۲۱ تیر ۱۴۰۰

بلخاب و چهارکنت، دو نمونه برای درک دقیق از جنگ جاری

بنادر مهم تجارتی بدون درگیری به طالبان واگذار شدند، ولسوالی‌های زیادی با شایعه سقوط کردند، مناطق مهمی با توطئه به طالبان سپرده شدند، اما در بلخاب، چهارکنت، ناهور، مالستان، جاغوری و چندین جای دیگر، سرِ طالبان به سنگ خورد.

عقب‌نشینی تاکتیکی که نیروهای دولتی و مردمی را در بسیاری از جاها از پادرآورد و باعث شرمساری شد، حالا به لشکر طالبان رخنه کرده است. عقب‌نشینی طالبان از همین مناطق نامبرده آغاز شده است.

قاسم، از مدافعان مردمی در بلخاب
بیش از هزار نیروی مسلح از بدخشان به تاجیکستان فرار کردند، صدها نیروی دیگر از اسلام‌قلعه به ایران فرار کردند، صدها تنِ دیگر در شورتپه و کلدار به ازبیکستان فرار کردند، در حالی که طرفِ جنگ، فقط گروهی از موترسایکیل‌سوارها بودند که قبل از حمله، دست به شایعات گسترده و ترس‌پراکنی زده بودند.

مردمان بلخاب و چهارکنت چه کردند؟

بلخاب و چهارکنت در 20 سال اخیر، هیچ سهمی در پروژه‌های میلیون دالری نداشتند و مردمان این کوهستانات، همچنان با فقر دست و گریبان اند.

با حملات طالبان به #بلخاب و #چهارکنت، ساکنان محل، گاو و گوسفند شان را فروختند و اسلحه خریدند. کسانی که مانند ماما قاسم گاو و گوسفند نداشتند، تفنگ کهنه پدری شان را به دست گرفته و به جنگ طالبان رفتند.

ساکنان بلخاب و چهارکنت می‌دانند که آسمان بلند است و زمین سخت. این دو ولسوالی نه مرز مشترک با ایران دارند و نه راهی به سوی سرزمین‌های امن آسیای میانه. تنها خودشان است، در مقابل لشکر خشمگین طالب. آن‌ها می‌دانند که که اگر دست طالب به این مناطق برسد، بر هیچ کسی رحم نخواهد شد.

رسانه‌های داخلی و خارجی، مصروف بزرگ‌نمایی طالبان استند و از قیام‌های مردمی چیزی نمی‌نویسند. فضای رسانه‌های اجتماعی نیز طوری است که مردم دنبال جسد سرباز و ضجه‌های فرزندان شان می‌گردند. کسی به حاشیه‌های پر از امید توجه نمی‌کند.

به عکس‌ها دقت کنید! این افراد با همین تفنگ‌ها و با همین امکانات اندک، لشکر طالبان را از #بلخاب دور راندند.

اگر حکومت، خصوصاً نیروهای هوایی، این مردم را حمایت کنند، آنان می‌توانند طالبان را از بقیه ساحات ولایت سرپل نیز دور برانند.


مختار وفایی

 


هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر