۱۲.۱.۹۹

سلام همسایه


ویروس کرونا همان‌گونه که مرز جغرافیایی نمی‌شناسد، آدم‌ها را نیز بدون تفکیک جنسیت، قوم، سن یا هر ویژگی دیگر، می‌بلعد. در این میان اما کهن‎‌سالان به دلیل ناتوانی جسمانی و ضعف در سیستم دفاعی بدن‌ شان، بیش‌تر از بقیه گروه‌ها در معرض افتادن به دام این بیماری مهلک استند.
من از یک‌سال به این سو در سویدن زندگی می‌کنم. با گسترش شیوع کرونا در اروپا و وضع قیودات در برخی از کشورها، سویدن نیز قیوداتی نه چندان جدی را ابتدا بر کهن‎‌سالان و سپس بر بقیه مردم وضع کرد.
کهن‎‌سالان از حضور در اجتماعات منع شدند و همه برنامه‌های از قبل تنظیم شده که در آن کهن‎‌سالان شرکت می‌کردند، لغو شد؛ از جمله من و همسرم نیلوفر لنگر، قرار بود در نزدهم مارچ برنامه‌ای با شماری از دانش‌آموزان و کهن‎‌سالان علاقه‌مند به ادبیات و رسانه در کتاب‌خانه‌ی مرکزی شهر مالمو داشته باشیم. این برنامه در جریان وضع قیودات برای جلوگیری از مصاب شدن به کرونا لغو شد.
نهادهای صحی سویدن توصیه‌های لازم را برای در امان ماندن از مصاب شدن به کرونا اعلام کرده اند که از جمله، به ماندن در خانه تأکید می‌کنند. هرچند قیودات قرنطینه شبیه ایتالیا و برخی کشورهای دیگر هنوز در سویدن وضع نشده است؛ اما برگزاری اجتماعات بیش‌تر از ۵۰ نفر در سراسر سویدن ممنوع اعلام شده است.
در میان توصیه‌های نهادهای صحی، به کهن‎‌سالان گوش‌زد شده است که در خانه بمانند؛ چون بیش‌تر از بقیه گروه‌ها در معرض مصاب شدن به ویروس کرونا استند. در سویدن تا امروز دوشنبه، ۱۲۳ تن در اثر ابتلا به کرونا فوت کرده اند و ۳۸۰۰ تن دیگر بستری استند. ۹۰ درصد افراد فوت شده و تحت مراقبت بالای ۶۰ سال سن دارند.
من در ساختمان پنج طبقه‌ای و در یکی از ساحات دنج شهر مالمو در جنوب سویدن زندگی می‌کنم. در یکی از آپارتمان‌های این ساختمان، یک زن کهن‌سال سویدنی که احتمالا حدود ۸۰ سال سن دارد همسایه‌ی من است.
با گسترش آمار افراد مبتلا به کرونا در سویدن، در برخی از مناطق، گروه‌های  رضاکار شکل گرفته اند که برای کهن‎‌سالان مواد مورد نیاز شان را از بازار خرید کرده و به دروازه‌ی خانه‌های شان تحویل می‌دهند. این گروه‌ها خیلی گسترده و پر سروصدا نیستند. در هر ساختمان و هر محله، مردان و زنان به صورت خودجوش و برای حفاظت از کهن‎‌سالان این کار را می‌کنند.
