۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۱

قصه ای از لب آب

 مرد کهنسالی، در حالی که دست زنی را گرفته بود و به آرامی روی سنگریزه‌ها راه می‌رفتند، به من نزدیک شدند.

لحظه‌ای به دریا و ماهی‌گیرها خیره شدند و سپس نزدیک‌تر آمدند.

در حالی که شاید به خاطر باد خنک، از گوشه‌ی یک چشم و نوک بینی‌اش قطره‌های آب آویزان شده بود از من پرسید:

- این‌جایی که تو قلاب می اندازی ماهی هست؟

-بله، هست، ولی من هنوز نگرفته‌ام.

-اممم، اونجا در نزدیکی آن خانه‌ها مردان زیادی ماهی می‌گیرند. بیشتر شان ماهی گرفته‌اند. چرا اونجا نرفتی؟

-خب...اونجا ماهی بیشتره، ولی خیلی شلوغ بود.

-بله شلوغه...چون ماهی زیاده. حدس می‌زنم یا از هند هستی یا از افغانستان...

- دومی درسته. از افغانستان هستم.

- آها، درست حدس زدم. این‌جا در مالمو از افغانستان افراد زیادی زندگی می‌کنند.

- بله، افغان‌ها همه‌جا هستند.

- تو اهل کدام شهر افغانستان هستی؟

-من از مزارشریف هستم، شمال افغانستان، هم‌سرحد با ازبیکستان.

- آها، من در ۱۹۷۲ افغانستان بودم.

- چه جالب‌. چی کار می‌کردی آن‌جا؟

- ما یک گروه گردشگران از کشورهای مختلف بودیم که از اروپا تا دور آسیا را رانندگی کردیم. در این مسیر از ایران وارد هرات شدیم و از آنجا تا کابل رانندگی کردیم. بامیان رفتیم و سپس از طریق جلال‌آباد وارد پاکستان و هند شدیم.

- خیلی جالبه، آن زمان افغانستان امن بود، اما وضعیت حالا را حتما می‌دانید.

- بله بله متاسفانه...

- از جریان بازدید تان از افغانستان عکس دارید؟

- بله دارم، اما در خانه است. حالا نزدم نیست. عکس‌های خوبی دارم. ما آزادانه در شهرها و روستاها رانندگی می‌کردیم، در مسیر ها کمپ می‌زدیم و بی هیج تهدیدی از آب و هوای خوبش لذت می‌بردیم...

- خوش به حالت که آن زمان رفتی و دیدی، حالا که همه‌چیز وحشتناک شده در افغانستان...می‌توانی عکس‌هایت را از جریان بازدید از افغانستان به من بفرستی؟

-بله، می‌فرستم. اما چگونه بفرستم؟

-من واتساپ دارم، میشه آنجا بفرستی.

- من واتساپ بلد نیستم، ایمیل‌ات را بده می فرستم...

مرد کهنسال در حالی که داشت صحبت می‌کرد، متوجه شد که خانمش سردش شده و اندکی می‌لرزد. گفت، خوشحال شدم، باید برم که نواسه‌هایم منتظر اند.

خانمش دست تکان داد و گفت: شانس خوب، امیدوارم ماهی‌های زیادی بگیری.

اسم مرد هُکان بود و امیدوارم عکس‌هایش را بفرستد.

 


۲۵ اردیبهشت ۱۴۰۱

کشتار غیر نظامیان در پنجشیر، یادآور حمله ارتش سرخ به افغانستان است

  مختار وفایی- پادکست ایندیپندنت فارسی

حملات پنجشیر، عنوان رشته عملیات نیروهای ارتش شوروی سابق و ارتش جمهوری دموکراتیک خلق افغانستان است که از ۱۹۸۰ الی ۱۹۸۵ برای تصرف پنجشیر راه‌اندازی شد. این حملات ۹ بار و به شیوه‌های مختلف و با استفاده از نیروی هوایی و زمینی راه‌اندازی شد. به گواهی تاریخ و شاهدان آن جنگ، نیروهای ارتش سرخ، برای ضربه زدن به چریک‌های جهادی تحت فرمان احمدشاه مسعود، به غیرنظامیان شلیک می‌کردند و زنان، کودکان و کهنسالان را گروگان می‌گرفتند. نیروهای ارتش سرخ تنها به کشتن غیرنظامیان بسنده نمی‌کردند، آن‌ها خانه‌ها، باغ‌ها و علفزار ها را نیز آتش می‌زدند. این حمله‌ها که پنج سال دوام کرد، نه تنها موجب تضعیف چریک‌های جهادی در پنجشیر نشد، بلکه به آنان قوت بیشتر داد، چون مردمان بیشتری برای فرار از ظلم و شکنجه نیروهای شوروی و دولت وقت، به صفوف مجاهدین پیوستند. روش دیگر نیروهای ارتش سرخ این بود که وقتی چریک‌های جهادی به آنان ضربه می‌زدند، آنان در  انتقام‌گیری، غیر نظامیان را که عمدتاً بستگان و آشنایان نیروهای جهادی بودند تیرباران می‌کردند.

