برچسپ ها

۲۸.۹.۹۶

روایت یک خشونت: شوهر و خسر، چوب را در شرم‌گاه عروس ۱۷ساله فرو کردند

 خبرگزاری پژواک، روایت وحشتناکی از تازه‌ترین قربانی خشونت و ستم علیه زنان در ولایت غور منتشر کرده است. پس ازسنگسار رخشانه، تيرباران عزيزگل و سوختاندن  زهرا، ظلم‌های که توسط اعضای یک خانواده بر عروس ۱۷ساله شان در ولسوالی دولینه‌ی غور صورت گرفته است نوع دیگری از بربریت و وحشت در مقابل زنان را برملا می‌کند.
گزارش پژواک:
هزارگل، عروس ۱۷ساله با ۱۵۰زخم بر بدن
دختر خُردسالی که از ولسوالی دولينۀ ولايت غور به مرکز ولايت غرض تداوى آورده شده، مى‌گويد که ظلم های زيادی بر وی صورت گرفته و خُسرش همواره غذاهای باقی ماندۀ سگش را به او مى‌خوراند.

اين دختر، گل هزار نام دارد؛ او باچهرۀ پُنديده و بدن پراز جراحتى که دارد، روزگذشته برای تداوی ازسوی يکی از وابستگانش، به مرکزصحی خصوصی داکتر ميراجان احمدی به شهر فيروزکوه مرکزغور، آورده شده است.
اين نوعروس ١٧ ساله که درخانۀ شوهرش جز ذلت ديگر چيزی نديده است، با روحيه پُراز وحشت به خبرنگار آژانس خبری پژواک گفت خسرش که صالح نام دارد، روزانه وی را برای جمع آوری مواد سوخت، به کوه مى فرستاد و بعداز برگشت، وی را مجبور به خوردن غذاهای بازماندۀ سگش مى کرد.

وى گفت: "بوجی را ميدادن که تو برو به هيزم، سه شب به کوه بودم بازمى آمدم،‌ باز نمی گذاشتندکه خود را گرم کنم، به سگ خود که نان می دادند، باز نان های سگ را به من می دادن که توبخور؛ بازمه که نمی خوردم، می گفتند که ديگه به تو نان نمی دهيم؛ همونان را می خوری بخور که نمى خوری نی."
گل هزار همچنان افزود که بارها ازسوی خشو و خواهر شوهرش، مورد لت وکوب قرار گرفته وحتا قصد کشتنش را کردند.

ملا سخى داد يکی از وابستگان اين دختر گفت که درکنار همه ظلم هايی که براين طفل وارد شده است، درناحيه شرمگاهش از سوی شوهر وخسرش چوب داخل گرديده است.
به گفتۀ سخى داد، در وجود اين دختر آثار لت وکوب وسوختگی که توسط سيخ آهن صورت گرفته است  نيز به نظر مى رسد.

سخی داد افزود پدر اين دخترکه اکنون درکشور ايران به سرمی‌ برد، سه سال پيش دخترش را بخاطر خواسته های خود، در عقد شخصى به نام عيدگل درآورده است.

او که اکنون دستيار اين دختر است، از حکومت خواست  تا عاملين اين قضيه را به پنجۀ قانون بسپارند.
موصوف به اساس گفته هاى داکتران موظف اين شفاخانه افزود: "١٥٠داغ به همه وجود اين دخترداره،‌‌ بسيار درحق اين دخترظلم کردند،‌ اورا ببردند در يک جَر بيابانی به غار انداختند."

ازسويی هم داکتران درکلينيک خصوصی ميراجان احمدی، با تاييد آزار جنسی توسط چوب براين دختر، به آژانس خبری پژواک مى گويند که و جود اين طفل، جراحات سنگين برداشته است.
داکترشيما يکى از داکتران اين مرکز صحى گفت: "تمام وجود اين دختر داغ های تازه داشت و بسيار شکنجه شده بود؛ اساساً از ناحيه دامن خود بسيار مشکل داشت و بسيار کار سخت را به حق او انجام داده بودند."

