برچسپ ها

۷.۵.۹۶

به خبرنگاران و فعالان مدنی بلخ!

از مدتی بدینسو دهقانان و میوه فروش های مزارشریف که محل کار و تجمع آنان "مارکیت مهرآیین" است با زورگویی و قلدری از سوی افراد وابسته به علم خان آزادی عضو پارلمان و از افراد نزدیک به عطامحمدنور والی بلخ مواجه استند. دهقانان، دکانداران و میوه فروش ها براساس قرارداد 16ساله شان با مالک این مارکیت باید بی هیچ دخالتی به کارشان ادامه دهند، اما افراد علم خان آزادی با زور تفنگ تلاش دارند محصولات و اموال دکانداران را به مارکیت شخصی شان در 10 کیلومتری شهر انتقال دهند. فشارها و دخالت افراد مسلح علم خان آزادی با واکنش دهقانان و دکانداران مواجه شده است که از چندین روز بدینسو باعث اخلال در بازار میوه در شهر مزارشریف  شده است. افراد علم خان، مارکیت میوه فروشی مهرآیین را که محل کار و درامد صدها کارگر است با موانع سمنتی مسدود کرده و میوه های دکانداران را با میل تفنگ به روی زمین ریختانده اند. ظاهراً عطامحمدنور والی بلخ هم به دلیل قدرتی که علم خان در بلخ دارد به کار او دخالت نمی کند.
در این میان سکوت مرگبار رسانه‌ها، خبرنگاران و فعالان مدنی بلخ در مورد ساتور ستمی که این روزها بر فرق کارگران و میوه‌فروشان زده می‌شود نشان از یک حقیقت تلخ در زیرپوست این شهر دارد.
من به طرف‌های این جنایت کاری ندارم، اما می‌دانم حل این قضیه با پادرمیانی رسانه‌ها و نهادهای مدنی ممکن است.
چطور از نام مقدس خبرنگاری نان می‌خورید اما چشمان تان را عینک بی‌تفاوتی زده و این ستم آشکار علیه دهقانانی که با هزار زحمت در پی یک لقمه‌نان حلال هستند را نادیده می‌گیرید.
وقتی ادعای رسانه‌داری و خبرنگاری شود، به گفته مرتضوی هر کچالو فروش کارت خبرنگاری را از جیبش بیرون کرده و ادعای امتیاز می‌کند، اما در برابر حوادث تلخی که بر مردم می‌گذرند سکوت کرده و عرق شرم می‌ریزند.
این را باید بدانید که پوشش دادن کنفرانس‌ها، سخنرانی‌ها و نشر اعلامیه‌های مقامات خبرنگاری نیست. خبرنگاری به صحنه رفتن و تهیه کردن یک خبر بسان تهیه کردن یک لقمه نان توسط دهقان زحمت‌کشی‌ست که ممکن است قلدرهای در برابرشان با تبر خون‌آلود جنایت ایستاده باشند. خبرنگاری شهامت است، شجاعت است و غیر از این فقط روزمره‌گی است.
-
تصاویر از مارکیت  میوه‌فروشی مهرآیین است که توسط قلدرها لگدمال شده است. اگر شهامت خبرنگاری دارید و وظیفه تان برای تان مقدس است در این مورد اطلاع‌رسانی کنید. اگر در رسانه رسمی تان نمی‌توانید، در صفحات اجتماعی این کار را می‌توانید.

 
میوه های دکانداران توسط افراد زورمند به زمین ریختانده شده

۵.۵.۹۶

محاصره‌ی نظامی بلخ تنگ‌تر می‌شود

مختار وفایی
افزایش حملات تهاجمی و حضور قدرتمند گروه طالبان در ولایات فاریاب، بغلان، جوزجان، سرپل و پیشروی‌های تاکتیکی آنان در کندز نشان می‌دهد که یکی از پیامدهای بد این اتفاقات، تنگ‌تر شدن محاصره‌ی نظامی بلخ توسط این گروه است.
طالبان تا دوسال قبل بجز در بخش های از کوه البرز که مربوط ولسوالی چمتال می شود به بقیه مناطق این ولایت دسترسی و نفوذ نداشتند، اما حضور نظامی این گروه از مدتی بدینسو در ولسوالی‌های چمتال، بلخ، چاربولک، شولگره و دولت آباد بیشتر از قبل احساس می‌شود.
طالبان به دو دلیل نفوذشان را توانسته اند در بلخ گسترش دهند: کشت گسترده مواد مخدر و فعالیت مدارس دینی به نفع این گروه در ولسوالی‌ها و حتا داخل شهر مزارشریف.
در دوسال اخیر هزاران هکتار زمین در سراسر ولایت بلخ کوکنار کشت شده و قاچاقبران نیز به سادگی به خرید و فروش این مواد مصروف اند. طالبان مردم را در مناطق تحت سلطه شان مجبور به کشت تریاک کرده و از آنان سهمیه‌ی شان  را دریافت کردند. فرماندهان طالبان در خرید و فروش مواد مخدر نیز مصروف اند و از این راه بخشی از نیازمندی‌های شان را تامین می‌کنند. کشت گسترده مواد مخدر در بلخ حتی پای صدها جنگجوی طالب را به بهانه کار در مزارع تریاک از ولایات هلمند و قندهار به بلخ کشاند که شماری از این جنگجویان هم اکنون در جبهات طالبان در چمتال و چاربولک فعالیت دارند.
از سوی دیگر تبلیغ ده‌ها مدرسه دینی در داخل شهر مزارشریف و ولسوالی‌های بلخ به نفع گروه طالبان باعث شده است که جوانان بیکار  به این گروه بپیوندند.
شماری از مدارس دینی که حتی از پول دولت و وزارت معارف تغذیه می‌شوند افکار تروریستی و ضد دولتی را ترویج کرده و زمینه‌ساز پیوستن جوانان افراطی و بنیادگرا به گروه طالبان می‌گردند. عدم نظارت دقیق بر نصاب درسی و تماس‌های افرادی که در مدارس دینی حضور دارند باعث ترویج افکار طالبانی و نفوذ عناصر تروریستی در این مدارس شده است. چندین حمله تروریستی در بلخ از جمله حمله انتحاری بجان محمدظاهر وحدت معاون پیشین والی بلخ در سال 2013 از داخل یکی از مدارس دینی در چند کیلومتری دفتر والی بلخ انجام شد. حمله‌کننده انتحاری که آقای وحدت را در  روز 17 نوامبر 2013 هدف قرار داد شب را در همین مدرسه دینی با دوستان و هم‌دوره‌های مدرسه‌اش گذرانیده بود.
پایگاه نظامی و محل فرماندهی گروه طالبان در بلخ، در کوه البرز ولسوالی چمتال موقعیت دارد و این گروه تماس نزدیک و مداوم با جبهات نظامی طالبان در ولایات سرپل و جوزجان دارند.
فرماندهان طالبان در بلخ، هر ازگاهی برای عملیات‌های نظامی این گروه در کندز، سرپل، جوزجان و فاریاب نیروی کمکی فرستاده و گاهی هم از آن ولایات نیروی کمکی می‌طلبند.
ناکامی عملیات‌های نظامی که تاکنون برای سرکوب طالبان در بلخ راه اندازی شده، از یک‌سو باعث افتادنِ تجهیزات و وسایط نظامی بدست طالبان شده و از سوی دیگر به آنان روحیه و نیروی بیشتر برای گسترش حملات شان بخشیده است. در آخرین حملاتِ گروه طالبان که یک ماه قبل در ولسوالی چمتال راه اندازی شده و منجر به تلفات ده‌ها جنگجو و سرباز امنیتی شد، صدها نیروی کمکی از جبهات نظامی این گروه از سرپل و جوزجان به بلخ آمده بودند. قدرتمندی و تجهیز روزافزون جبهات طالبان در ولایات همجوار با بلخ از یک‌سو و حضور رو به گسترش جنگجویان این گروه در ولسوالی‌های مهم و استراتیژیک بلخ از سوی دیگر حلقه‌ی محاصره نظامی بلخ را تنگ‌تر ساخته است.

