۸.۸.۹۶

یک خبرنگار در خانه لالی حمیدزی زندانی و شکنجه شده است

نوروز رجا یکتن از روزنامه‌نگاران در کابل می‌گوید که روز سه شنبه هفته گذشته 3 عقرب در حالی که روی یک گزارش تحقیقی در مورد موانع سمنتی در جاده‌های کابل کار می‌کرد، توسط محافظان لالی حمیدزی عضو پارلمان در خانه‌ی شخصی وی زندانی و به شدت لت و کوب شده است.
رجا می‌گوید، او می‌خواست از دیوارهای سمنتی که لالی حمیدزی روی خیابان گذشته و پیاده رو را مسدود ساخته  است عکس بگیرد که توسط محافظان وی بازداشت شده و از ساعت 4 الی ساعت 7شام در خانه‌اش  زندانی و شکنجه شده است. افراد لالی حمیدزی به  دستور مستقیم وی، از رجا تحقیق کرده و به او هشدار داده است که با عکس‌برداری از خانه‌ی این عضو پارلمان در تلاش بدنام سازی وی بوده است.
رجا که در دفتر نی حمایت کننده رسانه‌های آزاد افغانستان صحبت می‌کرد گفت: خود لالی حمیدزی حضور نداشت اما توسط تلفن به افرادش دستور می‌داد. به گفته آقای رجا، در جریان را شکنجه توسط افراد لالی حمیدزی، پرده‌ی گوش چپ وی پاره شده است که شنوایی اش را  از دست داده و در افغانستان نیز قابل معالجه نمی‌باشد.
نوروز رجا در حالی که از عدم مصوونیت جانش نگران بود، از نهادهای مدافع خبرنگاران و نهادهای دولتی خواستار پیگیری و رسیدگی به این پرونده شد.
حملات مسلحانه و برخوردهای خشونت‌آمیز از سوی زورمندان و گروهک‌های تبهکار بجان خبرنگاران، یکی از چالش‌های عمده در راه اطلاع‌رسانی و فعالیت آزاد رسانه‌یی در افغانستان است.
نوروز رجا، روزنامه نگار

