۳.۱۱.۹۴

از ۵۰۰ پرونده فقط یک مورد بررسی شده است

افغانستان با عبور از سال‌های تار و تاریک، چندسالی است که وارد روزهای روشن و امید شده است؛ روزهایی که حاصل زحمات و قربانی هزاران روشنگر و مبارز رسانه‌ای و مدنی بوده است؛ مبارزانی که بدون هیچ مدافعی علیه دشمنان و اهریمنان این ملک و مردم رزمیده و جان‌های شیرین‌شان را در ستیز با تاریکی و جزم‌اندیشی از دست داده‌اند. پیامد مبارزه و تلاش نیروهای مدنی-رسانه‌ای در افغانستان، شکل‌گیری ارزش‌های حقوق بشری بوده که اکنون در سایه‌ی این ارزش‌ها، میلیون‌ها انسان توانایی اعتراض، همدلی، همگرایی و باهمی را دست یافته‌اند.
بیشتر از چهارده سال از آغازین روزهای تلاش برای رهایی از تاریکی و رسیدن به روشنایی و آزادی توسط گروه‌های فعال رسانه‌ای و مدنی می‌گذرد. از ارزشی که طی چهارده سال اخیر در افغانستان شکل گرفته، به‌عنوان یک دست‌آورد مهم و نمونه در سطح کشورهای منطقه یاد می‌شود. این ارزش به‌عنوان یک دست‌آورد، قبل از همه، توسط رهبران حکومت افغانستان در اکثر کنفرانس‌های بین‌المللی به رخ جهانیان کشیده می‌شود. آزادی بیان که حق مسلم بشریت و یکی از ویژگی‌های حکومت‌های مردم‌سالار می‌باشد، هزینه‌های هنگفتی از مردم و کارگزاران رسانه‌ای در افغانستان گرفته است. با وجودی که در سال‌های اخیر، افغانستان به یکی از خطرناک‌ترین کشورها برای خبرنگاران تبدیل شده و سطح تهدیدات به‌صورت چشم‌گیری علیه خبرنگاران رو به افزایش بوده است، اما تداوم فعالیت رسانه‌ای و حمایت مردم از جریان آزادی بیان، بیانگر یک واقعیت عینی است که نهادینه شدن آزادی بیان را در ذهن و روان اجتماع افغانستان نشان می‌دهد.
رسانه‌های افغانستان که در مدت کوتاه رشد چشم‌گیری داشته‌‌اند، نقش ارزنده‌ای در برگزاری انتخابات‌های سراسری و فراگیر، مبارزه علیه فساد اداری و اختلاس‌های میلیونی، آموزش و ترویج حقوق بشر، مبارزه با خشونت علیه زنان، مبارزه علیه افراط‌گرایی و ترویج آموزش‌های دینی، فرهنگی و اجتماعی در جامعه افغانستان داشته‌اند.