زیارتی منسوب به علی خلیفه چهارم اسلام در شهر مزارشریف / بلخ
با این وجود، بلخ که در محاصره‌ی ولایات نا امن و حضور روزافزون گروه طالبان قرار گرفته است، اگر مورد توجه نهادهای امنیتی و مسوولان محلی قرار نگیرد، بعید نیست که اندکی بعد آنچه را که امروز در فاریاب، کندز، جوزجان،سرپل و بغلان مشاهده می‌کنیم در بلخ نیز ببینیم.

جنازه حکومت وحدت ملی روی شانه معترضان

صدها تن از هواداران رستاخیز تغییر امروز پنج شنبه در اعتراض به بی کفایتی مسوولان حکومتی، به خیابان های کابل ریخته و تظاهرات کردند. در حاشیه این تظاهرات عده‌یی از معترضان، تابوتی را روی شانه های شان حمل می کردند که روی آن نوشته بود « جنازه حکومت وحدت ملی».
این تظاهرات دقیقاً سه روز بعد از حمله مرگبار تروریستی در منطقه سرکاریز کابل صورت می گیرد که منجر به کشته شدن 25 تن و زخمی شدن 60تن  گردید.

خدا حافظ ای داغ بر دل نشسته

کریم دانش، نقاش و خطاط برجسته یکی از ده‌ها قربانی
حادثه تروریستی دوشنبه 24 جولای در کابل بود.
روزانه با ده‌ها انسانی که برای بار اول می‌بینم شان روبرو می‌شوم، اما به ندرت صحبت با آنان باعث دلگرمی‌ و دوام حضورشان در ذهنم می‌شود.
برخی آدم‌ها در همان نگاه اول، کلام اول، سلام اول در روح و روان‌ات جای شان را باز می‌کنند. این آدم‌ها معمولا روح بزرگ دارند و از حاشیه‌های بی ارزش زندگی دور اند.
کریم دانش دکان کوچکی در محل حادثه تروریستی امروز داشت. لباس شیک می‌پوشید، ظریف صحبت می‌کرد و میز کارش پر بود از خط‌ها و طرح‌های زیبایی که از مشتریانش فرمایش می‌گرفت. او مالک "کابل گرافیک" بود.
از ساعت ۷بامداد تا ۴بعد از ظهر آن‌جا سرگرم کار بود. در دانشگاه استقلال هم لیسانس دوم‌اش را می‌خواند و هم تدریس می‌کرد.
من فقط دوبار دیدمش. یک‌بار وقتی لوگوی سایت تحلیلی خبری هویدا و "ویزیت کارت" نیلوفر عزیزم را برایش سپردم که چاپ کند، بار دیگر وقتی تحویل گرفتم.
هر دوبار بیشتر از یک‌ساعت باهم صحبت کردیم. من عاشق صحبت کسانی می‌شوم که با ظرافت حرف می‌زنند و در میان جملات شان یک واژه‌ی مفت و بی‌جهت را نمی‌توان یافت. هرچند خودم از این توانایی برخوردار نیستم.
من از حرف مفت و اضافی بیزارم؛ حتی اگر عزیزترین دوستم بیهوده‌گویی کند ازش بیزار می‌شوم.
از آن‌روز که دانش را دیدم چندبار به نیلوفر عزیزم در موردش صحبت کردم. دوست داشتم در فرصت دیگری به دیدارش بروم و لحظه‌ی صحبت کنیم.
آن مرد دانا و خوش‌خط و خوش‌کلام در حادثه تروریستی امروز در جوار دانشگاه زاول جان‌باخت.
حتما براساس نظم همیشگی زندگی‌اش، صبح زود به محل کارش رفته و پشت آن میزی پر از آفریده‌های هنری‌اش شعر می‌خوانده...یا هم خط نستعلیق می‌نوشته...

اینک نشسته ایم سُبک در کمین خویش
چشم انتظار سوختنِ آخرینِ خویش

۲۵.۴.۹۶

نسل جدید جهاد و آینده‌ی سیاه افغانستان

مختار‌ وفایی
افراطیت دینی و مذهبی که از سر و صورت آن خشونت و نفرت می‌بارد چنان در ذهن و روان مردم جا باز کرده که این حس پلید به هیچ چیزی جز کشتن آدم‌ها ارضا نمی‌شود.
حد اقل دو نسل از شهروندان این مملکت با افکار تندورانه و گمراه‌کننده‌ی بنام دین و مذهب بزرگ شده اند. از مکتب و مدرسه تا فضای خانواده و رسانه، آن‌ها را علیه آنچه کفر و ضد دین دانسته می شود تحریک کرده اند.
اکنون در حالی که 18 سال از فروپاشی نظام امارت طالبانی می گذرد، این گروه بار دیگر بر بیشتر از 50 درصد جغرافیای افغانستان حکم می رانند.
حکم‌رانی این گروه تنها بر میله تفنگ آنان خلاصه نمی شود بلکه این گروه افکار تندورانه شان را نیز در ذهن و روح و روان مردم تزریق کرده اند.
طالبان صخره‌نشین و دهاتی در بخش تبلیغات، ترویج افکار تندورانه و تطبیق دستورهای ظالمانه شان موفق‌تر از دستگاه حکومت دمکراتی است که میلیون‌ها دالر برای تقویت آن هزینه شده است.
آن‌ها با تصرف مناطق، مدارس را فعال و اکثراً مکاتب پسرانه را نیز باز می گذارند. نصاب تعلیمی مورد تاییدشان که همان کتاب‌های مدارس پاکستانی است را تدریس کرده و نحوه‌ی استفاده از تسلیحات را نیز برای کودکان و دانش آموزان با شعارهای بر ضد کفار آموزش می‌دهند.
دانش آموزان در مدارس و مکاتب تحت حاکمیت طالبان همه روزه سرودهای در وصف ملاعمر، ملامنصور، ملاهبت الله، جهاد، دین و مذهب شان می خوانند. آنان پرچم سفید امارت اسلامی را بر هر گوشه‌ی از مدارس و مکاتب آویزان کرده و فضا را پر از هیجانِ جهادگرایی حفظ می‌کنند.
طالبان با استفاده از ساختمان‌ها و امکاناتی که توسط حکومت افغانستان و پول کشورهای غربی ساخته شده اند برنامه‌های آموزشی شان را تطبیق می‌کنند. آنان حتی در مواردی دیده شده است که کمک‌های یونیسیف را به دانش آموزان مکاتب در مناطق تحت حاکمیت شان توزیع کرده اند.
برعکس در مکاتب و مدارس تحت کنترول حکومت، نه نظم و دسپلین چندانی وجود دارد و نه نصاب و دستورهای حکومت اجرا می شوند.
فساد گسترده در معارف، غیرحاضری استادان و دانش آموزان، کیفیت پایین و اجرا نشدن دستورها و اصول معارف، بنیاد تعلیم و آموزش را در شهر و قریه از هم پاشیده است.
آنچه را طالبان از مدارس و مکاتب شان بیرون می دهند، تروریست ها و تندورانی استند که بی هیچ درنگی به افکار و افراد مخالف ایده های شان حمله می کنند. تفنگ می گیرند و با شور و هیجان علیه کفار و همدستان آنان می جنگند.
از امارت اسلامی، خلافت اسلامی و حکومتِ استوار بر دساتیر ملاعمری حمایت می کنند. اما آنچه را مکاتب و مدارس تحت حاکمیت دولت بیرون می دهند، مشتی از جوانان بی انگیزه، بی هدف و نا امید از امروز و آینده است.
جوانانی که نه حکومت کنونی را نماینده آرزوها و خواست های شان می دانند و نه رفتارهای تروریست های تربیه شده با افکار طالبانی را.
مردم افغانستان جدای از قومیت، علاقه‌ی شدید و وصف ناپذیری در افراطیت دینی و پذیرش افکار تندورانه دارند.
هرچند افراطیت و تندروی دینی که منجر به ریشه‌گیری القاعده، طالبان، داعش و سایر جریان های تروریستی در افغانستان شده است، به دهه 70 خورشیدی زمانی که امریکا و متحدان سیاسی اش در منطقه، گروه های جهادی را برای مبارزه با کمونیست ها تجهیز کردند بر می گردد، اما نسل دیگری که طالبان آنان را تربیت و تجهیز به افکار تندروانه کرده است دارد روی صحنه می آید.
به دلیل ریشه دواندن افراطیت و نفرت در میان مردم و مخصوصاً نسل دیگری که در آینده‌ی نزدیک تفنگ‌بدست می شوند آینده‌ی این ملک را سیاه‌تر می‌بینم. این نسل تروریست به هیچ چیز دیگری بجز «دوام قتال» تا یک نفر خارجی و غیر دین اسلام در افغانستان حضور دارد قانع نمی‌شود.
اکنون افغانستان با مشکلات و چالش‌های بزرگی از جمله گسترش روزافزون بنیادگرایی دینی روبر است. این تهدید بزرگتر و خطرناکتر از رکود اقتصادی، فقر، تنگدستی و اعتیاد است. نا امیدی من از آنجا ناشی می شود که نه حکومت افغانستان توان مهار و مبارزه با این چالش بزرگ را دارد و نه چنین چیزی در اجندای کشورهای قدرتمند دخیل در اوضاع افغانستان وجود دارد.