از سويی ديگر بسم الله سرپرست قوماندانی امنيه ولسوالی دولينه، با تاييد اين خبر به آژانس خبری پژواک گفت که آنان در پيوند به اين موضوع؛ خشو، خسر، شوهر و شوهر خواهر اين دختر را دستگير نموده و به مرکزولايت غور فرستاده اند.
موصوف افزود: "ای قضيه در قريه گذر پهن صورت گرفته، ما اقدام کرديم به دستگيری افراد مجرم که خشو، خسر، شوهر و شوهر خواهرای دختره دستگير کرده ايم به قوماندانی مرکز روان کديم."
گل هزار تنها دخترى نيست که در غور قربانی افراط گرايی و خشونت های خانوادگی می‌شود؛ سنگسار رخشانه درشمال شهرفيروزکوه، تيرباران عزيزگل سوختاندن زهرا و ده ها رويداد ديگر، از مواردى است که درگذشتۀ نه چندان دور، دراين ولايت اتفاق افتاده است.

غنی تصمیم می‌گیرد


از بامداد دیروز دوشنبه که خبر تایید شدن استعفای عطامحمدنور از مقام ولایت بلخ توسط رییس جمهور منتشر شد، ذهن و روان مردم در بلخ پریشان شده است. با هرکه صحبت می‌کنم نگران وقوع حوادث ناگوار است. این مسلم است که اکثریت مردم خواهان امنیت است و از حلقه‌ی سیاهی که بنام داعش و طالب در اطراف بلخ کشیده شده هراس دارند. آنان عطامحمدنور را با تمام کاستی‌ها و بدی‌هایش می‌خواهند؛ چون فکر می‌کنند آقای نور حتی برای حفاظت از سرمایه‌های بی حساب‌اش نیز که شده جلو داعش و طالب را در بلخ می‌گیرد.
عطامحمدنور با قدرت اجتماعی و اقتصادی که دارد توانسته است بلخ را طی یک دهه اخیر از برخی آشوب‌ها و تنش‌ها دور نگهدارد، دقیقاً شبیه آنچه جنرال دوستم در دوران حکومت مجاهدین از بلخ ساخته بود.
زمانی که ربانی در کابل حکومت می‌کرد و بقیه ولایات درگیر جنگ خان‌ها و قلدرها بود، جنرال دوستم از مزارشریف و جوزجان دو نمونه‌ی از مسکوهای کوچک ساخته بود که ضمن امنیت و آرامش، مردم به آزادی‌های مدنی خود نیز تا حدی دست یافته بودند. اما همانگونه جنرال دوستم در آن زمان بلخ را تافته‌ی جدابافته از مرکز قلمداد می‌کرد، نور نیز فعلاً در همان خط در حرکت است. 
اما مشکل این است که فعلاً دهه هفتاد نیست، بلکه روزهای میان سال 2017 و 2018 میلادی است. سال‌های که غنی حمایت قدرت‌های جهان را با خود دارد و تا حدی به طرف‌های درگیرش فهمانده است که او تصمیم می‌گیرد چه کسی وزیر باشد چه کسی به زیر.

