیات تصفیه  در سال‌های بعد،  به اثر مداخلات قول‌اردوی 209 شاهین و شکایات پی‌هم اهالی این شهرک به ارگان‌های دولتی، به نقل از مکتوب 811 بر 389  ریاست زراعت بلخ، لوی‌سارنوالی افغانستان در مکتوب نمبر 6013 بر 2305 تاریخ 10/16 1389 نیز با تاکید بر فیصله‌ی هیات فرستاده‌شده‌ی قبلی، قول‌اردوی 209 شاهین را مالک این ساحات ندانسته و خواهان توقف اذیت و آزار مردم از جانب این قول اردو شده است.
در مکتوب نمبر 1688 مورخ 23/8/1389 والی بلخ، پس از بررسی‌های هیات مرکزی و هیات ولایت بلخ، به قول‌اردوی 209 شاهین نوشته است: «اهالی شهرک اویبلاق هم از لحاظ قانونی و هم از ملاحظات بشردوستانه کاملا در ساحه ذی‌حق استند و خواهشمندیم که دیگر منسوبین قول‌اردوی 209 شاهین مزاحم کار و زندگی این مردم نشوند.»
اما آقای روح‌الله، فیصله هیات‌های مرکزی و ولایتی را رد  و از مکتوب والی بلخ نیز اظهار بی‌خبری می‌کند.
در آخرین مکتوبی که با شماره 1997  و به تاریخ 5/8/1390 از سوی مقام ولایت بلخ به قول‌اردوی 209 شاهین فرستاده شد، از لت و کوب دو خانم و زندانی کردن 5 تن از اهالی این شهرک توسط افراد قول‌اردو، با استفاده از زور و سلاح نیز یاد‌آوری شده و در ضمن از قوماندانانی قول‌اردوی 209 شاهین خواسته شده است تا جلو افراد «بی‌بند و باری» همچون «قوماندان غلام»، یکی از منسوبان قول‌اردوی 209 شاهین، گرفته شود.
باشندگان شهرک اویبلاق می‌گویند که افراد قول‌اردو حتا مانع ساختن مسجد در این شهرک و «گل ماله زدن» بام‌های مردم آن شده‌اند.
مقیم‌شاه، یک‌تن از باشندگان این شهرک، می‌گوید: «دریک شب بارانی خواستم بر پشت بام خانه‌ام پلاستیک بکشم تا خانه‌ام چکک نکند، اما از سوی افراد پوسته‌ی قول‌اردوی 209 شاهین بالایم فیر شد و مرا تهدید به کشتن کردند.»
به گفته‌ی اهالی این شهرک، سه‌ماه قبل، قوماندان غلام، یکی از منسوبان قول‌اردو، با جمعی از عساکرش بالای این شهرک با بیلدوزرها یورش برده بیش از 25 در بند حویلی را تخریب کردند، مردم را مورد ضرب و شتم قرار دادند و پنج تن از بزرگان و موسفیدان این شهرک را به مدت 15 روز در قول‌ارود زندانی کردند که پس از تظاهرات و شکایت دسته‌جمعی اهالی این شهرک، با کمک نمایندگان شورای ولایتی آزاد شدند.
باشندگان این شهرک، یک فلم ویدیویی را به دسترس روزنامه 8صبح قرار دادند که در آن یکی از افرادی که در آن زمان لت‌وکوب شده بود، دختر جوانی  است که صورتش از ضرب لت و کوب،  کبود شده و به گفته‌ی خودش  دستش نیز شکسته است.
این دختر جوان به روزنامه 8صبح گفت که افراد قول‌اردو تعدادی از زنان و مردان این شهرک را به شمول خودش لت و کوب کرده‌اند.
خانم دیگری که به گفته‌ی خودش، شوهرش را منسوبان قول‌اردوی 209 شاهین در داخل مقر قول اردو زندانی کرده بودند، می‌گوید: «زمانی‌که افراد قول‌اردو می‌خواستند خانه‌های ما را ویران کنند، شوهرم نزد قومندان آنها رفت و خواهش کرد خانه‌های ما را خراب نکنند، اما آن‌ها بدون کدام پرسش شوهرم را مورد لت و کوب قرار دادند، زمانی که من خواستم از شوهرم دفاع کنم، از موهایم گرفته و مرا دور انداختند و بعدا با قنداق تفنگ به سرم زدند.»
جمعه‌بای، از دیگر اهالی این شهرک است که به اثر لت و کوب افراد قول‌اردوی 209 شاهین  از ناحیه کمر آسیب جدی دیده و شل شده است و اکنون  به کمک عصا راه می‌رود.
