۲۹ اسفند ۱۳۹۵

مختار وفایی جایزه خبرنگار سال افغانستان را از آن خود کرد

مرکز خبرنگاران افغانستان امروز یکشنبه در کنفرانسی به مناسب روز خبرنگار، با اعلام نتایج برنامه رقابتی خبرنگارسال افغانستان، مختاروفایی را برنده این جایزه اعلام کرد.
در کنفرانس مرکز خبرنگاران افغانستان که داکترعبدالله عبدالله رییس اجراییه حکومت، سیدآقا فاضل سانچارکی معین نشراتی وزارت اطلاعات و فرهنگ، صدیق صدیقی رییس مرکز رسانه های حکومت و ده هاتن از خبرنگاران و اعضای رسانه های افغانستان حضور داشتند، ضمن اعلام نتایج برنامه رقابتی میان خبرنگاران، از آمار و ارقام خشونت‌ها علیه خبرنگاران نیز سخن گفته شد.
احمد قریشی مسوول مرکز خبرنگاران افغانستان، 191 مورد خشونت و تهدید، 7 مورد شهادت، 8 مورد مجروح و 3 مورد بازداشت را در سال 1395، از جمله اتفاقات ناگوار جامعه رسانه یی افغانستان عنوان کرده و از مقامات حکومتی خواستار توجه جدی به اوضاع آزادی بیان و خبرنگاران در کشور شد.
داکترعبدالله عبدالله رییس اجراییه حکومت که در این برنامه صحبت می کرد، ضمن تعهد به پیگیری قضایای خشونت، تهدید و ترور خبرنگاران وعده سپرد که در امر ایجاد تسهیلات برای دسترسی به اطلاعات نیز رسانه ها را یاری می کند. سیدآقا فاضل سانچارکی معین نشراتی وزارت اطلاعات و فرهنگ نیز طی سخنانی از امیدواری ها برای بهبود اوضاع اطلاع رسانی در افغانستان سخن زده و رسانه های کشور را در امر اطلاع‌رسانی در منطقه کم‌نظیر عنوان کرد.
در برنامه رقابتی میان خبرنگاران افغانستان که 50 خبرنگار از سراسر کشور در آن شرکت کرده بودند، گزارش های 10 تن از آنان به مرحله نیمه نهایی راه یافته و در بررسی های نهایی هیات داوران، گزارش تحقیقی مختاروفایی تحت عنوان «مقامات پیشین سوار بر وسایط دولتی» که در روزنامه هشت صبح منتشر شده بود، به عنوان بهترین گزارش تحقیقی سال انتخاب شد.
مختاروفایی که جایزه و لقب خبرنگار سال 1395 را از آن خود کرد، جوایز و لوح تقدیر را در این کنفرانس از مقامات حکومتی و مسوولان مرکز خبرنگاران افغانستان دریافت نمود.
مختاروفایی طی سخنانی گزارش تحقیقی را به عنوان یکی از ژانرهای مهم و مسلکی مطبوعات جهان امروز قلمداد کرده و از حکومت خواست تا از گزارش‌های تحقیقی خبرنگاران در امر مبارزه با فساد استفاده کند. وفایی گفت خبرنگاران تحقیقی بازوان محکم حکومت در امر مبارزه با فساد است و نهادینه شدن گزارشگری تحقیقی در رسانه‌ها، در امر رسیدن به جامعه‌ی عاری از فساد کمک می‌کند.
قابل یادآوری است که قبلاً نیز در سال 1393، طی یک برنامه رقابتی که از سوی دفتر نی حمایت کننده رسانه های آزاد افغانستان راه اندازی شده بود، مختاروفایی عنوان «خبرنگار شجاع سال 1393» را از آن خود کرده بود.



۰۷ اسفند ۱۳۹۵

بلخ جولانگاه جنرالان سرپرست

مختاروفایی
از کلیدی ترین ولایت شمال که بلخ است، از دوسال بدینسو توسط جنرال عطامحمدنور سرپرستی می شود تا مهم ترین واحدهای نظامی که ساحه ی مسوولیت فرماندهان آنان ولایات «زون شمال» افغانستان می‌باشد.
پس از شکل‌گیری حکومت وحدت ملی و تقسیمات قدرت میان دو تیم تشکیل دهنده‌، تا مدت زیادی شماری از وزارت خانه‌ها، ولایات، فرماندهی‌های امنیه و ارگان‌های مهم حکومتی توسط سرپرست‌ها اداره می‌شدند که پس از تنش‌های زیادی به اکثریت سرپرستی‌ها در کابینه و ادارات پایان داده شد.

در این میان، جغرافیای که بیشترین نزاع سیاسی و خشونت‌های طالبانی را شاهد بوده است، از مهم‌ترین ولایت تا بیشترین واحدهای نظامی آن توسط جنرال‌ها سرپرستی می‌شوند.
جنرال عطامحمدنور سرپرست ولایت بلخ، جنرال بابه جان سرپرست فرماندهی زون 707 پامیر در شمال، جنرال حسیب‌الله قریشی سرپرست فرماندهی لوای نمبر ششم امن و نظم عامه شمال و جنرال میرنعیم حیدری سرپرست فرماندهی لوای نمبر ششم سرحدی شمال از جمله جنرال‌هایی استند که از دوسال بدینسو با حکم سرپرستی در شمال فعالیت می‌کنند.
منابع آگاه در شمال افغانستان می‌گویند که دلیل اصلی منظور نشدن حکم تقرری جنرال‌ها در واحدهای مهم نظامی شمال افغانستان، تنش‌های سیاسی میان رهبران حکومت مخصوصاً تنش‌های گذشته میان عطامحمدنور و رییس جمهورغنی بوده است.
عطامحمدنور که بیش از ده سال فرمانروای مطلق ولایت بلخ نامیده می‌شد، با تکیه‌ی محمد اشرف غنی به کرسی ریاست جمهوری در حالی که وی خود را یکی از طرف‌های تشکیل دهنده‌ی حکومت می‌داند، تاکنون بحیث سرپرست در این ولایت نگه‌داشته شده است.
در همین حال منابع امنیتی معتقد اند که سرپرست نگه‌داشتنِ جنرال‌ها در شمال افغانستان مخصوصاً آن‌هایی که در مهم‌ترین واحدهای نظامی مسوولیت دارند، ربط مستقیم به گسترش دامنه‌ی فعالیت و حضور طالبان در ولایات شمال افغانستان دارد.
به باور این منابع، ولایات سرپل، بغلان، فاریاب، جوزجان و سمنگان که طی دوسال اخیر شاهد آشوب‌های رو به گسترش بوده اند از جمله مهم‌ترین مناطقی اند که باید توسط واحدهای نظامی مستقر در شمال محافظت می‌شدند، اما به دلیل سرپرست نگه‌داشتنِ فرماندهان واحدهای نظامی که در این ولایات مسوولیت دارند روحیه‌ی دفاعی نیروهای امنیتی در مقابل طالبان ضعیف شده و جغرافیای طالبان نیز گسترش یافته است.
فرماندهی زون 707 پامیر در شمال، لوای نمبر ششم امن و نظم عامه در شمال و لوای نمبر ششم سرحدی در شمال از جمله مهم‌ترین واحدهای نظامی اند که به شمول مقام ولایت بلخ توسط جنرال‌های سرپرست اداره می‌شوند.
منابع امنیتی در صحبت با سایت خبری-تحلیلی هویدا هشدار می‌دهند که دوام سرپرستی در واحدهای مهم نظامی در شمال، بیانگر بی‌توجهی رهبران حکومت نسبت به اوضاع شمال و گسترش جغرافیای حاکمیت طالبان در این ولایات می‌باشد.
این منابع هشدار می‌دهند که نظر به گسترش تهدیدات در شمال، اگر بزودی رهبری حکومت در زمینه‌ی منظوری فرماندهان واحدهای نظامی و راه اندازی عملیات‌های سرکوب کننده در شمال اراده نکند، بسیاری از مناطق شمال دچار نا آرامی‌های بیشتر خواهد شد.

فروش بیشتر از صد میل اسلحه فرماندهی امنیه بلخ به طالبان

مختار‌وفایی
وب‌سایت هویدا به اسنادی دست یافته است که نشان می‌دهد بیشتر از صد میل اسلحه و مقدار زیاد مهمات نظامی از قطعه خاص فرماندهی امنیه بلخ، به گروه طالبان و افراد مسلح غیر مسوول به فروش رسانیده شده است.
در یک مکتوب فرماندهی قطعه خاص پولیس بلخ که به فرماندهی عمومی قطعات خاص نوشته شده آمده است:
«طوریکه مقام محترم در جریان قرار دارند یک میل سلاح کلاشنکوف قطعه خاص بلخ در عملیات نوید۲۷، از سنگر دشمن بدست آمد بعداً بخاطری موجودی سلاح، تجهیزات و سایر عینیات لوژیستیکی، هیات محترم فرماندهی عمومی قطعات خاص به قطعه خاص ولایت بلخ آمده و در بررسی های ابتداییه به تعداد ۱۰۲ میل سلاح مختلف النوع قطعه لادرک وانمود گردید.»
در حالی که در این مکتوب بصورت واضح هیات فرماندهی عمومی قطعات خاص وزارت داخله از مفقودبودن ۱۰۲ میل سلاح مختلف النوع از فرماندهی قطعه خاص ولایت بلخ گزارش داده است، اما بعداً هیاتی که از سوی ریاست‌های تفتیش و جرایم سنگین وزارت داخله بخاطر بررسی این مساله به بلخ رفته است در گزارش شان تعداد سلاح های لادرک را ۶۰ میل گزارش داده است.

در مورد بررسی های هیات ریاست تفتیش و جرایم سنگین وزارت داخله در مکتوب آمده است:
«در بررسی های هیات محترم  یک تعداد گزاف سلاح و تجهیزات قطعه خاص لادرک وانمود گردیده که جدول آن از طرف هیات محترم جرایم سنگین محول به ثارنوالی گردیده بناءً بررسی های هیات رهبری قطعه ۶۰ میل سلاح مختلف النوع  رامفقود گزارش داده است.»
در ادامه گزارش ساتنمن میرعلم ظاهری که معتمد قطعه خاص فرماندهی امنیه بلخ بوده، باقی دار دانسته شده و آمده است که: «از سرنوشت سلاح های متذکره کدام اسناد سوابق و حضور فزیکی آن در قطعه موجود نگردیده است.»
با این حال سیدکمال سادات فرمانده امنیه بلخ در گفت‌وگو با سایت خبری تحلیلی هویدا می گوید که ۵۶ میل اسلحه که شامل کلاشنکوف و تفنگچه می شوند از قطعه خاص این فرماندهی به فروش رسیده است. آقای سادات می گوید: «ممکن این تسلیحات به گروه طالبان و یا افراد زورمند فروخته شده باشد.»
سادات می افزاید که میرعلم ظاهری که بحیث معتمد قطعه خاص فرماندهی امنیه بلخ کار می کرد فعلاً با یک تن از همکارانش در بند امنیت ملی استند و دوسیه شان در ثارنوالی نظامی تحت جریان قرار دارد.
فرمانده امنیه بلخ می افزاید: ما زمانی به فروش تسلیحات نظامی قطعه خاص پی بردیم که در یکی از نبردها با طالبان، یک میل اسلحه‌ی این فرماندهی، از نزد یک طالب که در جریان جنگ کشته شده بود بدست آمد. بعداً در جریان موجودی تسلیحات، معتمد قطعه خاص آن کلاشنکوف را در لیست تسلیحات سوخته شده در جنگ های کندز گزارش داده بود که پس از تحقیقات فروخته شدن آن برملا شد.
با این حال ذبیح الله کاکر عضو شورای ولایتی بلخ، می گوید که در ابتدا بررسی‌های هیات از فروخته شدنِ ۱۰۲ میل اسلحه و مقدار تجهیزات خبر داده است، اما بعداً هیات دیگری از وزارت داخله آنرا ۶۰ میل اسلحه گزارش نموده است.
به گفته آقای کاکر ممکن است در این زمینه «زد و بند» صورت گرفته و مقدار اسلحه کم‌تر از آنچه واقعیت است گزارش داده شده باشد.
در همین حال آقای کاکر می‌افزاید که فروشنده تجهیزات نیروهای امنیتی به طالبان، خاین ملی است، اما شماری از افراد زورمند در بلخ، برای رهایی وی تلاش دارند. کارکر هرچند از افراد مشخص نام نمی برد، اما می گوید که این افراد «زورمندان محلی» استند که تلاش می کنند میرعلم ظاهری فروشنده تجهیزات نظامی به طالبان را از بند رها کنند.
آقای کاکر با انتقاد از مسوولان فرماندهی امنیه بلخ می گوید که فروش تسلیحات نظامی به دشمن، بیانگر ضعف مدیریت و بی کفایتی مسوولان درجه اول امنیتی در این ولایت است.