 
دانش آموزان یک مدرسه دینی در ولایت بغلان حین آموزش استفاده از اسلحه

دانش آموزان یک مکتب در ولسوالی امام صاحب ولایت کندز حین آموزش استفاده از اسلحه توسط طالبان

دانش آموزان یک مکتب در منطقه خستک ولسوالی جرم بدخشان حین دریافت مواد درسی یونیسیف توسط طالبان

۲۱.۴.۹۶

تشکیلات مخفی امارت اسلامی؛ طالبان را کی‌ها رهبری می‌کنند؟

 - مختار وفایی
ملاعمر که لقب امیرالمومنین را با پوشیدن خرقه پیامبراسلام در سال 1996 در کندهار بدست آورده بود، پس از فرو ریختن تاج و تخت‌اش بحیث امیر مومنان توسط بمب‌افگن‌های ناتو، تشکیلات از هم پاشیده تحت فرمانش را در سال 2003 بار دیگر برای به حرکت درآوردن ماشین یک جنگ دوامدار علیه حکومت نوپای کابل و نیروهای خارجی مستقر در افغانستان سازمان داد.
به دلیل فعالیت مخفیانه‌‌ی طالبان پس از سال 2001 تاکنون، مردم و رسانه‌ها بجز نام رهبران و افراد مشخصی در این گروه، جزییات مفصلی از بقیه تشکیلات سازمانی این گروه ندارند.
هرچند گروه طالبان تماس‌های نزدیکی با رسانه‌ها و خبرنگاران دارند و از شبکه‌های انترنتی و فضای مجازی نیز بصورت گسترده برای پخش و نشر پیام‌ها و اخبارشان استفاده می‌کنند، اما پالیسی آنان برای حفظ هویت مقامات شان استفاده از نام‌های مستعار است. بطور مثال ذبیح‌الله مجاهد و قاری یوسف احمدی دو نام مستعاری استند که سخنگویان این گروه در صحبت با رسانه‌ها استفاده می‌کنند. والی‌های نامنهاد، فرماندهان نظامی و سرگروپ‌ها و حتی جنگجویان این گروه با نام‌های اصلی شان در میان مردم ظاهر نشده و هرکدام یک نام مستعار از نام‌های جنگجویان لشکر اسلام در زمان پیامبر را برخود می‌گذارند.
جزییاتی مفصلی که از تشکیلات گروه طالبان بدست آمده و مورد تایید منابع متعدد نیز قرار گرفته است نشان می‌دهد که ساختار رهبری این گروه تفاوت اندکی با حاکمیت پنج‌ساله شان در سراسر افغانستان دارد. . این گزارش، پس از افشای تشکیلات نظامی طالبان در شمال و شمالشرق که سال گذشته در وبلاگ من نشر شده بود، دومین و جامع ترین اطاعات را در زمینه ساختار تشکیلاتی امارت اسلامی به خوانندگان ارایه می کند.
تصویر از آرشیف

رهبر: ملا هبت  الله آخندزاده
معاون: ملا محمد یعقوب و مولوی یونس حقانی
ملامحمد یعقوب پسر ملاعمر و مولوی یونس حقانی رهبر گروه تروریستی حقانی، امارت اسلامی طالبان را بیشتر در بخش‌های نظامی رهبری کرده و مسوولیت انسجام فرماندهان نظامی این گروه را به عهده دارند.
معاونان نقش سازمانده و  هماهنگ کننده دارند  و ملاهبت‌الله آخندزاده رهبر امارت اسلامی، تصمیم نهایی در امور نظامی و سیاسی را  می‌گیرد.

شورای رهبری: این شورا که به « شورای کویته» نیز مشهور است، استراتیژی طالبان، هماهنگی، برنامه‌سازی، کنترول بخش‌های نظامی و سیاسی و سایر کمیسیون‌های مربوط به امارت اسلامی را رهبری نموده و در مورد تمامی تصامیم رهبر فتوا صادر می‌کند.
اعضای شورای رهبری: ملامحمد حسن بابر، مولوی عبدالکبیر، مولوی عبدالجلیل حقانی، حاجی گل آغا اسحاق‌زی، ملا محمد غوث، مولوی جلال‌الدین حقانی، مولوی لطیف منصور، ملاحسن رحمانی، ملاعبدالقیوم ذاکر، صدر ابراهیم و ملامحمد عیسا از جمله اعضای رهبری شورای رهبری امارت اسلامی استند که شبیه کابینه یک حکومت عمل کرده و در موارد مهم و اساسی به رهبر امارت اسلامی مشوره می‌دهند.