وی می‌گوید: «من هم به‌خاطر دفاع از خانه‌ام توسط افراد قول‌اردوی 209 شاهین به این روز افتادم.»
اما آمر حفظ تاسیسات وزارت دفاع در شمال، ادعای باشندگان شهرک اویبلاق را رد می‌کند.
او در حالی‌که عکس یکی از سربازانش را نشان می‌دهد که یک طرف رویش خون‌آلود است، می‌گوید: «آنها با سلاح مجهز بودند و به افرادم حمله‌ور شدند.»
اما مول‌الدین می‌گوید: «آمریت تاسیسات قول‌اردوی 209 شاهین ضمن این‌که در این چند سال باعث آزار و اذیت مردم این شهرک شده، نمی‌گذارد که این شهرک ساخت و ساز شود و این باعث گردیده است که تعدادی از خانواده‌ها ازاین اذیت وآزار به ستوه بیایند و خانه‌های‌شان را رها کنند و به جاهای دیگری پناه ببرند.»
شهرک کود و برق
این شهرک در نزدیکی ریاست ترانسپورت فابریکه کود و برق موقعیت دارد که 250 جریب زمین را احتوا می‌کند و قبلا ملکیت وزارت زراعت بوده، اما در سال 1368  بین وزرات زراعت و معادن و صنایع وقت از مجرای قانونی به کارگران کار خانه‌ی کود و برق ولایت بلخ فروخته شده است.
در سال 1385، قول‌اردوی 209 شاهین این ساحه را تصرف کرده و در بدل آن به همین اندازه زمین، در یک کیلو متری فابریکه کود و برق از ملکیت‌های وزارت زراعت را به مردم تقسیم کرده است.
حسن‌خان کامران، نماینده‌ی اهالی این شهرک از ارایه‌ی معلومات بیشتر در این مورد خود‌داری کرد اما گفت: «ما فعلا همراه قول‌اردو کدام جنجال نداریم و معلومات بیشتر را باید از ریاست زراعت به‌دست بیاورید.»
سید‌علی‌آقا رضوی، آمر بخش اراضی ریاست زراعت این کار قول‌اردوی 209 شاهین را غیر‌قانونی و غاصبانه می‌داند.
او فقط به صورت شفاهی می‌گوید که هیات تصفیه‌ی مرکز، توزیع و تصرف ملکیت‌های وزارت زراعت، از جمله شهرک کود و برق، توسط قول‌اردوی 209 شاهین را غیرقانونی دانسته است.
غصب زمین در دوراهی شهرک حیرتان
در منطقه دوراهی حیرتان، 50 هزار جریب زمین غصب شده است و هیات تصفیه مرکز تفکیک کرده‌‌ است که از میان 50 هزار جریب زمین، 10 هزار جریب آن توسط قول‌اردوی 209 شاهین غصب شده است.
هیاتی از طرف دفتر معاونیت اول ریاست‌جمهوری به ترکیب نمایندگان ستره‌محکمه، وزارت‌های مالیه، انرژی و آب، ریاست عمومی کارتوگرافی تحت نظر وزارت زراعت و مالداری، جهت تصفیه موازی پنجاه هزار جریب زمین واقع دوراهی حیرتان به تاریخ 13/6/1386 به ولایت بلخ اعزام شده بود.
این هیات در گزارش کاری آنها در مکتوب شماره 44149 به تاریخ 13/6/1386 به مقام ولایت بلخ نوشته است: «اراضی‌ای که در دوراهی شهرک حیرتان غصب شده، پنجاه هزار جریب زمین می‌باشد که از این میان ده‌هزار جریب زمین را قول‌اردوی 209 شاهین غصب کرده است.»
به ادامه آمده است: تمام ساحاتی که هم اکنون در دوراهی شهرک حیرتان تحت تصرف افراد و اشخاص می‌باشد، مربوط وزارت زراعت است و به صورت غیرقانونی تصرف شده است.»
گزارش افزوده است: «این زمین‌ها در میان سال‌های 1374 تا 1377  از طریق ادارات محلی بدون استیذان مقامات ذی‌صلاح و در نظرگرفتن قانون، به افراد و اشخاص توزیع شده و هیچ‌گونه طی مراحل قانونی املاک در نظر گرفته نشده است.»
در آخر گزارش هیات تصفیه امضا این افراد دیده می‌شود: محمدشاه حیدری آمر گروپ تصفیه، صفت‌الله نماینده وزارت مالیه، محمد معروف و محمد نسیم نماینده‌های ریاست کدستر، شرف‌الله نماینده ریاست ترویج، محمدامین نماینده وزارت انرژی و آب، عظیم، مسوول تصفیه و نجم‌الدین نماینده ستره‌محکمه.