با این حال، بی‌توجهی حکومت در امر حمایت از آزادی بیان و رسانه‌ها در کشور، وخامت روزافزون اوضاع را در برابر کتله‌ی بزرگ رسانه‌ای افغانستان به‌دنبال داشته است. هرچند از چهارده سال حاکمیت حامد کرزی در افغانستان، به‌عنوان طلایی‌ترین دوره‌ گسترش ارزش‌های حقوق بشری و رشد آزادی بیان یاد می‌شود، اما آنچه تاکنون شکل نگرفته، تعهد و باور به آزادی بیان به‌عنوان یک ارزش حقوق بشری در ذهن حاکمان افغانستان است. نگاه مصلحت‌گرایانه‌ی رهبران حکومت به آزادی بیان، باعث شده است که رشد و گسترش این پدیده مقطعی باشد و با خروج نیروهای خارجی و کاهش کمک‌های آنان، این ارزش نیز رو به زوال برود. تداوم همین برخورد حکومت در برابر آزادی بیان و رسانه‌ها، متاسفانه گسترش نگرانی و تهدیدهای هدفمند را با شکل‌گیری حکومت وحدت ملی به دنبال داشت. آنچه بیش از همه برای فعالان رسانه‌ای در افغانستان قابل نگرانی می‌باشد این است که قبل از سال ۲۰۱۵ آماری که در مورد خشونت و تهدید رسانه‌ها در افغانستان منتشر می‌شد، بیشترین تهدیدها، لفظی، توهین و رفتارهای ناشایست علیه خبرنگاران بود که اکنون این تهدیدها جای خود را به ترور، قتل و کشتارهای جمعی خالی کرده است. حمله‌ی انتحاری به جان کارکنان شبکه تلویزیونی طلوع، یکی از خطرناک‌ترین و بی‌پیشنه‌ترین حملات علیه آزادی بیان در افغانستان بود که متاسفانه جان هفت کارمند این رسانه را گرفت و بیش از ۲۰ تن دیگر را زخمی ساخت. این حمله که توسط گروه طالبان انجام شد، پیش‌زمینه‌ی آن، تهدید به حمله و توصیه به پوزش‌خواهی بابت نشر جنایت‌های این گروه در ولایت کندز بود. این حمله در کنار این که خانواده‌های را در اندوه نشانده و جان کارکنان یک تلویزیون را گرفت، زنگ خطری را برای همه رسانه‌های افغانستان به صدا درآورد. آنچه به‌صورت واضح پس‌لرزه‌ی این حمله را آشکار می‌سازد این است که پس از این هرکارمند رسانه-ای که موافق با طالبان عمل نکرده و از ارزش‌های دموکراسی و حقوق بشر دفاع کند، هدف حمله‌ی نظامی طالبان خواهد بود.
انفجار در دفترهای خبرگزاری پژواک و رادیو کلید در ننگرهار، انفجار رادیو سانگ در قندهار، تهدید به قتل شماری از خبرنگاران و در آخرین مورد، کشتار بی‌رحمانه‌ی کارکنان تلویزون طلوع نشان می‌دهد که بی‌دفاع‌ترین قشر روشنگر، در فهرست بی‌رحمانه‌ترین حملات گروه‌های دهشتگر قرار گرفته است.
طالبان که پیامد تداوم و گسترش فعالیت رسانه‌های آزاد افغانستان را برای بقای‌شان خطرناک پنداشته و می‌دانند که جنایات و دهشتگری‌شان را مردم فقط از همین تربیون‌ها تماشا کرده و باور می‌کنند، بدون شک تا حد توان در نابودی و حذف این ارزش تلاش خواهند کرد. با این حال، برای حفظ ارزشی که روشنگری، وحدت، همدلی، همگرایی و زدودن تاریکی و جهالت را در اجتماع افغانستان به‌دنبال داشته است، نیازمند یک تعهد همگانی حکومت، مردم، مدیران و فعالان رسانه‌های کشور می‌باشد. تا وقتی که نگاه رهبران حکومت به آزادی بیان، به‌دلیل فشارهای بین‌المللی و حامیان جهانی‌شان مصلحت‌گرایانه باشد، اوضاع به نفع کسانی خواهد بود که منفعت و بقای جنایت و ستم‌پیشگی‌شان را در سکوت و خفقان مردم و رسانه‌ها می‌بینند.
تاکنون حکومت بیشترین فعالیت در همکاری و حمایت از رسانه‌ها را فقط در حد شعار داشته و ثابت نساخته است که برای حفظ این ارزش در برابر تهدیدها و خشونت‌ها می‌ایستد. آمارهای نشر شده توسط نهادهای حامی رسانه‌ها نشان می‌دهد که از ۵۰۰ پرونده خشونت علیه رسانه‌ها طی چهارده سال اخیر، تنها به یک مورد که قتل خبرنگار خارجی در خوست بود به‌دلیل فشارها و مصلحت‌های بین‌المللی رسیدگی صورت گرفته و بقیه پرونده‌ها هم‌چنان دست نخورده و مشکوک باقی مانده‌اند. این نشان می‌دهد که تاکنون هیچ تعهدی در برابر رفع خشونت و تهدید علیه رسانه‌ها وجود نداشته، و ادعای رهبران حکومت در این مورد، به تسلیت و تقبیح خلاصه شده است.