۷.۸.۹۶

با هرچه شب است و تیره‌گی جنگ من است

دوماه قبل و در نیمه‌های روز زمانی که از چهارراهی مزدحم پل‌سرخ می‌گذشتم، ناگهان پس از صدای خفیف چند شلیک در چند قدمی‌ام، جوانی را دیدم که روی جاده افتاده و دارد جان می‌دهد. من مات و مبهوت آن‌طرف‌تر ایستاده بودم و مردم از هرسو بر سر جسد نیمه‌جان آن قربانی که در وسط چهارراه افتاده بود، جمع شدند. 
یک پسرک نوجوان نیز در میان تماشاچیان ایستاده بود که با نگاهی به لحظه‌ی جان سپردن آن جوان غرق در خون، بی‌وقفه به آیسکریم لیس می‌زد. همه یا تاسف می‌خوردند و یا هم فقط نگاهی می‌انداختند و می‌رفتند.
حدود ۳۰ دقیقه طول کشید تا از حوزه‌ی پولیس که در یک کیلومتری چهارراه پل‌سرخ موقعیت دارد نیروهای امنیتی برسند. چهارراه پل‌سرخ یکی از مزدحم‌ترین چهارراه‌های کابل است که مطمینم به‌صورت شبانه-روزی به‌دلیل تردد مقامات و اهمیت منطقه، تحت نظارت نیروهای امنیتی و کشفی است. من آن‌روز ارزانی زندگی و نزدیکی مرگ به آدم‌هایی که در سرزمین بی دروپیکری به‌نام افغانستان زندگی می‌کنند را دیدم.
در شهری که میدان هوایی، اماکن دیپلماتیک، سفارت‌خانه‌های کشورهای قدرتمند، وزارت خانه‌های امنیتی، دفتر فرمانده امنیه‌ی شهر، خانه و مسیر رفت‌وآمد وزرا و مقامات همواره آماج حملات تروریستی قرار می‌گیرند مطمینا که هدف قرار دادن یک شهروند عادی برای جنایت‌کاران کار ساده و بی‌دردسری است.
این مقدمه‌ی طولانی را به‌خاطری نوشتم که سه شب قبل در حالی‌که با همسرم از یک مصاحبه در طلوع‌نیوز به خانه برمی‌گشتیم در منطقه‌ی سرای غزنی از مربوطات حوزه‌ی سوم امنیتی مورد تعقیب و شلیک افراد مسلح ناشناش قرار گرفتیم. خفاشان سیه‌دل تلاش داشتند موتر ما را متوقف کنند اما خوشبختانه ضمن این‌که موفق نشدند، ما از شلیک‌های آنان جان به سلامت بردیم.
لحظات بعد که از محل حادثه دور شدیم، به شماره‌ی پولیس ۱۱۹ زنگ زدیم، مسئول خط ۱۱۹ ما را به حوزه‌ی مربوطه‌ی امنیتی وصل کرد. مسئول حوزه‌ی امنیتی از ما پرسید که آیا کسی کشته شده است یا خیر. گفتیم نخیر کسی کشته نشده اما نگران هستیم که ما را تا دم خانه تعقیب کرده و برای بار دوم حمله کنند. در جریان همین صحبت ما در مقابل خانه رسیدیم و به پولیس این موضوع را یادآور شدیم. پولیس حوزه‌ی مربوطه گفت حالا که به خانه رسیده‌اید و کسی کشته نشده مشکلی نیست، فردا یا پس‌فردا حوزه بیایید تا در مورد این حادثه صحبت کنیم. البته آن مسئول امنیتی به ما اطمینان داد که به همه‌ی پوسته‌ها و گزمه‌ها گزارش داده می‌شود تا افراد موترسایکل‌سوار را در ساحات تحت کنترل‌شان تعقیب کنند.
در جریان شلیک‌های این رویداد خانمم نیلوفر لنگر، شدیداً آسیب روانی دید. من فردا به توصیه‌ی پولیس به حوزه مراجعه کردم، به‌جز چند لحظه کاغذپرانی چیز دیگری حاصل نشد، چون از یک‌طرف این هرج‌ومرج یک وضعیت عمومی است که در همه‌جا و همه‌وقت قابل پیش‌بینی است و از طرف دیگر پولیس درگیر چالش‌ها و تهدیدات همگانی به‌صورت شبانه-روزی است. در شهری که مسئول و غیرمسئول مسلح است تشخیص جنایت‌کار و تروریست از کارمند جنایی و امنیت ملی دشوار است.
رویداد حمله‌ی مسلحانه که من نمی‌دانم از جانب چه کسی و یا چه گروهی به چه هدفی علیه ما صورت گرفت، جدا از این‌که باعث خلق نگرانی در ذهن من و خانمم شده است، ترس و دلهره‌یی را در دل شماری از همکاران رسانه‌یی ما زنده کرده است.این حمله در حالی صورت گرفت که دوماه قبل من تهدیدات مشخصی را که از سوی یک گروه ترویستی دریافت کرده بودم به نهادهای امنیتی گزارش دادمضمن این‌که آن زمان با سهل‌انگاری و بی‌تفاوتی مسئولان امنیتی مواجه شدم به این‌که کس دیگری غیر از خودم بتواند جانم را نجات دهد ناامید شدم. چون پاسخ مسئول امنیتی این بود: در ساحه‌ی تحت مسئولیت من یک میلیون نفر زندگی می‌کنند و من سه‌صد سرباز دارم که ۵۰ تن آن‌ها نزد وکلا خدمتی‌اند و عده‌یی دیگر نیز غیرحاضر. ما نمی‌توانیم از همه محافظت کنیم، خودتان احتیاط کرده مواظب‌تان باشید.
من نمی‌دانم چه کسی دستش را به ماشه برده تا من و خانمم را هدف قرار دهد. خبرنگاران مردمان بی‌جبهه و بی‌طرفی‌اند. 
ممکن است نشر یک گزارش در مورد پرونده‌های فساد و اختلاس و جنایت به ضرر خیلی‌ها تمام شده و خشم‌شان را برانگیزد. ممکن است از نشر یک گزارش دیگر عده‌یی مظلوم و تحت ستم منفعت ببرند. به همین دلیل من نمی‌دانم چه کسی و چه وقت از ما عقده‌مند شده و خواسته زهر این عقده را با شلیک به جان ما خالی کند.
نگرانی من این است که تهدید علیه رسانه‌ها و خبرنگاران که مردمان بی‌دفاع و بی‌جبهه‌اند در حال افزایش است. این را می‌توان از وقوع رویدادهای اخیر و گزارش نهاد نی، حمایت‌کننده‌ی رسانه‌های آزاد افغانستان مشاهده کرد. نی در اوایل ماه اکتبر گزارش داد که از ماه اکتبر سال ۲۰۱۴ تا ماه اکتبر سال ۲۰۱۷ بیشتر از ۶۲۰ مورد خشونت علیه خبرنگاران در افغانستان ثبت شده است در حالی‌که آمار خشونت علیه خبرنگاران از سال ۲۰۰۱ الی ۲۰۱۴ کمتر از این آمار بوده است.
با همه‌ی ترس و دلهره‌ی ناشی از عدم مصونیت، خواهش و انتظار من از نهادهای مدافع رسانه‌ها، حامیان حقوق بشر و دوستان و همراهان آزادی بیان این است که برای بلند نگهداشتن درفش پر افتخار ارزش‌های انسانی، یک‌صدا و متحد صف شکست‌ناپذیری ایجاد کنیم. انتظار من این است که تهدیدات، نگرانی‌ها و آسیب‌های هرچند اندک به جان همدیگر را جدی گرفته و از وقوع فجایعی که تاسف و تسلیت آن را جبران نمی‌تواند جلوگیری کنیم. آزادی را حفظ کنیم تا بتوانیم با تعهد، همگرایی و ایمان به آن به جنگ بی‌عدالتی و دیوهای ستم برویم. به‌قول شاعر عشق و آزادی زنده یاد قهار عاصی:
تا دامن آفتاب در چنگ من است / با هرچه شب است و تیره‌گی جنگ من است.