به دنبال افزایش نگرانی از گسترش کرونا، من و نیلوفر همسرم نیز به یاد همسایه‌ی کهن‌سال مان که گاهی می‌بینیم لرزان و آرام از پله‌ها بالا و پایین می‌رود، افتادیم. به همسرم پیشنهاد کردم که به همسایه‌ی مان اطلاع بدهیم که اگر نیاز به کمک از جمله خرید مواد غذایی داشت، ما را در جریان بگذارد که این کار را برایش انجام بدهیم؛ چون اگر خودش از خانه خارج شود، بیش‌تر از ما در معرض مصاب شدن به ویروس کرونا است.
سرانجام تصمیم گرفتیم با خط شکسته و ریخته، نامه‌ای به زبان سویدنی بنویسیم و در صندوق پُستی‌اش بگذاریم.
«سلام همسایه،
من مختار استم و در منزل سوم زندگی می‌کنم.
اگر به کمک نیاز داشتی، از جمله خرید مواد خوراکی، با من تماس بگیر و من این کار را انجام می‌دهم.
شماره تماس من
با احترام»
همسایه‌ام دو روز بعد تماس گرفت. با لهجه‌ی مخصوص و غلیظ سویدنی‌اش گفت: «سلام همسایه، هزار بار تشکر از لطف تان. من دو تا پسر دارم که در همین شهر زندگی می‌کنند و گاهی به من سر می‌زنند. باز هم ممنون، اگر کمکی نیاز شد تماس می‌گیرم
یک‌سال است که با این زنِ کهن‌سال همسایه استیم؛ اما به جز یک سلام و وقت بخیر یا این‌ که هوا چقدر بد یا خوب است، کلمات بیش‌تری میان ما رد و بدل نشده است. شهروندان سویدن شاید «تنهاترین» آدم‌های روی زمین باشند. ساختار جامعه در این کشورِ مرفه طوری است که بافت‌های خانوادگی و اجتماعی خیلی محکم و بهم‌پیوسته نیست. چهار ماه قبل جسد یک مرد که سه سال قبل در آپارتمانش در شهر مزدحم استکهلم فوت کرده بود، پیدا شد. در این سه سال هیچ‌کس حتا یک همسایه‌ به دروازه‌ی او نگاهی نینداخته بود. این فکر ما را وا داشت تا به همسایه‌ی کهن‌سال‌ مان نامه‌ی بنویسیم تا اگر نیازی به کمک داشته باشد، مسؤولیت‌ مان را ادا کنیم.
  در افغانستان  شاید کم‌تر کهن‌سالی به دور از خانواده زندگی کند؛ اما خانواده‌های بی‌شماری در این روزها نیاز به حمایت و هم‌دلی دارند. تحملِ این روزهای دشوار و عبور از این بحرانِ  مرگ‌بار، آسان‌تر می‌شود اگر ما رنجِ ناشی از آن ‌را تقسیم کنیم و دست هم‌دیگر را بگیریم.