شورای عالی علما:  شورای علمای امارت اسلامی یکی از مهم‌ترین ارکان این گروه است که مسایل قضایی، فتواها و دستورات شورای رهبری را فلتر و نظارت می‌کند. این شورا می‌تواند با اتکا به احکام قرآن و سنت، فیصله  نهایی در مورد فتواها و دستورات شورای رهبری را صادر کند. این شورا موظف است تا تمامی تصامیم شورای رهبری طالبان را بررسی کرده و  مشخص نماید که درمطابقت با شریعت اسلامی است یا خیر. کمیتهء قضائی و دارالافتاء مربوط شورای علما می باشد وقضات آن توسط شورای علما تعیین می گردند.
رییس شورای عالی علما: مولوی نورمحمد ثاقب
معاون شورای علما: مولوی سیدمحمد (سدوزی آغا)

کمیسیون ها:
کمیسیون نظامی
مسوولین کمیسیون های نظامی
رییس کمیسیون نظامی: ملا صدر ابراهیم
اعضای ارشد: مولوی محمدیعقوب، سراج الدین حقانی، حافظ عبدالله، عبدالقیوم ذاکر، ملا محمد عیسا.
ملاصدر ابراهیم از نزدیکان ملاعمر و از فرماندهان میدان‌دیده‌ی این گروه است که سال گذشته بحیث رییس کمیسیون نظامی این گروه تعیین شد. کمیسیون نظامی، مسوولیت دارد تا جنگ را علیه دشمنان این گروه رهبری کرده و حملات و اهداف نظامی را برای جنگجویان مشخص کند.

کمیسیون مالی
رییس کمیسیون: ملا ابواحمد
کمیسیون مالی امارت اسلامی مسوولیت دارد تا منابع عایداتی این گروه که شامل معادن، جمع آوری عشر و ذکات، دریافت پول های اپراتیفی از منابع مختلف، کمک‌های مالی تاجران و موسسات خیریه و سایر درآمدهای این گروه می‌شود را مدیریت کرده و در چگونگی مصرف آن تصمیم بگیرد.
خرید و فروش تریاک، باج‌گیری از شماری از تاجران و شرکت‌ها، دریافت پول‌های اپراتیفی، بدست آوردن پول در بدل برخی از اختطاف‌ها از دیگر منابع عایداتی گروه طالبان دانسته می‌شوند. این گروه به دلیل تسلط بر برخی از معادن در ولایات مختلف افغانستان، در سال 2014 اداره‌ی جدیدی را بنام «معادن» نیز ایجاد کرده است که تحت نظارت کمیسیون مالی فعالیت می‌کند.
طالبان در برخی از مناطق از جمله در بدخشان سهم بزرگی از استخراج غیرقانونی معادن لاجور بدست می‌آورد.  گلوبل ویتنس در سال 2015 با نشر گزارشی نوشت که طالبان در جریان سال 2015 حدود 4میلیون دالر از معادن لاجورد بدخشان عاید داشته اند. این گروه ضمن این‌که بزرگترین سهم را در استخراج این معادن دارد با ایجاد پاس‌گاه‌های بازرسی در مسیر توپ‌خانه چترال که مسیر تردد صادرات لاجورد به پاکستان است نیز از استخراج‌کنندگان باج‌گیری می‌کند.  این کار طالبان شباهت به کار گروه داعش در عراق وسوریه دارد که که آنان  نیز نفت استخراج شده از مناطق تحت کنترول خود را به خارج قاچاق نموده و بفروش می‌رسانند که منبع بزرگ درآمد آنان را تشکیل می‌دهد.
در مناطق سرحدی افغانستان با پاکستان ذخایر معدنی از جمله «کرومایت» و سنگ مرمر وجود دارد. همچنان در هلمند ذخایر سنگ مرمر وجود دارد که به دلیل تسلط طالبان در آن مناطق حکومت افغانستان هیچ‌گونه برنامه‌ی برای بهره‌داری از این ذخایر و معادن را ندارد.

کمیسیون سیاسی
رییس: شیرمحمد عباس استانکزی
معاون: مولوی شهاب‌الدین دلاور
اعضا: ساحل شاهین، مولوی نیک محمد، شیخ سید رسول ننگرهاری، مولوی جان‌محمد مدنی، مولوی دین محمد، محمد زاهد احمدزی، مولوی محمدرستم حنفی و نعیم وردک.
شیرمحمد عباس استانکزی رییس کمیسیون سیاسی گروه طالبان مسوولیت دفتر این گروه را در قطر به عهده دارد و در زمان امارت اسلامی معاون وزیرخارجه بود. استانکزی افسر سابق پولیس و آموزش دیده در هندوستان است. استانکزی که در ماه اگست 2015 بحیث رییس دفتر طالبان در قطر معرفی شد، گفت‌وگوهای دوامداری را با کشورهای منطقه راه اندازی کرد. ستانکزی موفق شده است تا حمایت برخی از کشورهای منطقه را برای امارت اسلامی جلب کرده و نگاه آنان را در مورد اینکه این گروه تروریستی نیست تغییر دهد. منابع می‌گویند که امارت اسلامی اکنون در نزدیک به 10 کشور منطقه نمایندگی های غیر رسمی دارد که برای فعالیت‌ها و رفت و آمدهای اعضای سیاسی این گروه زمینه‌سازی می‌کنند.

کمیسیون فرهنگی
رییس: ملا امیرخان متقی
معاون: قدرت الله جمال، مولوی محمدسلیم، عبدالرحیم ثاقب.
امیرخان متقی از دوستان دوران کودکی ملاعمر است که در حاکمیت امارت اسلامی بحیث وزیر اطلاعات و فرهنگ کار می‌کرد. متقی در مدرسه حقانیه تحصیل کرده و فرماندهی نیروهای طالبان در بغلان و مزارشریف را نیز به عهده داشت. مسوولیت او در اکنون در راس کمیسیون فرهنگی، مدیریت سایت‌ها، مجلات، رسانه‌ها و فعالان رسانه‌یی طالبان برای خبر رسانی و پخش تبلیغات به نفع این گروه است. طالبان فعلاً به شمول وب‌سایت رسمی شان که بنام شهامت در انترنت فعالیت دارد، وب‌سایت  و صفحات متعدد مجازی را نیز در اختیار دارند.  وطن ‌پرس، عزم دات اورگ، نن تکی آسیا، افغان دات کام، الاماره وب‌پانه، عزم دات اورگ و ... از جمله وب‌سایت‌ها و صفحات مشهور این گروه در فضای انترنت می‌باشند. سخنگویان این گروه از طریق گروپ‌چت‌های مختلف در وایبر، تلگرام، وتساب و فیسبوک اخبار و دیدگاه‌های امارت اسلامی را به خبرنگاران می‌فرستند.

کمسیون امور قضایی
رییس: مولوی عبدالحکیم
مولوی عبدالحکیم از علمای تندرو و طرفدار جنگ دوامدار طالبان با حکومت افغانستان است که قبلاً در سال 2015 خبر بازداشت وی توسط نیروهای پاکستانی از منطقه‌ی اسحاق‌آباد کویته نیز منتشر شده بود.  مهم ترین مسوولیت کمیسیون امور قضایی امارت اسلامی  رهبری مسایل قضایی ولایات و محاکم صحرایی این گروه می‌باشد. گروه‌های نظامی طالبان در سراسر افغانستان پس از بازداشت اعضای دولت و یا افرادی را که به زنا و جرم‌های مختلف متهم می‌شوند، با حکم همین کمیسیون و با دریافت دستور مولوی عبدالحکیم به قتل می‌رسانند.