۲۷.۹.۹۶

انجنیر محمد داوود بحیث والی جدید بلخ مقرر شد

انجنیر محمد داوود والی جدید بلخ
ریاست جمهوری با پخش خبرنامه‌ی کوتاهی در صفحه تویتر خود نوشته است که استعفای عطامحمدنور والی بلخ توسط رییس جمهور منظور شده است. به نقل از این خبرنامه، والی بلخ چندی قبل استعفانامه اش را به ریاست جمهوری فرستاده بود. ریاست جمهوری، دیپلوم انجنیر محمد داوود را بحیث والی بلخ منظور کرده است.
خبر منظور شدن استعفای والی بلخ در حالی نشر شده است که از سه سال بدینسو تنش ها میان رییس جمهور و عطامحمدنور بر سر برکناری وی از بلخ جریان داشت. سال گذشته و پس از موج جدیدی از تنش ها، والی بلخ با رییس جمهورغنی وارد مذاکره شده و در بدل کنار رفتنش از بلخ خواستار ده ها پست مهم حکومتی برای نزدیکانش در سطح وزارت، سفارت، معینیت و ریاست ها شده بود.
والی بلخ در جریان این مذاکرات استعفانامه ی بدون تاریخ را به ریاست جمهوری فرستاد تا اعتماد رییس جمهور را جلب کرده و به وزارت خانه ها و سفارت خانه ها دست یابد. والی بلخ تاکید کرده بود که پس از عملی شدن مواد کامل موافقت‌نامه استعفایش منظور شود.
به دنبال رد خواست های نور توسط ارگ و شکست مذاکرات، استعفانامه بدون تاریخ والی بلخ، تنها کارت برنده ی ارگ برای کنار زدن وی از قدرت بود. پس از تنش ها و واکنش ها زیادی در پی تلاش ارگ برای برکناری نور، صبح امروز دوشنبه خبر منظوری استعفانامه‌ی والی بلخ توسط ریاست جمهوری پخش شد.
برخی از سران حزب جمعیت چند روز قبل برکناری والی بلخ را خط سرخ این حزب اعلام کرده و خاطرنشان ساخته بودند که برکناری نور باعث مقاطعه سیاسی حزب جمعیت با حکومت خواهد شد.
تاکنون واکنشی از سوی نور و متحدان سیاسی اش در پی نشر خبر استعفای ناخواسته اش از بلخ دیده نشده است. انجنیر محمد داوود شخصی که بحیث والی جدید بلخ معرفی شده، از جمله اعضای حزب جمعیت و از باشندگان ولایت بلخ است. او در دوران مبارزه علیه رژیم تحت حمایت شوروی در جبهات نظامی حزب جمعیت در بلخ و ولایات شمال جنگیده و از سال 2001 تاکنون در لندن زندگی می کند.
داوود از جایگاه اجتماعی گسترده برخوردار نیست و نیز در حکومت‌داری و رهبری سواد و تجربه‌ی چندانی ندارد. داوود که مانند نور از پایگاه قدرتمند اقتصادی و اجتماعی در بلخ برخوردار نیست، نمی تواند مانند نور برای حکومت مرکزی دردسر ایجاد کند. با تقرر وی بحیث والی بلخ، رییس جمهورغنی سکان یکی از مهم ترین ولایت ها را در شمال در دست گرفته و اوامرش را در قلمرو امپراتوری پیشین عطامحمدنور که تاکنون اهمیتی نداشت تطبیق می کند.
- مختار وفایی

۲۵.۹.۹۶

کتمان تاریخ جنایت است

افغانستان سرزمین جنایت و بربریت و نسل‌کشی‌های بی‌رحمانه است. بخشی از این ستم در چهار دهه‌ی گذشته زمانی که مجاهدینی بنام اشرار تفنگ بدست شهرها و از جمله کابل را تصرف کردند اتفاق افتاد.
سیاف، ربانی، محقق، مزاری، مسعود، حکمتیار، دوستم و ...همه در نقش خودشان در خلق تراژیدی‌ها و جنایت‌های که از عینک هواداران شان حماسه و انقلاب است نقش داشتند.
همه گرفتار موجی از افراطیت، بربریت، احساسات قومی، خودبزرگ‌بینی و خودحق‌پنداری بودند. همه، مشت فاتح کابل را بر سینه می‌زدند و حاکمیت و حکومت و مملکت را از آن خود می‌دانستند.
چند جهادی شرور و بی‌برنامه و مزدور که با تفنگ آی‌اس.آی و سی.‌‌آی.ای جنگ و کشتن را خوب آموخته بودند بر سر تقسیم قدرت میله‌های تفنگ شان را بجان همدیگر داغ کردند.
این‌گونه بود که جنایات بی‌شماری خلق شد و هیچ کبوتر سپیدی در این میان وجود ندارد.
برای من تاسف‌بار است که وقتی می‌بینم حرفی از جنایات سیاف، حکمتیار و ملاعمر نوشته می‌شود دوستان تاجیک‌تبارم هورا کشیده تایید می‌کنند، اما وقتی حرفی از جنایاتی که در پیرامون سران جمعیت اتفاق افتاده نوشته می‌شود، احساسات وطن‌پرستی شان غلیان کرده و مرا به خاموشی در این مورد دعوت می‌کنند. منطق شان هم این است که یادآوری گذشته منجر به تنش قومی می‌شود. اگر چنین است چرا شما پی‌هم از گذشته‌ی سیاه حکمتیار می‌نویسید؟ استدلال می‌کنند که یادآوری از گذشته خودش به مثابه جنایت است و باید خاموش ماند. نمی‌دانم آدم چقدر باید منطق خود را کنار بگذارد و به خود اکت حافظ وحدت ملی را بدهد تا چنین استدلال بی‌سر و ته‌ی از خود برون دهد.
این‌جا که منطق شان لنگید مرا متهم به وابستگی به حزب و قبیله می‌کند. آن‌هم حزب وحدت که عوامل جنایت‌کار آن بار بار مرا در مورد نوشته‌هایم تهدید کرده اند و آنچه من از بنیاد با آن مخالفم. من به همان میزان که در مورد کارنامه خوب و بد مسعود، سیاف، حکمتیار و دوستم خوانده و نوشته‌ام به همان میزان در مورد مزاری، محقق و خلیلی نیز خوانده و نوشته‌ام.
این حقیقت تلخ و یک روی سیاه سکه‌ی بنام جهاد است که مطمئن باشید قابل کتمان نیست و نسل بعدی واژه به واژه حقیقت را از لای تاریخ می‌یابند.
مطمئن باشید که با مرور و یادآوری گذشته، اگر گره‌ی از مشکل باز نشود، گره‌ی دیگری افزوده نمی‌شود.

۱۸.۹.۹۶

جزای دزدی در سایه‌ی حاکمیت طالبان

یک مخاطب این صفحه، با فرستادنِ این تصویر نوشته است که این شخص به اتهام دزدی در یکی از مناطق ولایت بغلان توسط طالبان گرفتار شده و حکم محکمه محلی این گروه بر وی تطبیق شده است.
 طالبان برای اجرای حکم شان در مورد این متهم، صورت وی را با رنگ سیاه نموده، موهایش را از فرق تا پیشانی تراشیده و با سوار کردن بر یک الاغ وی را در کوچه های محل به مردم نشان داده اند. 
جزییات بیشتری از چگونگی اتهام دزدی به این مرد مشخص نیست. 