همچنان در پایان گزارش این هیات امضای والی بلخ نیز دیده می‌شود.
آقای رضوی می‌گوید: «قول‌اردوی 209 شاهین در دوراهی شهرک حیرتان حتا یک جریب زمین هم ندارد و ادعای شان ظالمانه و غاصبانه است.»
غصب زمین در شهرک حیرتان
قول‌اردوی 209 شاهین در شهرک بندری حیرتان نیز در 19 نقطه، 9624 جریب زمین مربوط به وزارت زراعت را غصب کرده است.
به‌خاطر حل این موضوع به تاریخ 2/10/1387 به اثر پیشنهاد ریاست زراعت و مالداری ولایت بلخ هیاتی از مرکز اعزام شده بود.
هیات در گزارش خویش نوشته است: «ما با حضور داشت نمایندگان قول‌اردوی 209 شاهین ساحه‌های تحت دعوا را بررسی نمودیم و ذریعه استعلامیه شماره 7 مورخ 30/10/1387 از آمریت محترم تسهیلات انجنیری گارنیزیون قوماندانی قول‌اردوی 209 شاهین تقاضا به عمل آمد، تا هرنوع اسنادی مدار حکم طی مراحل شده مبنی بر توزیع و انتقال ساحه‌های متذکره را که داشته باشند، غرض ملاحظه به هیات ارایه بدارند که درجواب استعلام هیات، صرف از کلمه «ذوالیدی» (مالک  یا صاحب) تذکر داده‌اند و دیگر کدام اسناد مدار حکم شرعی و قانونی که ثابت‌کننده‌ی ملکیت وزارت دفاع باشد، ارایه نتوانستند.»
به نقل از این گزارش، قول‌اردوی 209 شاهین در شهرک حیرتان هزار‌ها جریب زمین مربوط به وزارت زراعت را به اشخاص و موسسات بدون طی مراحل و مد نظرگرفتن قانون، به اجاره داده است.
هیات در گزارش می‌نویسد: «ذریعه‌ی استعلامیه 47 مورخ 20/10/1387 هیات از مدیریت عقد قرار دادها در مورد تاریخ عقد قرارداد، شهرت اجاره‌دهنده، شهرت اجاره‌گیرنده، حجم پولی ماهانه و سالانه‌، کاپی قراردادها و... طالب معلومات شدند که باوجود تقاضای مکرر، حاضر به ارایه جواب نگردیده‌اند.»
در گزارش آمده که قول‌اردوی 209 شاهین ساحات عصب‌شده ضرورت ندارد و آمریت تسهیلات قول‌اردوی 209 شاهین این ساحه‌ها را از طریق خود به افراد و شرکت‌ها برخلاف قانون  به اجاره می‌دهد.
در آخیر گزارش امضای این افراد موجود است: محمدعمر آمر گروپ تصیفه، سیدنظام‌الدین مسوول تصفیه، عبدالهادی مسوول اداری، محمد معروف و محمد نسسیم نماینده‌های کدستر در شمال، انجنیر عبدالهادی نماینده مقام ولایت بلخ، عبدالمجید نماینده‌ آبیاری ولایت بلخ و قاضی نجم‌الدین نماینده ریاست محکمه بلخ.
اما آقای روح‌الله، آمر بخش حفط تاسیسات قول‌اردوی 209 شاهین در شمال، می‌گوید: «مالک اصلی ملکیت‌ها در شهرک حیرتان و دوراهی حیرتان وزارت دفاع می‌باشد، این زمین‌ها قبلا توسط زورمندان غصب گردیده بود که هم اکنون ما آن‌را دوباره به‌دست آوردیم.»
او ادامه می‌دهد که هنوز هم تعدادی از ملکیت‌های این وزارت تحت تصرف زورمندان می‌باشد، اما ریاست زراعت ولایت بلخ، این ادعای قول‌اردوی 209 شاهین را رد کرده می‌گوید که زورمند، در اصل خود قول‌اردوی 209 شاهین است که قانون را نمی‌شناسد.
آقای رضوی، آمر بخش اراضی و املاک ریاست زراعت بلخ گفت که در شهرک حیرتان، این قول اردو دارای 200 جریب زمین قانونی می‌باشد و بقیه‌اش زمین‌های دولتی است که غصب کرده‌اند.
نمایندگان شورای ولایتی بلخ
نمایندگان شورای ولایتی بلخ ادعای قومندانی قول‌اردوی 209 شاهین را در رابطه به زمین‌ها و شهرک‌ها در ولسوالی دهدادی و شهرک حیرتان بی‌اساس می‌دانند.