بنابر‌این حکومت باید با درک واقع‌بینانه از اهمیت رسانه‌ها و آزادی بیان در رسیدن به افغانستانی باثبات و آباد که در سایه‌ی نظام مردم‌سالار ممکن است، برخوردش با رسانه‌ها را که تاکنون مصلحت‌گرایانه بوده کنار گذاشته و با تعهد و تلاش هدفمند، این ارزش ملی و مهم را حفظ کرده و گسترش دهد.

۲۱.۱۰.۹۴

سید‌انور سادات: فاریاب را از شکنندگی اوضاع نجات می‌دهیم

نویسنده: مختاروفایی
سیدانور سادات‌ در سال ۱۳۵۶ خورشیدی در مرکز ولایت سرپل زاده شده و از رشته ژونالیزم از دانشگاه استانبول در سال ۱۳۸۰ فارغ گردید. سابقه کاری آقای سادات به مدیریت عمومی تلویزیون آیینه، کار در تلویزیون ملی و عضویت در حزب جنبش ملی اسلامی افغانستان طی سال‌های قبل از ۱۳۸۸ بر می‌گردد. آقای سادات در انتخابات پارلمانی سال ۱۳۸۸ با حمایت سیاسی حزب جنبش ملی و شخص جنرال عبدالرشید دوستم، از ولایت سرپل وارد مبارزات انتخاباتی شده و به‌عنوان نماینده مردم این ولایت به پارلمان کشور راه یافت.
آقای سادات به تاریخ ۱۵ میزان  سال جاری از سوی رهبران حکومت وحدت ملی، به‌‌عنوان والی ولایت فاریاب مقرر شد؛ اما بنا بر برخی از مشکلات و موانع، کارش را اندکی با تأخیر و  به تاریخ ۵ قوس آغاز کرد.
هرچند از کار آقای سادات به‌عنوان والی فاریاب مدت زیادی نمی‌گذرد، اما روز چهارشنبه هفتة گذشته، والیان ۱۲ ولایت افغانستان به شمول والیان فاریاب، تخار، بغلان و سمنگان گزارش‌های کاری‌شان را به مقام ریاست‌جمهوری ارائه کرده و برنامه‌های پیشنهادی‌شان را نیز برای بهبود اوضاع حکومت‌داری و تأمین امنیت در ولایات‌ مربوطه‌شان به شورای امنیت پیش‌کش کردند.
والی فاریاب در گفت‌وگویی با روزنامة جامعة باز، ضمن این‌که سطح تهدیدات امنیتی را در ولایت فاریاب بلند و جدی قلمداد می‌کند، اولویت کاری‌اش در فاریاب را نیز مهار تهدیدات امنیتی و به‌وجود‌آوردن فضای امن و با‌ثبات در این ولایت می‌داند. سیدانور سادات می‌گوید که طرح‌های پیشنهادی و برنامه‌های آینده‌اش را به رهبران حکومت برای مهار تهدیدات امنیتی، انکشاف و بازسازی، ایجاد فضای کار و سازندگی و جلب اعتماد مردم نسبت به حکومت ارائه کرده و حمایت همه‌جانبه رهبران حکومت وحدت ملی را به دست آورده است.