۳۰.۷.۹۶

سمنگان در یک‌قدمی بحران

به دنبال معرفی شدن اخترمحمد خیرزاده بحیث معاون جدید ولایت سمنگان، هواداران ضیاءالدین ضیا معاون پیشین این ولایت دست به اعتراض زده و خواهان جلوگیری از حضور و فعالیت آقای خیرزاده بحیث معاون ولایت شده اند.
ارگان های محل بتازگی اخترمحمد خیرزاده را بحیث معاون والی سمنگان بجای داکتر ضیاءالدین ضیا معرفی کرده است. خیرزاده تا شش ماه قبل نیز معاون والی سمنگان بود که با معرفی شدن ضیا در ماه می سال روان میلادی، خانه‌نشین شد.
خیرزاده دیروز شنبه در حالی که ضیاءالدین ضیا در دفتر کارش حضور داشت، بار دیگر براساس حکم رییس ارگان های محل، توسط عبدالکریم خدام والی سمنگان بحیث معاون جدید ولایت معرفی شد.
دیروز و پس از حضور خیرزاده در مقام ولایت بحیث معاون والی، ده ها تن از هواداران ضیاءالدین ضیا با تجمع به اطراف مقام ولایت خواستار جلوگیری از معرفی شدن خیرزاده بحیث معاون والی شدند.
نیروهای امنیتی در حال محافظت از صحن دفتر والی سمنگان
حاجی آصف عظیمی سناتور پیشین و مشاور فعلی ریاست اجراییه نیز با نزدیک به 150 تن افراد مسلح از ضیاءالدین ضیا حمایت کرده و هشدار داده است که مانع تطبیق حکم ارگان‌های محل در مورد معرفی معاون جدید این ولایت می‌شوند. حاجی آصف عظیمی گفته است که مردم سمنگان از فعالیت های قبلی خیرزاده که بحیث معاون والی کار می کرد رضایت ندارد و باید ضیا به کارش بحیث معاون والی ادامه دهد.
روز گذشته و با آغاز تنش‌ها بر سر معاونیت ولایت، ساعت ها دورازه دفاتر والی و معاون والی بروی مردم بسته بود.
منابع محلی در سمنگان می‌گویند که اگر اوضاع کنترول نشود، ممکن است حامیان ضیاء از جمله افراد مسلح حاجی آصف عظیمی دست به خشونت و درگیری مسلحانه بزنند.
- مختار وفایی

۲۵.۷.۹۶

25 نکته، برای یک زندگی زیبا

داشتن یک زندگی زیبا و عاری از لحظات خسته‌کننده، نیازمند برنامه‌های عملی در تقسیم اوقات شبانه‌روزی و قاطعیت لازم برای عمل کردن به آن است. داشتن یک برنامه مداوم روزانه، می‌تواند ما را زودتر از آنچه تصور می‌کنیم به موفقیت‌ها و اهداف مان نزدیک کند.
متن ذیل حاوی 25 نکته‌ی است که من در یکی از وب‌سایت‌های انگلیسی زبان خواندم و لازم دانستم آنرا به فارسی برگردان کرده خدمت دوستانم  تقدیم کنم. این متن شاید خیلی مفید و موثر نباشد، اما باعث می‌شود که برای خلق این زیبایی‌ها در زندگی تان فکر کنید.

1-    همه روزه از 10 الی 30 دقیقه قدم بزن. هنگام قدم زدن، لبخند بزن. این مهم‌ترین اقدام علیه افسردگی‌ست.
2-   حد اقل 10 دقیقه هر روز سکوت کن.
3-   هنگامی که صبح از خواب بیدار می‌شوی، دعا کن و از خداوند بخواه که برای هدف امروز شما را رهنمایی و کمک کند.
4-   از غذاهای که بر روی درختان و گیاهان می‌رویند بیشتر بخور و از غذاهای که به اسم گیاه، تولید صنعتی می‌شوند کمتر استفاده کن.
5-   چای سبز بنوش، اما آب فراوان‌تر. بادام، گل کَلم و بلوبری بخور.
6-   تلاش کن حدقل برای سه نفر در روز لبخند ایجاد کنی.
7-   وقت گران‌بهایت را صرف شایعات، غیبت، اتفاقات گذشته، افکار و چیزهای منفی که در کنترول شما نیست نکن.  بجای آن انرژی‌ات را روی لحظات کنونی و افکار مثبت بگذار.
8-   صبحانه‌ات را مثل شاه، ناهار را شبیه شاهزاده و شام را شبیه دانشجوی که کریدت کارت‌اش رو به اتمام است میل    کن.
9-   زندگی هرچند عادلانه و منصفانه نیست، اما هنوز خیلی خوب است.
10-      زندگی کوتاه‌تر از آن است که به هر کسی نفرت بورزی.  آن‌ها را برای همه‌چیز ببخش.
11-    خودت را جدی نگیر، هیچ شخص دیگری این‌طور نیست.
12-    شما مجبور نیستید در همه بحث‌ها برنده شوید. موافق یا مخالف.
13-      با گذشته تان آشتی کنید تا اکنون تان را تباه نکند.
14-   هیچ‌گاه زندگی تان را با دیگران مقایسه نکنید، شما هیچ ایده و اطلاعی در مورد جزییات زندگی و راهِ رفته‌ی آنان  ندارید.
15-   هیچ کس بجز خودتان مسوول شادی و خوشحالی تان نیست.
16-   هرفاجعه و مصیبت خودخوانده از دید مردم  را با این واژگان نگاه کن: آیا تا پنج سال دیگر مهم خواهد بود؟
17-  به نیازمندان کمک کن، سخاوتمند و بخشنده باش! شخصی باش که می‌دهد نه این‌که دریافت می‌کند.
18-    وظیفه شما این نیست که بدانید دیگران در مورد شما چه می‌اندیشیند.
19-    زمان همه چیز را حل می‌کند.
20-   به هرحال وضعیت خوب یا بد، تغییر خواهد کرد.
21-    وقتی بیمار می‌شوی، وظیفه‌ات از شما مراقبت نمی‌کند. اما دوستان‌ات این کار را می‌کنند. در تماس باش!
22-  حسادت فقط ضیاع وقت است، شما همه چیزهای مورد نیاز تان را دارید.
23-  هرشب قبل از آن‌که به بستر خواب بروی، دعاکن و از خداوند برای کارهای انجام شده در جریان روز تشکر کن!
24-   بیاد داشته باش این خیلی لطف بزرگ است که استرس داری.
25-   این را با دوستان تان شریک سازید تا برای ایجاد شادی و لبخند کمک کرده باشید.

