۱۰ آذر ۱۳۹۹

افشاگر

فیلم Spotlight (افشاگر) را دیدم. فیلمی که بر اساس داستان واقعی از کار تحقیقی و موشکافانه یک گروه از روزنامه‌نگاران ساخته شده است.
یک گروه از روزنامه‌نگاران که در روزنامه بوستون‌گ
لوپ در ایالت بوستون آمریکا کار می‌کنند، به تحقیق و جمع‌آوری شواهد در مورد شایعات و خبرهای مرتبط به آزار جنسی کودکان توسط کشیش‌ها در کلیساهای کاتولیک می‌پردازند.
روند این تحقیق فراز و نشیب‌های فراوانی دارد، چون کلیسا قدرتمند است و همه روندهای قانونی و نهادهای قضایی را برای گم کردن رد پای جنایت کشیش‌ها دور می‌زند.
گروه تحقیق که به نام "دیده‌بان" کار می‌کنند، با وجود هراس از قدرت کلیسا و کارشکنی عناصر وابسته به کلیسا، از کارشان عقب‌نشینی نمی‌کنند و دنبال هر سرنخی می‌روند که آنان را به حقیقت نزدیک می‌کند.
گروه تحقیق در نهایت به اسنادی دست می‌یابند که نشان می‌دهند، ۷۰ کشیش در کلیساهای کاتولیک در بوستون به کودکان تعرض کرده اند.
با نشر این گزارش، صدها قربانی دیگر که توسط کشیش‌ها آزار و اذیت جنسی شده بودند، با روزنامه تماس می‌گیرند و خواهان نشر روایت‌های شان می‌شوند.
این تحقیق و افشاگری، شوک محکمی به نهادهای قدرتمند دینی در آمریکا و اروپا وارد کرد و راه اصلاحات را در این نهادها فراهم ساخت.
این فیلم را اگر تا حال ندیده‌اید حتما ببینید.
با دیدن این فیلم، حتما در ذهن تان به مدارس دینی در افغانستان و افشای پرونده تجاوز جنسی به دانش‌آموزان در مکاتب لوگر فکر می‌کنید‌.

۰۷ آذر ۱۳۹۹

کله سیاه و کله طلایی

مهاجران، تعادل و نظم را در بسیاری از شهرهای اروپایی را برهم زده اند.

ظاهراً خلوتِ بسیاری از انسان‌های تنها برهم خورده و دور و بر شان بیش از آنچه تصور می‌کردند شلوغ شده است.

به همین دلیل، بسیاری از شهرها، به قسمت‌های سویدنی نشین و مهاجرنشین تقسیم شده اند.

شماری از ساحات مشخص در هر شهری را می‌بینید که تقریباً به مهاجران واگذار شده و آدم‌های مثلاً با کلاس و اروپایی شده، دیگر به آنان با نگاه «این‌‌جا نا امن است» نگاه می‌کنند.

این را از زمانی متوجه شدم که دنبال خانۀ جدید می‌گردم. نزدیک به سه ماه است که در جستجوی یافتن خانۀ جدید هستم، ولی این کار چنان دشوار است که اصلاً تصور نمی‌کردم. گرفتن اقامت کشور سویدن، برایم آسان‌تر بود، نسبت به یافتن یک خانۀ جدید که تقریباً از آن نا امید شده ام.

با دوستان سوئدی و مهاجر که در این مورد مشورت کردم، بیشتر آنان لیستی را برایم پیشنهاد کردند و تذکر دادند که این مناطق امن استند و این مناطق نا امن.

متاسفانه این یک حقیقت است.

کجاها نا امن استند؟

آن‌جا که بیشترین ساکنان آنان، سومالیایی، افغان، عراقی، سوری و بقیه مهاجران ساکن اند.

حضور یک «کله سیاه» دیگر خودش نشان نا امنی است. مثلاً یک عده می‌گویند که در این منطقه «کله سیاه‌ها» زیاد شده، پس حتماً مواد فروش‌ها و تبهکاران هم زیاد اند.

در شهری مالمو که ما زندگی می‌کنیم، یک منطقه بنام روزنگورد، تقریباً تبدیل به حیات خلوط مهاجرانِ آمده از کشورهای خاورمیانه شده است.

در برخی از مکاتب این منطقه، عربی زبان مسلط است و آمار جرایم و جنایت نیز همیشه بلند است.

نام ساحاتی را در همین شهر شنیده ام که می‌گویند یک یا دوپولیس جرات رفتن به آن ساحات را ندارند، باید کاروانی از موترهای پولیس بروند تا در صورت حمله کارتل‌های مواد مخدر، بتوانند از خودشان دفاع کنند.

پولدارها و با کلاس‌ها نیز برای خودشان حیاط خلوت درست کرده اند. زندگی در ساحات قیمتی، لوکس، آرام و با هزینه‌های بلند.

آنچه من تا حالا فهمیده ام این است که سیستم فعلی، همین نظم را حمایت می‌کند. همین سیستم، حاشیه می‌سازد، فقیر تولید می‌کند و عده‌یی را به بزهکاری سوق می‌دهد.

اگر کاری برای رفع این تنش فقر و ثروت، حاشیه و مرکز، مهاجر و بومی نشود، آینده‌ی بسیاری از شهرهای اروپایی از جمله مالمو، تیره و بار خواهد بود.

۰۶ آذر ۱۳۹۹

خانه امن میلیونرها


مجلس نمایندگان بیشتر از این‌که «خانه ملت» باشد، «خانه امن میلیونرها» است. رحمانی رئیس مجلس یک میلیونر است که از پیمان‌کاری با ناتو به ثروت هنگفتی دست یافته.  عباس ابراهیم‌زاده معاون مجلس یک تاجر از بلخ است که از بس پول دارد به نام «عباس دالر» یاد می‌شود.

در راس بیشتر کمیسیون‌های مجلس نیز تاجران و مالکان بانک‌های خصوصی و شرکت‌های بزرگ قرار گرفته اند. بسیاری از این افراد، مالک دارایی‌های غیرقانونی، ذخایر اسلحه، باندهای قاچاق و گروه‌های مسلح استند.

یک نمونه کوچک: دوماه قبل حمید شریفی رئیس کمیسیون اقتصاد مجلس، با 200هزار یورو پول نقد در میدان هوایی بازداشت شد، در حالی که طبق قانون، هر شخص می‌تواند در سفر فقط 10هزار دالر با خود داشته باشد. توقع از اعضای مجلس نمایندگان، در زمینه حمایت از قانون‌مداری و شفافیت، یک کار بیهوده است.

مجلس نمایندگان، فعلاً خانه امن میلیونرها است، نه خانه ملت.

واکنش‌های رئیس و اعضای مجلس را در روزهای اخیر بببینید. همه نگران اند که مبادا کسی به ثروت‌های سیاه شان دستبرد بزند.


۱۴ آبان ۱۳۹۹

ملا تاج‌ میر جواد کیست؟

ملا تاج‌میر جواد عضو شورای کویته، مسئول کندک انتحاری، موسس قطعه سرخ و فاتح زواک گروه طالبان و در عین حال والی نام‌نهاد این گروه برای ولایت پکتیا است. تاج‌میر، از افراد مورد اعتماد جلال‌الدین حقانی بنیانگذار شبکه حقانی بود که پس از مرگ جلال‌الدین همچنان به پسران وی نزدیک و قابل اعتماد است. ملا تاج‌میر جواد، از نخستین فرماندهان قدرتمند طالبان بود که در سال 2016، پس از مرگ ملاعمر به ملا منصور بیعت کرد.

ملا تاج ‌میر جواد نفوذ فوق‌العاده‌یی در میان فرماندهان طالبان و به ویژه شبکه حقانی دارد و در واقع، پس از سراج‌الدین حقانی، نفر دوم شبکه حقانی است. او یک مرکز آموزشی ویژه برای افراد انتحاری تاسیس کرده است که در ولایت پکتیا موقعیت دارد و تحت نام «معسکر الحمزه» فعالیت می‌کند.

ملا تاج‌میر جواد، بیشتر در کویته و پناه‌گاه‌های که در پاکستان دارد زندگی می‌کند و نقش بسیار موثری در راه اندازی حملات انتحاری در داخل افغانستان دارد. حمله به دانشگاه امریکایی کابل، حمله به هوتل انترکانتیننتال، حمله به هوتل سرینا، حمله به شفاخانه چهارصد بستر نظامی و ده‌ها مورد حملات پیچیده دیگر توسط ملا تاج‌میر جواد طراحی و عملی شده است.

قاتل جنرال رازق در «معسکر الحمزه» آموزش دیده بود و توسط ملا تاج‌میر به این ماموریت سوق داده شده بود.

اخیراً امرالله صالح، حمله به دانشگاه کابل را نیز کار ملا تاج‌میر جواد می‌داند.

ملا تاج‌میر به تاریخ 10 اکتبر 2020، در یک مصاحبه با سایت طالبان نیز سخنان عجیبی در مورد مذاکرات صلح، سران حکومت افغانستان، نظام آینده و امرالله صالح داشته است.

از جمله ملا تاج‌میر در این مصاحبه می‌گوید که امرالله صالح دانش استخباراتی ندارد، چون کندک انتحاری که تحت رهبری او فعالیت میکند امرالله را در بازی‌های استخباراتی مات کرده است.

ملا تاج‌میر می‌گوید که امرالله صالح در زمانی که رئیس امنیت ملی بود، هیچ یک از برنامه‌های کندک انتحاری طالبان را خنثا نتوانست و او بیشتر لاف می‌زند و شعار می‌دهد.

مختار وفایی