۱۱.۱.۹۲

سفر به دور شولگر؛ چشم دیدها از جبهه های تفنگداران و زورمندان محلی...

 شهرستان شولگره "زادگاهم"؛ که یکی از شهرستان های پرجمعیت و کلیدی استان بلخ می باشد، هم اکنون به بستر مستی و زور آزمایی چند تفنگدار و زورمند محلی تبدیل گردیده است؛ این شهرستان سبز و آبی هر روز شاهد ترور، قتل، آدم ربایی، کشتار و نا آرامی است. احزاب مختلف با استفاده از مجبوریت و نا آگاهی مردم؛ تعدادی از آنان را به نام های مختلف مسلح ساخته و شعله ی برادر کشی را در میان مردم بار دیگر روشن ساخته است.
با سفری که( باموتر سایکیل) به تعدادی از قریه ها و مناطق شولگره داشتم، جبهه های سیار تفنگداران و "دزدان محلی" را از نزدیک مشاهده کردم...
احزابی که حرف از دموکراسی، آزادی، آبادی، ترقی و آرامی کشور می زنند، با دیدن جبهه های جنگی شان که در کوه ها و قریه های دور دست این ولسوالی در حال تجهیز کردن هستند، دانسته می شود که دنبال چی هستند.
مردم این شهرستان اکثراً به زراعت و کشاورزی و دامداری مصروف اند؛ نسل انقلاب این شهرستان از درس و تحصیل بازمانده اند و وضعیت  نسل کنونی نسبتا رو به بهبود است. ده ها باب مکتب، مدرسه، آموزشگاه و مراکز علمی وتربیتی در آن شکل گرفته، اما کمبود استادان مسلکی از چالش های عمده ی آن است.
اربابان قدرت و سرمایه، مردم مظلوم این شهرستان را دست آویز خود ساخته و آنجا باهم زور آزمایی می کنند. هم اکنون هر حزب و هر قدرتمند در گوشه ی برای خود قرارگاه ساخته و با توزیع تفنگ و پول و اسلحه در میان مردم و هواخواهانش اوضاع منطقه را به نفع خود می چرخاند.
این وضعیت برای نسل جوان این شهرستان تباه کننده و تاریک خواهد بود؛ چون تاهنوز دیده شده است که چندین تن از جوانان نیز به تحریک این گروه ها قلم را به زمین گذاشته و اسلحه گرفته اند.
با دید این وضعیت آدم به یاد روزهای سیاه طالبان می افتد که در آن زمان نیز چنین خفقان بود. شولگره از سال های 1380 الی 1387 در آرامی نسبی به سر می برد؛ اما بار دیگر شعله ی کشتار و آدم کشی در میان مردم در حال اوج گیری است و وحشت روز به روز دامن این شهرستان را گسترده تر می سازد.
باید کاری کرد؛ اما گزینه ها که به این تفنگ سالاری و مردم آزاری پایان دهد در دست خود اربابان و زورمندان است؛ زود تر از آنان باید بزرگان محل و آدم های آگاه جامعه برای تغییر وضعیت کاری انجام دهند.
مردم نیز با دیدن چنین وضعیتی به رو بحران رفتن افغانستان در سال 2014 مطمئن تر می شوند و ترس اینکه بار دیگر سرنوشت شان به کشتار و وحشت ختم می شوند در دل های شان جاگرفته و نگران آینده ی ترسناک و بیهوده ی است که همواره بر آنان تحمیل شده است.
سرنوشت این مردم چه وقت، چگونه و توسط که تغییر خواهد کرد؟
 این سوال ذهنم را می خورد.....

۱۰.۱.۹۲

کمرنگ بودن حضور زنان در رسانه های شمال

  کم رنگ شدن حضور بانوان خبرنگار در رسانه ها باعث نگرانی نهاد های حامی رسانه ها شده است. دفتر نی، نهاد حمایت کننده از رسانه های آزاد در شمال افغانستان می گوید تعداد بانوان خبرنگار در رسانه ها در دو سال اخیر کاهش یافته است.
مسؤولان این نهاد در شهر مزار شریف می گویند دید حاکم سنتی بر کارکرد  و فعالیت زن، تهدیدهای جدی را علیه زنان خبرنگار بوجود آورده است و سبب شده است که تعدادی از زنان خبرنگار کار خود را ترک کنند.
نورآغا شریفی،  مسؤول ساحوی دفتر نی در شمال می گوید: «این مشکلات در برابر بانوان خبرنگار واقعیت دارد، آنها هر از گاهی از آدرس های معلوم و نامعلوم مورد تهدید قرار گرفته اند و به همین خاطر از حرفه خبرنگاری به کار های دیگری روی آورده اند».
آقای شریفی افزود، زنانی که در رسانه ها مشغول خبرنگاری هستند، مشکلات زنان را بهتر درک می کنند و انعکاس می دهند، اما کسانی هنوز هستند که مخالف حضور زنان در برنامه های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی هستند و پذیرفتن این حق برای زنان برای شان دشوار است.
شریفی اضافه می کند: «اگر برای پوشش خشونت علیه زنان، خود زنان در استدیوی خبر و یا در رسانه ها حضور داشته باشند، به گونه  بسیار خوب می توانند مسائل مربوط  به زنان را پوشش بدهند. اما از یک طرف خانواده ها اجازه نمی دهند که زنان در رسانه ها کار کنند و از جانب دیگر تهدیدهای اجتماعی علیه آنها وجود دارد».
 مسؤول دفتر نی در 9 ولایت شمالی افغانستان اظهار داشت که در سال 2012 در تمام افغانستان 69 مورد خشونت علیه خبرنگاران صورت گرفته است که از آن جمله صرفاً 7 مورد آن در شمال کشور صورت گرفته است.
 