۲۶ دی ۱۳۹۵

دویدن دنبال توهمات

زندگی در رویاها و دویدن دنبال توهمات ضمن این‌که دردی را دوا نمی‌کند، به تلخی زندگی در این جغرافیا نیز می‌افزاید.
 یکی برای پشتونستان آهنگ می‌خواند دیگری برای خراسان تار می‌زند. یکی فارسی را به‌دری ترجمه می‌کند، دیگری نوشتن به پشتو را مایه‌ی ننگ می‌داند.

 من زبان مادری‌ام فارسی است، اما اگر‌زبان‌های پشتو، ازبیکی، پشه‌یی و ...‌را یاد داشته باشم یک امتیاز و سرمایه است.

 کوبیدن به دیوار فروریخته‌ی گذشته و زندگی در توهماتِ مانند خراسان و پشتونستان همان‌قدر بی‌مزه است که یک محترم کتاب طنزی را به زبان پشتو بنام «گوزونه» منتشر کرده بود.

 حقیقتِ این جغرافیا، همین گونه‌‌گونی است و تا وقتی ظرفیت همگرایی و یکی شدن‌ و زندگی در حال‌ را در خود پیدا نکنیم، حال ما بدتر از این نیز می‌شود.

۲۰ آذر ۱۳۹۵

روسیه، از «تماس» تا «حضور» در جبهات نظامی طالبان در شمال

مختاروفایی
اطلاعاتی رسیده به سایت خبری  هویدا نشان می دهد که دوتن متخصص طبی وابسته به سازمان های نظامی روسیه و ترکمنستان، در مناطق «شاخ» ولسوالی قیصار و «لنگرخانه» ولسوالی المار ولایت فاریاب مصروف کمک رسانی به گروه طالبان استند.
منطقه ی شاخ در قیصار و لنگرخانه در المار، از دو مناطق مهم و استراتیژیکی استند که از چندین سال بدینسو در کنترول گروه طالبان است و منابع محلی می گویند که بیشترین نیروها و تجهیزات نظامی طالبان در فاریاب، در همین دو منطقه مستقر می باشند. منابع می گویند که داکتران روسی و ترکمنستانی که از دوماه بدینسو در جبهات طالبان حضور یافته اند ضمن اینکه کلینیک های صحی گروه طالبان را مدیریت کرده و به تداوی زخمیان این گروه می پردازند، به فرماندهان این گروه مشوره های نظامی نیز می دهند.
هرچند مشخصات این افراد هنوز دقیق نشده است، اما منابع تایید می کنند که جبهات نظامی طالبان در فاریاب، بادغیس، بغلان و قسمت هایی از جوزجان، از همین افراد وابسته به سازمان های نظامی روسیه دستور و مشوره می گیرند.
در همین حال منابع موثق در شمال از  دست یابی روزافزون گروه طالبان به تسلیحات و تجهیزات  جدید روسی خبر داده می گویند که منابع نامشخصی در میان گروه طالبان در شمال، آنان را در تجهیزات نظامی کمک می کنند.
در حالی که تاکنون مقامات روسیه مخصوصاً ضمیرکابلوف نماینده ویژه پوتین در افغانستان بارها از تماس های نزدیک این کشور با طالبان خبر داده است، اخیراً ترکمنستان نیز به دلیل پروژه های اقتصادی که در شمال افغانستان و همچنان همکاری مشترک سیاسی و استخباراتی با روسیه دارد، بر بخش های زیادی از طالبان نفوذ قابل ملاحظه یی ایجاد کرده است.
گفته می شود دفتر طالبان در قطر از یک و نیم سال بدینسو، یکتن از اعضای بلندپایه خود را مامور گفت و گو و روابط با کشورهای آسیای میانه تعیین کرده است که در ترکمنستان دفتر مشخصی برای پیگیری فعالیت های شان دارند.
پس از اینکه خط ریل آقینه افتتاح شد، طالبان با نشر اعلامیه یی حمایت شان را از پروژه های اقتصادی اعلام کرده و تاکید کردند که تلاش دارند حتی از این پروژه ها محافظت کنند. بدون شک که این اعلامیه تحت نفوذ ترکمنستان و روسیه نوشته شده است تا تاجران، سرمایه گذاران و حکومت های آسیای میانه از اوضاع شمال افغانستان مطمین باشند.
روسیه پس از آن تماس های نزدیک را با طالبان آغاز کرد که تهدید گروه داعش در افغانستان شدیدتر شد. به باور منابع آگاه، روسیه با نفوذ به گروه طالبان، از این گروه به عنوان یکی از سپرهای دفاعی در مقابل داعش در شمال افغانستان که هدف نهایی آن نفوذ در آسیای میانه گفته می شود استفاده می کند.

۰۲ آذر ۱۳۹۵

برای روزهای دشوار آماده شوید!