۱۰.۱.۹۹

سلطنت دزدها، چه کسانی بر مزار حکم می‌راند؟


هیولای عالم‌گیر و وحشت فراگیرِ کرونا همه کشورها به شمول جامعه افغانستان را در بر گرفته. این وحشت در جوامع تحصیلکرده و مرفه که بنای زندگی مردم روی مولفه‌های مدنیت استوار است، با همدلی و همکاری اندکی مهار شده، اما در جامعه‌ی واگرا و مسلحِ افغانستان، این وحشت بیشتر از آنچه هست نمایان شده است.
با افزایش آمار مبتلایان و فوت شدگان در اثر ویروس کرونا در کشورهای مختلف جهان، بهای مواد خوراکه، شوینده و تجهیزات صحی در بازار افغانستان افزایش یافت. شمار زیادی از تاجران دست به احتکار زدند تا پولی از تهی‌دست‌ترین قشر جامعه را به جیب بزنند. در این میان شماری از تاجران به نیت خیر و بر خلاف احتکارگران، مواد خوراکه را در سطح شهرها با همان قیمت عادی به فروش گذاشتند.
در مزارشریف تاجرانی مانند کمال نبی‌زاده و حاجی مایل پیشتازان این عرصه بودند که باعث خلق امید در میان مردم شدند.
دیروز شنبه سه شرکت تجارتی که در عرصه واردات آرد و گندم در شمال افغانستان فعالیت می کنند نیز صدها بسته گندم را به قیمت عادی در نقاط مختلف شهر مزارشریف به فروش گذاشتند. این شرکت‌ها هر بوری آرد را به قیمت یک‌هزار و پنج‌صد افغانی اعلان کردند در حالی که مغازه‌های شهر هر بوری را تا سه هزار افغانی به فروش می رسانند.
شرکت تجارتی عبدالودود طاهری، یکی از این شرکت‌ها است که در ولایات بلخ، سرپل و فاریاب مصروف توزیع آرد به قیمت عادی برای خانواده‌ها می‌باشد. این شرکت محموله‌های آرد را دیروز در چهارراهی سیدآباد شهر مزارشریف به فروش گذاشته بود. فروشندگان این شرکت نزدیک به 500 بوری آرد را به مردم فروختند و همچنان برای شماری از خانواده‌های بی بضاعت آراد را بصورت رایگان توزیع کردند.
حوالی ساعت یازده قبل از ظهر، زمانی که محموله‌های آرد شرکت عبدالودود طاهری تمام شد، راننده‌ها آمادگی داشتند تا به گُدام‌ها بروند و آرد بیشتر برای خانواده‌های که جهت خرید تجمع کرده بودند بیاورند. در این هنگام افراد مسلح سوار بر وسایط قیمتی نوع فورتینر، در حالی که نقابی نیز نداشته اند، با خیالِ راحت و در مقابل دیدگان ده‌ها تن مشتری، پول را از نزد فروشندگان آرد گرفته و از محل متواری شده اند.
غفار طاهری یکتن از مغازه‌داران محل و شاهد رویداد می‌گوید که دزدان مسلح هفت نفر بودند و همه شان کلاشنکوف در دست داشتند. به گفته طاهری، دزدها سوار بر وسایط قیمتی بودند و از رفتارشان مشخص می‌شد که هراسی از پولیس و نیروهای امنیتی ندارند.
لطیف طاهری رئیس شرکت تجارتی عبدالودود طاهری می‌گوید که دزدان مسلح بیشتر از شش‌صدهزار افغانی حاصل فروش آرد را از نزد کارمندان این شرکت تجارتی ربوده اند.
طاهری می‌گوید که پولیس حوزه هفتم شهر مزارشریف و ارگان‌های امنیتی تا کنون هیچ اقدامی در مورد نکرده اند و تنها وعده داده اند که پیگیری می‌کنند.
لطیف طاهری نیز از این‌که دزدها سوار بر وسایط قیمتی بوده اند و بدون نقاب و با خیال آرام، در مقابل چشمان مقابل ده‌ها شاهد، پول را از نزد فروشندگان آرد ربوده اند متعجب است. او می‌گوید که این اقدام باعث ایجاد ترس  میان تاجران شده، اما شرکت او فعالیت‌اش برای فروش آرد را به قیمت عادی و منصفانه ادامه می‌دهد.
به دنبال این رویداد، برخی از شهروندان مزارشریف گمانه‌زنی می‌کنند که ممکن است این اقدام از سوی تاجرانی که دست به احتکار آرد زده اند صورت گرفته باشد. وقتی از طاهری در این مورد پرسیدم گفت: «در افغانستان همه چیز ممکن است. ما هنوز دزدها را شناسایی نکرده‌ایم، اما آنان وسایط قیمتی سوار بودند و در شیشه وسایط شان عکس یکی از رهبران جهادی نصب بود. »
این تنها نمونه از سرقت مسلحانه که باعث تعجب و وحشت در شهر مزارشریف شده نیست. هر ماه، ده ها رویداد قتل، آدم‌ربایی و سرقت در داخل شهر مزارشریف اتفاق می‌افتد که مسوولان فرماندهی پولیس بلخ، با ناتوانی و غفلت، تنها به وعده‌ی پیگیری و اقدامات شعاری اکتفا می‌کنند.
شهر مزارشریف اکنون به سلطنت و قلمروِ دزدهای چراغ به دست تبدیل شده است. دزدهای که دیگر نه ابایی از مردم دارند و نه ترسی از ارگان‌های امنیتی.
با این حال اگر وحشت کرونا بیشتر از این فراگیر شده و واردات مواد خوراکی از بنادر شمال متوقف شود، احتمال این‌که این دزدها شهر را تاراج و زندگی را بر مردم تار بسازند دور از تصور نیست.
شاید این نمونه برای بقیه ولایات افغانستان نیز صدق کند، اما مزار یکی از بدترین نمونه‌ها در این زمینه است.