برگردان: مختار وفایی

۱۹.۷.۹۶

از خر پلو تا ناموس ‌پلو

یک رسم دیرینه در بلخ است که به آن "خرپایگاه" می‌گویند. سالانه یک‌بار برگزار می‌شود و در آن خردوان‌ها خرهای چست و چالاک شان را به مسابقه دوش می‌اندازند. تشریفات و خصوصیات آن دقیق بیادم نیست اما فکر کنم هر خری که برنده مسابقه اعلام شده و جوایز را برد، مالک آن باید همه خردوان‌ها را در پایان "خرپلو" بدهد.
همچنان در میدان‌های سگ‌بازی نیز رسم است که برنده میدان بقیه را " سگ‌پلو" بدهند. حالا با اقتباس از خرپلو و سگ‌پلو، ناموس‌پلو نیز توسط رییس و اعضای مجلس سنا در قاموس "چیزخورها" اضافه شده است.
در مجلس سنا رسم شده است که هرکس به وزرا دشنام ناموسی دهد باید به بقیه اعضای مجلس " ناموس‌پلو" بدهد.
اکثریت اعضای مجلس سنا و مجلس نمایندگان، نمادهای از هوچی‌گری، لنده‌غری و جهل مطلق استند. همین چند روز قبل به رادیو گوش می‌دادم که از جریان جلسه مجلس نمایندگان پخش زنده داشت. یک نماینده مجلس می‌گفت:
قسم به همو قرآن و الله پاک که مردم افغانستان در فقر و بیکاری است. مه در کنار سیاست در اقتصاد هم می‌فامم و ای مساله را با ثبوت برتان میگم....او به زعم خودش در مورد چالش‌های اقتصادی کشور و راه‌های رسیدن به رفاه و انکشاف صحبت می‌کرد.
دیروز منشی مجلس سنا در جلسه رسمی این مجلس با ادبیات کوجه‌بازاری و لچک‌مآبانه خطاب به وزیر مالیه چنین گفت:
ساعت‌ها پشت درِ وزیر مالیه منتظر می‌مانم اما ای بی غیرت بی ناموس مصروف معامله با نمایندگان مجلس در دفترش است.”
رئیس مجلس سنا در اقدام مفتضحانه‌تر منشی خود را بابت دشنام ناموسی به "ناموس‌پلو" جریمه کرد. منشی بابت این دشنام باید همه اعضای مجلس را میهمانی بدهد.