مختار وفایی
حمله به باقرالعلوم، پنجمین مورد از حملات وحشیانه‌یی است که طی سال جاری از شیعیان افغانستان قربانی گرفته است.
این حملات معمولاً برای گرفتنِ جان مردم و فهماندنِ این که در کابل داعش حضور دارد و باید این را فهمید و باور کرد انجام شده است.
یک:
حمله به یکی از تاریخی‌ترین نمادهای مدنیت و تظاهرات مسالمت‌آمیز در دوم اسد در چهارراه دهمزنگ که نزدیک به 100 تن را کشت و 300 تن را زخمی ساخت.
دو:
حمله به عزاداران عاشورا در کارته سخی کابل به تاریخ 21 میزان که در آن 16 تن کشته و 26 تن زخم برداشتند.
سه:
حمله به عزادان عاشورا در  ولایت بلخ بتاریخ 21 میزان، که در آن نزدیک به 20 تن کشت و  ده‌ها تن را زخمی ساخت.
چهار:
حمله‌ی تفنگداران مسلح بر نمازگذاران در یکی از مساجد در گذرِ بلوچ‌های شهر میمنه به تاریخ 21 عقرب که یک کشته و سه زخمی برجای گذاشت.
پنج:
حمله به عزاداران اربعین در باقرالعلوم که آمار رسمی 30 کشته و 35 زخمی را نشان می دهد.
حمله به عزاداران شیعه در مسجد باقرالعلوم کابل
این حملات شباهت زیادی بهم دارند. هدفِ هرپنج مورد، مردم بوده اند و در هیچ مورد آن مقامات دولتی و نظامیان هدف قرارداده نشده اند.
تاکنون از این پنج مورد مشابه، دو مورد که در فاریاب و بلخ اتفاق افتاده است را نه گروه داعش و نه گروه طالبان به عهده گرفته است.
کشتار مردم و به عهده گرفتنِ آن توسط یک گروهی که در بخش‌هایی از عراق و سوریه حاکمیت اسلامی برپا کرده اند، بیشتر از همه یک مورد را برجسته می‌سازد:این‌که بپذیریم داعش حضور دارد، قدرت دارد و می تواند قتل عام کند. دقیقاً تاثیری را که کار یک تروریست با حمله بجان مردم برای ایجاد ترس از داعش در ذهن مردم دارد، حکومت با تبلیغ از طریق رسانه‌ها به نفع این گروه انجام می‌دهد.
شیعیان افغانستان، بار دیگر در یکی از حساس‌ترین مراحل تاریخی قرار گرفته اند. مرحله‌ی اُفتی که نه توان نظامی دارند، نه اهمیت سیاسی و نه هم رهبرانی که توانایی چانه‌زنی و روابط بین‌المللی شان وسیع‌تر از حوزه علمیه قم و خلوت‌گاه آیت‌الله‌های ایران باشند.
داعش در تبانی با عناصری در حکومت وحدت ملی که همپیمان با سازمان‌های قدرتمند خارجی است، به هدف کوبیدن به دروازه‌های دشمنان منطقوی شان وارد کابل شده و بزودی قسمت‌های زیادی از شمال را نیز تصرف خواهند کرد.
طعمه‌ی داعش از زمان ظهورش شیعیان و اقلیت‌ها بوده است. و این یکی بی‌رحمانه‌ترین تاکتیک‌ها برای نمایش قصاوت و ستم‌گری یک گروهی است که خواهان برپاکردنِ اسلام واقعی و خلافت قرن شش است.
ایران که دشمن واقعی و حامی دروغی شیعیان در افغانستان دانسته می‌شود نیز به دلیل هراس از داعش‌سازی در افغانستان، از طالب به عنوان دشمن داعش حمایت کرده و این گروه را تجهیز و تسلیح می سازد.
در نگاه کلی، طالب هرچند نسبت به داعش میانه‌رو است، اما شیعیان بارها توسط گروه طالبان قتل عام شده و نگاه طالبان به شیعیان نیز نگاه نزدیک به داعش است.
داعش و طالب در حالی به برپایی نظام‌های خلافت و امارت کمر بسته اند که یکی با پول و سلاح مسکو و تهران و دیگری با سلاح ناتو و ایالات متحده امریکا مردم عام و اقلیت‌ها را قتل عام می‌کنند.
در چنین وضعیت هرج و مرج که شیعیان به درد هیچ چیزی بجز طعمه شدن در کام داعش و طالب جهتِ تبلیغات و ایجاد وحشت نمی‌خورند، تنها گزینه برای زنده ماندنِ این مردم، دفاع خودی و ایجاد تشکلات نظامی در میان مردم است.
تاجران، اعضای پارلمان، سیاسیون و متفنذین تشیع در سراسر افغانستان، باید برای دفاع خودی آماده شده و مردم را جهتِ آمادگی برای دوام زندگی طاقت‌فرسا تحت حاکمیت مفسد و ستمگر وحدت ملی، در حالی که هر روز طعمه‌ی داعش و طالب می‌شوند آماده سازند.
حقیقت اوضاع همین است که حضور و گسترش فعالیت داعش را باید جدی گرفته و با درک این‌که حکومت از مردم شیعه حمایت نمی‌کند، از تجربه‌ی عراق و سوریه درس عبرت بگیریم و حد اقل کاری که می‌توانیم از کشتارهای جمعی و قتل‌عام‌های وحشتناک جلوگیری کنیم.