ترس از سقوط رسانه ها در شمال افغانستان!


طی ده سال گذشته صدها رسانه ی تصویری؛ صوتی؛ چاپی و الکترونیکی در افغانستان با حمایت مالی تعدادی از کشورها و موسسات خارجی ایجاد گردید.هرچند تعدادی از این رسانه ها با معیارهای جدید رسانه یی آشنایی نداشتند و افراد مسلکی کمتر در آن ها دیده می شد، اما به نحوی در ترویج فرهنگ رسانه  و آزادی بیان در کشور سهیم بودند.
متاسفانه در این اواخر شاهد از هم پاشیدن و بسته شدن تعدادی از این شبکه های رسانه یی در شمال کشور هستیم.
تنها در ولایت بلخ؛ 16 شبکه ی رادیویی فعالیت داشت، که از آن میان شش شبکه ی آن تا اکنون بسته شده است.
تعدادی از شبکه های تلویزیونی که وابسته به احزاب سیاسی و گروه های دولتی نیستند نیز از وضعیت خوبی برخورداز نییستند و ندای بسته شدن و رخصت کردن کارمندان شان شنیده می شود.
دیده می شود که هیولای سال 2014 که همزمان با خروج نیروهای خارجی انتخابات ریاست جمهوری افغانستان نیز برگزار می گردد، هم اکنون اذهان عامه و دولتمردان را مغشوش ساخته است.
پروژه های دراز مدت و کوتاه مدت که رسانه ها از سوی آنان تغذیه می شد وهمچنان در بخش های مختلف دیگر فعال بودند، به گفته ی آگاهان در حال سقوط است و تمویل کنندگان نیز بدون هیچ دلیلی این پروژه ها را متوقف کرده است.
بیشترین رسانه ها از سوی سفارت ایالات متحده ی امریکا، موسسه (USAID) تمویل شدند که هم اکنون این پروژه ها متوقف گردیده است.
با این حال تعدادی از جوانانی که طی ده سال گذشته در دامان این رسانه های نوکار به حرفه ی خبرنگاری رو آورده بودند، نگران وضعیت کار رسانه یی هستند و از آینده ی مبهم و تاریک شان ترس دارند.
این در حالی است که در این اواخر خشونت ها علیه خبرنگاران نیز افزایش یافته است؛ دفتر نی حمایت کننده ی رسانه های آزاد افغانستان چندی قبل در یک اعلامیه  گفته بود که تنها در دوماه اخیر خشونت علیه خبرنگاران سی فیصد افزایش یافته است که بیشترین مورد خشونت از سوی دولتمردان کشور صورت گرفته است.
با سقوط رسانه های آزاد در افغانستان، فضا و میدان رسانه یی در کشور به رسانه های وابسته به احزاب و حکومت می ماند و چرخ به دست کسانی که طی این مدت خریدار نداشتند می افتد...
 

۱.۱.۹۲

توپچی جشن گل سرخ:شلیک توپ های ما، پیام آور بهار، صلح و دوستی اند!

گاهی حاشیه ها به نظرم جالبتر می رسد، ام روز هم در جشن گل سرخ در مزارشریف نرفتم در داخل صحن مجلس بنشینم، در اطراف روضه ی شریف قدم زدم و  کار همه ساله ی جگرن گل رحمن برایم جالب به نطر رسید؛ رفتم تا وی را بشناسم و ازش بعضی موضوعات را بپرسم....
جگرن گل رحمن طوطاخیل، توپچی لوای سه قول اردوی 209 شاهین است، که از چندین سال بدینسو مردم و مهمنانان سال نو خورشیدی و جشن نوروز را در مزارشریف با شلیک 21  گلوله توپ آغاز گر می شود.
جشن نوروز همه ساله با حضور هزاران تن از مهمانان داخلی و خارجی در شهر مزارشریف تجلیل می شود و امسال نیز حضور گسترده ی مهمانان دراین جشن بیشتر از سال های دیگر بود.
جشن نوروز 1392  تحت تدابیر شدید امنیتی در مزارشریف تجلیل گردید که به گفته ی مسوولان امنیتی ولایت بلخ بیش از شش هزار مامور امنیتی و کشفی در این ولایت مسوولیت تامین امنیت را در روزهای نوروز داشته اند.
شلیک نمودن 21 گلوله توپ در جریان جشن گل سرخ از عنعناتی است که قدیم باقی مانده و تاهنوز نیز همه ساله  مردم با صدای شلیک های توپ سال نو را رسماً آغاز می کند و به شادی و خوشی می پردازند.
جگرن طوطاخیل که از چندین سال بدینسو آغاز گر سال نو خورشیدی تا شلیک 21 گلوله ی توپ می شود می گوید که آرزو دارد، تا زنده است توپچی باشد و توپ های سال نو را شلیک نماید.
این جگرن 62 ساله می گوید که صدای توپ های که وی شلیک می کند، پیام آور بهار، صلح، دوستی و برادری در سال نو خورشیدی است!
به باور این جگرن شلیک گلوله های توپ در سابق به خاطر بیدار ساختن مردم در اوقات مختلف استفاده می شد؛ در زمانی که بلندگو وجود نداشت، در کارخانه ها و قریه ها اوقات نماز، غذاخوردن، افطار در ماه رمضان، آغاز سال نو و موارد دیگر با استفاده می شد که شلیک توپ در نخستین ساعات روز نخست سال نو خورشیدی در جریان جشن نوروز از همان روزها به عنوان یادگار و عنعنه ی مردم بلخ باقی مانده است.
امروز نیز 21 گلوله ی توپ توسط جگرن گل رحمن طوطاخیل شلیک شد و مردم بلخ باشلیک این توپ ها آغاز گر سال 1392 خورشیدی شدند.