امنیت و ثبات:
والی فاریاب می‌گوید که در ابتدای روزهای ورودش به ولایت فاریاب، در دید‌و‌بازدهایش با مردم، اولویت‌ها و خواست‌های مردم را دسته‌بندی کرده و بنا بر خواست‌ها و نیازهای مردم، رفع تهدیدات و اطمینان خاطر برای مردم نسبت به امنیت را در اولویت کاری‌اش قرار داده و به مردم تعهد کرده است که با حمایت آنان و رهبران حکومت، فاریاب را از شکنندگی اوضاع کنونی نجات خواهد داد. والی فاریاب می‌گوید که حمایت مردم را برای تطبیق برنامه‌هایش در بخش‌های مختلف کاری از جمله امنیت، بازسازی و انکشاف متوازن، کاریابی و حکومت‌داری خوب به دست آورده و تا چند روز دیگر برنامه‌هایش را به حمایت مردم در فاریاب آغاز خواهد کرد. والی فاریاب در مورد شیوه‌های کاری‌اش برای تأمین امنیت در فاریاب می‌گوید که پس از این، در این ولایت جلسات امنیتی عمومی برگزار نشده و به‌جز از اشخاص درجه‌یک و با‌صلاحیت امنیتی، هیچ‌کسی از ادارات دولتی و غیر‌دولتی اجازْ حضور در جلسات امنیتی را ندارند. او معتقد است که با این کار، از افشای پلان‌های امنیتی و نفوذ عناصر دشمن در برنامه‌های امنیتی جلوگیری می‌شود.
والی فاریاب در مورد مهار تهدیدات امنیتی در سطح شهر میمنه می‌گوید که اخیراً یک گارنیزیون به اشتراک ارگان‌‌های امنیت ملی، ارتش و پولیس ملی ایجاد کرده و با ایجاد این گارنیزیون از اختطاف، قاچاق و ترورهای هدفمند توسط گروه‌های تبهکار در داخل شهر میمنه جلوگیری صورت گرفته است. آقای سادات می‌افزاید که تلاش دارد تا با ایجاد وحدت، هماهنگی و همکاری میان گروه‌های مسلح، آنان را علیه گروه‌های تروریستی و در حمایت از دولت بسیج کند. والی فاریاب می‌گوید، آن‌عده از مردمی که اسلحه به دوش گرفته و از دولت حمایت می‌کنند، «مسلح غیرمسئول» نیستند؛ چون تحت نظارت امنیت ملی علیه تروریست‌ها می‌جنگند؛ اما آن‌عده از گروه‌ها و افراد مسلحی که علیه دولت می‌جنگند، ‌شامل گروه‌های تروریستی و مسلح غیرمسئول شده و نیروهای امنیتی آن‌ها را سرکوب و نابود خواهند کرد.
در همین حال والی فاریاب ‌تلاش‌های انجام‌شده ‌طی دو ماه اخیر در فاریاب در بخش امنیت ‌را مؤثر خوانده و می‌گوید، عملیات‌هایی را که تاکنون به همکاری و حمایت ارگان‌های امنیتی راه‌اندازی کرده‌اند، آزادی ولسوالی غورماچ و تأمین امنیت در بخش‌هایی از ولسوالی‌های گرزیوان و شهر میمنه را به دنبال داشته است.
حکومت‌داری خوب و جلب اعتماد مردم
Faryab goverorسیدانور سادات از افزایش صلاحیت‌هایش به‌عنوان والی فاریاب با تأیید و حمایت مقامات رهبری حکومت خبر داده و می‌گوید که مقامات به او صلاحیت داده‌اند که در بخش‌های امنیت، بازسازی و انکشاف، تعلیم تربیه و مسایل اجتماعی و فرهنگی در فاریاب دست باز داشته و با صلاحیت کامل دست به اصلاحات و تأمین امنیت بزند. در همین حال آقای سادات می‌گوید که فاریاب با مشکلات جدی در مورد حکومت‌داری خوب مواجه است و مدت زیادی ‌قبل از آمدن او به‌عنوان والی، امور حکومتی این ولایت توسط مستوفی اداره می‌شده است. آقای سادات می‌‌گوید که اکنون در تمامی ولسوالی‌ها حکومت فعال است و مردم نیز به ادارات دولتی دسترسی دارند. به باور سادات، به دلیل تهدیدات امنیتی در جریان ماه میزان و تهاجم گسترده‌ای که طالبان بر این ولایت انجام داده‌اند، بسیاری از دفاتر خارجی و دولتی در این ولایت تعطیل شده و اکنون به شمول سایر دفاتر خارجی و داخلی، شماری از مؤسساتی که به امنیت و ثبات در این ولایت اطمینان حاصل کرده‌اند، تلاش دارند برنامه‌های انکشافی و بازسازی‌شان را هم‌چنان ادامه داده و به مردم خدمات عرضه کنند. آقای سادات می‌گوید که شماری از ولسوالی‌ها به شمول گرزیوان، بل‌چراغ، کوهستان و غورماچ، به دلیل تهدیدات امنیتی تعطیل و یا نیمه‌تعطیل شده بودند که اکنون دوباره فعال شده و مأموران حکومتی در ادارات ولسوالی‌ها فعالیت دارند.