کمیسیون تعلیم و تربیه و تحصیلات عالی
رییس: مولوی محمد اقبال
سایر مسوولان درامور ولایات: مولوی مسلم حقانی و مولوی زمان‌شاه
این کمیسیون در ساحات تحت تسلط طالبان، مکاتب و مدارس را کنترول کرده و نصاب تعلیمی مورد تایید شان را تدریس می‌کنند.  کمیسیون تعلیم و تربیه و تحصیلات عالی، هرچند ماه گزارش‌هایی از چگونگی فعالیت مکاتب و مدارس تحت کنترول شان نشر کرده و در برخی مناطق مکاتب دخترانه (خردسالان) را فعال نگهداشته است. منابع آگاه می‌گویند که طالبان برای زدودن چهره ضد زن و ضد آموزش از امارت اسلامی طی یک‌سال اخیر تلاش کرده است با باز نگهداشتن شماری از مکاتب دخترانه، خودشان را به کشورهای منطقه و جهان حامی زنان و آموزش جلوه دهند. به همین منظور کمیسیونی در این عرصه فعالیت می‌کند که حتی مانع توزیع کمک‌های موسسات به مکاتب تحت کنترول شان نمی‌شود. معاش و امتیازات معلمان مکاتب تحت کنترول این گروه نیز بصورت مرتب توسط حکومت افغانستان پرداخت می‌گردد. هرچند که نصاب تعلیمی که در مکاتب و مدارس تحت سلطه این گروه تدریس می‌شود حاوی پیام‌های مبنی بر تشویق دانش‌‌آموزان به جهاد، ضدیت با حکومت و جنگ علیه کفار است، اما پول و امکانات دولتی در آن مکاتب بصورت منظم می‌رسد. طالبان اخیراً شماره تماس و ایمیل آدرسی را برای تماس با مسوولان این کمیسیون در اختیار مردم قرار داده اند. 
شماره‌های تماس: 0777364311- 0704091743 
  Email: Taleem_tarbiah.tahsilateali@yahoo.com

کمیسیون دعوت و ارشاد
رییس: ملاحسن بابر
معاون: مولوی شمس‌الدین
کمیسیون دعوت و ارشاد، مسوولیت دارد تا در سراسر افغانستان و با استفاده از نفوذی‌ها و مبلغین خود میان مردم و حتی نیروهای دولتی مرام‌نامه‌ی امارت اسلامی را تبلیغ کرده و مردم را به صف این گروه جلب و جذب نماید. این کمیسیون ماهانه بصورت منظم لیستی از افراد جلب و جذب شده از نیروهای دولتی را که در اثر تبلیغ و دعوت به این گروه پیوسته اند در وب‌سایت رسمی طالبان منتشر می‌کند.
شماره‌های تماس: 0708298195-0790195626
Eamail: lea.dawat@yahoo.com
کمیسیون صحت
رییس: ملا محمد عباس
ملامحمد عباس در مدرسه دینی زابل و حقانیه تحصیل کرده و قبل از رژیم طالبان چندین سال بحیث تاجر و شهردار در قندهار فعالیت می‌کرد. ملامحمد عباس بحیث وزیر عدلیه، فرمانده قوای طالبان در بغلان و وزیر صحت عامه در حاکمیت امارت اسلامی کار کرده است.
مسوولیت فعلی ملامحمدعباس در راس کمیسیون صحت، مدیریت کلینیک‌ها و هماهنگی برای انتقال مریض‌ها و زخمی ها در جبهات جنگ این گروه می‌باشد. گروه طالبان صدها باب کلینیک صحی را در مناطق تحت کتنرول شان در اختیار دارند و داکترهای سیار نیز برای تداوی زخمی‌های شان در جبهات فعالیت می‌کنند.

کمیسیون امور زندان‌ها
رییس: ملا عبدالحق
گروه طالبان در هر ولایت چندین مرکز نگهداری اسیران دارند که براساس دستور شورای رهبری کسانی که اختطاف و اسیر می‌شوند تا زمان مشخصی که یا تبادله صورت گیرد و یا به قتل برسند در زندان‌ها نگهداری می‌شوند. مهم‌ترین فعالیت این کمیسیون گزارش‌دهی از چگونگی زندان‌ها و ابلاغ تصامیم محاکم و شورای رهبری طالبان در مورد چگونگی برخورد با اسیران می‌باشد.

اداره جلوگیری از تلفات ملکی
رییس: قوماندان سرحدی
معاون: مولوی گرمسیری
طی سال‌های اخیر و در پی نشر گزارش‌ها و اعلامیه‌های متعدد سازمان‌های ملی و بین‌المللی در مورد نقض قوانین جنگ و کشتار افراد ملکی توسط طالبان، این گروه نزدیک به دوسال قبل اداره‌ی بنام «جلوگیری از تلفات ملکی» ایجاد کرد که هدف آن جلوگیری از تلف شدن افراد ملکی در میدان‌های جنگ است. طالبان تلاش دارند تا از نشر گزارش‌های که مردم را علیه شان تحریک می‌کنند جلوگیری کرده و تا حد امکان رضایت سازمان‌های بین‌المللی ناظر را بدست آورند. این گروه شماره‌های تماس و ایمیل آدرس مسوولان این اداره را در اختیار مردم قرار داده و خواسته اند که در صورت مشاهده تلف شدن افراد ملکی توسط جنگجویان شان به مسوولان تماس بگیرند.
Email: molkietalafat_m@yahoo.com         مبایل: 0707918384

اداره برق رسانی
طالبان با گسترش ساحات تحت تسلط شان در ولایات مختلف، همچنان اداره‌ی بنام برق‌رسانی ایجاد کرده و شماره‌تماس و ایمیل آدرسی از مسوولان این اداره در اختیار مردم قرار داده و گفته اند که در صورت برخورد با مشکل در عرصه برق، با آنان در تماس شوند.
شماره های تماس: 0794361452-0705557038  Email:barishnacomisson@gmail.com

کمیسیون امور موسسات و شرکت‌ها
رییس: مولوی احمد بلال
این کمیسیون موظف است تا از فعالیت موسسات و شرکت‌های خارجی و داخلی که در ساحات تحت کنترول این گروه فعالیت می‌کنند نظارت کند. کمیسیون امور موسسات و شرکت‌ها، از بسیاری شرکت‌ها و موسسات دولتی و خصوصی در بدل تامین امنیت آنان در مناطق تحت سلطه شان پول‌های هنگفتی باج‌گیری می‌کنند. باج‌گیری طالبان از شرکت‌های مخابراتی که در ساحات تحت تسلط این گروه فعالیت می‌کنند نمونه‌ی از این باج‌گیری‌هاست.

اداره مطبوعات امارت اسلامی
سخنگوی رسمی: مولوی سیدمحمد حقانی
همکاران مستعار: ذبیح الله مجاهد، قاری یوسف احمدی و لطف الله هاشمی

 اداره مطبوعات و دفتر سخنگوی امارت اسلامی با کمیسیون‌های سیاسی و فرهنگی در هماهنگی و ارتباط نزدیک فعالیت می‌کند. سخنگویان امارت اسلامی از آدرس‌های انترنتی متعدد برای پخش و نشر پیام‌ها و رویدادهای مربوط به این گروه استفاده کرده و به همه ابزارهای تکنولوژی برای پخش پیام‌های شان دسترسی دارند.