قاری بایجان، یک‌تن از وکلای شورای ولایتی بلخ، می‌گوید: «ما با هیاتی که در ترکیب آن از تمام ادارات دولتی بلخ به شمول نماینده‌ی قول‌اردوی 209 شاهین حضور داشت، پس از بررسی‌ها به این نتیجه رسیدیم که در ساحه‌های تحت دعوا، کدام قطعه زمین به‌نام قول‌اردوی 209 شاهین قیدیت ندارد و پس از این نباید منسوبان این قول اردو مانع کار و زندگی  مردم شوند.»
او گفت که در این فیصله، نماینده‌ی قول‌اردوی 209 شاهین نیز امضا کرده و مورد قبول همه قرار گرفته است، اما باز هم دیده می‌شوند که آنها به تاخت و تاز بالای ملکیت‌های مردم می‌پردازند.
رییس‌خالق، نماینده‌ی دیگری شورای ولایتی بلخ می‌گوید: «قومندانی قول‌اردوی 209 شاهین بیش از پنجاه هزار  جریب زمین مالچر را در نقاط مختلف ولایت بلخ که ملکیت اشخاص و دولت می‌باشد، بدون کدام اسناد و مدارک، غصب کرده است.»
این نماینده‌ی شورای ولایتی بلخ، قول‌اردوی 209 شاهین را به زورگویی و قوم‌گرایی متهم می‌کند و می‌گوید: «قوماندان قول‌اردوی 209 شاهین به تصمیم‌های نمایندگان شورای ولایتی و مردم احترام قایل نیست، بدون  امضای رییس‌جمهور هیچ امری برایش پذیرفتنی نیست».
نماینده ولایت بلخ
انجنیر عبدالهادی آمر خدمات اجتماعی ولایت بلخ که از طرف والی بلخ موظف به حل منازعه زمین میان قول‌اردوی 209 شاهین و مردم است، می‌گوید: « ما و هیات اعزامی ریاست‌جمهوری و لوی‌سارنوالی، بعد از بررسی به این نتیجه رسیدیم که شهرک‌های همدرد و اویبلاق اسناد شرعی در دست دارند  و قول اردو هیچ‌گونه حق مداخله را ندارد.»
انجنیر هادی می‌افزاید که در شهرک حیرتان و دوراهی حیرتان نیز ده‌ها هزار جریب زمین به گونه‌ی غیرقانونی توسط قول‌اردوی 209 شاهین غصب شده است.
قول‌اردوی 209 شاهین
برید جنرال روح‌الله، آمر حفظ تاسیسات وزارت دفاع در شمال، می‌گوید: «ساحاتی که ما فعلاً در اختیار داریم و ساحه‌هایی که تاهنوز تسلیم نشده‌ایم، مطابق «کروکی» وزارت دفاع، ملکیت این وزارت است.»
آمر حفظ تاسیسات وزارت دفاع در شمال، اجرااتی را که مولوی علم، والی وقت بلخ   در سال‌های 1371 انجام داده بود، غیر قانونی دانسته می‌گوید: «در آن زمان افراد جهادی به قسم غیر قانونی در منطقه حاکم بوده و  این زمین‌ها را به‌طور خود سر به مردم توزیع کرده‌اند.»
دراین حال، یکی از سارنوالان سابق یکی از محاکم بلخ که نخواست نامش فاش شود می‌گوید: «چند سال قبل از سوی دفتر ریاست‌جمهوری مکتوبی عنوانی محاکم آمد که در آن گفته شده بود که از سال‌های پیروزی مجاهدین تا به حاکمیت طالبان، والیانی که از سوی ریاست‌جمهوری به سمت والی بلخ مقرر شده بودند، همه اجراآت شان قانونی می‌باشد و آن عده والیانی که از سوی شورای نظامی صفحات شمال مقرر شده بودند، اجراات شان غیر قانونی می‌باشد.»
او گفت که در آن زمان  برهان‌الدین ربانی، رییس جمهور کشور بود و مولوی علم را او به حیث  والی بلخ مقرر کرده بود.
ریاست اداره امور در حالی که جواب روشنی نمی‌دهد، اظهار می‌دارد که شماری از کارکرد‌های والیان دوران حکومت مجاهدین و طالبان قانونی شمرده شده‌اند.
یکی از دستیاران صادق مدبر، رییس اداره امور که تلیفون همراه او را جواب داد، گفت: «در مورد برخی از اجراات والی‌های دوران طالبان و حکومت مجاهدین رییس جمهور فرمان‌هایی داده است.»