انکشاف و بازسازی
سیدانور سادات می‌گوید، ده‌ها پروژه بازسازی که بودجه شماری از آنان تأیید شده و کار شمار دیگر آنان ‌عملاً ‌شروع شده و نیمه‌کاره باقی مانده‌ بودند، اکنون در حال آغاز و پی‌گیری دوبارة تطبیق قرار دارند.
به گفته آقای سادات در گذشته بی‌مهری‌های زیادی نسبت به فاریاب در بخش بازسازی و انکشاف متوازن صورت گرفته و ا‌کنون او برنامه‌هایی روی‌دست دارد تا انکشاف متوازن را با آغاز ده‌ها پروژه خرد و بزرگ در این ولایت رقم بزند.
 والی فاریاب می‌گوید که تاکنون تلاش‌هایش در بخش راه‌اندازی دوبارة پروژه‌های بازسازی و انکشاف در این ولایت مؤثر بوده و از جمله توانسته است ‌کار شهرک معلمین را در اندخوی‌ آغاز کند، از یک باب خوابگاه دانشگاه فاریاب که مخصوص خانم‌هاست بهره‌برداری کند و تأیید آغاز ‌تطبیق ماسترپلان شهری ولسوالی قُرغان که سال‌ها قبل هم تأیید شده بود و هم‌چنان ‌بودجه بازسازی شماری از جاده‌های مرکز شهر را به دست آورد‌ که به‌زودی کار آنان نیز آغاز خواهند شد.  والی فاریاب با ابراز امیدواری می‌گوید، آغاز پروژه‌های انکشافی و بازسازی در فاریاب، ضمن این‌که دستاورد همگانی برای مردم است، زمینه کار را نیز برای صدهاتن مهیا می‌‌سازد.
ایجاد زمینه کار و جذب نیروهای جوان
والی فاریاب می‌گوید که برای مبارزه با فساد اداری و استفاده از نیروهای جوان و نخبه، تلاش دارد تا جوانان تحصیل‌کرده و مؤثر را در بست‌های مهم دولتی بگمارد تا از فساد اداری جلوگیری شود. آقای سادات در این مورد می‌گوید که ۲۲۹ بست در بخش‌های مختلف را در ولایت فاریاب به اعلن از طریق اصلاحات اداری گذاشته و قرار است جوانان تحصیل‌کرده را از این طریق ‌در این پست‌ها جذب کرده و از آنان در حکومت‌داری مؤثر و خوب استفاده کند. آقای سادات هم‌چنان می‌گوید که یکی از اهداف او برای تلاش در جهت‌ آغاز کار پروژه‌های انکشافی و بازسازی و هم‌چنان جلب توجه مؤسسات همکار و کمک‌کننده در فاریاب، این است که برای جوانان تحصیل‌کرده زمینة کار را فراهم ساخته و از فقر عمومی و بیکاری در ‌این ولایت بکاهد.
حمایت قاطع شورای امنیت
والی فاریاب که برای ارائه‌ گزارش‌ کارکردها و برنامه‌هایش به مقامات رهبری حکومت اکنون در کابل به‌سر می‌برد، می‌گوید که برنامه‌هایش ‌را به رهبران حکومت در مجلس شورای امنیت با حضور اعضای پارلمان، سناتوران و اعضای شورای امنیت ارائه کرده و تعهد و حمایت قاطعانة رهبران حکومت و اعضای شورای امنیت را برای تطبیق برنامه‌هایش به دست آورده  و مطمئن است که فاریاب از اوضاع شکننده کنونی بیرون خواهد شد.
با این‌حال سیدانور سادات ضمن تأیید چالش‌هایی در اجرای برنامه‌های حکومت‌داری، تأمین امنیت، مبارزه با فساد و انکشاف در فاریاب می‌گوید که با حمایت مقامات مرکزی می‌تواند بر تمامی این چالش‌ها‌ فایق آمده و برای مردم فاریاب نویدهای تازه‌ای بدهد.

۱۹.۱۰.۹۴

چراهای حمله بر کنسولگری هندوستان در مزارشریف

مختار وفایی
«یک شهید، هزار فدایی؛ شهید افضل گورو»
دست‌خط تروریست ها که باخون روی کاشی‌های حمام نوشته شده.
 این متن با خون به روی کاشی‌های یک دیوار در حویلی‌ای که ۲۵ ساعت تمام برای نابودی سه مهاجم انتحاری زیر رگبار گلوله و خم‌پاره بود، نوشته شده است. سه مهاجم ساعت ۸:۴۰‌ شب یک‌شنبه، کنسولگری هندوستان در مزارشریف را در حالی هدف قرار دادند که مردم، مقامات و نیروهای امنیتی با شادی و سرور مصروف تماشای فوتبال میان تیم‌های ملی افغانستان و هندوستان بودند.
صدها تن از باشندگان مزارشریف، در حالی که جریان بازی فوتبال میان هندوستان و افغانستان به‌صورت زنده از صفحۀ بزرگی در یکی از برج‌های بلند تجارتی در مزارشریف پخش می‌شد، در مرکز شهر تجمع کرده و ورزشکاران‌شان را از راه دور تشویق می‌کردند و ثانیه‌ها را برای موفقیت می‌گذراندند. اندکی پس از متفرق‌شدن مردم از مرکز شهر، صداهای بمب و خم‌پاره در مرکز شهر پخش شد و به دنبال آن شلیک‌ها و زد‌و‌خوردهای پی‌هم و دوامدار به‌راه افتاد، که لحظات شاد‌ مردم را با نگرانی و دلهرۀ بی‌پایان تا ۲۴ ساعت آینده گره زد.
حمله بر اماکن دیپلماتیک هندوستان در افغانستان، سابقۀ طولانی دارد و این هم آشکار است که افغانستان صحنۀ زورآزمایی و میدان جنگ نیابتی میان هندوستان و پاکستان است. هندوستان و پاکستان هردو در افغانستان در جست‌وجوی منافع خود و شکست همدیگرند. هردو کشور یک هدف را دنبال می‌کنند: این‌که چگونه حریف را در این میدان خالی از سکنه به زانو در‌آورد. صرف وسیله‌ها و روش دیپلماسی و مبارزه آنان فرق می‌کند. هندوستان نسبت به مردم و دولت افغانستان دیپلماسی دوستانه و محبت‌آمیز دارد، اما وسیلۀ دست پاکستان در این مبارزه، خشونت و بمب و انفجار است. هندوستان به خاطر این‌که دوست افغانستان را دوست مشترک و دشمن آن را دشمن مشترک ثابت کند، ۲۰۰ میلیون دالر هزینه می‌کند تا ساختمان جدید و مجلل شورای ملی را بسازد؛ اما پاکستان برای این‌که ثابت کند برندۀ این بازی است و هندوستان را در منطقه شکست داده است، گروهی از انتحارکنندگان دمِ دروازۀ کنسولگری و سفارت هندوستان می‌فرستد تا بفهماند که دوستی افغانستان با هندوستان در صورتی که به ضرر پاکستان باشد، هزینه‌ای به این حد گزاف دارد.