مهمترین رویدادهای امنیتی و اجتماعی ولایات شمال در سال 1391

       حوادث و رویدادهای سال 1391  در شمال افغانستان با سرازیر شدن سیلاب ها در ولایت های بلخ؛ سرپل، بغلان، سمنگان  و چندین ولایت دیگر آغاز گردید که بیشترین آسیب  از این سیلاب ها به ولایت سرپل رسید.
از اثر جاری شدن این سیلاب ها در ولایت سرپل نزدیک به صد تن کشته و مفقودالاثر گردیدند و صدها منزل مسکونی در سرپل و دیگر ولایات تخریب گردیدند
این سیلاب ها که از اول ماه ثور آغاز به سرازیر شدن نمودند، تنها در سرپل هشتاد درصد شهر این شهر را فرا گرفت و هزاران تن را در روزهای سخت بهاری آواره و بی سرپناه ساخت.
به گفته مقامات سرپل هشتاد درصد شهر زیر سیل آب قرار گرفته بود
در جریان سرازیر شدن سیلاب ها مقامات ولایات شمالی خواستار کمک هر چه عاجل غذایی و غیر غدایی از سوی مؤسسات کمک کننده برای آسیب دیده گان شدند که کمک های پرداکنده ی از سوی نهادهای داخلی و خارجی به آسیب دیدگان فرستاده شد اما بیشتر آسیب دیدگان در این سیلاب ها بی خانمان شدند.
 سمنگان از دیگر ولایات شمالی افغانستان است که سال ها در آرامی نسبی بسر می برد اما در  ماه سرطان سال جاری گواه یک حمله ی انتحاری بود که ده هاتن را به کام مرگ فرستاد.
حمله ی انتحاری صبح هنگام در یک محفل عروسی به شمول احمد خان سمنگانی عضو مجلس نمایندگان و یکتن از بزرگان این ولایت ده هاتن دیگر نیز کشته شدند.
در این حمله که حوالی ساعت هفت و نیم صبح  روزشنبه 24 سرطان رخ داد مهاجم انتحاری مواد همراهش را در محفل عروسی دختر احمد خان سمنگانی منفجر ساخت و20 تن از جمله احمد خان سمنگانی کشته و 60 نفر دیگر به شمول سید احمد سامع قومندان پولیس حوزه ی غرب زخمی شدند.
همچنان فاریاب که از چندی بدینسو به دلیل فعالیت های گسترده مخالفان مسلح در شمار ولایت های نا امن کشور محسوب می گردد در جریان سال جاری شاهد ده ها مورد انفجار, انتحار و قتل های مرموز بوده است.
در این میان مهمترین رویدادی که در سال جاری در فاریاب تفاق افتاد حمله انتحاری در جریان مراسم عید قربان بود که ده هاتن را کشته و زخمی ساخت.
روز جمعه، ٥ عقرب گزارش شد که وقوع انفجار انتحاری در جریان مراسم عید قربان در شهر میمنه، مرکز ولایت فاریاب در شمال افغانستان بیش از چهل کشته و بیش از پنجاه زخمی برجای گذاشته است.
این حمله انتحاری در اولین روز از ایام عید قربان و در مقابل مسجدی روی داد که گروهی از مردم برای برگزاری نماز عید قربان در آن تجمع کرده بودند.
سخنگوی پلیس محلی در آن زمان گفته بود که حدود نیمی از کشته شدگان این بمب گذاری از ماموران پلیس و نفرات ارتش افغانستان هستند.
در همین حال ولایت بلخ که از ولایت های امن کشور محسوب می گردد نیز شاهد رویدادهای بوده است که از جمله  کشته و زخمی شدن بیش از سی تن در اثر ماین کنار جاده مهمترین آن هامی باشد.
در اثر انفجار ماین کنار جاده در ولسوالی دولت آباد ولایت بلخ 15 تن کشته و 18 تن دیگر زخم برداشتند.
این حادثه زمانیکه یک موتر فلنکوچ روانه عروسی در ولسوالی دولت اباد بوده به وقوع پیوست.
همزمان با این حادثه در یک خبر دیگر مقامات محلی ولایت بلخ از کشته شدن 9 فرد ملکی در در نتیجه تصادم دو موتر در ولسوالی خلم این ولایت خبر دادند.