این ماجرا، پس از ۴۲ سال، باری دیگر در پنجشیر به راه افتاد. پس از آنکه شامگاه جمعه، ۱۶ اردیبهشت، نیروهای جبهه مقاومت ملی، در رشته عملیاتی، ۲۲ عضو گروه طالبان را کشتند، این گروه طالبان بزرگترین لشکر کشی را به پنجشیر آغاز کرد. سران این گروه، نخست اعضای تاجیک خود را از خط نخست جنگ دور ساخت، سپس صدها جنگجو را از استان‌های پشتون‌نشین از جمله خوست، قندهار و میدان وردک، به پنجشیر دعوت کردند. ساکنان پنجشیر، شمار جنگجویان طالبان را که در این چند روز وارد پنجشیر شده‌اند، «هزاران» تن می‌دانند. طالبان شماری از خانه‌های مسکونی مردم را به زندان تبدیل کردند و مدارس دخترانه و مراکز درمانی را قرارگاه نظامی ساختند.

صد ها باشنده روستا های که مورد تهاجم طالبان قرار گرفته‌اند، به کوه‌های سرد و پر از برف پنجشیر پناه برده‌اند. این افراد شامل زنان، کودکان و کهنسالان نیز می‌شوند.

منابع در پنجشیر، به ایندیپندنت فارسی گفتند، تا کنون حدود ۴۰۰ غیر نظامی، در نواحی مختلف این استان بازداشت و زندانی شده‌اند. این افراد شامل معلمان، پزشکان، کشاورزان و مغازه‌داران می‌شوند و همه به یک اتهام شکنجه می‌شوند: کار برای جبهه مقاومت ملی افغانستان، به رهبری احمد مسعود.

فهیم (نام مستعار) از ساکنان دره عبدالله‌خیل به ایندیپندنت فارسی گفت، طالبان شماری از خانه‌های شخصی مردم، مدارس دخترانه و مراکز درمانی را به زندان تبدیل کردند و ساکنان محل را بازداشت، شکنجه و زندانی می‌کنند. او علاوه نمود که تنها در شهرستاه دره، حدود ۲۰۰  نفر از ساکنان محل توسط طالبان بازداشت و زندانی شده‌اند. فهیم تصریح افزود: «در چهار روز گذشته، نزدیک به ۲۰۰ نفر از ساکنان شهرستان دره را طالبان بازداشت کرده‌اند. پیکرهای تیرباران‌شده حدود ۲۰ تن پیدا شدند، اما بقیه ناپدید شده‌اند. طالبان به مردم اجازه نمی‌دهند دنبال اعضای خانواده‌هایشان در مزارع و باغ‌ها بروند.»

شماری از افراد، از سرنوشت اعضای خانواده‌های شان اطلاعی ندارند. آن‌ها نمی‌دانند که اعضای خانواده‌های شان در زندان‌های طالبان اند یا در کوهستان‌ها. نگرانی عمده این افراد این است که ممکن است شماری در اثر سرما و گرسنگی، در کوه‌ها تلف شوند. ممکن است، شماری هم در کوه‌ها و در جریان درگیری میان جبهه مقاومت ملی و طالبان کشته شده‌باشند.  به دلیل وضع قیودات نظامی در پنجشیر و تهاجم گسترده طالبان در دره‌ها و روستا ها، امکان تایید ادعا های مردم دشوار است. اما آنچه اعضای طالبان و هواداران این گروه در شبکه‌های اجتماعی همرسانی می‌کنند، حکایت از رفتاری مملو از خشونت با ساکنان پنجشیر دارد. آنچه ۴۲ سال قبل توسط نیروهای ارتش سرخ و ارتش جمهوری دمکراتیک خلق افغانستان در پنجشیر اعمال شد، این‌بار از سوی گروهی که داعیه‌دار برپایی دولت اسلامی است اعمال می‌شود. تفاوت میان کشتار غیر نظامیان در پنجشیر که ۴۲ سال قبل اتفاق افتاد و آنچه امروز در جریان است، در این است که در آن زمان، جهان توجه لازم را به این حوادث داشت، اما اکنون، به نظر می‌رسد، همه به ویژه دولت‌هایی که ۲۰ سال در افغانستان برای دمکراسی قربانی دادند، چشم‌های خود را به روی افغانستان بسته‌اند.

همزمان با کشتار، بازداشت و شکنجه غیرنظامیان در پنجشیر، گزارش‌های مشابهی از بغلان نیز به گوش می‌رسد.