۱۵.۹.۹۶

محکمه صحرایی طالبان در بغلان برای پسری که با یک دختر تلفنی صحبت کرده بود+ویدیو

- مختار وفایی
ویدیوی بدست آمده نشان می‌دهد که پسر جوانی در محضر تماشای مردم، توسط اعضای گروه طالبان در منطقه تنگی‌مرچ ولسوالی برکه ولایت بغلان به اتهام صحبت تلفنی با یک دختر شلاق زده می‌شود. منابع محلی در برکه با تایید این ویدیو می‌گویند، پسر جوانی به اتهام این‌که با یک دختر تلفنی صحبت کرده به دام طالبان افتیده و مولوی معین قاضی طالبان در برکه، برای وی 40 ضربه شلاق در محضر عام جزا تعیین کرده است.
در ویدیوی بدست آمده از جریان تطبیق حکم قاضی طالبان، ملانعمت و ملا وکیل از فرماندهان طالبان در بغلان نیز در کنار مولوی معین قاضی این گروه دیده می‌شوند. در همین حال منابع می‌گویند که ملا نعمت از فرماندهان ارشد این گروه در برکه یک شخص جنایتکار و متجاوز است که شب‌ها با استفاده از اسلحه و قدرت، به خانه‌های برخی از باشندگان برکه رفته و به زنان مردم تجاوز می‌کند. سال گذشته در اثر همین اقداماتِ ملا نعمت، قاری بلال ولسوال این گروه، وی را خلع سلاح کرده و از صف طالبان رانده بود. ملا نعمت پس از مدتی که به ولسوالی نهرین فراری شده بود دوباره با پادرمیانی سران طالبان به برکه آمده و اکنون بحیث یکی از فرماندهان این گروه فعالیت می کند. 
در همین حال منابع در ولسوالی برکه می‌گویند که چندی قبل قاری خال‌الدین از دیگر فرماندهان این گروه بر یک محافظ جوانش تجاوز جنسی کرده بود که باعث تنش‌های میان گروهی بین طالبان شده بود.
منابع محلی در بغلان می‌گویند که طالبان از تطبیق قانون محاکم صحرایی شان بالای فرماندهان و جنگجویان خودشان عاجز اند، اما مردمان ملکی و محلی را به بهانه های مختلف شلاق زده و زندانی می‌کنند.

بازداشت غیرقانونی یک خبرنگار در هلمند توسط امنیت ملی

اعلامیه نی، حمایت‌کننده رسانه‌های آزاد افغانستان:
هیچ نهادی حق بازداشت و بازجویی خبرنگاران در قبال تخطی‌های رسانه‌یی را ندارد، مگر پس از فرایند طی شده در کمیسیون بررسی شکایات و تخلفات رسانه‌ها
محمد الیاس داعی، خبرنگار رادیو آزادی در ولایت هلمند به طور غیرقانونی بیش‌تر از ۲۰ ساعت در ریاست امنیت ملی آن ولایت نگه‌داشته شد  و آزادی‌هایش سلب گردید.
این خبرنگار به دنبال نشر یک مطلب در صفحۀ فیس‌بوک‌ که در رابطه به یکی از اعضای شورای ولایتی هلمند نوشته بود؛ توسط ریاست امنیت ملی آن ولایت فراخوانده شده و سپس سلب آزادی شد.
به گفتۀ مقام‌های امنیتی در ولایت هلمند؛ بشیر شاکر، عضو شورای ولایتی هلمند از الیاس داعی شکایت کرده است که بر آقای شاکر اتهام وارد کرده و علیه او معلومات نادرست در فیس‌بوک‌ به نشر رسانده است.
یک مقام امنیتی که خواست نامش گرفته نشود؛ به دفتر نی هم‌چنان تأکید کرد که آقای الیاس داعی خبرنگار رادیو آزادی نزد آن‌ها میهمان است و به دلیل این که پس از نشر آن پیام در فیس‌بوک جانش در خطر افتاده است، او را با خود نگه‌داشته اند تا از او حفاظت کنند. 
عبدالمجیب خلوتگر، رئیس دفتر نی در این زمینه گفت:" سلب آزادی خبرنگاران به هر عنوان و دلیلی که باشد، غیر قانونی بوده و پیش از اهالۀ پرونده از جانب کمیسیون بررسی شکایات و تخلفات رسانه‌ها به دادستانی، هیچ نهاد حق بازداشت و بازجویی از خبرنگاران را ندارد."
قانون رسانه‌های همگانی وظیفه و صلاحیت بررسی پرونده‌های شکایت علیه خبرنگاران و رسانه‌ها را به کمیسیون بررسی شکایات و تخلفات رسانه‌ها سپرده است.
در بند دوم مادۀ ۴۴ قانون رسانه‌های همگانی مشعر است که :" کمیسیون مندرج فقره (1) این ماده ( کمیسیون بررسی شکایات و تخلفات رسانه‌ها) شکایات و تخلفات را مورد رسیدگی قرار داده، متخلف را حسب احوال توصیه، اخطار یا جهت تعقیب عدلی به مراجع مربوط معرفی می‌نماید."
دفتر نی حمایت کنندۀ رسانه‌های آزاد افغانستان، از حکومت وحدت ملی می‌خواهد تا پس از این به هیچ کسی اجازه ندهد برخلاف قانون عمل کرده و از خبرنگاران جهت نشر و پخش مطالب بازجویی و یا آنان را بازداشت نماید.
ما هم‌چنان از مقام‌ها در ولایت هلمند می‌خواهیم تا برای تأمین امنیت جانی الیاس داعی، هر آنچه در توان دارند دریغ نورزند و برای حفاظت جان او از تمام امکانات استفاده نمایند.
 دفتر نی هم‌چنان از حکومت افغانستان و به‌ویژه از حکومت محلی هلمند می‌خواهد تا مسئلۀ سلب آزادی آقای داعی را بر مبنای قوانین کشور بررسی نمایند.