در کنار رویدادهای مرگبار امنیتی در شمال کشور، موارد همچون قتل، سربریدن و شکنه و تجاوزات جنسی نیز طی یکسال گذشته به گفته ی آگاهان به اوج خود رسیده و باعث نگرانی نهادهای حقوق بشری و مدنی گردیده است. در این میان سحرگل نامی است که خشونت علیه وی می تواند از تمام خشونت های انجام شده در برابر زنان ولایات شمال نمایندگی نماید.
«سحرگل»  که یک نوعروس بود به طور وحشیانه ی توسط اعضای خانواده اش مورد لت و کوب و آزار و اذیت قرار گرفته بود.وی چندين ماه توسط شوهر و خانواده همسرش در خانه محبوس بوده و مورد شكنجه و بدرفتاري قرار گرفته بود.
ماموران پليس، «سحرگل» را پس از ماه ها در زيرزمين خانه شوهرش پيدا کردند. خانواده «سحرگل» به پليس مراجعه كرده و از ماه‌ها بي‌خبري از وضعيت دخترشان ابراز نگراني کرده بودند. پليس پس از پيداكردن سحرگل متوجه شد كه ناخن‌ها و موهاي سر ش کشيده شده‌اند و گوشت و پوست قسمت‌هايي از بدنش نيز با انبرکنده شده بود.
تجاوز جنسی بر یک دختر پنج ساله در ولسوالی کلدار ولایت بلخ، سربریدن یک خانم در ولایت جوزجان، کشته شدن چندین خانم دیگر در ولایات سرپل، فاریاب، بدخشان، تخار و بغلان از جمله رویدادهای خشونت باری است که در شمال افغانستان اتفاق افتاده است.


همچنان آخرین رویداد خشونت علیه زنان در ولایات شمال خبر از زنده به گور نمودن یک بانوی جوان در ولایت بدخشان دارد.
ذاکره بانوی 24 ساله ی بود که به جرم دوست داشتن یک پسر توسط برادرش به حمایت و کمک پدرش در حیاط حویلی شان زنده به گور شد و پس از هفتاد روز جسد وی توسط پولیس کشف گردید.
همچنان به عنوان آخرین رویداد ناگوار و حملات انتحاری در شمال افغانستان می توان از حمله ی انتحاری که از خانواده رییس مجلس نمایندگان قربانی گرفت  نام برد.
بر اثر انفجار انتحاری که شام روز پنج شنبه 24 حوت در ولایت کندز رخ داد 3 عضو خانواده  عبدالروف ابراهییمی رییس مجلس نمایندگان کشته شدند.
حمله کننده ی انتحاری که خود را در میدان بزکشی منفجر ساخت، حاجی شیرخان پدر عبدالروف ابراهیمی، عبدالقیوم ابراهیمی، برادر و یکی از برادر زاده های عبدالروف ابراهیمی رییس ولسی جرگه کشته شده اند.
عبدالقیوم ابراهیمی قوماندان امنیه ولسوالی امام صاحب بود که وی نیز همراه با یک محافظش در این حمله کشته شد.
در این حادثه که ده تن دیگر نیز کشته شدند؛ مراسم تدفین و جنازه نزدیکان رییس مجلس نمایندگان  بدلیل  آنچه مشکلات امنیتی خوانده شد بدون حضور داشت وی انجام شد.
این در حالی است که به گفته ی تعدادی از آگاهان مسایل سیاسی، نا امنی، افزایش ترور، وحشت، تجاوزات جنسی و خشونت علیه زنان از دامن بیکاری و فقر بر می خیزند که فقر و بیکاری در سراسر کشور در حال رشد و گسترش است.

۲۹.۱۲.۹۱

دزدان محلی در لباس "پولیس محلی"؛ جنایات و مردم آزاری توسط پولیس محلی ...