۷.۱.۹۹

عملیات پولیس برای انتقال بیمار به شفاخانه ناکام شد

مرد مشکوک به ابتلا به کرونا که از ایران به شهر میمنه برگشته است، با خودداری از مراجعه به شفاخانه،  در خانه‌اش مخفی شده بود.
او بار بار تقاضای داکتران موظف را برای انجام معاینات رد کرد، چون از شفاخانه و بستری شدن هراس دارد.
پولیس ولایت فاریاب نیز چندین بار جهت انتقال او به شفاخانه اقدام کرد اما او هربار از ساحه متواری می‌شد.
بلاخره، نقیب‌الله فایق والی فاریاب به دیدن او رفته و با دادن مقداری پول به خانواده‌اش، او را جهت معاینه به شفاخانه مرکزی شهر میمنه آورده است.
چه مردمان عجیبی هستیم.
تصور کنید با این وضعیت چه تعداد افراد به ویروس  کرونا آلوده شده باشند.

کرونا در پلچرخی نفوذ کرده است

#پلچرخی
در یک هفته اخیر دو تن در بلاک‌های ۳ و ۱۰ زندان پلچرخی فوت کرده اند. دو پولیس و دو زندانی هم مشکوک به ابتلا به کرونا استند و قرنطینه شده اند.
مسوولان زندان در مورد فوت شده‌ها و  افرادی که به قرنطینه رفته اند اطلاعات نمی‌دهند.

۲۴.۱۲.۹۸

آزادی زمان احمدی؛ اعتراضی که باید زودتر شنیده می‌شد


زمان احمدی، پس از هفت سال حبس در زندان پلچرخی کابل، دیروز یازده مارس آزاد شد و به خانواده‌اش پیوست. احمدی در سال ۲۰۱۲ پس از نوشتن مقاله‌یی در مورد عوامل تخریب بودای بامیان که هرگز منتشر نشد، توسط پولیس بازداشت گردید.  دادگاه ابتدایی حوزه سوم کابل، زمان احمدی را در یک حکم بدوی، به جرم ارتداد و اهانت به مقدسات اسلام به بیست سال حبس محکوم کرد. احمدی در جریان محاکمه، توسط قاضی لت و کوب شد و صدای اعتراض او نادیده گرفته شد. احمدی به دلیل این‌که به جرم ارتداد و اهانت به مقدسات اسلام راهی زندان شده بود، در داخل زندان نیز با خشم زندانیانِ عضو گروه طالبان مواجه گردید و توسط آنان شکنجه شد.
پرونده احمدی، در ماه آگست سال ۲۰۱۹ پس از آنکه یک عضو خانواده‌اش با نشر یک پیام، از خبرنگاران و فعالان مدنی خواستار حمایت شدند سرِ زبان‌ها افتاد و با اعتراض گسترده نهادهای مدنی و رسانه‌یی همراه شد.
در پی این اعتراضات دادستانی کل افغانستان اعلام کرد که حکم صادر شده برای جرم زمان احمدی را رسماً لغو کرده و آنرا مورد بازبینی قرار می‌دهد. به دلیل برگزاری انتخابات ریاست جمهوری افغانستان و تنش‌های گسترده سیاسی، پرونده زمان احمدی به فراموشی سپرده شد و نهادهای عدلی و قضایی، آنرا در زمان وعده داده شده پیگیری نکردند.
در پی آن، دادخواست زمان احمدی خطاب به دولت افغانستان تنظیم شد که توسط ده‌هاتن امضا گردید. این
نشر دادخواست کمک کرد تا روند دادخواهی برای زمان احمدی همچنان دوام کند و صدای اعتراض علیه یک حکم به فراموشی سپرده نشود. در پی امضای دادخواست توسط کسانی که خواهان آزادی زمان احمدی بودند، نمایندگان پارلمان افغانستان نیز از نهادهای قضایی خواستند تا در آزادی زمان احمدی بصورت فوری اقدام کنند.
عکس از روزنامه اطلاعات روز
با وجودی که روند پاسخ‌دهی و طی مراحل پرونده احمدی زمان‌گیر بود و به کُندی پیش رفت، اما دست به دست شدن دادخواست به حمایت از احمدی در شبکه‌های مجازی، تلاش‌های پیگیر فعالان مدنی، حمایت کمیسیون حقوق بشر افغانستان و دفاع شماری از وکلای مدافع در کابل از بی‌گناهی احمدی باعث شد تا  وی از دادگاه برائت گرفته و در نهایت از حبس آزاد شود.
اکنون که زمان احمدی آزاد شده است، فعالان مدنی افغانستان خواستار پیگیری پرونده او هستند تا عاملان اجرای حکم بدوی که او را هفت سال پشت میله‌های زندان نگهداشت به دادگاه کشانیده شوند.
 مختار وفایی