۱۸.۷.۹۶

Taliban threatened a correspondent to death

آژیرهای خطر در شمال،

 صلیب سرخ دفاترش در فاریاب و کندز را مسدود کرد
مختار وفایی، روزنامه‌نگار
صلیب سرخ یا (ICRC) که یکی از مهم‌ترین نهادهای مددرسان در مناطق بحرانی جهان است، نقش مهمی در رسیدگی به جنگ‌زده‌ها، آواره‌ها و آسیب‌دیدگان فجایع در افغانستان داشته است. این نهاد قربانیان زیادی نیز در راه مددرسانی اش به قربانیان فجایع در افغانستان داده است. کارمندان این نهاد بارها شکار آدم‌ربایان، اختطاف‌چیان و تروریست‌ها شده اند.
در آخرین مورد دو ماه قبل سه تن از کارمندان این نهاد توسط افراد مسلح منسوب به گروه داعش در ولسوالی قوش تپه ولایت جوزجان ربوده شدند که پس از پادرمیانی مردم محل و تلاش مسوولان  این نهاد، با پرداخت پول هنگفت آزاد شدند.
این سه کارمند صلیب سرخ توسط قاری حکمت فرمانده خودخوانده داعش در جوزجان ربوده شده بود که در ولسوالی‌های قوش‌تپه و درزاب در قرارگاه‌های نظامی آنان نگهداری می‌شدند. منابع گفتند که مسوولان صلیب سرخ و خانواده‌های ربوده شدگان مبلغ هنگفتی را در ازای آزادی این سه تن به داعش پرداختند. برخی منابع همچنان تایید کردند که ضمن پرداخت پول به قاری حکمت، یک زن ازبیکستانی که قبلاً توسط نیروهای امنیتی از یکی از ولایات شمال بازداشت شده بود با این سه تن کارمند صلیب سرخ تبادله شده است. تبادله تروریست ازبیکستانی عضو گروه تحریک اسلامی ترکستان را منابع امنیتی تایید نکردند.
اندکی پس از آزادی سه کارمند صلیب سرخ از نزد داعش در جوزجان، یک کارمند خارجی صلیب سرخ که در شفاخانه پای سازی در مزارشریف مصروف کار بود، به تاریخ 11 سپتمبر توسط یک معلول که دستوری گروه طالبان بود کشته شد.
شخصی که کارمند اسپانیایی‌تبار صلیب سرخ را در مزارشریف کشت، معلولی  بود که همیشه برای مداوا به شفاخانه پای سازی صلیب سرخ در مزارشریف مراجعه می کرد. او باشنده منطقه دندغوری بغلان بود. دندغوری از چندین سال بدینسو تحت سلطه طالبان است و این گروه مردم را همواره به جهاد علیه حکومت افغانستان و کشتن غیرمسلمانان تشویق می کند.
گسترش ساحات تحت تسلط طالبان و داعش، افزایش آدم‌ربایی، اختطاف و تهدید علیه کارمندان نهادهای خارجی و داخلی، صلیب سرخ را  که بیشتر در مناطق جنگی و نا امن کار می‌کند در معرض خطرهای بیشتر قرار داده است. این تهدیدات که رفع آن در توان مسوولان محلی ولایات شمال نیست، منجر به مسدود شدن دفاتر صلیب سرخ  در فاریاب و  کندز و کاهش فعالیت‌های این نهاد در شمال شد.
 نگرانی‌ها از بدتر شدن اوضاع امنیتی در شمال نشان می‌دهد که آژیرهای خطر در برخی از ولایات در حد سقوط به صدا درآمده است. نهادهای جهانی مانند صلیب سرخ، اطلاع دقیق از اوضاع سیاسی و امنیتی دارند و بدون شک که بی‌جهت دفاتر و فعالیت‌هایش را در مناطقی که شدیداً نیاز به کار و مددرسانی دارند مسدود نمی‌کند.
به انزوا رفتن و تضعیف پایگاه‌های نظامی و اجتماعی جنرال دوستم، درگیرشدن عطامحمدنور در تنش‌های بی‌حاصل با حکومت مرکزی که منجر به ضعف روزافزون پایگاه‌های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی اش شد و فروپاشی پایگاه‌های اجتماعی و سیاسی محمد محقق در شمال نشان می‌دهد که دیگر هیچ نیروی برای مبارزه با گسترش جنگ و دهشت در شمال باقی نمانده است. این سه چهره نامبرده ضمن این‌که دست شان از بسیاری امکانات در حکومت کوتاه شده است، بجز عطامحمدنور که از سرمایه همگفت شخصی برخوردار است، دوتن دیگرشان شدیداً در تحریم و محاصره اقتصادی قرار دارند.
با وجودی که امیدواری‌ها به سرکوب گروه‌های تروریستی در شمال با اعلام راهبرد جدید ایالات متحده، بیشتر شده است، اما داده‌های اطلاعاتی و جریان جنگ در شمال نشان می‌دهد که اوضاع بصورت روزمره به نفع تروریست‌ها رقم می‌خورد.
حلقه محاصره طالبان در بسیاری از ولایات از جمله فاریاب، کندز، سرپل، بدخشان و بغلان در 2 الی 5 کیلومتری شهرها رسیده و روستاها به قرارگاه‌ها و مراکز نظامی گروه‌های تروریستی مبدل شده اند.
محاصره شهرها به حدی تنگ شده است که در برخی از ولایات از جمله بغلان، فاریاب و سرپل، طالبان دفتر والی و فرمانده امنیه را از پناه‌گاه‌های شان با راکت و موشک هدف قرار می‌دهند.
این اوضاع در حالی دارد به نفع طالبان به پیش می‌رود که نیروهای خیزش مردمی که پس از نیروهای امنیتی موثرترین خط دفاعی مردم دانسته می شود در حال فروپاشی است. امنیت ملی در بسیاری از ولایات خصوصاً مناطق تحت نفوذ جنرال دوستم، عطامحمدنور و محمد محقق حمایت اندکی که در گذشته از این نیروها می‌کرد را قطع کرده است.
در کنار بازی‌های پیچیده‌ و فاجعه‌بار حکومت مرکزی با مردم و طالبان، حمایت علنی برخی کشورهای آسیای میانه از طالبان نیز باعث گسترش ساحات تحت نفوذ این گروه شده است. کشورهای آسیای میانه تلاش دارند با استفاده از طالبان، از نفوذ بقیایای لشکر طاهر یولداشف که اکنون تحت عنوان تحریک اسلامی ازبیکستان یا ترکستان و به نیانبت از داعش فعالیت می کنند جلوگیری کنند. برخی کشورها مانند ترکمنستان هم برای حفاظت از مرزهایش و هم برای حفاظت از پروژه‌های اقتصادی‌اش در شمال علناً از گروهک‌های مسلح وابسته به طالبان حمایت تسلیحاتی می‌کند.
اکنون که دامنه‌ی جنگ در شمال گسترش یافته، تهدیدات و حلقه محاصره به مراکز شهرها رسیده و نهادهای مددرسان نیز  فعالیت‌ شان را برای حفاظت از کارمندان شان کوتاه کرده است، مردم شمال افغانستان چشم براه سیلاب‌های شدیدتری است که در دامن بازی‌ قدرت‌‌های داخلی و خارجی شکل گرفته است. سیلاب‌های که مانند دوسال اخیر خانه و زندگی بسیاری‌ از بی‌گناهان را درهم پیچیده و با خود خواهد برد.  نشر شده در روزنامه اطلاعات روز