۱۷.۴.۹۶

حملات کم‌سابقه طالبان در بلخ نگران‌کننده است

گروه طالبان قبل از عید فطر آمادگی‌ شان برای راه اندازی حملات گسترده به مواضع نیروهای امنیتی در ولسوالی چمتال بلخ را گرفته بودند که روز پنجم عید با حملات پیشگیرانه‌ی نیروهای امنیتی مواجه شدند.
طالبان با تجهیز جبهات شان از ولایات جوزجان و سرپل طی چند روز گذشته چندین منطقه مهم ولسوالی چمتال از جمله امام صاحب، تره‌کی، کسانی و تگابی را تصرف کرده و به شمول آتش زدن یک تانک نظامیان، دیروز پنج‌شنبه پوسته‌های یازدهم و دوازدهم امنیتی را نیز تصرف کردند.
منابع محلی می‌گویند حضور فرماندهان قول اردوی ۲۰۹شاهین، فرمانده امنیه و رئیس امنیت بلخ در صف جنگ با طالبان هیچ موثریتی نداشته و بمباران هوایی مواضع طالبان نیز به ضرر نیروهای امنیتی تمام شده است‌.
منابع محلی در چمتال با ابراز نگرانی می‌گویند که اگر خط جنگ در این ولسوالی بشکند و طالبان پیشروی کنند، احتمال حمله به شهرک صنعتی "کود و برق" نیز وجود دارد.
حملات تهاجمی و پیشروی طالبان در نبرد رویارویی با نیروهای امنیتی طی شانزده سال اخیر در بلخ کم‌سابقه بوده است.

۱۴.۴.۹۶

سیدمحسن حجت در حمایت از اعلامیه شورای علمای شیعه بامیان، جشنواره دمبوره را یک امر شیطانی و برگزارکنندگان آنرا پیروان شیطان دانسته است.
حجت گفته است که بامیان دارالمومنین است و پیروان شیطان با برپایی مراسم فسق و فساد تلاش دارند آن‌را دارالفاسقین بسازند.
حجت به هیچ آیت و فرمان خدا در مورد حرام و یا مضر بودن موسیقی "مخصوصا دمبوره" اشاره نکرده اما در اعلامیه‌اش چند آیت و حدیث را مبنی بر این‌که خدا به کسانی که مردم را امر و نهی کنند پاداش عظیم در آخرت در نظر گرفته تذکر داده است.
تمام تاکید آقای حجت در اعلامیه‌اش این است که خودش را به دلیل مخالفت با چنین جشنواره‌های فرهنگی و ایجاد مشکل برای مردم، از جمله رستگاران و نزدیکان دربار خداوند ثابت کند.
حجت پشت سر هم آیت کشیده است که نهی کردن مردم از گمراهی پاداشی عظیمی در آخرت در پی دارد. نفس اعلامیه و خواست او براساس معامله‌ی شخصی استوار است، یعنی: من شما را امر و نهی می‌کنم چون در آخرت حور و غلمان نصیبم می‌شود، ورنه بمن ربطی ندارد.
حجت همچنان به کسانی که بامیان را "شهر بودا" می‌گویند دهن‌کجی نموده و برای رستگاری بامیانی‌ها دعا کرده است.