۰۳ آبان ۱۳۹۵

چشم‌اندازی به گسترش بحران در شمال

نویسنده: مختاروفایی
شمال، اکنون یکی از محورهای اساسیِ جنگ و شورش‌گری در افغانستان است. در چند سال اخیر، مسیرهای منتهی به شمال، یکی از مزدحم‌ترین راه‌های عبور و مرورِ گروه‌های تروریستی از جمله طالبان، القاعده و تحریک اسلامیِ ازبیکستان بوده‌اند. از کوه‌های چترالِ پاکستان که به مناطقی در بدخشان متصل است گرفته تا شاهراه‌های تحتِ نظارتِ نیروهای امنیتی در ولایات جنوب و شمال افغانستان، همه از جمله راه‌های امن و بی‌خطر برای رفت‌وآمدِ این گروه‌ها به شمال بوده‌اند. فعلاً ولایات کندز، فاریاب، بغلان و قسمت‌هایی از جوزجان و سرپل، محور نبردهایِ خونین میان نیروهای امنیتی و گروه‌های تروریستی را تشکیل می‌دهند که کندز در روزهای اخیر تا سرحدِ سقوط به‌دستِ گروه طالبان نیز پیش رفت.
شمال چگونه ناآرام شد؟
ولایات شمالِ کشور تا سال
۲۰۰۷ از آرام‌ترین نقاط افغانستان بود و اکنون به گرم‌ترین تنورِ جنگ در کشور تبدیل شده است. ناآرامی‌ها در شمال از زمانی آغاز شد که منابع اطلاعاتی گزارش دادند: هواپیماهای نظامی به دستورِ حامد کرزی در سال ۲۰۰۸، شماری از شبه‌نظامیانِ مسلح وابسته به گروه طالبان را در نقاطی از ولایات شمال از جمله بغلان و فاریاب، با استفاده از تاریکی شب پیاده و در نقاط استراتیژیک جابه‌جا کرده اند.
پس از چندین سال جنگ‌های چریکیِ گروه طالبان در شمال، این نیرو بار دیگر در سال
۲۰۱۴ حملاتِ قدرتمندانه‌اش را برای تصرفِ مناطقِ مهم در ولایات بدخشان، فاریاب، کندز، سرپل، بغلان و جوزجان آغاز کرد و با رفتارهای وحشیانه، ترس و وحشت را بارِ دیگر در میانِ مردم زنده ساخت و هراس افتادنِ شهرها در دلِ مردم جا گرفت.
با خروج نیروهای خارجی و بسته شدنِ پایگاه‌های نظامیِ آنان در شمال و شمال‌شرقِ افغانستان در سال
۲۰۱۳ و ۲۰۱۴، طالبان پس از پیوستن شماری از تروریست‌های داخلی و خارجی که از وزیرستان شمالی به افغانستان فرستاده شده بودند، توانستند قسمت‌های زیادی از ولسوالی‌های مهم در کندز، فاریاب، سرپل، جوزجان، بغلان و بدخشان را تصرف کرده و به تحکیم مواضع نظامی‌شان بپردازند.
در سال
۲۰۱۵ که اوج تنش‌هایِ پس از برگزاری انتخاباتِ بحران‌آفرین در افغانستان بود، فرصتِ خوبی برای طالبان مهیا شد تا برای تصرفِ مناطقِ مورد نظرشان در ولایاتِ نام‌برده دست‌به‌کار شوند. در جریان این سال، طالبان ولسوالی‌های وردوج در بدخشان، کوهستانات در سرپل، بالامرغاب در بادغیس و المار در فاریاب را چندین‌بار دست به دست کرده و در اکثریتِ ولسوالی‌های ولایات شمال، هسته‌های نظامی‌شان را جابه‌جا و تقویت کردند. در جریان دست به دست شدنِ ولسوالی‌ها و مراکز نظامی میان طالبان و نیروهای امنیتی، گروه طالبان مقادیر زیادی از تسلیحات نظامی را به‌دست آورد که اکنون در مقابل نیروهای امنیتیِ کشور از آن استفاده می‌کند.
زمینه‌های گسترش جغرافیای تسلط طالبان در شمال
فساد اداریِ گسترده، رشد افراط‌گراییِ مذهبی، گسترش مدارس دینی و فقر گسترده در میانِ مردم در شمال افغانستان، از زمینه‌های عمده‌یی‌ست که سربازگیری برای صفوفِ جنگ را به گروه طالبان ساده ساخته است. نفرت مردم از نظام فاسد حاکم، منجر شده که حتا جوانانی از گروه‌های تباری‌یی که در گذشته از دشمنان سرسختِ رژیم طالبان شمرده می‌شدند، به این گروه بپیوندند. ازبیک‌ها و ترکمن‌ها در شمال افغانستان که با رهبری جنرال دوستم از دشمنان سرسخت رژیم طالبان بودند، اکنون به‌صورتِ گسترده در صفِ طالبان علیه نیروهای دولتی و گروه‌های مسلحِ «خیزش مردمی»ِ وابسته به حزب جنبش ملی می‌جنگند.
طالبان برای این‌که بتوانند از میان مردمان بومیِ شمال از جمله ترکمن‌ها و ازبیک‌ها سربازگیری کنند، فرماندهان ارشد نظامی و مسوولانِ نام‌نهادِ ولایتی‌شان را در ولایات فاریاب، سرپل، جوزجان، سمنگان و بغلان، اکثراً از تبار ازبیک تعیین کرده و به‌ساده‌گی زمینۀ سربازگیری و تبلیغ برنامه‌های جهادی‌شان را در میان مردم فراهم ساخته‌اند. از سوی دیگر، فساد اداری گسترده و فقر و بی‌کاری مزمن در میان مردمانِ ده‌نشین، لشکری از جوانان را به سوی گروه‌های تروریستی سوق داده که اکنون به پیشمرگه‌های حملات تهاجمیِ طالبان مبدل شده‌اند.
حمایتِ شبکه‌های وابسته به عربستان سعودی و قطر از گروه‌های اسلام‌گرا و مدارس دینی افراطی‌پرور در شمالِ افغانستان نیز زمینه‌های سربازگیری برای گروه‌های تروریستی را در این ولایات فراهم ساخته است. به عنوان مثال، می‌توان از گروه اسلام‌گرای «جمعیت اصلاح»، حزب‌التحریر و مدارس زنجیره‌یی تحت عناوینِ مختلف که در ولایات شمال طی سال‌های اخیر به‌صورت گسترده فعالیت دارند، نام برد. این گروه‌ها هرچند فعالیت تروریستی ندارند، اما تبلیغِ آنان برای خلافت‌خواهی و برپایی حکومت اسلامی، مردم را به جهاد تشـویق کرده و زمینه را برای سربازگیری از میان نسل جوان به گروه طالبان مهیا کرده است.
در اکتوبر سال
۲۰۱۵ میلادی که ولایت کندز به‌دستِ گروه طالبان سقوط کرد، ده‌ها دانش‌آموز مدارس دینی از ولایات کندز، بغلان، بلخ، جوزجان و سرپل به کمک نیروهای طالبان در این ولایت شتافته بودند. منابع امنیتی در کندز گفتند: این دانش‌آموزان که تعدادی از آنان پس از تصفیۀ کندز از وجود طالبان بازداشت شده‌اند، اعتراف کرده‌اند که در مدارسِ آنان فضایلِ جهاد علیه امریکایی‌ها و حکومت افغانستان تدریس و تبلیغ شده و در جریان حمله به کندز، به آنان برای کمک به نیروهای طالبان، جهتِ سهم گرفتن در «جهاد علیه کفار»، اسلحه توزیع شده است.