۱۷.۷.۹۶

وضعیت آزادی‌بیان در حکومت وحدت‌ملی نسبت به حکومت قبلی بدتر شده است

 اعلامیۀ مطبوعاتی نی حمایت کننده رسانه‌های آزاد افغانستان

یافته‌های دفتر نی که به اساس شاخصه‌های مانند: اعمال خشونت‌ها بر خبرنگاران، اعمال سانسور، بازداشت‌های کوتاه‌مدت، بسته‌شدن رسانه‌ها، محدودیت در دسترسی به اطلاعات و فرار خبرنگاران از کشور در دو دورۀ حکومت افغانستان پسا طالبان ( دوران حامد کرزی و حکومت وحدت ملی) جمع‌آوری شده است، نشان می‌دهد که وضعیت آزادی بیان در حکومت وحدت‌ملی نسبت به دورۀ حکومت آقای کرزی ی بدتر شده است.
در بخش اعمال خشونت‌ها در برابر خبرنگاران؛ تفاوت زیادی در حکومت وحدت ملی نسبت به حکومت دوران حامد کرزی دیده می‌شود،
۴۳۱ درصد خشونت‌ها در دورۀ حکومت وحدت‌ملی افزایش داشته است.
از اکتوبر
۲۰۱۴ تا اکتوبر ۲۰۱۷ مجموع خشونت‌های که بالای خبرنگاران در افغانستان اعمال شده است۶۲۰ مورد خشونت می‌باشد، بیش‌تر از تمام خشونت‌هایست که در سال‌های ۲۰۰۱ الی ۲۰۱۴ ( دوران حکومت ۱۳ سالۀ حامد کرزی) اعمال شده بود.
سانسور نیز در دورۀ حکومت وحدت‌ملی بیش‌تر نمایان گردید. نظرسنجی‌های که از سوی دفتر نی راه اندازی شد، نشان می‌دهد که خبرنگاران و شهروندان از دستری به اطلاعات ناراض هستند. نظرسنجیی که در سال
۲۰۱۵ از سوی نی راه اندازی شده بود؛ حدود نصف پاسخ دهنده گان گفته بودند که سانسور از سوی حکومت اعمال می‌شود. یک سروی دیگری که در نخستین روز‌های ۲۰۱۷ انجام شد ۹۴ درصد پاسخ دهنده‌گان گفته بودند که از ترس جان‌های خود و خانواده‌های شان نمی‌توانند مطالب انتقادی را در صفحات شبکه‌های اجتماعی به نشر برسانند.
از جانبی دیگر در دورۀ حکومت وحدت ملی خبرنگاران به‌دلیل اعمال سانسور حتی بازداشت و یا تهدید شدند که در صورت نشر مطالب به زندان خواهند رفت.
بازداشت‌ها و زندانی شدن موقت خبرنگاران در دورۀ حکومت‌وحدت ملی افزایش یافت، به عنوان نمونه بازداشت خبرنگاران به دستور شورای امنیت ملی، ریاست امنیت ملی و والی‌ها انجام شد.
در دوران حکومت وحدت ملی،
۱۱۲ رسانه در افغانستان مسدود شد، در حالیکه در حکومت قبلی شاهد مسدود شدن این تعداد رسانه‌ها نبودیم.
با روی کار آمدن حکومت وحدت ملی از آنجائی‌که نا‌امنی‌ها گسترش یافت، شمار زیادی از شهروندان کشور مهاجرت کردند و از کشور فرار نمودند، حدود
۵۰۰ خبرنگار و کارمند رسانه‌یی نیز در میان پناه‌جویانِ هستند که به دلیل گسترش ناآمنی‌ها، و آیندۀ مبهم افغانستان را ترک و به کشور‌های اروپایی پناه بردند.
هرچند در دورۀ حکومت وحدت ملی قوانین و اسناد تقنینی و مقرره‌های برای حمایت از آزادی بیان و دسترسی به اطلاعات تصویب و توشیح شد، اما یافته‌های این گزارش نشان می‌دهد که همین قوانین و مقرره‌ها در دورۀ حکومت وحدت ملی بیشتر نقض شده اند.
قانون دسترسی به اطلاعات، مقررۀ طرز تأسیس و فعالیت رسانه‌های همگانی خصوصی، مقررۀ مصؤنیت و امنیت خبرنگاران و چندین احکام و فرامین رئیس جمهور مبنی بر تسهیل در دست‌رسی به اطلاعات در زمان حکومت وحدت ملی اجرایی شد، در حالیکه در زمان حکومت حامد کرزی تنها قانون اساسی و قانون رسانه‌های همه‌گانی برای آزادی بیان وجود داشت.
یگانه اقدام عملی که در حکومت وحدت‌ملی برای آزادی بیان صورت گرفته است، آغاز بررسی پرونده‌های خشونت در برابر خبرنگاران است که در دورۀ
۱۳ ساله حکومت حامد کرزی وجود نداشت. ۱۷۰ پرونده خشونت علیه خبرنگاران از سوی حکومت وحدت‌ملی پی‌گیری شده و ده‌ها پروندۀ دیگر در حال بررسی است.
دفتر نی حمایت کنندۀ رسانه‌های آزاد افغانستان، از حکومت وحدت‌ملی می‌خواهد تا با توجه به یافته‌های این پژوهش در راستای نهادینه ساختن آزادی بیان و هم‌چنان آوردن سهولت‌های لازم در زمینۀ دسترسی به اطلاعات توجه نموده و مطابق قانون؛ آزادی بیان را حمایت نماید و از اعمال سانسور و ایجاد ترس و رعب در میان خبرنگاران که سبب خودسانسوری می‌شود، جلوگیری و خودداری نماید.