شب دوشنبه، نیروهای جبهه مقاومت ملی، به یک خودرو حامل نظامیان طالبان شبیخون زدند و در این حمله شش عضو طالبان کشته شدند و تجهیزات نظامی آن‌ها به دست نیروهای جبهه مقاومت ملی افتادند. طالبان در پاسخ به این حمله، با صدها نیرو به روستاهای شهرستان ده‌صلاح در اطراف اندراب حمله کردند و تاکنون بیش از ۵۰ تن از ساکنان محل را بازداشت و پنج نفر را تیرباران کردند.  ایندیپندنت فارسی توانست هویت پنج نفر از کشته‌شدگان را که همه افراد غیرنظامی بودند تایید کند. شهید آغا، نورالله، محمد جواد، محمد ذاکر و جاوید، از جمله ساکنان ناحیه قاسان بودند که تاکنون پیکرهای تیرباران‌شده‌‌ آن‌ها در مزارع و باغ‌ها کشف شده‌اند. از سرنوشت افراد بازداشت‌شده خبری در دست نیست.

با وجودی که در چند روز اخیر، شواهد زیادی از کشتار، بازداشت و شکنجه غیرنظامیان در مناطق تاجیکنشین افغانستان بازتاب یافته است، اما هیچ یک از سازمان‌های حقوق بشری و دولت‌های که با طالبان در تعامل‌اند، در این مورد ابراز نظر نکرده‌اند.

نمایی از ساکنان روستای دره عبدالله خیل-پنجشیر


 

۲۳ اردیبهشت ۱۴۰۱

حمدالله محب؛ نامی که برای افغان‌ها یادآور یک خیانت بزرگ است

 

مختار وفایی- ایندیپندنت فارسی

حمدالله محب از آن افرادی است که بخت همراهشان است و یک‌شبه، از خاک به افلاک می‌رسند. زمانی که محمد اشرف غنی، خود را در انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۱۴ نامزد کرد، حمدالله محب به‌تازگی از دانشگاه برنل بریتانیا در رشته فناوری اطلاعات دکترا گرفته بود. او پیشتر از آن، مدیر بخش فناوری اطلاعات دانشگاه آمریکایی در افغانستان بود و همیشه میان لندن و کابل در رفت‌وآمد بود. حضور او در ستاد انتخاباتی محمد اشرف غنی، نخستین تجربه او در عرصه سیاست بود و انتخاب اشرف غنی به‌عنوان رئیس‌جمهوری دولت وحدت ملی، محب را وارد چرخه‌ کار سیاسی در رده‌های نخست دولت جمهوری کرد.

انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۱۴ با تقلب گسترده و افتضاح بزرگ همراه شد. عبدالله عبدالله و اشرف غنی که دو نامزد پیشتاز این انتخابات بودند، هردو ادعای پیروزی داشتند. ماه‌ها طول کشید تا آرای انتخاباتی چندین بار شمارش شوند، اما در نبود یک سیستم دقیق و درست، این کار بی‌نتیجه ماند. در نهایت، جان کری، وزیر خارجه وقت آمریکا، به کابل رفت و با تلاش فراوان، دولت وحدت ملی را بنا کرد. کابینه میان اشرف غنی، رئیس‌جمهوری، و عبدالله عبدالله، رئیس اجراییه، به‌طور مساوی تقسیم شد. در تقسیم قدرت، سفارت افغانستان در واشنگتن به اشرف غنی رسید و او نیز حمدالله محب را به این ماموریت فرستاد. محب تا پیش از آن، تنها تجربه‌اش فعالیت در زمینه امور اجتماعی و سیاسی، رهبری یک انجمن مهاجران مقیم اروپا در لندن و کار در ستاد انتخاباتی اشرف غنی بود. انجمنی که محب در لندن تاسیس کرده بود بیشتر برای برگزاری عیدهای مسلمانان، برگزاری مراسم فاتحه برای درگذشت متنفذان و حمایت از دانشجویان افغان در دانشگاه‌های اروپایی بود.

اشرف غنی که همواره ادعا می‌کرد برای افغانستان برنامه دارد و رقبای سیاسی‌اش به‌ویژه عبدالله عبدالله را به بی‌برنامگی متهم می‌کرد، از اینکه یک جوان ۳۲ ساله و مدیر بخش فناوری اطلاعات یک دانشگاه را به‌عنوان سفیر افغانستان به واشنگتن اعزام کرده بود احساس افتخار می‌کرد. او شعار می‌داد که به جوانان باور دارد و در اداره دولت افغانستان از جوانان استفاده می‌کند.

حمدالله محب، با کمک لیل محب، همسر آمریکایی‌اش، که از چند سال قبل در امور افغانستان کار می‌کرد، توانست ارتباط‌های خوبی با وزارت خارجه، سنا و سیاست‌مداران آمریکایی برقرار کند. او همچنین تشکیلات سفارت افغانستان در واشنگتن را زیر و رو کرد و حلقه‌ای از جارچی‌ها را برای تبلیغ فعالیت‌هایش و همچنین حمایت از برنامه‌های اشرف غنی و تبلیغ علیه رقبای او در واشنگتن تشکیل داد. او به‌عنوان سفیر افغانستان، در واشنگتن حضور داشت، اما بیشتر برنامه‌های تبلیغاتی و رسانه‌ای دفتر اشرف غنی را همچنان مدیریت می‌کرد. اشرف غنی در میان حلقه‎‌ گسترده‌ای از مشاورانش به سخنان دو نفر بیش از همه اهمیت می‌داد: حمدالله محب، سفیر جوان و تازه‌کار و اسکات گوگنهایم، دوست قدیمی‌ و مشاور آمریکایی‌اش.