 
درتازه ترین خشونت ها در ولسوالی چهاربولک ولایت بلخ، حداقل چهار غیرنظامی کشته و دو تن دیگر زخمی شده اند.
این رویداد دوشنبه شب در قریه احمد آباد از مربوطات ولسوالی چهاربولک ولایت بلخ زمانی رخ داده است که حداقل هفت سرنشین یک موتر مسافربری مورد تیر اندازی مستقیم قرار گرفتند.
بازماندگان قربانیان این حادثه امروز گفتند که اعضای خانواده آنان توسط پولیس محلی کشته شده اند.
حیات الله روغ فرمانده امنیه ولسوالی چهاربولک وقوع این حادثه را تایید کرده است اما می گوید که عاملان این تیر اندازی هنوز شناسایی نشده اند.
صبح روز سه شنبه حداقل هفتاد باشنده قریه احمدآباد به مرکز این ولسوالی گردهم آمدند و خواهان پیگیری و شناسایی عاملان این رویداد شدند.
قاری ذبیح الله زاهد ولسوال چهاربولک، حیب الله سارنوال، مدیر جنایی قوماندانی امنیه چهاربولک، سناتور عبدالمجید و ده ها باشنده قریه، امروز در جلسه پیگیری این حادثه شرکت کردند.
دوتن از کسانی که از حادثه تیر اندازی جان سالم به در بردند، به اعضای جلسه امروز گفتند که آنان عاملان تیراندازی را شناسایی کرده اند.
این دو تن می گویند که ماموران پولیس محلی قریه احمد آباد دو بار به طرف آنان تیراندازی کردند.
حدود دو ماه پیش، 300 مامور پولیس محلی در ولسوالی چهاربولک مستقر شدند.
اصل ماجرا
حداقل هفت باشنده قریه احمدآباد پس از عیادت بیماران شان در شفاخانه خصوصی مولانا در شهر مزارشریف، حوالی ساعت 9 و سی دقیقه دوشنبه شب، به طرف قریه در حرکت بودند که وسیله نقلیه شان، مورد تیراندازی قرار گرفت.
یک تن از کسانی که از این تیراندازی جان به سلامت برده است می گوید که در تیراندازی نخست، یک نفر کشته و دو تن دیگر زخمی شده اند.
او که خواست نامش در خبر ذکر نشود گفته است: "پس از فیر (شلیک)، سربازان پولیس محلی برگشتند به طرف پوسته شان، اما بیست دقیقه بعد دوباره به محل حادثه آمدند."
منبع افزود که در جریان بیست دقیقه همه تلاش کردند تا با خانواده های خود تماس بگیرند تا از آنها کمک بخواهند.
او گفت: "زمانی که ما می خواستیم جسد را با خود انتقال دهیم دوباره سربازان پولیس محلی پیدا شدند و این بار به صورت مستقیم و یک یک نفر را مورد هدف گلوله قرار دادند."
به گفته این شاهد عینی، او با دوستش که زخمی شده بود، خود را که گویا کشته شده اند به روی زمین انداخته بودند و مهاجمان سه نفر دیگر را هدف گلوله قرار دادند و کشتند.
او تایید کرد فقط یک نفر آنها (باشندگان قریه) توانسته است از دست مهاجمان فرار کند.
منبع گفت: "من شنیدم که پولیس محلی پس از تیراندازی، با هم گفتند که همه شان کشته شدند، برویم."
تاکید بر پیگیری
قربانیان این حادثه، اسماعیل 25 ساله، عبدالحکیم 25 ساله، حبیب الله 24 ساله و صفر گلدی 35 ساله هستند و دو تنی که زخمی شدند، ملا پیرعلی 50 ساله و نادر بیست ساله هستند.
باشندگان قریه احمدآباد می گویند که در چهار سال گذشته، حداقل 25 نفر در خشونت ها در این ولسوالی کشته شده اند.
با این حال، شرکت کنندگان جلسه امروز تاکید کردند که حکومت موظف است تا عاملان حمله دوشنبه شب را شناسایی و مجازات کند.
جنرال دوستم نیز با ارسال پیامی به این جلسه، گفته است که تمامی تلاش خود را برای شناسایی عاملان این رویداد انجام خواهد داد.
با این حال، قوماندان امنیه چهاربولک می گوید که هیچ شکایتی از جانب باشندگان قریه احمدآباد در ارتباط با تیراندازی دوشنبه شب دریافت نکرده است.
او می گوید که باشندگان قریه احمدآباد، شب اجساد خود را انتقال دادند بدون اینکه پولیس را در جریان حادثه قرار دهند.