۱۳.۴.۹۶

از بت‌شکنی ملاعمر تا فتوای پیش‌مرگه‌های منافع ایران

 مختار وفایی
وقتی مجسمه‌های بودا که نشانه‌های از عظمت تاریخی و زیستگاه کهن بشر در بامیان استند به فرمان ملاعمر انفجار داده شد، این اقدام از سوی عرب‌ها، پاکستانی‌ها و تروریست‌های خارجی همکار با طالبان بصورت گسترده استقبال شد. هرچند شماری از اعضای گروه طالبان با این امر مخالف بودند، اما به دلیل اینکه ملاعمر از ملاهای پاکستان و عرب دستور را دریافت کرده و خودش نیز معتقد به نابودی مجسمه‌های بودا بود فتوای نابودی این بنای باشکوه تاریخی را صادر کرد.
تخریب مجسمه‌های بودا ملاعمر را چهره‌ی بت‌شکن در مساجد و مدارس تندروان اسلامی در کشورهای مختلف از جمله پاکستان و عربستان معرفی کرد. شیخ محمود اعلاء روحانی نابینای عربستان، جماعت اسلامی پاکستان و جریان های سلفی از تخریب مجسمه های بودا استقبال کرده و حتی ملاعمر را مورد پرسش قرار دادند که چرا در تخریب این مجسمه‌ها تاخیر کرده است؟
وحید مژده در کتاب «افغانستان و پنج‌سال سلطه طالبان» می‌نویسد که ملاعمر در پاسخ به این پرسش ملاهای سلفی، دستور داد تا صد راس گاو  را به عنوان کفاره در تاخیر تخریب مجسمه‌های بودا ذبح کرده  و میان فقرا و ایتام در سراسر افغانستان توزیع کنند. در حالی که تخریب مسجمه‌های بودا در بامیان  اعتراض بودایی‌ها در سراسر جهان را به همراه داشت، ذبح صد راس گاو در کفاره تاخیر این تخریب نیز، خشم هندوها که گاو یکی از نمادهای مقدس آنان است را برانگیخت. براساس روایت این کتاب، بعداً مشخص شد که پول قیمت گاوها را «الرشید ترست» یک موسسه پاکستانی پرداخته است که در واقع بیانگر یک بازی سیاسی در عقب این سناریوی سیاه می‌باشد.
این مقدمه را به دلیلی نوشتم که شباهت زیادی میان آن اتفاق تلخ 20سال قبل که قامت بلند بودای بامیان را به زمین ریخت و فتواهای اخیر در مورد یک جشنواره فرهنگی در بامیان صادر شده است وجود دارد.
مهم‌ترین شباهت این دو اتفاق این است که اگر فتوای ملاعمر مبنی بر تخریب مجسمه‌های بودا در عربستان و پاکستان استقال شد، فتوای شورای علمای شیعه در بامیان و عیساحیسنی مزاری در قم و مشهد و تهران استقبال شده و از آن‌جا انعام دریافت می کنند. ملا عمر برا تخریب مجسمه‌های بودا که عظمت تاریخی و شکوه فرهنگی بامیان بود فتوا صادر کرد، عیسا حسینی مزاری و شورای علمای شیعه برای حذف موسیقی بومی و جشنواره فرهنگی مردم که هیچ ربطی به هیچ و مذهبی ندارد فتوا صادر کرده اند.
نخستین جشنواره دمبوره قرار است به تاریخ 16 و 17 ماه سرطان همراه با برگزاری نمایشگاه صنایع دستی، اجرا و نمایش هنرهای متنوع فولکلوریک محلی در بامیان برگزار گردد. در این جشنواره از صفدر توکلی دمبوره‌نواز مشهور و پرطرفدار افغانستان بزرگداشت می‌شود و همچنان دمبوره نوازان دیگر مانند سیدانور آزاد، علی دریاب، سید داوود یکاولنگی و میرچمن سلطانی برای اشتراک کنندگان می‌نوازند.
در حالی که یک هفته به برگزاری این جشنواره باقی مانده است، گروه‌های متحجر و مرتجع دینی از جمله شورای علما، مرکز دینی رسالت، مرکز دینی تبیان و شماری از  چهره‌های ضد فرهنگ و آزادی‌های مردم، جشنواره را محکوم و تهدید کرده اند.
شورای علمای شیعه، مرکز دینی رسالت و عیسا حسینی مزاری برگزاری جشن دمبوره را خلاف ارزش‌های دینی و میهنی خوانده و آنرا موجب گسترش فحشا و لهو  و لعب دانسته اند. دمبوره آله موسیقی و یکی از نمادهای برجسته فرهنگ و تمدن بومی مردم افغانستان است که بیشترین طرفداران در ولایات مرکزی افغانستان دارد.  در اجندای جشنواره دمبوره در بامیان هیچگونه برنامه‌ی که خلاف ارزش‌های مردم پنداشته شود وجود ندارد، اما ملاهای مرتجع، با دیده‌درایی تمام و با مبنا قراردادن روایت‌های مضحک تلاش دارند خوشی و شادمانی  که گمشده همیشگی مردم است را از آنان گرفته و طرفداران موسیقی و فرهنگ را با شلاق ستمگر دین و مذهب سرکوب کنند. شورای علمای شیعه بامیان برای زدن مهر تایید به ادعای شان که موسیقی ابتذال است و جشنواره دمبوره خلاف دین است متوسل شده است به یک حدیث منسوب به پیامبر اسلام که گفته است:  «از شنیدن و گوش دادن غنا و موسیقی پرهیز نمایید، زیرا آن‌ها در قلب نفاق را می رویاند چنانچه آب سبزه را می رویاند.» بگذریم از اینکه این حدیث حقیقت است یا خیر و اگر حقیقت است چقدر با منطق و شعور انسانی همخوانی دارد، چون یکی از ویژگی های انسان دیندار و مخصوصاً کسانی که از دوکان دین نان می‌خورند این است که هر هجوسرایی را بنام دین و مذهب به مردم می‌قبولانند.
اگر دیروز طالبان قامت استوار و بلند شهمامه و صلصال را بنام ارزش‌های به تاریخ پیوسته و بدست آوردن دل مراکز شیطانی پاکستان و عربستان به رگبار بستند، اکنون جمعی از ملاها که منافع شان از قم، تهران و بیت رهبری خامنه‌یی تامین می‌شود قرار است نمادهای دیگری از فرهنگ و تمدن مردم را که بهانه‌های برای دل‌خوشی و آرامش است را نابود کنند.  به همین سبب هیچ تفاوتی میان ملاعمر که دستور نابودی قامت‌های بلند بودا را صادر کرد و باعث شادمانی در عربستان و پاکستان شد و شورای علمای بامیان و سیدعیسا حسینی مزاری که از قم دستور می‌گیرند وجود ندارد.
در یک کلام من باور دارم که هردو گروه مرتجع، ضد آزادی، ضد انسانیت و نمادهای از جهالت قرون‌وسطایی استند که گروه دومی به شیوه متفاوت‌تر و با لباس جدیدتر، گناه و ثواب خرید و فروش می‌کنند.
حسینی مزاری در اعلامیه‌اش که از مشهد ایران صادر شده با تکیه بر یک حدیث منسوب به پیامبراسلام خود را مامور به امر و نهی کردن مردم خوانده و  جشنواره دمبوره را محفل لهو و لعب که باعث گسترش فساد میان جوانان می‌شود دانسته است.  او همچنان گفته است که روزهای برگزاری این جشنواره مصادف است با کشته شدن سیدحسین انوری از قوماندان‌های دوران جهاد که برگزاری جشنواره منجر به توهین به مقام شامخ ایشان خواهد شد.
حسینی مزاری با آن همه القاب سرخ و سبزی که حاصل خدمت در دستگاه جاسوسی ولایت فقیه است نمی‌داند که برگزاری یک جشنواره فرهنگی در بامیان چه ربطی به برگزاری مراسم فاتحه یک قوماندان در کابل دارد؟
ملاهای مرتجعی مانند حسینی مزاری و نهادهای مزدبگیری مانند شوراهای علما بجای پرداختن به روشنگری و گسترش آموزه‌های انسانی میان مردم، بی هیچ بهانه‌یی و با توجیه رفتارهای زشت شان در قالب احادیث و روایات قرون‌وسطایی تلاش‌های مداومی را برای حذف خوشی و آرامش از زندگی پر از مشقت مردم کرده اند.
همین جماعت جاهل که  بخودشان حق می‌دهند مناسبت‌های مانند تجلیل از سالروز مرگ خمینی، روز قدس و ده‌ها مناسبتی که هیچ ربطی به مردم و فرهنگ این سرزمین ندارند را با شان و شکوه برگزار کنند، در مورد برگزاری جشنواره‌های فرهنگی که چیزی جز یک لحظه شادی و آرامش برای مردم ندارد، حاضر است هزار حدیث و روایت مردم‌آزاری سر داده و اسباب دل‌خوشی ملاهای قم و مشهد را فراهم کنند.
اگر مردم برپایی جشنواره دمبوره را بر محفل سالروز مرگ خمینی و تجلیل از روز قدس ترجیح می‌دهند حق دارند؛ همانگونه که شما بخود حق می‌دهید با پوشش جامه‌های رنگین آخندی برای اهداف ایران شعار داده و به دستور ملاهای قم، مردم را امر و نهی کنید.
اگر نمادهای تقدس برخی از ملاها و مراکز تبلیغی آنان مردم را بسوی کشتن، نفرت و جهالت سوق می‌دهند، نمادها و جشنواره‌های فرهنگی و بومی  خوشی، لبخند، آرامش و همدلی را میان مردم ترویج می‌کند. فضولی نکنید؛ بگذارید همانگونه که شما در لاک جهالت خود گرفتارید، مردم هم در روشنایی مدنیت، دانایی و خرد به خوشی‌ها و شادمانی‌های خود برسند!


۱۱.۴.۹۶

وقتی استدلال می‌لنگد

پس از آنکه هفته گذشته مقاله‌ی با عنوان «قدس و قلمرو منافع ولایت فقیه در افغانستان» نوشته و پرده از لانه‌های تاریک جواسیس و مزدوران ولایت فقیه برداشتم، تا اکنون با موجی از دشنام‌ها، تهمت‌ها و روایت‌های دروغین چند ملای مرتجع مواجه هستم.
من با استدلال نوشتم و حاضرم از واژه واژه‌ی نوشته ام در مراجع قانونی دفاع کنم.
مجمع علمای جعفری شمال که در راس آن سید محسن حسینی قرار دارد با پخش اعلامیه‌ی اتهامات ناروا و تهمت‌های نابجایی را بر من روا داشته است.  این مجمع در اعلامیه‌اش که سراپا اشتباه و لغزش نوشتاری دارد در مسلمان بودن من شک کرده است.
مجمع علمای جعفری شمال در این فحش‌نامه‌اش صفت‌های همچون بی ایمان، خبیس، خناس و مزدور کفار را کنارهم قرار داده و تاکید کرده است که باید در مسلمانی ام شک کنند!
پس از نشر این اعلامیه محسن حسینی رییس مجمع علمای جعفری شمال در پیام از طریق مسنجر فیسبوک نیز را با الفاظ و تهمت‌های همچون «رانده شده‌ی درگاه امام زمان»، «رانده شده درگاه امام باقر» و «رانده شده درگاه امام صادق» خطاب کرده و گفت از کفار پول میگیرم تا علیه ملاها تبلیغ کنم. 
او که در مقابل پرسش‌ها و مقاله‌ام پاسخ قانع‌کننده نداشت، تصاویری از خانمم را که از صفحه شبکه طلوع‌نیوز گرفته بود برایم فرستاده و آنرا نشانه‌ی از بی دینی و بی ایمانی ام تلقی کرد.
همچنان از یک هفته بدینسو و پس از نشر مقاله‌ام شماری از ملاها و افراد فاقد استدلال و درک، تصاویری از من و خانمم را در صفحات مجازی دست بدست کرده و تهمت‌های ناروای شبیه ملامحسن حسینی را برمن می زنند.
این واکنش‌های فاقد منطق و شعور نشان می‌دهند که استدلال و منطق، در کله‌های با مَن یک دستار تعطیل است و جز دشنام، توهین و تهمت چیز دیگری از این انسان‌های مرتجع انتظار نباید داشت.
من انتظار داشتم که با استدلال‌های منطقی مواجه شوم، اما طی یک هفته چیزی بجز دشنام، تهمت، ناسزا، عقده‌گشایی و حکم‌های واهی ارتداد دریافت نکردم.
در آخرین مورد به مرتجعین فحاش نوشتم که اگر در هر دادگاه و مرجع قانونی حاضر می‌شوید من حاضرم از واژه های که نوشته ام دفاع کنم.