از سوی دیگر، تضاد منافع در ولایات شمال و شمال‌شرق میان قدرتمندانِ وابسته به احزاب سیاسی از جمله جمعیت اسلامی و جنبش ملی، باعث گسترش جغرافیای تسلط طالبان بر این ولایات شده است. تنش میان جریان‌های سیاسیِ حاکم در مجموع و احزاب جنبش و جمعیت در شمال به طور خاص، در گسترش تسلط طالبان بر مناطق شمال نقش داشته است. درگیری‌های خونین میان این گروه‌ها، زمینۀ تسلطِ گروه سومی که طالبان است را بر مناطق زیادی فراهم کرده است. در برخی از مواقع دیده شده است که فرماندهان محلیِ این احزاب، برای سرکوب رقبای محلی‌شان، از گروه طالبان به عنوان یک گروه بی‌رحم استفاده کرده و مناطقی را به‌صورتِ عمدی به این گروه واگذار کرده‌اند.
منابع عایداتی و چگونه‌گی تجهیز و تمویل طالبان در شمال
مواد مخدر، معادن، عشر و ذکات، باج‌گیری از حکومت و
 تاجران و شبکه‌های استخباراتیِ برخی کشورهای دخیل در اوضاع افغانستان، از مهم‌ترین منابع عایداتیِ گروه طالبان در شمال افغانستان استند که مصارف جبهاتِ نظامیِ این گروه را تأمین می‌کنند.
در اکثر ولایاتِ شمال افغانستان پس از سال
۲۰۰۱، میزان کشت تریاک به صفر رسیده بود اما با آغاز ناآرامی‌ها بارِ دیگر کشتِ این مواد آغاز شد. هرچند تا کنون هلمند در صدرِ تولیدکننده‌گانِ مواد مخدر در افغانستان قرار دارد، ولی در شمال افغانستان درحالی‌که در سال ۲۰۱۴، ۷۳۸ هکتار زمین تریاک زرع شده بود، در سال ۲۰۱۵ این آمار دوبرابر شد که ۱۸۷۵ هکتار زمین را نشان می‌داد.
هرچند آمار دقیقی از عاید طالبان از مدرک تریاک در شمال افغانستان وجود ندارد، اما منابع محلی در این ولایات می‌گویند که طالبان از دهاقین، در بدل حمایت‌شان برای کشت مواد مخدر، از هر جریب زمین یک کیلوتریاک ـ که حدود صد دالر امریکایی فروخته می‌شود ـ مالیه می‌گیرند.
معادن به عنوان دومین منبع عایداتیِ گروه طالبان پس از مواد مخدر شناخته می‌شود. این گروه از چندین سال بدین‌سو بر بخش‌هایی از معادنِ لاجورد در ولسوالی کران و منجان و معادن طلا در ولسوالی راغستان در بدخشان تسلط دارد و بر اساس یافته‌های یک تحقیق موسسۀ گلوبل ویتنس که در ماه جوزای سال جاری خورشیدی نشر شد، «عایدات طالبان از معادن ولایت بدخشان، برابر با کل عواید دولت افغانستان از بخش معدن است».
این تحقیق نشان می‌داد که گروه‌های مسلح وابسته به حزب جمعیت اسلامی و چند گروه مسلحِ محلی که از سوی مقامات در کابل حمایت می‌شوند، با تسلط بر معادن لاجورد در ولسوالی کران و منجان، عاید میلیونی به‌دست می‌آورند و به‌خاطر جلوگیری از مزاحمت گروه طالبان، به این گروه ماهانه چهار میلیون افغانی معادل
۵۹ هزار دالر امریکایی باج می‌دهند.
در همین حال، سخی‌داد حیدری آمر امنیت فرماندهی امنیۀ بدخشان در اوایل سال
۲۰۱۶ گفته بود که گروه طالبان با تسلط بر معادنِ طلا در ولسوالی راغستان این ولایت، روزانه حدود ۱۵ هزار دالر امریکایی عاید دارد که از این پول در قسمت خریداریِ تجهیزات و تسلیحات استفاده می‌کند.
جمع‌آوری عشر و ذکات از مردم، باج‌گیری از تاجران در مناطق تحتِ تسلطِ این گروه و همچنان در برخی موارد، گروگان‌گیری و اختطاف از دیگر منابع عایداتیِ این گروه در ولایات شمال افغانستان است که اکنون توانسته‌اند با استفاده از همین عواید و نیز تصرف مناطق نظامی، تسلیحات و تجهیزاتِ گستردۀ نظامی به‌دست آورند.
فسادگسترده در صفوف نیروهای امنیتی و مخصوصاً پولیسِ محلی، و خیزش‌های مردمی‌یی که توسط وزارت داخله و ریاست امنیت ملی تجهیز و تمویل می‌شوند، از دیگر مسیرهای تجهیزِ گروه طالبان است. موارد زیادی در شمالِ افغانستان دیده شده که پولیس محلی، تسلیحات و تجهیزاتِ دولتی را برای مقابله با طالبان از حکومت دریافت می‌کند اما در بازارهای محلی آن را به گروه طالبان می‌فروشد.
پایگاه‌های حضور طالبان در شمال
هم‌اکنون ولسوالی‌های وردوج و یمگان در بدخشان، ولسوالی کوهستانات در سرپل، ولسوالی‌های چاردره و دشت ارچی در کندز، ولسوالی دهنه‌غوری در بغلان، به‌صورتِ کامل در تصرفِ گروه طالبان اند و مردمانِ این ولسوالی‌ها تحت نظام قهرآمیزِ امارت اسلامی زنده‌گی می‌کنند. در بقیۀ ولسوالی‌های ولایاتِ شمال از جمله ولسوالی‌های سوزمه‌قلعه و سانچارک ولایت سرپل، ولسوالی‌های پشتون‌کوت، گرزیوان، المار و قیصار ولایت فاریاب، ولسوالی اشکمش ولایت تخار، ولسوالی‌های راغستان، جرم و بهارک بدخشان، ولسوالی‌های قوش‌تپه و درزآب ولایت جوزجان، ولسوالی‌های بغلان مرکزی و برکۀ ولایت بغلان، ولسوالی دره‌صوفِ پایین ولایت سمنگان، ولسوالی‌های امام صاحب، خان‌آباد، آقتاش و قلعه‌زال ولایت کندز و ولسوالی‌های کشنده و مناطق کوه البرز در بلخ ضمن این‌که طالبان آزادانه فعالیت‌های تبلیغی دارند، بر
۵۰ الی ۷۰ درصد جغرافیایِ آن‌ نیز تسلط دارند.
بر اساس دریافت‌ها از منابع امنیتی، مهم‌ترین پایگاه‌های طالبان اکنون در ولسوالی کوهستاناتِ ولایت سرپل، ولسوالی دهنه‌غوری و منطقۀ دندغوری ولایت بغلان، ولسوالی دشت ارچی و چاردرۀ ولایت کندز، ولسوالی‌های وردوج و یمگان بدخشان، ولسوالی قیصار و المار ولایت فاریاب و ولسوالی قوش‌تپه به شمول مناطقِ دشت لیلی ولایت جوزجان قرار دارند. این گروه ضمن داشتنِ مراکز تعلیمی و آموزشی برای نیروهایی که تازه جلب‌وجذب می‌کند، بیشترین تسلیحات و تجهیزات نظامی‌اش را در این مناطق جابه‌جا کرده‌ و از همین نقاط، سایر جبهاتِ جنگ در شمال و شمال‌شرق را تمویل و کنترول می‌کند.
همکاران خارجی طالبان در جبهات جنگ
حضور تروریست‌های وابسته به شبکه‌های اسلام‌گرای آسیای میانه در افغانستان، برمی‌گردد به سال‌های
۱۹۹۶ که هم‌زمان با ظهور طالبان در افغانستان، این گروه‌ها در آسیای میانه سرکوب شده و به نظام امارت اسلامی در افغانستان پناه آوردند. اکنون نیز از چندسال بدین‌سو، صدها تن از اعضای گروه تحریک اسلامی ازبکستان/ IMU در مناطق مختلف از جمله شمال افغانستان حضور فعال دارند. این گروه تا یک‌سال قبل دوشادوش طالبان علیه حکومت افغانستان می‌جنگید، اما با ظهور گروه داعش و اعلام بیعت با آن گروه، با واکنش تندِ طالبان مواجه شد و پس از سرکوب و قتل‌عام گستردۀ اعضایش در زابل، از همکاری مستقیم با داعش دست برداشت و به گروه طالبان تسلیم شد. با کشته شدن عثمان غازی رهبر این گروه در افغانستان همراه با ۱۵۰ تن از اعضای این گروه توسط پیرآغا فرمانده گروه واکنش سریع طالبان در زابل، این گروه دچار پراکنده‌گی شد و در یک وضعیت نابسامان توانایی‌هایش را از دست داد. پس از گذشت یک سال، این گروه بار دیگر در جبهات طالبان در ولایات بدخشان، سرپل، فاریاب و بغلان منسجم شد و اکنون به عنوان آموزگار روش‌های عملیات و ساخت‌وساز ماین در جبهات طالبان فعالیت دارد.
اعضای گروه تحریک اسلامی ازبیکستان اکنون در منطقه‌یی به نامِ صوفک در ولسوالی کوهستانات ولایت سرپل، در منطقه‌یی به نام دوشاخ در ولسوالی قیصار ولایت فاریاب، در قسمت‌هایی از ولسوالی برکۀ ولایت بغلان و همچنان در ولسوالی‌های بهارک و جرمِ ولایت بدخشان حضور دارند و اینک در هماهنگی و تحت فرمانِ گروه طالبان فعالیت می‌کنند.
هرچند گفته می‌شود این گروه در میان مردم برنامه‌های جهادیِ گروه داعش را تبلیغ کرده و برای سربازگیری به این گروه نیز تلاش دارد، اما تا کنون هیچ نشانه‌یی از برنامه‌های مشابهِ داعش در شمال افغانستان دیده نشده است.
اکنون که حکومت افغانستان روزهای دشواری را پشتِ سر می‌گذراند، اگر به سایر نقاط آسیب‌پذیر در شمال افغانستان توجه جدی نکند، مناطق زیادی به‌دست گروه طالبان سقوط خواهد کرد. سرپل، بعد از کندز آسیب‌پذیرترین ولایت در شمال افغانستان است و به شمولِ بیشتر از
۳۰۰۰ نیروی مسلح طالبان که بیشترِ آنان در قرارگاهی به نام «حسن‌خیل» در ولسوالی کوهستانات مستقر اند، حدود ۲۰۰ تن نیروی تحریک اسلامی ازبیکستان نیز در این ولایت فعالیت دارند.
در همین حال، فاریاب، بدخشان و بغلان، از دیگر نقاطِ آسیب‌پذیر در شمال و شمال‌شرقِ افغانستان استند که اگر بحران کنونی امنیتی در آن ولایات مدیریت نشود، اهداف بعدیِ طالبان برای سقوط، مراکزِ این ولایات خواهد بود.
صفحه سیاست روزنامه ماندگار در کابل، که متن اصلی مقاله در آن منتشر شده است.
تنش‌های منطقه‌یی و جنگ افغانستان
چگونه‌گی تحولات در افغانستان، ربطِ مستقیم دارد به چگونه‌گی تصمیم در مراکز تصمیم‌گیرندۀ کشورهای قدرتمندِ دخیل در افغانستان. افغانستان از لحاظ موقعیتِ جغرافیایی در یک منطقۀ پُر از تنش و مورد نزاع قرار گرفته است. بدین لحاظ، چگونه‌گی اوضاع در این‌جا برمی‌گردد به بازی‌هایی که در منطقه جریان دارد و آن‌چه که قدرت‌های دخیل در این منطقه می‌خواهند.
در گسترش جنگِ کنونی در شمال افغانستان، ایالات متحده و روسیه با متحدین‌شان در منطقه، از عواملِ مهم دانسته می‌شوند. شمال افغانستان که به‌دلیلِ نزدیکی‌اش با آسیای میانه، ناآرامی و افتادنش به دستِ گروه‌های تروریستی تهدیدی برای روسیه است، می‌تواند برای امریکا و متحدینش یک پروژۀ نظامی باشد.
همچنان بیشترین زورآزمایی‌های پاکستان و هندوستان بعد از کشمیر در افغانستان صورت می‌گیرد. مشاهدحسین سید، نمایندۀ ویژۀ نخست‌وزیر پاکستان در موضوع کشمیر، در یک سخنرانی در امریکا گفته است که صلح در کابل با صلح در کشمیر رابطه دارد. این مقام پاکستانی گفته است که بدون تأمین صلح در کشمیر، جنگ در کابل اجتناب‌ناپذیر می‌باشد.
این گفته‌های مقامِ پاکستانی درحالی ابراز شده است که در هفته‌های اخیر، صدها تن از تروریست‌های لشکر طیبه و جیش‌المحمد که از گروهک‌های تروریستیِ مورد حمایتِ پاکستان در کشمیر اند، در جنگ علیه نیروهای امنیتیِ کشور در ولایات هلمند، فراه و غزنی حضور داشته و تحت نام «قطعۀ سرخ» طالبان را همراهی می‌کنند.
ناکامی حکومت افغانستان در استفادۀ بهتر از امکانات و کمک‌های جامعۀ بین‌الملل، فساد گسترده و لجام‌گسیخته‌گی در رده‌های پایین و بالای حکومت، مسلح شدنِ دوبارۀ تنظیم‌های جهادی و شدت گرفتنِ تضادهای قومی، گسترش رقابتِ کشورهای منطقه در افغانستان و همچنان جبهه‌گیری قدرت‌های جهان علیه همدیگر از این کشور، نشان می‌دهند که مردم افغانستان روزهای دشوارتری را با افزایش درگیری‌ها و قدرتمندیِ روافزونِ گروه‌های تروریستی پیش رو خواهند داشت.