حمدالله محب از اوت ۲۰۱۵ تا اوت ۲۰۱۸، سفیر افغانستان در واشنگتن بود. شامگاه ۲۵ اوت ۲۰۱۸، خبر ناگهانی استعفای حنیف اتمر از سمت مشاور شورای امنیت ملی افغانستان منتشر شد. تا آن زمان، اتمر یکی از قدرتمندترین مردان در کابینه اشرف غنی بود و دفتر او چهارراه قدرت در کابل نامیده می‌شد، اما تنش‌های سیاسی میان اتمر و غنی، در آستانه انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۱۹ بالا گرفته بود. اتمر استعفا و غنی را به هدایت افغانستان به سمت نابودی متهم کرد. چند ساعت پس از انتشار استعفای اتمر در رسانه‌ها، خبر دیگری از آدرس دفتر اشرف غنی پخش شد: «دکتر حمدالله محب، به حیث مشاور شورای امنیت ملی افغانستان آغاز به کار کرد.» محب در پیامی گفت این مسئولیت را در یک مقطع بحرانی به عهده گرفته است و برقراری امنیت در سراسر افغانستان در اولویت کارهای او خواهد بود.

این‌گونه بود که طی سه سال، یک مرد جوان با پشتوانه حمایت سیاسی شخص اول مملکت، از مسئولیتی که در یک دانشگاه خصوصی به‌عنوان مدیر بخش فناوری اطلاعات داشت، به حلقه‌ نخست تصمیم‌‎‌گیرندگان مملکتی غرق در بحران رسید. حمدالله محب، در دفتر شورای امنیت ملی افغانستان، نیز زودتر از همه خانه‌تکانی کرد و از دوستانش در سراسر دنیا برای کار دعوت کرد. محب که درکی از پیچیدگی‌های کار سیاسی در جامعه به‌شدت سنتی و جنگ‌زده افغانستان نداشت، تنور تنش‎‌های قومی و سیاسی را گرم‌تر کرد. او با استفاده از برخی از چهره‌های نظامی و سیاسی میان اقوام، آن‌ها را علیه رهبران سنتی مانند عبدالرشید دوستم، محمد محقق، عبدالله عبدالله، کریم خلیلی و حکمتیار شوراند. تلاش محب در ادامه اعتقاد غنی به انزوای رهبران سیاسی و جوان‌سازی دولت بود، اما روشی که در پیش گرفته شد، به انزوای اشرف غنی، افزایش تنش‌های قومی، تضعیف دولت و در نتیجه تقویت طالبان منجر شد.

اقدام دیگر حمدالله محب، سخنرانی‌های تند و احساساتی علیه پاکستان و برخی دیگر از کشورها بود. او بارها با سخنرانی‌های آتشین علیه پاکستان که همواره در افغانستان خریدار دارد، توجه‌ها را در رسانه‌ها و فضای مجازی به خود جلب کرد. در آخرین مورد، او در ماه مه ۲۰۲۱ و چند ماه قبل از فروپاشی دولت، به ننگرهار در مرز با پاکستان سفر کرد و علیه سران دولت پاکستان سخنان تندی گفت. برای مثال، او گفت: «تاریخ پاکستان جعلی است و این کشور هیچ چیزی برای افتخار ندارد.» شاه‌محمود قریشی، وزیر خارجه پاکستان، در پاسخ به محب گفت خون او و هموطنانش از این سخنان به جوش آمده است. در پی این تنش، پاکستان به دولت افغانستان اطلاع داد که رابطه‌اش را با دفتر شورای امنیت ملی افغانستان که آن را محب رهبری می‌کرد، قطع می‌کند. یک بار دیگر هم در اوایل ۲۰۱۹، حمدالله محب در حاشیه نشست سازمان ملل متحد در نیویورک و در جریان مذاکرات آمریکا با طالبان، در صحبت با رسانه‌ها گفت خلیل‌زاد قصد تصاحب قدرت در افغانستان را دارد و می‌خواهد با تشکیل دولت موقت، خودش در راس آن قرار بگیرد. این سخنان وزارت خارجه آمریکا را خشمگین کرد و باعث شد مقام‌های وزارت خارجه آمریکا، تماس‌های خود را با او قطع کنند. در حالی که دولت افغانستان در پرتگاه قرار داشت، حمدالله محب، با سخنان انقلابی و آتشین، تلاش می‌کرد از خودش چهره نترس و وطن‌‌پرست ارائه کند. او در داخل افغانستان، رهبران سنتی را علیه اشرف غنی شوراند و در خارج از افغانستان، آمریکا، پاکستان و شماری دیگر از کشورها را در برابر دولت وقت افغانستان قرار داد.