۲۱.۱۲.۹۸

نیمه‌شبی در جنگل‌های شمال


قطارِ شب، با صدای آرامی که در دل تاریکی می‌پیچد، جنگل‌ها و دریاچه‌ها را یکی پی دیگر طی می‌کند. از جنوب به شمال سویدن می‌روم. از گرما به سرما.  آفتاب به برف. 
از جنوبِ شلوغ به شمال آرام و خلوت.
 در کوپه تنهایم و گاهی روی تخت وسطی گاهی روی تخت بالایی دراز می‌کشم.  بالشتم را  گاهی کنار پنجره و گاهی برعکس می‌گذارم. اما خوابم نمی‌برد، در حالی که همه خواب اند و هیچ صدایی -جز خُرخُر یک مرد از کوپه پهلویی‌ام- شنیده نمی‌شود.
ساعت ۲ شب است و قطار در وسط یک جنگل که برف آنرا در این وقت شب روشن نگه‌داشته توقف کرده. نمی‌دانم چرا توقف کرده اما خخوش به حالی کسانی که خواب اند. خواب در وسط جنگل‌های شمال سویدن.
من بیدارم و ناچار به این صفحه لعنتی رو می‌آورم. وا به حال من که با لذت بردن از چنین موقعیتی بیگانه‌ام.
  

۱۱.۱۲.۹۸

در این معامله هیچ چیز به نفع مردم افغانستان نیست

توافق‌نامه میان طالبان و ایالات متحده امریکا پس از هژده ماه مذاکره در نهایت دیروز شنبه بیست و نهم فبروی 2020 در دوحه پایتخت قطر امضا شد. 

جزئیات توافق‌نامه میان طالبان و آمریکا
- نیروهای خارجی تا ۱۴ماه آینده افغانستان را ترک می‌کنند.
- پنج‌هزار زندانی طالب تا ده‌روز دیگر آزاد می‌شوند.
- همه زندانیان طالب تا سه ماه دیگر آزاد می‌شوند.
- نام سران طالبان از لیست سیاه آمریکا حذف می‌شود.
-از فردا طالبان و آمریکایی‌ها به همدیگر حمله نمی‌کنند.
حواشی توافق‌نامه:
- تا چند روز دیگر مذاکرات میان گروه طالبان و دولت افغانستان در ناروی آغاز می‌شود.
- از فردا جنگ طالبان با حکومت افغانستان شدت می‌یابد تا این گروه در مذاکرات دست بالایی داشته باشند.
- آمریکا حکومت و مردم افغانستان را در مقابل طالبان تنها می‌گذارد.
- آمریکا به طالبان مشروعیت داد تا یک گروه تروریستی به شریک و متحد این کشور بدل شود.
- آمریکا راه را برای خروج نیروهای خود هموار کرد و ترامپ از این توافق‌نامه در انتخابات نفع می‌برد.
- خلیلزاد قهرمان این درامه خونین است و نامزد جایزه صلح نوبل خواهد شد.
- خوشبینی به صلح اکنون ساده‌لوحانه است و راه اندازی اتن و رقص در شهرهای مختلف افغانستان ناشی از ناآگاهی مردم از متن توافق‌نامه میان طالبان و امریکایی‌ها است.
- باید منتظر باشیم تا نشانه‌های از صلح در رفتار و برنامه‌های آینده طالبان مشاهده شود.
 
جریان امضای توافقنامه میان طالبان و ایالات متحده امریکا