بازگشت به دوران ابوجهل؛برادری، خواهرش را به کمک پدر، زنده به گور کرد

جنایت، جرم، وحشت و قانون شکنی در افغانستان پس از یکدهه حضور جامعه ی جهانی و شعاری حامدی کرزی رییس جمهور این کشور همه روزه در حال افزایش است و اوضاع به سوی وخیم شدن می رود
افزایش خشونت علیه زنان و تجاوزات جنسی از جمله نگرانی های جدی است که از چندی بدینسو نهادهای حقوق بشری و مدنی در کشور آنرا ابراز می دارند و از وخیم شدن اوضاع هشدار می دهند.این بار بانوی جوانی در ولایت بدخشان قربانی جهالت اعضای خانواده اش شده است؛ این قضیه متفاوت تر از دیگر قضایای خشونت است.ذاکره بانوی جوانی که به جرم دوست داشتن و ارتباط داشتن با یک پسر جوان توسط برادرش به کمک پدرش سه ماه قبل زنده به گور شده است و جسد وی چند روز قبل از حیاط حویلی پدرش کشف شد.
مقام‌های محلی و مردم محل در ولسوالی کِشم ولایت بدخشان می‌گویند که پدر و برادر این بانوی جوان پس از زنده
به گور کردن این بانو از این ولایت فرار کرده‌ اند و در حال حاضر در کشور ایران به سر میبرند
عبدالسلام پیمان ولسوال ولسوالی کِشم ولایت بدخشان شام گفته است ، یک بانو به نام ذاکره از قریۀ «سرای» حدود سه ماه پیش ناپدید شده بود، روز شنبه مردم محل به ادارۀ ولسوالی گزارش کرده‌اند که پدر، مادر و برادر این دختر در ایران زنده‌گی می‌کنند؛ اما دختر با آن‌ها در ایران نیست.
ولسوال کشم گفت که پس از تحقیق و بررسی، ادارۀ ولسوالی جسد این دختر جوان را از محوطۀ حویلی آن‌ها دریافته اند.
آقای پیمان تصریح کرد: «هیأت موظف ولسوالی به خانۀ پدر دختر رفتند، در خانۀ آن‌ها هیچ‌کسی نبوده است؛ بالاخره در نتیجۀ تلاش مردم محل و هیأت اعزامی ادارۀ ولسوالی، جسد دختر را از خانۀ پدرش پیدا کردند که در محوطۀ حویلی دفن شده بود
در همین حال، عبدالصمد شیرزاد یک باشندۀ محل می‌گوید، این دختر توسط برادرش یاسین و پدرش ملابای کشته شده است.
او گفت، این دختر با پسری قول عروسی داده بود و انگیزۀ قتل او، رابطه‌اش با آن پسر می‌باشد.
این باشندۀ محل گفت: «وقتی ملابای (پدر بانوی کشته شده) از رابطۀ دخترش با یک پسر خبر می‌شود، به پسرش یاسین که در ایران زندهگی میکرد، زنگ زده و گفته که خواهرت با یک پسر رابطه دارد؛ در نتیجه یاسین (برادر دختر) از ایران به خانه بر می‌گردد و در تفاهم با پدر و مادرش، در داخل خانۀ خود خواهرش را زنده به گور میکند

۲۴.۱۲.۹۱

اکثریت رسانه ها، به فرمایش حکومت گران و زورمندان نشرات دارند

تعدادی از آگاهان و فعالان رسانه یی در بلخ، از وضعیت جاری رسانه ها ابراز نگرانی نموده و می گویند اکثریت رسانه ها در اختیار زورمندان قرار دارند و رسانه های آزاد و معیاری در کشور انگشت نشان می باشند.
این آگاهان که در نشستی به بهانه ی  یکسالگی نشرات وب سایت هویدا و رونمایی خبرگزاری سرزمین که با حضور ده ها تن از خبرنگاران جوان؛ فعالان رسانه یی و روزنامه نگاران بلخ صحبت می کرد، از خبرنگاران جوان خواستند تا مرزهای سانسور توسط زورمندان و سیاستگران و خودسانسوری را بشکنند و یک موج جدید خبرنگاری را در کشور شکل دهند.
این نشست که به همکاری باشگاه فارغان نی حمایت کننده ی رسانه های آزاد افغانستان برگزار شده بود؛ نور آغاشریفی مسوول ساحوی دفتر نی در شمال، روی وضعیت خبرنگاران در شمال صحبت نموده و از افزایش خشونت ها توسط حکومتگران ابراز نگرانی نمود.آقای شریفی آمار ثبت شده در دیده بان رسانه ها از خشونت ها علیه خبرنگاران در دوماه نخست سال جاری میلادی را دو برابر دوماه نخست سال 2012 خوانده  و این وضعیت را باعث نگرانی خبرنگاران و فعالان رسانه یی عنوان نمود.
همچنان مختار وفایی موسس و مدیر مسوول وب سایت هویدا، در مورد دست آوردها و چالش های فرا راه نشرات یک ساله ی این وب سایت گفت:
یک سال  گذشته، با تهدیدها، چالش ها و دست آوردهای مهمی همراه بود. وی تهدید از سوی مقامات حکومتی، امنیتی و افراد شخصی را در جریان نشرات موضوعات عینی و حقایق جامعه از چالش ها و موانع جدی فرا راه نشرات و کار رسانه یی در بلخ دانست.
تهدید از سوی رییس و اعضای شورای ولایتی بلخ، نماینده های پارلمان، موظفین امنیتی و افرا شخصی از جمله چالش های بوده است که نشرات یکساله ی وب سایت هویدا آن را تجربه کرده است.
در همین حال قیوم بابک یکتن از ژورنالیستان سابقه دار بلخ نیز روی چالش ها و مشکلاتی که باعث افزایش خشونت ها و خودسانسوری در رسانه ها می شود صحبت نموده و وضعیت فعلی آزادی بیان و رسانه ها را در افغانستان بحرانی و تحت حکومت سیاستگران و زورمندان دانست.
به باور آقای بابک در عصر کنونی اکثریت رسانه ها رسالت و وظیفه ی اصیل شان را فراموش کرده و به خوش خدمتی به اربابان قدرت و سرمایه می پردازند.
آقای بابک از خبرنگاران جوان خواستار تسلیم نشدن به زور و قدرت شد و از آنان خواست تا به خود جرئت دهند تا حقایق و نگفته های  که به زندگی و سرنوشت مردم ربط دارند را بدون سانسور منتشر نمایند.
در همین حال مبینه ساعی خیر اندیش مدیر مسوول شبکه ی رادیو رابعه بلخی روی وضعیت حضور بانوان در رسانه های بلخ صحبت نموده و چالش های زیادی را فرا راه کار بانوان در رسانه های بلخ عنوان نمود.به باور بانو خیر اندیش سنت های حاکم در جامعه یکی از مهمترین چالش های فرا راه کار بانوان در رسانه های بلخ می باشد.
عبدالقادر مصباح مدیر مسوول هفته نامه و وب سایت خبری یادگار نیز از سخنرانان این محفل بود و وضعیت رسانه های چاپی و الکترونیکی را در بلخ نگران کننده دانست. به باور آقای مصباح، هیچ تلاشی تاهنوز در بلخ در راستای رشد رسانه های چاپی و الکترونیکی صورت نگرفته، در حالی که یکی از نیاز جدی جامعه ی رسانه یی شبکه های اجتماعی، رسانه های چاپی، وب سایت های خبری و تحلیلی می باشد.
در عین حال به گفته ی مسوولان  دفتر نی حمایت کننده ی رسانه های افغانستان، از دوماه بدینسو شصت تن از جوانان آمریت امور جوانان بلخ در این دفتر چگونگی استفاده از شبکه های اجتماعی، گزارشگری شهروندی و وبلاگ نویسی را آموزش دیده اند و با اشتراک این جوانان قرار است کانون وبلاگ نویسان و فعالان شبکه های اجتماعی بلخ نیز تشکیل گردد.
این در حالی است که به گفته ی مختار وفایی، مدیر مسوول وب سایت تحلیل خبری هویدا، بزودی هفته نامه ی چاپی هویدا نیز در شهر مزارشریف آغاز به نشرات نماید.