در هفته‌های آخر حاکمیت جمهوری که همه چیز یکی پس از دیگری از دست می‌رفت، حمدالله محب طرحی را ریخت که سقوط دولت افغانستان را سرعت بخشید. او تحت عنوان تغییر شیوه جنگ، پس از خروج نیروهای خارجی، برنامه‌ای را طراحی کرد که بر اساس آن، تمامی نیروهای امنیتی و دفاعی افغانستان، باید از روستاها و نواحی دوردست عقب‌نشینی می‌کردند و برای دفاع از شهرها بسیج می‌شدند. استدلال محب این بود که با قطع کمک‌های نظامی ناتو و آمریکا از ارتش افغانستان، جنگ در نواحی دوردست میزان تلفات و آسیب‌پذیری را افزایش می‌دهد، بنابراین، تمرکز باید روی دفاع از شهرها باشد. ظاهرا او باور داشت که دفاع از شهرها و سپردن شهرستان‌ها و روستاها به طالبان، به عمر دولت جمهوری می‌افزاید. دفتر شورای امنیت ملی، از اوایل ژوئن ۲۰۲۱، به همه واحدهای نظامی در شهرستان‌ها و نواحی دوردست، دستور عقب‌نشینی به مراکز شهرها را صادر کرد. این طرح حمدالله محب، پس از توافقنامه آمریکایی‌ها با طالبان که نزدیک به ۶۰۰۰ زندانی این گروه را از زندان‌ها آزاد کرد، دومین و مهم‌ترین لطف در حق طالبان برای پیشروی و قدرت‌ گرفتن بیشتر برای تصرف سراسر افغانستان بود. طالبان تا اوایل اوت، به جز پنجشیر و کابل، شهرستان‌های همه ولایات را بدون درگیری تصرف کردند.

در ۱۵ اوت ۲۰۲۱، حمدالله محب، به‌دلیل تماس‎‌‌هایی که با خلیل‌الرحمان حقانی داشت، از هجوم طالبان به دروازه‌های شهر کابل و پایان یافتن جمهوری در افغانستان مطمئن شد. او صبح آن‌ روز، برنامه فرار اشرف غنی و بیش از ۵۰ تن از همکاران نزدیکش را از کابل ترتیب داد. محب در ماه دسامبر ۲۰۲۱، در شهر واشنگتن حضور داشت و در مصاحبه با صدای آمریکا گفت: «خروج اشرف غنی از افغانستان، صددرصد به سود افغانستان تمام شد.» اشرف غنی نیز بعدتر از آن، در ماه ژانویه ۲۰۲۲، در مصاحبه با بی‌بی‌سی گفت تصمیم خروج از افغانستان را نداشت و تحت فشار همکارانش به‌ویژه حمدالله محب، به این کار وادار شده است. محب گفت اگر اشرف غنی از افغانستان خارج نمی‌شد طالبان او را مانند دکتر نجیب‌، رئیس‌جمهوری سابق افغانستان، اعدام می‌کرد.

حمدالله محب، اکنون در بریتانیا زندگی می‌کند و با طی کردن این مسیر از ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۱، به نامی به‌شدت نفرت‌انگیز در میان مردم افغانستان تبدیل شده است. محب، عصر روز چهارشنبه ۲۱ مه، در انجمن آکسفورد سخنرانی کرد. هنگام حضور او در محل سخنرانی، شماری از افغان‌های ساکن بریتانیا، او را با شعارهایی همچون «خیانت‌کار» و «سارق پول مردم افغانستان» همراهی کردند. یکی از کسانی که از نزدیک با محب هم‌کلام شد و از او فیلم گرفت، به او گفت: « شنیدم از پول مردم افغانستان خانه جدید خریدی، تبریک می‌گویم.» ویدیوهایی که از سخنرانی محب در فضای مجازی منتشر شدند او را پراضطراب نشان دادند. در داخل سالن سخنرانی نیز خانمی به نام سمیه تورا، از او پرسش‌هایی در مورد تسلط طالبان بر افغانستان و به سرقت رفتن دارایی‌های مردم پرسید. محب در پاسخ به او گفت در سقوط دولت افغانستان شماری از رسانه‌ها دخیل بودند. او با نام بردن از طلوع‌نیوز افزود که این رسانه در روزهای آخر جنگ با طالبان، پیوسته در مورد تسلیم شدن و شکست نیروهای امنیتی گزارش پخش می‎‌‌‌کرد و این کار باعث شد تا سقوط دولت تسریع شود.

این‌گونه است که نام حمدالله محب، در ذهن بسیاری از افغان‌ها، یادآور یک خیانت بزرگ است. خیانتی که خودش را از خاک به افلاک کشاند، اما یک مملکت با بیش از ۳۵ میلیون انسان را به خاک و خون کشید.



 

۰۷ بهمن ۱۴۰۰

Torture, murder, and rape; The fate of Balkhi protesting girls in Taliban prisons

On September 7 and 8, 2021, the Taliban attacked a women's protest march in Mazar-e-Sharif, taking more than 70 protesters, including 40 protesting girls. The bodies of eight detainees were found on the streets of the city one week later. The rest of the detained girls and boys were released by their families’ pressure after approximately 45 days, but the fate of the nine girls remains unknown. Five of the detained girls were killed by their families after being released from Taliban custody.