من بیشتر از ۲۵ ساعت، صداهای خم‌پاره و راکت‌پراکنی‌هایی را که در پی حمله بر کنسولگری هندوستان در مزارشریف صورت گرفت، به‌صورت دوامدار می‌شنیدم و ماجرا را از نزدیک دنبال می‌کردم. پس از این حمله به دنبال چراهای این اتفاق در اذهان مردم، مسئولان و آنانی که از نزدیک سیاست‌ها و اتفاقات را تحلیل و تجزیه می‌کنند، افتادم. آنچه من به‌عنوان پاسخ به چراهای این حمله می‌نویسم، اگر خود واقعیت نباشد، مطمئنم که نزدیک به واقعیت است.
-     پاکستانی‌ها یک حرف را همیشه به‌صورت واضح به مقامات و مردم افغانستان فهمانده‌اند، این‌که نزدیکی و دوستی با هندوستان، به معنای دشمنی با پاکستان است. چند ماه قبل، هنگامی که من برای شرکت در کنفرانس گفت‌وگو پیرامون صلح با حضور جوانان افغانستان و پاکستان  در اسلام‌آباد شرکت کردم، در یکی از روزها، با رحیم‌الله یوسف‌زی، روزنامه‌نگار صاحب‌نام‌ پاکستانی صحبت کردیم. یوسف‌زی که وقایع و سیاست‌های پاکستان و افغانستان را سال‌هاست از نزدیک بررسی کرده و مقالات و کتاب‌هایی در این مورد نوشته است، یک حرف را به‌صورت واضح برای ما گوش‌زد کرد که اگر افغانستان به دنبال نزدیکی، صداقت و همکاری با پاکستان است، باید در رفتارهایش همیشه یک مسأله را جدی و مهم تلقی کند. یوس‌فزی گفت: مقامات پاکستانی یک هدف دارند و آن این‌که‌ افغانستان باید به‌صورت جدی مواظب رفتارهایش با هندوستان باشد. هندوستان و پاکستان مشکل عمیقی در دل‌ تاریخ دارند. هر‌دو کشور از بدو پیدایش پاکستان به اندازۀ توان‌شان به همدیگر نیش زهر زده‌اند و سال‌هاست که افغانستان میان این دو دشمن قدرتمند تبدیل به بازیچه شده است. گسترش روابط میان کابل-دهلی طی ماه‌های اخیر و به دنبال افتتاح ساختمان جدید شورای ملی افغانستان به هزینه ۲۰۰ میلیون‌ دالر، هم‌زمان با تحویل‌دهی چهار چرخبال به ارتش افغانستان، بدون شک ‌جواب قاطع پاکستان را به دنبال دارد. هندوستان با این کمک خواست دوستی و تعهدش را به مردم افغانستان ثابت کرده و به پاکستان بفهماند که در همکاری استراتژیک با افغانستان، میدان بازی را در منطقه به دست خواهد گرفت. اکنون افغانستان بازیچه است و میان دو قدرت منطقه‌ای بر سر جنگی که هیچ ربطی به آن ندارد، آب می‌شود. در این بازی اگر دست نوازشی از دهلی به سوی افغانستان دراز شود، دست دیگری برای سیلی‌زدن از اسلام‌آباد دراز می‌شود. اکنون نه دوستی هند به نفع افغانستان است و نه دشمنی پاکستان. این وضع زمانی به نفع افغانستان تغییر می‌کند که ما از سطح بازیچه‌بودن به سطح بازی‌گری در منطقه تغییر جهت دهیم.