۱۴.۹.۹۶

به دادگاه بین‌المللی جزایی شکایت کنیم

دادستان دادگاه بین‌المللی جزایی اعلام کرده است که به جنایت‌های جنگی و بشری انجام شده در افغانستان رسیده‌‌گی می‌کند. اگر این دادگاه ابتکار دادستان را بپذیرد، شهروندان افغانستان می‌توانند بی‌درنگ شکایت‌های شان را ثبت کنند. اشخاص یا گروه‌هایی که جنایت‌های قتل، گروگان‌گیری، تعقیب و آزار مداوم یک گروه مشخص به دلایل سیاسی، نژادی، قومی و مذهبی، حمله به تأسیسات غیر نظامی، حمله‌ی سازمان‌ یافته به یک گروه غیر نظامی، شکنجه و استفاده از اطفال در پیش‌برد اهداف جنگی را انجام داده‌اند، یا با هر نامی، عامل شهادت غیرنظامیان شده‌اند؛ محاکمه می‌شوند. مهم نیست که این‌ اشخاص چه کاره‌اند، دادگاه بین‌المللی جزایی، آنان را مجرم شمرده و محاکمه می‌کند. حتا اگر قوانین داخلی یک کشور، اجازه‌ی محاکمه‌ی این مجرمان را ندهد، این دادگاه آنان را محاکمه می‌کند. البته دادگاه به جنایت‌هایی رسیده‌گی می‌کند که پس از می ۲۰۰۳ میلادی اتفاق افتیده است. افغانستان نیز در سال ۲۰۰۳ عضویت این دادگاه را به دست آورده است.