The detention of girls in Mazar-e-Sharif and the fate of protesting girls who were held in the Taliban detention center were never reported in the media due to their families' intense fear of the Taliban and the sensitivity of the issue in traditional Afghan society. However, four months after the detention of the protesters, some of them are willing to talk about what happened to the detained protesters with one condition; their identity should not be disclosed. 

A woman's rights activist from Balkh, who took part in the September street protests in Mazar-e-Sharif and witnessed the arrest of the girls, is one of those witnesses. For a long time, she attempted to free the detained girls, but was forced to flee the city due to serious Taliban threats.

According to the source, the girls were detained for a week at the police district four and then transferred to the Mazar-e-Sharif National Security Detention Center, where they were questioned and tortured for two weeks before being transferred to the Mazar-e-Sharif Women's Prison. "Many of these girls were released while not in good physical or mental condition, however, nine remain unaccounted for. The released girls report that the Taliban have transferred the nine missing girls to the Pul-e-Charkhi prison in Kabul."

An unnamed civil activist living in Mazar-e-Sharif confirmed the details of the incident in an interview with The Farsi Independent, saying she had been following the incident closely and had spoken with several girls after they were released from Taliban custody. According to her, the released girls have confirmed that the Taliban transferred nine of their companions to an unknown location. She also said that a few days after the arrest of the protesting girls and boys in Mazar-e-Sharif, on September 10th, 12th, and 16th, she saw the bodies of six protesting girls and boys on the streets where they lived. "In the same days, other bodies were found in other parts of the city," the source added. "Including the bodies of a female police officer, a female doctor, and a student who took part in the protests."

What happened to the protesting girls in the Taliban prison?

The source who spoke with The Independent said she met at least four of the girls after they were released from Taliban custody. She described the situation of the detained girls as "horrendous," saying the girls were severely tortured and repeatedly gang-raped. The girls told me that a woman would strip them completely naked and torture them with electric batons and whips them in the National Security Detention Center," the source said. "She gave the girls psychedelic pills by force and then the Taliban gang-raped them." They also said eight of their companions died in detention after being tortured.

According to the source, five of the girls were killed by their families after being released from Taliban captivity. She said one of the girls was a relative who met her when she was released from Taliban custody. She added "I told her family that you should share this story through the media so that your daughter's oppression can be exposed, and that you can then file a lawsuit, but they kicked me out of their house with insults and humiliation, and a few days later I learned that their daughter had been killed by her own family. When I asked why they said that the girl had been raped; "She could have been pregnant."

The source who spoke to The Independent also confirmed the killing of the five girls in the early days of their detention. She added that a number of families had fled Afghanistan due to Taliban threats and social pressure after their daughters were released from Taliban captivity. The source referred to an acquaintance who was among the released detainees "I met her when she was suffering from memory loss due to torture and electric shock, and she had deep wounds on her body." " She confirmed that she had been raped several times." Her family left Afghanistan for Iran after this incident.

The Persian Independent source also met with a number of detained boys after their release: "The boys I met were tortured, alike girls. "They said the Taliban had raped them."

 

Utilization of detained girls as Taliban informants

Another issue cited by the source is the forced recruitment of detained girls as informants for the Taliban. She explained that some of the girls who were released by the Taliban had been issued Taliban intelligence cards and that the Taliban had released them under the condition that they serve as informants.

She said: "Nine of the unreleased girls refused to spy, and the Taliban transferred them to an unknown location. It was reported they were taken to Pul-e-Charkhi prison in Kabul, but it is unclear whether they were taken there or killed."

Recent reports indicate that the Taliban has recruited women as informants in Kabul. In Kabul, Taliban soldiers recently appeared in front of women protesters with a list of women's names and identities, threatening to identify all demonstrators and to arrest and torture them if they continue protesting. This was exactly the list that was shared between the WhatsApp girls' contact groups. It is the presence of women as informants among women's protest groups that explains how this list, with similar characteristics, reached the Taliban.

A women's rights activist in Kabul who did not want to be identified told The Independent Farsi that the Taliban forces a number of protesting women and girls to serve as informants for them by threatening them or their families.

Since the Taliban took power in Afghanistan, women have expressed the greatest opposition to the Taliban’s decisions and actions. Despite traditional beliefs about women and the status of women as the honor of families, young women in Afghanistan have protested against injustices despite the opposition of their families. Most of the time, families do not want to discuss what happened to the female member of the family during the protests or after they were arrested by the Taliban due to the threat they face by the Taliban. 

There is a reluctance among families and victims of Taliban violence to speak to the media about their stories due to the harsh censorship of the media and the Taliban's harsh treatment of those who criticize the group on social media. In addition, no organization or media outlet has had access to the group's prisoners in the five months since they took over Afghanistan. The fate of many of the victims, particularly the protesting women of Mazar-e-Sharif and the military officers of the former government of Afghanistan who has been detained by the Taliban for five months, is also unknown.