-   در حالی که افغانستان میان جنگ دو قدرت منطقه‌ای هر‌روز خاکستر می‌شود، از توانایی‌های اندک حفاظتی و امنیتی برخوردار است و اوضاع هر‌روز به سوی شکنندگی نزدیک می‌شود. منابعی در ارگان‌های کشفی و امنیتی پس از وقوع حمله بر کنسولگری هندوستان در مزارشریف گفتند که ارگان‌های کشفی، حد‌اقل چهار روز قبل از وقوع حمله، از احتمال یک حملۀ تروریستی در مزارشریف برای هدف قرار‌دادن‌ کنسولگری هندوستان خبر داده بودند. دشوارترین مرحله برای جلوگیری از وقوع حملات تروریستی، کشف و آگاهی در مورد آن است و بدون شک ‌جلوگیری از وقوع آن در صورتی که قبل از وقوع کشف شود، برای نهادهای امنیتی در قلب یکی از مهم‌ترین شهرهای افغانستان در چند‌قدمی یک قول‌اردو و مقتدرترین والی کشور، کار ساده ‌و آسانی است. این‌که چرا هشدار در مورد وقوع این حمله جدی گرفته نشد و حتا در صورت‌ عدم کشف از وقوع آن، چگونه این‌همه مهمات و تسلیحات در پر‌رفت‌و‌آمدترین محلی که در نزدیکی آن چندین مکان دیپلماتیک دیگر نیز قرار دارند، انتقال داده شده و تروریست‌ها در خانه‌ای که اتاق‌های زرهی دارد جابه‌جا شده‌اند، سوال‌هایی است که از سازماندهی و دخیل‌بودن‌ دست‌هایی در درون ارگان‌های فعال در منطقه پرده بر می‌دارد. مسألۀ دیگری را که این حملۀ سازماندهی‌شده نشان داده و ثابت می‌کند، این است که اگر هم‌چنان در حالی که بازیچۀ میان هندوستان و پاکستان هستیم، مواظب رفتارهای‌مان با هندوستان نباشیم، پاکستان می‌تواند حتا امن‌ترین شهر کشور را که مزارشریف است، نا‌امن ساخته و یک قول‌اردو را با هزاران سرباز تا به دندان مسلح به چالش بکشد.
-    نکتۀ مهم دیگری که در جریان جنگ ۲۵ ساعته میان صدها سرباز امنیتی افغانستان با ۳ مهاجم انتحاری آشکار شد، این بود که نیروهای امنیتی افغانستان هنوز هم در فرماندهی، تاکتیک و استراتژی مهار چنین حملات مشکل دارند و از توانایی‌های لازم در چنین مواردی برخوردار نیستند. وقوع این حمله و از همه مهم‌تر دوام ۲۵ ساعته آن، ثابت کرد که نهادهای کشفی، استخباراتی و امنیتی افغانستان، از کارایی لازم‌ در مبارزه علیه دهشت‌افگنی برخوردار نیستند و اگر در جریان بازی‌های بزرگ منطقوی، تصمیم خصمانه‌تری نسبت به سرنوشت افغانستان از سوی یکی از طرف‌ها گرفته شده و به‌صورت جدی دنبال شود، نظام کنونی با چنین وضعیتی که دستگاه‌های کشفی و دفاعی دارد، توان ایستادگی را در مقابل هجوم‌ دشمن مخوف و قسم‌خورده‌اش ندارد.
-    آنچه از سه تروریستی که به هدف حمله بر کنسولگری هندوستان به‌جا مانده است، اجساد تکه‌وپاره و نوشته‌ای به زبان اردو با این کلمات است: «یک شهید، هزار فدایی؛ شهید افضل گورو».
افضل گورو، یک تروریست کشمیری بود که در اتهام به سازماندهی حمله بر پارلمان هندوستان در سال ۲۰۰۱، توسط نیروهای امنیتی هند بازداشت شده و در سال ۲۰۱۳ در آن کشور اعدام شد. گورو هم‌چنان از اعضای برجستۀ گروه «جیش محمد» بود که در منطقۀ هیمالیا علیه هندوستان می‌جنگید.