گزارش توزیع کمک‌های جمع‌آوری شده توسط گروه همدلی به آسیب‌دیده‌های فاجعه میرزاولنگ

مختار وفایی
خوشحالم که سهمی هرچند اندک در مرهم‌گذاری به زخم‌های بازماندگان فاجعه المناک میرزاولنگ داشتم. پس از وقوع فاجعه با همکاران عزیزم گروهی را با عنوان همدلی شکل داده و با تمام توان به دوستان مان در خارج و داخل از افغانستان اطلاع دادیم که در حد توان دست نیازمندان و آسیب‌دیده‌ها را بگیرند. کمک‌های را که از دوستان خردمند و آگاه مان جمع کردیم با کمال امانت‌داری به بازماندگان فاجعه میرزاولنگ سپردیم. آنانی که این کمک را دریافت کرده اند، بدون شک که شما را از دعاهای شان فراموش نمی‌کنند.
گزارش زیر تفصیلی از مقدار و چگونگی روند جمع‌آوری و  توزیع کمک‌های شما به بازماندگان فاجعه میرزاولنگ است:
گروه همدلی که متشکل از فعالان و جوانان رضاکار است اندکی پس از وقوع فاجعه میرزاولنگ در اوایل ماه اسد سال جاری شکل گرفت و برای جمع آوری کمک از داخل و خارج از افغانستان اقدام و کمپاین جمع آوری کمک به‌راه انداخت. هدف این گروه ترویج فرهنگ کمک به بازماندگان، قربانیان و ابراز همدلی با آسیب‌دیدگان فاجعه میرزاولنگ بود که توانست با کمک‌های جمع‌آوری شده از انسان‌های مهربان و نیکوکار، مرهم اندکی بر زخم‌های بازماندگان و قربانیان یک فاجعه بگذارند. کمک‌های جمع آوری شده از تاریخ 26 الی 30 سپتمبر 2017، توسط بانو زهرا یگانه نماینده اعزامی گروه همدلی به سرپل، به نیازمندان توزیع گردید. جزئیات مفصل از مقدار پول جمع‌آوری شده، چگونگی شناسایی نیازمندان و روند توزیع را در این گزارش بخوانید:
صحبت با مردم و شناسایی نیازمندان
نماینده گروه همدلی پس از ورود به سرپل، ابتدا با همکاری مردم محل با نمایندگان اقشار مختلف مردم میرزاولنگ طی جلسه‌ی دیدار و در مورد روند توزیع کمک ها صحبت کرد. در این جلسه آقای رمضان رئیس کمسیون مردمی میرزوالنگ که با تایید ولایت سرپل و مردم میرزاولنگ تعیین شده است، حاجی خالقداد از بزرگان سرپل، شیرعلی رضایی یکی از اعضای هیات امنای کمیسیون مردمی میرزاولنگ، خدابخش نماینده خانواده شهدا و از بزرگان میرزاولنگ، حاجی نورمحمد باشنده میرزاولنگ، فرمانده ناصر فرمانده منتخب مردمی در سرپل، فرمانده عباس معاون کندک میرزاولنگ که در زمان جنگ آن‌جا حضور داشته و در شناسایی اجساد شهدا به همراه متنفذین سهم داشته است، حضور داشتند. در حضور این افراد لیست خانواده شهدا، زخمی‌ها و خانواده‌های که مستحق و نیازمند حمایت هستند تهیه شد. بعد از آن نماینده گروه همدلی به دیدار محمدظاهر وحدت والی سرپل رفت و در ملاقات با ایشان در کنار صحبت در مورد مشکلات مردم سرپل و میرزاولنگ در مورد لیست خانواده شهدا و زخمی ها نیز صبحت نمود. آقای سلطانی از مقام ولایت لیست کامل خانواده های بی‌جا شده و خانواده شهدا و زخمی ها را در اختیار نماینده گروه همدلی گذاشت که در شناسایی دقیق‌تر خانواده‌ها و آسیب‌دیده‌ها کمک کرد.
نماینده گروه همدلی با کمک افرادی که از طرف مردم و ولایت سرپل مؤظف به هماهنگی خانواده ها برای دریافت کمک تعیین شده بودند با نظارت حاجی صاحب پیمان، خانواده‌های مورد نظر را برای دریافت کمک هماهنگی کردند و لیست خانواده شهدا، زخمی‌ها و خانواده های نیازمند در حضور آن‌ها نیز بازخوانی شده تا تایید مردم را نیز با خود داشته باشند.
مقدار کمک‌های جمع‌آوری شده
مبلغ کلی که گروه همدلی در مدت کمپین خود جمع‌آوری کرده بود 1055525 (یک میلیون و پنجا و پنج هزار و بیست و پنج) افغانی و 3030 (سه هزار و سی) دالر بود. که مطابق نرخ روز، هر دالر در بدل 68 افغانی صرف شد و مبلغ مجموعی آن به افغانی 206040 (دوصد و شصت‌هزار و چهل) شد که مجموع کل کمک‌ها 1261565(یک میلیون و دوصد و شصت و یک‌هزار و پنج‌صد و شصت و پنج) افغانی شد.
به دلیل اینکه انتقال پول نقد از کابل تا سرپل مصوونیت نداشت، پول به سرپل حواله شد که مصارف حواله 4960 افغانی شد. بنا به تصمیم اعضای گروه همدلی، مبلغ 20000 (بیست هزار) افغانی برای هزینه سفر و بودباش نماینده گروه همدلی در جریان توزیع در نظر گرفته شد. قابل یادآوری است که 500 افغانی در بین پول‌های جمع‌آوری شده از سوی بانک تقلبی شناسایی شد و در نهایت مبلغ باقی مانده برای توزیع به نیازمندان 1236600 (یک میلیون و دوصد و سی و شش هزار و شش‌صد) افغانی بود.