Alia Azizi is one of these victims. She was employed as a police officer and as a staff member of the Herat Women's Prison when she was called to work by the Taliban in early October and then disappeared. Arif Rezaei, Alia's brother, told The Independent Farsi that he had not heard from Alia for the past four months and that the Taliban had not provided a clear explanation to Alia's family. Arif Rezaei added: "There have been rumors that Alia was transferred to Pul-e-Charkhi prison, but there has been no confirmation."

Afghanistan has been subjected to unprecedented levels of repression and suffocation due to the Taliban's lack of accountability to human rights organizations and international organizations' failure to pursue kidnapping, arrest, and execution cases in the country.

Nilofar Langar

Independent Persian

۲۰ دی ۱۴۰۰

به دفاع از مزارشریف کسی نجنگید

حدود پنج‌ماه از فروپاشی سریع دولت افغانستان می‌‌‌گذرد. در این پنج ماه همه حلقه اشرف غنی را متهم می‌کنند، در حالی که مزارشریف، بدون دخالت غنی و با آن همه ساز و برگ نظامی، بدون یک دفاع قوی به طالبان واگذار شد.

سه روز قبل از سقوط، غنی به مزارشریف رفت و به سران احزاب از جمله مارشال دوستم، ژنرال نور و محمد محقق پول و اختیارات داد.

در مزارشریف برای ماه‌ها جنگ چریکی امکانات و تجهیزات وجود داشت. نیروهای مارشال دوستم قبلا در دفاع از شبرغان تلف شده بودند، اما نیروهای نور، محقق، سید ظاهر مسرور، عباس ابراهیم‌زاده و چندین جریان دیگر تازه‌نفس بودند.

این‌که چرا مزارشریف بدون یک دفاع و ایستادگی محکم -مانند هرات و شبرغان- به طالبان واگذار شد هنوز یک پرسش بزرگ است.



در این گفت‌وگو، فرمانده محمدنبی گویچلی، به این پرسش پاسخ می‌دهد.

۱۱ دی ۱۴۰۰

تماشای کابل در آنکارا

 آنکارا مرا یاد کابل می‌اندازد. صبح زود با صدای اذان بیدار می‌شوم. اذان نوستالوژی قشنگی است در ذهن من.
شنیدن اذان حس غم‌گین و سنگینی دارد. در ملودی اذان، غربت سنگینی را احساس می‌کنم. وقتی اذان را با صدای دل‌نشین ملاهای ترک می‌شنوم، به آن دقت می‌کنم، چون موسیقی دلنشینی با خود دارد. اذان ملا های ترک مرا فرا می‌خواند؛ نه به نماز، به فکر کردن و قدم زدن و عمیق شدن به یک‌سری چیزها.

آنکارا شباهت‌های زیادی با کابل دارد. کوه‌هایی که در بر و دوش آن‌ها خانه‌های نه چندان مجلل ساخته شده و جاده‌های پست و بلندی که برای قدم زدن نفس می‌‌خواهند.
در هر چند قدمی یک مسجد است و در هر جای شهر که باشی، اذان از بیخ گوش‌ات بلند می‌شود.
با تفاوت این‌که مردمانش نسبتاً شاد و سر خوش‌اند. جوانانش سرخوش و بی پروا و بزرگانش محتاط و مراقب‌اند.
این‌جا گاهی احساس می‌کنم در کابل هستم. کابلی که آزاد شده و دیگر از ترور و ترس و انفجار خبری نیست.

۱۸ آذر ۱۴۰۰

والی طالبان در جوزجان: یک مرد فرانسوی را از آقچه بازداشت کردیم

مختار وفایی

داملا شعیب رسالت، والی طالبان در جوزجان، در صحبت بامن گفت، حدود یک هفته قبل، یک مرد فرانسوی، از مربوطات شهرستان آقچه، توسط ماموران اطلاعاتی طالبان بازداشت شده است.

والی طالبان در جوزجان گفت، در جریان جستجو و عملیات ماموران امنیتی طالبان در شهرستان آقچه که برای ردیابی افراد وابسته به داعش خراسان انجام شد، یک مرد فرانسوی، در حالی که قصد داشت خودش را به ساحات مرزی میان جوزجان و ترکمنستان برساند، بازداشت شده است. قاری شعیب رسالت گفت: «یک هفته قبل، زمانی که من برای بازدید با مردم به شهرستان درزاب سفر کرده بودم، مسوول امنیتی جوزجان به من خبر داد که ماموران اطلاعاتی ما، یک مرد فرانسوی را از مربوطات آقچه بازداشت کرده‌اند.»

والی طالبان در جوزجان گفت، مرد بازداشت شده فرانسوی الاصل است و به زبان‌های محلی رایج در جوزجان صحبت نمی‌کند. قاری شعیب افزود: «تا هنوز مشخص نشده است که مرد فرانسوی بازداشت شده به کدام گروه ارتباط دارد. تحقیقات از او جریان دارد.» او گفت، مشخصات بیشتر در مورد هویت، نام و فعالیت‌های مرد بازداشت شده نزد اداره امنیت ملی طالبان موجود است و او نمی‌تواند در این مورد بیشتر صحبت کند.