اما او مشخص نکرد که این موارد کدام‌هااند.
اما آمر حفظ  تاسیسات وزارت دفاع در شمال تمام فیصله‌های هیات اعزامی ریاست‌جمهوری و لوی سارنوالی را که بخاطر تصفیه‌ی شهرک‌های غیر قانونی، تثبیت ملکیت‌های دولتی غصب‌شده به بلخ آمده بودند، غیر قانونی می‌داند و آنها را متهم به قانون‌شکنی می‌کند.
آقای روح‌الله می‌گوید: «هیات‌های متذکره بدون در نظر گرفتن قانون  و حق قول‌اردوی 209 شاهین یک‌طرفه فیصله کرده است و ما به همان فرمان و امر وزیر صاحب دفاع پابندهستیم.»
همچنین زلمی ویسا قومندان قول‌اردوی 209 شاهین در شمال، در ماه ثور سال جاری در یک کنفرانس مطبوعاتی گفته بود: «ما توانستیم 650 جریب زمین را در ولسوالی دهدادی، 9500 جریب زمین را در شهرک حیرتان و 10 هزار جزیب زمین را در دوراهی حیرتان، از نزد زورمندان دوباره به‌دست بیاوریم.»
«کروکی» آمریت حفظ تاسیسات قول‌اردوی 209 شاهین نشان می‌دهد که هزاران جریب زمین دیگر نیز در این ساحه‌ها باید تحت تصرف این قومندانی در آورده شود.
اما آقای رضوی می‌گوید: «قول‌اردوی 209 شاهین هیچ‌گونه اسنادی قابل‌اعتبار و بنیادی را در رابطه به ادعای شان ملکیت شان در ساحات ولسوالی دهدادی، شهرک حیرتان و دوراهی حیرتان حاضر نتوانستند و بالاخره هیات‌های اعزامی فیصله کردند که قول‌اردوی 209 شاهین هیچ ملکیتی درین ساحه‌ها ندارد.»
هشدار والی بلخ
والی بلخ  در نامه‌ی شدیداللحنی که در ماه میزان سال جاری به ارگان‌های محل و دفتر ریاست‌جمهوری فرستاده شده نوشته است در صورتی که جلو کارهای غاصبانه‌ی قول‌اردوی 209 شاهین گرفته نشود، دروازه شهرک بندری حیرتان را خواهند بست و این کار عواقب بدی را به دنبال خواهد داشت.
انجنیر فرهاد، آمر خدمات اجتماعی ولایت بلخ و نماینده ولایت در مورد حل و فصل جنجال‌های زمین میان قول‌اردوی 209 شاهین و مردم، می‌گوید: «تاهنوز در جواب این نامه  از اداره ارگان‌های محل و ریاست‌جمهوری هیچ‌گونه واکنش و جوابی دریافت نکرده‌ایم.»
اما دفتر سخنگوی ریاست‌جمهوری ابراز می‌دارد که تااکنون چنین نامه‌ای را دریافت نکرده‌اند.
همچنین مسوولان ارگان‌های محل و اداره امور می‌گویند که چنین نامه‌ای را دریافت نکرده‌اند.
عبدالمالک صدیقی، معاون مالی و اداری ریاست مستقل ارگانهای محل در یک تماس تلیفونی به 8صبح گفت که تا هنوز چنین نامه‌ای را دریافت نکرده‌اند.
در همین حال، صادق مدبر، رییس اداره امور نیز اظهار می‌دارد که چنین نامه‌ای به آنها نرسیده است.
ولی ذبیح‌الله اختری، آمر بخش خدمات سکتوری ولایت بلخ ارسال این نامه را تایید کرده می‌گوید که این نامه را در ماه میزان سال جاری به آدرس ریاست‌جمهوری و ارگان‌های محل از طریق دفتر خدمات اجتماعی ولایت بلخ ارسال کرده‌اند.
مسوولان اداره اراضی افغانستان به بهانه تبدیل شدن رییس آن اداره و کوچ‌کشی از محل کنونی‌شان، از ارایه جواب خودداری کردند.
اما مسوولان در لوی‌سارنوالی کشمش زمین در ولایت بلخ میان قول‌اردوی 209 شاهین از یک جانب و  ریاست زراعت و باشندگان بلخ را از جانبی دیگر تایید می‌کنند.
یکی از مسوولان لوی‌سارنوالی افغانستان که نخواست نام فاش شود گفت که تحقیقات لوی‌سارنوالی در مورد کشمش‌های مالکیت زمین‌های تحت دعوا در ولایت بلخ جریان دارد.