به چه کسانی توزیع شد؟
باتوجه به مبلغ مجموعی کمک‌های جمع آوری شده و پس از مشوره با افراد مختلف، لیست کمک‌ها طوری تنظیم شد که کمک‌ها برای خانواده شهدا، زخمی‌ها و خانواده های بی سرپرست و بی‌بضاعت توزیع گردد. زیرا تعداد خانواده‌های بی‌جا شده حدود 500 خانواده بود که ملبغ کمکی گروه همدلی که به کمک مردم خیر از افغانستان و سایر کشورها جمع‌آوری شده بود نمی‌توانست همه این خانواده‌های بی‌جا شده را تامین کند.
برای همین، گروه همدلی خانواده‌های شهدا، زخمی‌ها، بی سرپرست و بی بضاعت را در اولویت توزیع کمک‌ها قرار داد و مبلغ تعیین شده برای کمک نیز با مشورت نماینده‌های مردمی و دولتی و در نهایت با تصمیم گروه همدلی با توجه به ضرورت خانوادها در نظر گرفته شد.
از مجموع مبلغ 1236600 (یک میلیون و دوصد و سی و شش‌هزار و شش‌صد) افغانی کمک شده، مبلغ 250000 (دوصد و پنجا‌هزار افغانی) توسط "بنیاد بابه مزاری" از استرالیا در اختیار گروه همدلی گذاشته شده بود و تاکید آن‌ها بیشتر بر حمایت از خانواده زخمی‌ها و نیازمند کمک عاجل بود. برای همین این مبلغ مشخص برای خانواده زخمی‌ها و خانواده های که نسبت بدیگران بیشتر بی بضاعت اند، در نظر گرفته شد. برای10 نفر زخمی هر کدام 15هزار افغانی که مجموع آن شد 150000 (یک صد و پنجا هزار) افغانی، به سه نفر زخمی که نیازمند تداوی بیشتر بودند مبلغ 25000 (بیست و پنج‌هزار) افغانی داده شد که مجموع 75000 (هفتاد و پنج‌هزار) افغانی شد، به پنج خانواده بی بضاعت هر خانه مبلغ 5000 (پنج‌هزار) افغانی پرداخت شد که مجموعا 250000 (دو صد و پنجاه‌هزار) افغانی مبلغ کمکی بنیاد بابه مزاری توزیع گردید.
باقی پول به شرح ذیل توزیع شد: به 41 خانواده شهید که نیازمند شناسایی شده بودند به هرکدام مبلغ 20000 (بیست هزار) افغانی توزیع شد مجموع مبلغ 820000 (هشت‌صد و بیست‌هزار) افغانی شد. به چهار شهید که دوتن آنان نوجوان و دوتن شان سرپرست خانواده‌های شان و از یک فامیل بودند به هرکدام مبلغ 10000 (ده‌هزار) افغانی توزیع شد که مجموع آن 40000 (چهل‌هزار) افغانی شد.
به 9 خانواده بی‌جا شده وبی سرپرست که نیازمند تشخیص داده شده بودند به هرکدام 6500 (شش‌هزار و پنج‌صد) افغانی توزیع شد که مجموع مبلغ 58500 (پنجاوهشت‌هزار و پنج‌صد) افغانی پرداخت شد. همچنان به سه خانواده بی بضات دیگر که اعضای دارای معلولیت هم داشتند به هرکدام مبلغ 7000 (هفت‌هزار) افغانی که مجموع آن 21000 (بیست و یک‌هزار) افغانی می شود پرداخت شد. به 17 خانوده از خانواده شهدا و زخمی‌ها که نیازمندی و مشکلات بیشتری نبست به دیگر خانواده ها داشتند به اضافه مبلغ کمکی قبلی، مبلغ 2300 (دوهزار و سه‌صد) افغانی و به 3 خانواده 2660 (دوهزار و شش‌صد و شصت) افغانی توزیع گردید که مبلغ مجموعی آن 47100 (چهل وهفت‌هزار و صد) افغانی می‌شود.
جریان توزیع کمک‌های نقدی در مرکز ولایت سرپل
ازمبلغ 20000 (بیست‌هزارافغانی) که برای مصارف توزیع و رفت و برگشت نماینده گروه همدلی در نظر گرفته شده بود مبلغ 9975 (نه‌هزار و نه‌صد و هفتاد و پنج) افغانی آن مصرف شد و مبلغ 10025 (ده هزار و بیست و پنج) افغانی آن نزد نماینده گروه همدلی باقی مانده است که آن هم برای درمان سجاد (کودک زخمی که پدر و مادرش را از دست داده است) که به زودی به کابل می آید در نظر گرفته شده است.
این کمک‌ها با نظارت حاجی پیمان نماینده مردمی و کمیسیون مردمی میرزاولنگ، آیت الله احسانی و آقای مهدی صالحی از جوانان فعال میرزاولنگ، فرمانده ناصر و نماینده‌های مردمی میرزاولنگ توزیع گردید و در اخیر سه نماینده اسناد توزیع را که شماره تماس شخص دریافت کننده کمک و مقدار مبلغ دریافت شده مشخص شده است را امضا کردند.
سپاس‌گزاری
در آخر، گروه همدلی از همه دوستان مهربان و انسان‌های نیکوکار که از داخل و خارج در کمپاین جمع‌آوری پول زحمت کشیدند سپاس‌گزاری می‌کند. همچنان مدیون قلب‌های مهربان کسانی که به‌ما اعتماد کرده و دست بازماندگان فاجعه میرزاولنگ را گرفتند نیز هستیم. امیدواریم چراغ همدلی، همگرایی، همزادپروری و انسان‌دوستی همیشه در قلب‌های مان روشن و شعله‌ور باشد.
زنده باد همدلی و مهربانی!
با سپاس فراوان!
گروه همدلی