با این حال قاری شعیب رسالت گفت، برخی اطلاعات دست داشته آنان نشان می‌دهند که مرد فرانسوی از ترکمنستان وارد افغانستان شده است. او گفت: «احتمالاً او از ترکمنستان وارد خاک افغانستان شده است و یا هم از آن جمله افراد فراری است که از قبل در افغانستان حضور داشته و حالا تلاش می‌کرده خودش را به مرز ترکمنستان برساند.  جزئیات بیشتر در این مورد نزد اداره استخبارات است.»

والی طالبان در جوزجان گفت، مرد فرانسوی، ساعتی پس از آنکه بازداشت گردید، توسط ماموران اطلاعاتی به کابل منتقل گردید و به اداره امنیت ملی سپرده شد. او گفت، از تحقیقات انجام شده چیزی نمی‌داند، چون مرد بازداشت شده نزد امنیت ملی طالبان در کابل است.

در همین حال، نیاز محمد یک باشنده شهرستان آقچه، گفت، روز دوشنبه هشتم قوس (آذر)، ساکنان منطقه خانقاه در مربوطات آقچه دیدند که یک مرد خارجی، توسط ماموران امنیتی طالبان بازداشت شده است. نیاز محمد گفت: «مرد خارجی دقیقاً از منطقه‌ای بازداشت شده است که از یک ماه بدین‌سو، شماری از افراد وابسته به داعش خراسان، در آن منطقه اعلام حضور کرده بودند و هر از گاهی، پرچم شان را بلند می‌کردند.»

نیاز محمد گفت، همزمان با افزایش سر و صدا ها از سوی افراد وابسته به داعش خراسان در آقچه، بازداشت شدن یک مرد خارجی، به نگرانی مردم، بابت بدتر شدن اوضاع امنیتی افزوده است.

قاری شعیب رسالت والی طالبان در جوزجان، فعالیت داعش در آن استان را رد می‌کند و می‌گوید، ده‌ها زندانی داعش که قبلاً در زندان بودند و با مسلط شدن طالبان بر افغانستان آزاد گردیدند،  اکنون تحت نظارت طالبان در جوزجان زندگی می‌کنند.

قاری شعیب رسالت گفت: «اعضای داعش که از جوزجان بودند و در زندان‌های دولت پیشین افغانستان به سر می‌بردند، با آمدن طالبان آزاد شدند. شماری از آن‌ها فعلاً در جوزجان زندگی می‌کنند و ما بر همه فعالیت‌های روزمره شان نظارت داریم.»

والی طالبان در جوزجان افزود، داعش در جوزجان هوادار ندارد و این گروه نمی‌تواند از میان مردم سربازگیری کند.

پیش از این سال و در سال ۲۰۱۶، قاری حکمت‌الله و قاری نعمت‌الله که از فرماندهان طالبان در جوزجان بودند، از این گروه جدا شدند و جبهه‌ای را به نام داعش در شهرستان‌های قوش تپه و درزاب تاسیس کردند. جبهه داعش تا ماه ژوئیه ۲۰۱۸، در شهرستان‌های درزاب و قوش تپه فعال بود و جنگجویان این گروه در جریان ماه اوت ۲۰۱۸، پس از بیست جنگ نفس‌گیر با طالبان، از ساحه متواری شدند و به دولت پیشین افغانستان تسلیم شدند. از آن زمان تا اکنون، هیچ جبهه‌ای به نام داعش در جوزجان و شهرهای اطراف آن وجود ندارد. با مسلط شدن طالبان بر افغانستان که افزایش حملات چریکی داعش خراسان در برخی از شهرها از جمله کابل و جلال‌آباد را در پی داشت، نگرانی‌ها از نفوذ داعش در سراسر افغانستان بالا گرفته است.

با این حال، روبین کلفین، رییس دفتر هیئت معاونت سازمان ملل متحد (UNAMA) در شهر مزارشریف، روز پنج‌شنبه چهارم آذر، به شهر شبرغان مرکز جوزجان سفر کرد و در ملاقات با شعیب رسالت والی طالبان در آن استان، از بیشتر شدن نفوذ داعش ابراز نگرانی نمود.

 قاری شعیب رسالت گفت، در ملاقات با روبین کلفین گفته است، کشورهای خارجی باید از بزرگ‌نمایی داعش خودداری کنند، چون این گروه در افغانستان قدرت و نیرو ندارد. قاری شعیب نیز مانند بسیاری از مقامات طالبان معتقد است که داعش خراسان که اکنون حملات چریکی را در بسیاری از شهرها سازماندهی می‌کند، تهدید جدی در برابر دولت طالبان نیست. رهبران طالبان از جمله مولوی امیر خان متقی، وزیر خارجه این گروه، در سفر و ملاقات با هیئت‌های خارجی، تاکید می‌کند که داعش خراسان نمی‌تواند تهدید جدی در افغانستان شمرده شود، چون طالبان توانایی مهار این گروه را دارند.