کار دادگاه بین‌المللی جزایی
دادگاه بین‌المللی جزایی، نخستین دادگاه بین‌المللی با صلاحیت و دایمی در جهان است. اساس‌نامه‌ی این دادگاه در ۱۷ جولای ۱۹۹۸ میلادی در روم ایتالیا توسط نماینده‌گان ۱۲۰ کشور به تصویب رسید. این اساس‌نامه در ۲۰۰۲میلادی قابلیت اجرایی پیدا کرد. پس از آن، دادگاه بین‌المللی جزایی به منظور رسیده‌گی به جرایم نسل‌کشی، جنایت در برابر بشریت، جنایت جنگی و جنایت تجاوز ارضی در لاهه- هالند ایجاد شد؛ اما پسان اعلام کرد که از این پس به جرایم زیست محیطی زیر عنوان «جنایات در برابر بشریت» نیز رسیده‌گی می‌کند. اهمیت تصویب این اساس‌نامه به اندازه‌ای است که فعالان حقوق بشر در سراسر جهان پس از تصویب آن، همه ساله سال‌روز تصویب آن را زیر نام «روز عدالت بین‌المللی» گرامی می‌دارند.
هرچند «کارکرد مستقل» را یکی از مهم‌ترین ویژه‌گی‌های این دادگاه می‌دانند، اما عضو نبودن قدرت‌های بزرگی مثل امریکا، چین، روسیه و هند سبب شده است تا درباره‌ی توانایی این دادگاه شک و تردیدهایی وجود داشته باشد، اما حتمی این‌گونه نیست. دادگاه بین‌المللی جزایی تا اکنون به قضایای مهم و بزرگی رسیده‌گی کرده است؛ از رسیده‌گی به جرایم پنج تن از رهبران «ارتش مقاومت پروردگار» در اوگاندا گرفته تا حکم بازداشت عمر حسن‌البشیر رییس‌جمهور سودان.
دادگاه به منظور تطبیق حکم، نیروی نظامی ندارد و اما در این خصوص، همکاری دولت‌هایی عضو را که مجرم، شهروند آن است، فرا می‌خواند. اگر دولت‌ها همکاری نکردند، بی‌درنگ مورد تحریم و انزوای بین‌المللی قرار می‌گیرند.
برای آغاز تحقیقات و پی‌گرد انجام‌دهنده‌گان یک جنایت، سه روش پیش‌بینی شده است: ابتکار دادستان، درخواست دولت عضو و یا درخواست شورای امنیت سازمان ملل متحد.
با این وضع، در خصوص پی‌گیری جنایت‌های جنگی و بشری در افغانستان، دادستان این دادگاه اعلام آماده‌گی کرده است. بر بنیاد این، دادستان می‌تواند با جمع‌آوری اطلاعات و مستندسازی بیشتر از طریق دولت، سازمان ملل متحد و ارکان آن و نیز سایر سازمان‌ها و گروه‌های بین‌المللی، منطقه‌ای، غیر دولتی و قربانیان جنایت‌های جنگی و بشری، تحقیقات خود را تکمیل کند.

چه باید کرد؟
پاسخ به این پرسش نیاز به اندکی دقت و یادآوری دارد. دشمنان را که می‌شناسیم، پس سعی شود تا جنایت‌های انجام شده در سال‌های پس از ۲۰۰۳ میلادی و عاملان آن را به یاد بیاوریم.
بی‌درنگ با توجه به جنایت‌های بزرگی که با هر نامی، پس از ۲۰۰۳ میلادی انجام یافت و سبب قتل و کشتار فرد و یا گروهی از شهروندان بی‌گناه و بی‌سلاح کشور شد، باید به دادگاه بین‌المللی جزایی شکایت کنیم. مهم نیست این قتل و کشتار توسط چه کسانی و با چه نامی انجام یافت. هیچ توجیهی هم نمی‌تواند روی این جنایت‌ها پوش بگذارد. آن‌چه مهم است، این‌ است که «انسان» به شهادت رسیده است. این «انسان شهید» مسلمان بود، سلاح نداشت و با کسی هم اعلام جنگ نکرده بود.
اشخاص و گروه‌هایی که به گونه‌ی سازمان یافته اراده کردند و در حالت صحتمندی، این جنایت‌های بزرگ و جان‌کاه را انجام داده‌اند، دستور جنایت را داده‌اند و یا هم به انجام جنایت کمک کرده‌اند، مجرم‌اند. شما می‌توانید به به دادگاه شکایت کنید تا اشخاص و گروه‌هایی که ذکر شد محاکمه شوند. یادتان باشد، «مهم نیست اکنون جنایت‌کاران چه‌کاره‌اند» امان ریاضت