۲۳.۱۲.۹۱

زنان مافیایی، به حمایت بانوی اول کشور(زینت کرزی)...

سوء استفاده از صلاحیت و پست های حکومتی یکی از رسوایی های است که در افغانستان و بخصوص در حلقه ی اطرافیان و نزدیکان رییس جمهور کرزی به وضوح مشاهده می شود و این موضوع به عنوان یک غده ی سرطانی و چالش فراگیر در افغانستان ریشه دوانده است.
هرکس وابسته گی و نزدیکی به یکی از وزرا، وکلا؛ والیان و خانواده ی رییس جمهور داشت بدون در نظر گرفتن لیاقت، تحصیل و ...به مهم ترین پست های حکومتی گماشته می شود و آنانی که سال ها تحصیل کرده اند ئ هیچگونه وابسته گی به یکی از مقامات ندارند، از بی کاری و مجبوری به کشورهای بیگانه مهاجر می شوند و یا در همین جا از جامعه پرت شده و به کارهای شاقه می پردازند.
اینبار حرف از بانوی اول کشور "زینت کرزی" است؛ وی بدستور رییس جمهور همصنفی ها، وابسته گان و دوستانش را در پست های مهم حکومتی می گمارد  و در رسوایی های ارگ ریاست جمهوری در عرصه ی بانوان سهم می گیرد.
به نقل از نوشته ی یک کاربر شبکه ی فیسبوک چند سال پیش، یکی از اعضای مجلس نمایندگان در عین حال در دو پست دیگر ایفای وظیفه می کرد، هر از گاهی اگر کسی انتقاد میکرد، تنها دلیلی که این آقا یا خانم داشت این بود که من همصنفی همسر رییس جمهور(زینت کرزی) هستم.

به باور نصرت الله اقبال از فعالان شبکه ی اجتماعی فیسبوک، که این موضوع را در صفحه ی فیسبوک اش منتشر کرده است، این وکیل شورای ملی به مانند یک مافیا عمل می کرد، کسی در برابرش ایستاده گی کرده نمی توانست، چون همصنفی زیبت کرزی بود، زن اول مملکت! و در دانشگاه طبی کابل همصنفی جناب وکیل صاحب بوده.

نصرت الله اقبال می نویسد که در تازه ترین مورد سوءاستفاده از قدرت و صلاحیت های وظیفوی خانواده و اطرافیان کرزی؛ چندی قبل ناجیه طارق رییسه پیشین شفاخانه رابعه بلخی و معین کنونی وزارت صحت عامه؛ یکی دیگر از همصنفان بانو زینت کرزی هستند، این خانم از چندی بدینسو در سطح وزارت صحت عامه کشور دست به تصفیه قومی زده و از هر کی خوشش آمد مقرر و کسیکه به دماغش خوش نخورد برکنار میکند.

وی می نویسد، در روزهای اخیر ایشان تصمیم گرفتند تا یکی از خواهر خوانده های خود را بعنوان رییسه شفاخانه رابعه بلخی مقرر کنند.
به نقل از این کاربر شبکه ی اجتماعی فیسبوک فقط سه ماه پیش مسعوده فیضی از طریق امتحان رقابت در این پست مقرر شده است؛ اما بدلیل اینکه خانم ناجیه طارق تصمیم گرفته اند تا فرد جدیدی را به این پست مقرر کنند، ریاست به اصطلاح "اصلاحات اداری،" دوباره امتحان رقابت برگزار کرده و خواهر خوانده معین صاحب را به این پست کامیاب اعلام کرده است.
گفته میشود که خانم، مسعود فیضی در دادگاه شکایت کرده است؛ اما هنوز روشن نیست که دادگاه در این مورد چه تصمیم میگیرد.
درهمین حال اقبال این وضعیت را "واقعن وحشت ناک است"، می خواند و در مورد این همصنفی بانوی اول کشور می گوی: "زنی مافیا تر از شوهرش؛زنی جانی تر و وحشی تز از شوهرش."
این نخستین بار نیست که حرف از رسوایی های خانواده و اطرافیان رییس جمهوری کرزی زده می شود؛ بلکه تاهنوز بارها رسانه های اجتماعی و همگانی بطور گسترده ی فساد و باندهای مافیایی وابسته به اطرافیان رییس جمهور کرزی را برملا ساخته است، اما دیده شده است که این باندها و این رسوایی ها هر روز گسترده تر و قوی می شود.

این سوالی است که باشنیدن این رسوایی ها؛ هر خواننده و شنونده ی از خوش می پرسد؛ نصرت الله اقبال که این موضوع را در صفحه ی فیسبوک اش منتشرکرده است نیز چنین پرسیده است، اما احتمالا هنوز به جواب قانع کننده ی دست نیافته است:

بالآخره این سرزمین صاحب دارد یا نی؟
تا چه زمانی باید مردم قربانی رقابت ها و پیوندهای رییس جمهور و خانواده اش شوند؟
 

۱۸.۱۲.۹۱

والی جنگ سالار ننگرها، مانع ساخت وساز این شهر می شود

اداره ی انکشاف بین المللی ایالات متحدهء امریکا یاUSAID والی ننگرهار را مسوول ناکامی پروژهء بازسازی بند برق درونته می خواند.
رییسUSAID در ننگرهار مایک دیمپسی گفت: علت نا کامی این پروژه بی پروایی و عملی نشدن وعده های گل آغا شیرزوی است.
تا به حال برای بازسازی بند برق درونته دو پروژه آغاز شده ولی پیش از تکمیل شدن، به ناکامی انجامیده اند.
به گفتهء رییس ادارهء انکشاف بین المللی ایالات متحدهء امریکا، پروژهء نخست به ارزش یازده ملیون دالر به یک شرکت خصوصی سپرده شده بود ولی به دلیل کار بی کیفیت این شرکت، پروژه متوقف شد.
ادامهء این کار بعداً به یک شرکت دیگر سپرده شد اما باز هم به دلایل نه چندان واضح، کار بازسازی بند برق درونته به پایان نرسید.
مایک دیمپسی، گل آغا شیروزی والی ننگرهار را مسوول ناکامی این دو پروژه می خواند اما نمی داند که والی ننگرهار چرا موفق به پیشبرد این پروژه نشده است:
«نمی توانم حدس بزنم که چرا والی با وجود وعدهء که کرده بود پول بازسازی بند درونته را فراهم نکرد. در جریان شش ماه ما بار ها از وی خواستیم تا تعهدی را که کرده بود عملی سازد، اما چنین نشد. واقعاً نمی دانیم که چرا والی تصمیم گرفت تا این پول را فراهم نکند
اما از دیدگاه والی ننگرهار قضیه رنگ دیگری دارد.
گل آغا شیرزوی می گوید: قرار بود بند برق درونته با ارزش 31 ملیون دالر بازسازی شود که ده درصد این پول را حکومت افغانستان می پرداخت، پنج صد هزار دالر را ادارهء "شیرزی فوندیشن" به دوش گرفته بود و متباقی را باید ادارهء انکشاف بین المللی ایالات متحدهء امریکا فراهم می ساخت.
شیرزی گفت: او حالا هم آماده است تا مقدار پول تعیین شده را بپردازد، علت توقف پروژهء بازسازی بند برق درونته، مشکلات داخلی در ادارهءUSAID است:
« این همه مشکلات خود آنهاست. ما به وعدهء خود ایستاده ایم و حکومت نیز متعهد است. آنها باید نخست با ما صحبت می کردند و اگر ما پول را فراهم کرده نمی توانیستم، پروژهء بازسازی بند برق را متوقف می ساختند. این مشکل خود آنهاست و خود شان دروغ گفته اند
درین حال رییس ادارهء انکشاف بین المللی ایالات متحدهء امریکا در ننگرهار می گوید: در شش ماه اخیر چندین بار با والی صحبت کرده ولی چیزی به دست نیاورده است.
دیمپسی گفت: حالا کمک والی با این پروژه دردی را دوا نخواهد کرد، چون پروژه ناکام و کار بازسازی بند برق درونته متوقف شده است.
رییسUSAID در ننگرهار گفت: ادارهء تحت رهبری اش حالا علاقه مند کمک با پروژهء بند برق درونته نیست.
افغانستان کشوریست که به انرژی برق نیاز جدی دارد.
اعمار و بازسازی بند های برق ظاهراً از عمده ترین برنامه های زیربنایی حکومت افغانستان است.
زیرا این کشور حالا در بخش انرژی برق وابسته به کشور های همسایه است ومقدار ناکافی انرژی برق افغانستان را کشور های همسایه از جمله ایران، تاجکستان و ازبکستان فراهم می سازند.