۷.۳.۹۷

رد پای منافع احزاب سیاسی در نابسامانی‌های اخیر در فاریاب


محمد حنیف رضایی سخنگوی قول اردوی 209شاهین است. پس از افزایش ناآرامی در فاریاب که سقوط مرکز ولسوالی بلچراغ و محاصره مراکز ولسوالی های شیرین تگاب و خواجه سبزپوش را در پی داشت، انتقادات زیادی از سوی مردم و جریان های سیاسی به آدرس نیروهای امنیتی وارد شد. اکنون آقای رضایی با نشر این نوشته،تا حدی از ابهام ماجراهای اخیر در فاریاب پرده برداشته و احزاب سیاسی و قدرتمندان محلی را عامل اوضاع نابسامان این ولایت می داند.
محمد حنیف رضایی، سخنگوی قول اردوی 209شاهین

فاریاب در منجلاب منجلاب منفعت ها
هر انسانی بر اساس یک ایده وبر اساس باور بر ارزشی زندگی میکند.
اما من ایده‌ی دارم که شاید در جامعهء چند ملیتی وتکثر گرای بنام افغانستان عملی نشود ولی ارزش های که در آن به مثابه یک منسوب نظامی پابندم دو چیزاست، یکی منافع مردم ودیگری حیثیت همسنگرانم که در سنگر های داغ نبرد سینه سپر میکند ولو ازهر تبار که باشد .
برآن شدم تا پس از اهانت صریح بعض افراد معلوم الحال در ولایت فاریاب به نیروهای امنیتی در رابطه به چگونگی مشکلات فاریاب بی پرده بنویسم.
چرا فاریاب اینروزها دست خوشِ نا امنی ها شده است ودلیل گسترش نا امنی در فاریاب چیست؟
بزعم بعض افراد چرایی نا امنی در بی توجهی مقامات نهفته است یا در زد وبند های حزبی وسیاسی در درون فاریاب؟
بدون شک همه میداند که حکومت بیشترین تمرکز را در سال جدید بخاطر توسعه وانکشاف پروژه های ملی واقتصادی،مانند احیای مجدد بند آلمار ؛جاده حلقوی قیصار لامان وامتداد خط آهن بندر آقینه ومزار بالای فاریاب داشته ،از این رو بشترین عملیات در فاریاب شده وبشترین امکانات در فاریاب به مصرف رسیده است.
اما اینکه وضعیت فاریاب بهبود پیدا نمیکند علتش در بافت های سیاسی وحزبی چند تا آدم قدرت طلب وامنیت ستیز است که منافع ومقاصدش را در سایهء نا امنی ها در فاریاب می‌بیند .
ولایت فاریاب معلول سیاست های خود خواهانهء احزاب سیاسی شده وسر نوشت مردم بدست چندتا آدم قلدر دیکتاتور قرار گرفته واین افراد بخاطر تامین منافع حزبی وابقای قدرت خودش هر روز به بهانه های مختلف مردم بیچاره را به قربانگاه منافع فردی شان سوق میدهند.
وهر روز یک سناریو برای به تباهی کشاندن مردم وبه چالش مواجه کردن نیروهای امنیتی روی دست دارد، که یکی از سناریو های تنظیم شده فراه راهِ نیروهای امنیتی وتشتت اذهان مردم سب وتاژ عملیات بزرگ ولسوالی های قیصار وآلمار را میتوان نامبرد وبه تعقیب آن سقوط بدون برخورد وجنگِ ولسوالی بلچراغ وهمزمان پیشنهاد گماشتن یک طالب بحیث ولسوال در یکی از ولسوالی های مشخص در فاریاب.
توجه داشته باشید وقت یکی از شخصیت های برجسته وکاریزماتیک چنین پیشنهاد به حکومت داشته باشد که این آدم یک کلانِ طالبا است شما ولسوال بسازید، تامین امنیت در ولسوالی های بلچراغ،گرزیوان وامتداد شاهراه نمبر یک (میمنه جوزجان) را من تضمین میکنم.
آیا چنین بر خوردی دوگانه‌ای که از یکطرف خودت را همسو با دولت نشان دهی واز سوی دیگر طالبی را بعنوان ولسوال پیشنهاد کنی ریشه در ناتوانی وبی توجهی حکومت دارد؟ یا در بازی های سیاسی نسنجیده ولُخت یک سیاست گر بی تجربه؟
آیا چنین منفعت طلبی ها در قالب هر چیزی که باشد جفا در حق ونیروهای امنیتی وتوده های مردم فاریاب نیست؟
وانگهی اعضای شورای ولایتی که قطعاً وابستگی حزبی دارد بیاید بصورت دیکته شده ونادیده گرفتن قربانی ها وجانفشانی های نیروهای امنیتی که صادق ترین فرزندان این خطه کهن است اهانت کند قابل بخشش است ؟؟؟
پس در نهایت به اقتباس از این پارادوکس رفتاری میتوان گفت فاریاب معلول بی توجهی حکومت وبی کفایتی سران نظامی نیست بلکه در منجلاب منفعت های سیاسی وحزبی غرق شده وبازهم به تاکید وتکرار میگویم تامردم فاریاب از حقیقت ها در گریز باشد ،ترقی وسعادت شان را در میل کلاشنکوف وراه رفتن به تعقیب این وآن بپندارد ،خودشان برای تعیین تکلیف شان دست بکار نشود، احزاب سیاسی در چارچوب یک‌میکانیزم قانونی فعالیت نداشته باشد وجلو افراد مسلح غیر مسئول که در قالب احزاب فعالیت های مسلحانه دارد گرفته نشود فاریاب به مسیر آرامش وسعود سوق نمیشود.