برچسپ ها

۱۰.۲.۹۷

خط سرخی بر صفحه‌ی سیاه دمکراسی در افغانستان

- مختار وفایی
دمکراسی نوپا و ناکام افغانستان، دیروز خون‌بارترین روز خود را تجربه کرد. 10 خبرنگار که در شرایط دشوار جنگ و کشتار اطلاع رسانی می‌کردند، در یک روز به کام مرگ رفتند. از شاه‌مری فیضی که تجربه کار 22ساله با آژانس خبری فرانسه را داشت و سرپرست یک خانواده 15 نفره بود، تا غازی رسولی، محرم درانی، احمدشاه انگار و  بقیه گل‌های که پرپر شدند.
روایت زندگی هرکدام از این خبرنگاران درد جانکاه هزاران قربانی رویدادهای تروریستی است که در گوشه و کنار افغانستان قربانی سیاست‌های ناکام حکومت و عقده های تلخ سازمان‌های استخباراتی منطقه و جهان می‌شوند.
به ادامه‌ی کشتارهای که بنام داعش صورت می‌گیرد، حمله به‌جان خبرنگاران نیز از سوی عناصری بنام داعش به عهده گرفته شد. ساعاتی پس از این حمله تصاویر دو جوان در شبکه‌های انترنتی منتشر شد که گفته می‌شد عاملان این حمله اند و منسوب به داعش.
مهم این نیست که کدام گروهی حمله به خبرنگاران را انجام داد، چون طالبان نیز دست کمی از داعش در جنایت و دشمنی با آزادی بیان و دمکراسی ندارند. چند روز قبل یک خبرنگار ورزیده دیگر بنام عبدالمنان ارغند در قندهار ترور شد که قبلاً توسط طالبان تهدید به مرگ شده بود.
امروز نیز پس از کشته شدن 9 خبرنگار در کابل، خبرنگار دیگری که از ولایت خوست با بی بی سی کار می‌کرد، توسط افراد مسلح ناشناس ترور شد. این‌ قربانیان یک دشمن مشترک دارند و آن هم تروریست‌های استند که تحت عناوین مختلف با دمکراسی و آزادی بیان می‌جنگند.
حمله دیروز که مرگ‌بارترین حمله در تاریخ رسانه‌های افغانستان است، یک پیام واضح و آشکار دارد و آن اینکه داعش و میزبان‌های داعش نمی‌خواهند رسانه‌ها و خبرنگاران خلاف میل شان عمل کنند.
رسانه های افغانستان فعلاً تنها جبهه‌ی مردم در برابر ستم و فساد و خیانت حاکمان این کشور است. بنام داعش تظاهرات و اعتراضات مردمی سرکوب شد، مساجد و تجمعات هدف قرار گرفت و تنها جبهه‌ی باقی مانده رسانه‌ها بود که دیروز آماج قرار گرفت. اگر مردم سکوت کنند، در مساجد علیه تروریسم و داعش خیالی صحبت نشود و رسانه‌ها نیز تسلیم شوند، دیگر امیدی برای دوام نمی‌ماند.
آنچه دیروز اتفاق افتاد خط درشت و سرخی‌ست بر صفحه‌ی سیاه دمکراسی در افغانستان. صفحه‌ی که بنام دمکراسی باز شد، اما بجز خون و باروت و مرگ در آن رسم نشد.
با وجودی که همه از آنچه جریان دارد خسته‌ایم، اما واضح است که گزینه‌ی جز دوام دادن نداریم.
!با این شعار فعلاً خود را تسلی می‌دهیم: ما متوقف نمی‌‌شویم