۲۷ مهر ۱۳۹۵

انتقادها از رسیده‌گی‌نشدن به پرونده‌های نوجوانان در مرکز اصلاح و تربیت کودکان

نیلوفرلنگر، خبرنگار طلوع‌نیوز
شماری‌از نوجوانانی که در مرکز اصلاح و تربیت کودکان در بازداشت به سر می‌برند، از نارسایی‌های نهاد‌های عدلی و قضایی در کار بررسی پرونده‌های شان شکایت دارند.
۱۳۱ جوان و نوجوان که بیشترشان پسران استند، در مرکز اصلاح و تربیت کودکان به اتهام و ارتکاب جرم‌های گونه‌گون در بازداشت به سر می‌برند.
نوجوانی که در مرکز اصلاح کودکان نگهداری می‌شود، می‌گوید: «من هفت ماه می‌شود که در این مرکز به‌سر می‌برم، اما تا اکنون محکمۀ دوم من که فیصله نهایی را می‌کند، صورت نگرفته‌است.»
نوجوانی دیگر که در مرکز اصلاح کودکان نگهداری می‌شود، می‌گوید: «کسانی استند که از آمدن‌شان به مرکز اصلاح یک ماه می‌گذرد؛ اما به‌زودی پرونده‌های شان بررسی می‌شود. کسانی هم استند که خانواده ندارند یا کسی دنبال پرونده های شان نیستند، آنان ماه‌ها در مرکز اصلاح می‌مانند.»
اما میر فیاض‌الدین امینی، رییس مرکز اصلاح و تربیت کودکان کابل، می‌گوید که در دو سال اخیر به بیشتر پرونده‌ها رسیده‌گی شده‌است و شمار بازداشت‌شده‌گان نیز در این دو سال کاهش یافته‌است.
آقای امینی ‌گوید: «دو سال پیش در این مرکز بیش از ۲۰۰ تا ۲۵۰ نفر به سر می‌بردند. اما امروز ما ۱۳۱ نفر را در این‌جا داریم. علت این کاهش ایجاد هماهنگی میان اداره‌های عدلی و قضایی است که در بخش بهبود کودکان کار می‌کنند.»
در مرکز اصلاح و تربیت کودکان باید نوجوانانِ زیر هژده سال زندانی باشند، اما انتقادهایی وجود دارند که از بهر کاهش مجازات شماری از جوانانی که بیش‌از ۲۰ سال سن دارند در این مرکز به سر می‌برند.
لعل‌گل لعل، رییس سازمان حقوق بشر، می‌گوید: «به نظر می‌رسد که در این مرکز هم از واسطه و یا راه‌های دیگر کار گرفته می‌شود تا از بهر رهایی از محکومیت و یا جزای جرم، سن دختران و پسران را کم نشان بدهند و بیشتر برای آنان دوباره شناس‌نامه می‌سازند تا سن شان را کم ثابت کنند و برای جزای کمتر برای خودشان از این حربه استفاده می‌کنند.»
بازداشت‌شده‌گان این مرکز بر بنیاد شناس‌نامه‌های شان تثبیت سن می‌شوند. خواستیم که بخش جوانان ۱۷ و ۱۸ سالۀ این مرکز را از نزدیک ببینیم؛ اما مسؤولان این مرکز برای ما اجازۀ ورود به این بخش را نداد.
جوانانی در این مرکز در بازداشت به سر می‌برند، متهم به قتل، دزدی، هراس‌افگنی و جرم‌های اخلاقی استند. بازداشت‌شده‌گان بر بنیاد سن دسته‌بندی شده‌اند، اما نهادهای دفاع از حقوق بشر می‌گویند که باید این بازداشت‌شده‌گان بر بنیاد جرم‌های شان دسته‌بندی شوند.
منبع: وب سایت طلوع نیوز

افشای جزییات از تشکیلات نظامی تروریست ها در شمال و شمال‌شرق افغانستان

مختاروفایی، روزنامه‌نگار
بادرنظرداشت تحرکات گسترده‌ی که اخیراً گروه طالبان در شمال و شمال‌شرق افغانستان به راه انداخته اند، دیده می شود که صدهاتن از تروریست های تازه نفس داخلی و خارجی از داخل و خارج از افغانستان به جبهات این گروه سرازیر شده اند.
طالبان فعلا در همه ولسوالی‌های ولایات  شمال و شمال‌شرق افغانستان حضور دارند و تمرکز حضور و فعالیت شان در کندز- بدخشان- بغلان-سرپل فاریاب و جوزجان می‌باشد. این گروه به دلیل تصرف مناطق استراتیژیک و نظامی طی دوسال اخیر، به امکانات گسترده نظامی به شمول تانک‌های زرهی، موترهای رنجر و سلاح‌های ثقیله دست یافته و از توانایی های زیادی در مقابله با نیروهای امنیتی افغان برخوردار اند. 
جزییات ذیل تشکیلات طالبان و تعداد تروریست‌های خارجی را در ولایات شمال و شمال‌شرق نشان می‌دهد. آمار همواره در حال تغییر است و مخصوصا طی ماه های اخیر تعداد زیادی از تروریست های خارجی آسیای میانه از طریق مسیر توپخانه و کوه های چترال پاکستان وارد بدخشان شده اند که تحت پرچم القاعده در این ولایت فعالیت دارند.
عکس از آرشیف
پس از اینکه ولایت کندز، برای بار دوم بدست گروه طالبان سقوط کرد و ولایات فاریاب، سرپل و بغلان نیز تحت تهیدیدات جدی حملات تهاجمی گروه طالبان قراردارد، حکومت  و نهادهای امنیتی همواره حقایق را از مردم پنهان کرده و در مورد ضعف ها و قوت های جنگ کمتر معلومات دقیق ارایه می کنند. نشر این معلومات برای آگاهی مردم صورت می گیرد، تا حکومت متوجه نقاط ضعف خود در شمال و شمالشرق شده و به سرکوب تهدیدات در نقاط مورد نظر بپردازد.

ولایت فاریاب:
تعداد باند گروپ: 162
تعداد افراد مسلح: 3250
تعداد تروریست های خارجی: 630
والی نام نهاد: مولوی محمد ظریف
ولایت سرپل:
تعداد باندگروپ: 85
تعداد افراد مسلح: 4000
تعداد تروریست های خارجی: 70
والی نام نهاد: مولوی عطاوالله.
ولایت بغلان:
تعداد باندگروپ: 196
تعداد افراد مسلح: 1460
تعداد تروریست های خارجی: 30
والی نام نهاد: مولوی اسماعیل
ولایت بلخ:
تعداد باندگروپ:  50
تعداد افراد مسلح: 400
تعداد تروریست های خارجی: وجود ندارد
والی نام نهاد: ملایونس
ولایت جوزجان:
تعداد باندگروپ: 95
تعداد افراد مسلح: 1520
تعداد تروریست های خارجی: 25
والی نام نهاد: مولوی عبدالرحمان
ولایت کندز:
تعداد باندگروپ: 205
تعداد افراد مسلح: 2560
تعداد تروریست های خارجی: 80
والی نام نهاد: مولوی عبدالسلام
ولایت سمنگان:
تعداد باندگروپ: 20
تعداد افراد مسلح: 220
تعداد تروریست های خارجی: وجود ندارد
والی نام نهاد: مولوی یعقوب مشهور به منصور اکه
ولایت بدخشان:
تعداد باندگروپ: 198
تعداد افراد مسلح: 1840
تعداد تروریست های خارجی: 500
والی نام نهاد: قاری فصیح الدین
ولایت تخار:
تعداد باندگروپ: 28
تعداد افراد مسلح: 480
تعداد تروریست های خارجی: 15
والی نام نهاد: قاری امین الله طیب