دو همسایه دو دهلیز

شام دیروز دوشنبه استقبال از رییس‌جمهورغنی در میدان هوایی اسلام‌کریموف در تاشکند پایتخت ازبیکستان کم‌سابقه بود. مقامات بلندپایه ازبیکستان به شمول صدراعظم و وزیر خارجه آن کشور در استقبال از رییس‌جمهورغنی صف کشیده و از میهمان شان با بهترین تشریفات پذیرایی کردند.
رییس‌جمهور غنی در این سفر ۲۰توافق‌نامه و قرار داد مهمی را با همتای ازبیکستانی‌اش امضا می‌کند که دوتای آن در بخش تجارت و ترانزیت است.
روابط میان دولت‌های افغانستان و ازبیکستان در دوره حکومت وحدت ملی و خصوصا پس از به قدرت رسیدن شوکت میرضایف در ازبیکستان به بهترین مرحله خود رسیده است.
سیاست اقتصادمحور ازبیکستان و دیپلماسی فعال منطقه‌یی افغانستان به همراه تاکید بر اهمیت استفاده از ظرفیت‌های اقتصادی میان دو کشور عاملان این نزدیکی است.
افغانستان و ازبیکستان دو همسایه‌ی است که تا کنون از ظرفیت‌های اقتصادی هم‌دیگر در بخش‌های مختلف از جمله تجارت و ترانزیت بی‌بهره بوده اند. حامد کرزی در طول ۱۳سال حاکمیت خود هیچ تمایلی به گسترش روابط سیاسی و اقتصادی با ازبیکستان نداشت و همچنان متکی به پاکستان ماند. طی ۱۳سال حاکمیت کرزی، نتیجه‌ی عدم روابط تجاری با کشورهای آسیای میانه از جمله ازبیکستان، تصرف بازار افغانستان توسط پاکستان و محتاج ماندن به بنادر آن کشور با تحمل هرگونه خواست و تحمیل تحقیرآمیز آن‌کشور بالای افغانستان بود.
افغانستان و ازبیکستان دو دهلیز ترانزیت برای دو منطقه‌ی مهم برای همدیگر است. افغانستان می‌تواند دهلیز ازبیکستان برای جنوب آسیا و ازبیکستان می‌تواند دهلیز افغانستان برای آسیای مرکزی باشد.
ضمن این‌که گسترش تجارت با ازبیکستان نیازمندی افغانستان از پاکستان را مرفوع می‌کند، منجر به رشد ظرفیت‌های ترانزیتی افغانستان با مناطق آسیای مرکزی و آسیای جنوبی می‌شود.
بهار سال جاری مسدود شدن بنادر پاکستان بروی افغانستان و  گسترش تجارت با آسیای میانه نشان داد که بنادر پاکستان تنها گزینه در عرصه‌ی تجارت برای افغانستان نیست و باید از ظرفیت‌های منطقوی در این عرصه استفاده صورت گرفته و از انزوای ترانزیت و تجارت بیرون شد.
با امیدواری به روابط نیک میان دولت‌های افغانستان و ازبیکستان منتظر عملی شدن توافق‌نامه‌ها و قراردادهای امضا شده میان دو کشور بخصوص در بخش ترانزیت و تجارت می‌مانیم تا بر زندگی مردم و اوضاع حکومت‌داری تاثیرات آن آن شاهد باشیم.
- مختار وفایی

۱۳.۹.۹۶

اوضاع قرمز اطلاع‌رسانی در افغانستان

افغانستان در رده‌بندی آزادی مطبوعات در تازه‌ترین گزارش یک نهاد بریتانیایی در روی نقشه جهان در خط قرمز  قرار گرفته است که شامل "وضعیت دشوار" برای اطلاع‌رسانی می‌شود.
 این نهاد برای نشان دادن وضعیت آزادی مطبوعات در کشورها، آنان را دسته‌های مختلف تقسیم‌بندی کرده است.
وضعیت خوب، وضعیت رضایت‌بخش، چالش‌های قابل توجه، وضعیت دشوار و وضعیت بسیار نگران‌کننده از جمله رده‌بندی اوضاع آزادی مطبوعات برای کشوره است که افغانستان در چاله‌ی سرخ و در "وضعیت دشوار" قرار گرفته است.
Www.v-dem.net