تاکید می‌کنم که این دوکانداران دین و فروشندگان گناه و ثواب، نه تنها حق داوری در مورد دین و باورهای مردم را ندارند، بلکه خودشان غرق در معاملات ننگینی با پوشش دین و مذهب استند. سلطه و استبداد دینی که حاصل فخرفروشی و خیانت گروه‌های حاکم بر ذهن و روان مردم است باید شکسته شده و دشمنان آزادی و رهایی به حاشیه رانده شوند.
تصویر از آرشیف

پاسخ موسسه آل یاسین و مجمع علمای جعفری شمال به مختار وفایی

تذکر: هفته گذشته مقاله‌ی از من تحت عنوان(قدس و قلمرو منافع ولایت فقیه در افغانستان) در سایت خبری هویدا منتشر شد که در آن مقاله به عوامل نفوذی و استخباراتی ایران در افغانستان پرداخته و از افراد و نهادهای مشخصی نامبرده بودم. اکنون موسسه آل یاسین و مجمع علمای جعفری در شمال افغانستان در پاسخ به آن مقاله، اعلامیه‌یی نوشته اند که آنرا نشر کرده و بعداً مفصل خواهم نوشت.
سید محسن حسینی رییس مجمع علمای جعفری در شمال و همراهانش
 سلام وعرض احترام خدمت همه دوستان در شبکه های مجازی جهت اطلاع دوستانم دررابط با گزارش مغرضانه ای روزنامه نگار بنام مختار وفایی در سایت تحلیلی خبری هویدا وتکرار همین گزارش در «حقایق گروپ» مبنی بر اینکه موسسه ال یاسین و مجمع علمای جعفری شمال افغانستان از سفارت جمهوری اسلامی ایران پول دریافت میکند و اهداف برنامه های جمهوری اسلامی ایران را درافغانستان تبلیغ میکند نکات را بعرض میرسانم:  ۱ سیاست و اهداف موسسه آل یاسین با محوز رسمی وتشکیل ان فقط خدمت رسانی به خانواده های ایتام فقرا ومستمندان وکمک رسانی به انان بوده واست وبودجه ان از صدقات کفارات وسهم امام وسهم سادات توسط تجار وخیرین با مجوزکتبی از مراجع عظام تقلید بوده وتمام برنامه های کمک رسانی ان کاملا شفاف وزیر نظر ریاست محترم اقتصاد ولایت بلخ انجام شده وهیچ کمکی از ناحیه سفارت محترم جمهوری اسلامی ایران و یا سایر ارگانهای دولتی دریافت نکرده و اگر مدرکی دال بر گرفتن کمک به دست دارد لطفا در اختیار رسانه وخبرگزاری ها قرار دهد تا ملت بزرگوار درجریان قرار گیرند. ۲ مجمع علمای جعفری شمال افغانستان با مجوز رسمی که اهداف ان در اساسنامه مجمع توسط وزارت محترم عدلیه دولت اسلامی افغانستان مشخص شده طبق قانون جاری کشور کاملا شفاف فعالیت دارد ویکی اهداف ان دفاع از ارزشهای اسلامی ودینی است و همواره تلاش نموده در مجالس محافل خود از ارگانهای امنیتی ونطامی دولت اسلامی افغانستان دفاع نموده و مشوق مردم برای حمایت از ارگانهای نظامی وامنیتی بوده که اسناد ومدارک ان هم موجود است واز زحمات ارگانهای امنیتی ونطامی چی در مجالس ومصاحبه ها تشکری کرده تمام فعالیت ان کاملا قانونی درچهارچوب قانون و اساسنامه ای مجمع بوده و است فعالیت آن هم براساس کمک های مردمی بوده و آن چی که در اساسنامه ذکر شده اگر مدارک وجود دارد که مجمع از جای ویا سفارت کمک دریافت میکند لطفا در اختیار رسانه قراردهید تا مردم و ارگانهای امنیتی وکشفی درجریان قرار گیرند.  ۳ موضوع روزجهانی قدس وحمایت از قدس شریف مساله است که تنها به جمهوری اسلامی ایران مربوط نمی شود هر مسلمانی وهر انسانی خدا پرست قلبش از اشغال اولین قبله ای مسلمانان جریحه دار است من نمیدانم این خبرنگار این طور موزیانه و مغرضانه موضوع قدس شریف را ربط به ایران و دریافت پول از سفارت ایران نموده اصلا مسلمان است یاخیر اگر مسلمان است در مسلمانی اش صددر صد باید شک نمود گرچی افراد بی ایمان وسست عنصر بخاطر گرفتن پول وکاسه لیسی دست به هر جنایتی میزند. قدس حیات اسلام است نامگزاری روزجهانی قدس از طرف امام خمینی ره بعنوان یک مجتهد جامع الشرایط وفقه و اهمیت ان بر هر مسلمانی پیروی از آن لازم است. الحمدالله امثال حضور مسلمانان در خیلی از کشورها درروز جهانی قدس بی سابقه بود و افراد مجهول حال مانند این گزارشگر که تهمت های ناروا به بهانه روز جهانی قدس به موسسه ال یاسین ومجمع علمای جعفری روا داشت و«حقایق گروپ» هم ان را در فیسبوک گذاشت نشان میدهد که دست های خبیس ومرموز پشت این نوع رسانه ها است و با این نوع مطالب بی اساس و واهی میخواهد افکار مردم مومن و متدین را نسبت به این نوع مراکز خدمتگزار خراب کند اگر زره ایمان ومسلمانی دروجود رک این خناسان باشد نسبت به اولین قبله مسلمین وحمایت از دولت غاصب صهیونیست دفاع نکرده و چنین قلم فرسای نمیکند.
۴ موسسه آل یاسین ومجمع علمای جعفری شمال افغانستان  دو ارگان که مجوز رسمی از دولت اسلامی افغانستان دارد و هر ساله گزارش فعالیت های خود را به مراکز ذیصلاح میدهد طبق قانون اساسی جاری کشور تمام ارگانها و تشکلها رسمی بر اساس قانون و اساسنامه ان حق فعالیت دارد.  ۵ موسسه آل یاسین و مجمع علما ابن حق را برای خود محفوظ میدارد که اگر چنانچه خبرنگار فوق که این گزارش را تهیه نموده و اگر گفته های خود را نتواند ثابت کند باید بر اساس قانون خبرنگاری و نشر اخبار و یا گزارش کذب در محکمه جواب گو باشد موسسه آل یاسین و مجمع علما فقط مسول پاسخگوی دربرابر وظایف این دو ارگان می باشد و بس.
حاجی سید محسن حسینی
رییس مجمع علمای جعفری شمال افغانستان