برچسپ ها

۱۰.۲.۹۷

خط سرخی بر صفحه‌ی سیاه دمکراسی در افغانستان

- مختار وفایی
دمکراسی نوپا و ناکام افغانستان، دیروز خون‌بارترین روز خود را تجربه کرد. 10 خبرنگار که در شرایط دشوار جنگ و کشتار اطلاع رسانی می‌کردند، در یک روز به کام مرگ رفتند. از شاه‌مری فیضی که تجربه کار 22ساله با آژانس خبری فرانسه را داشت و سرپرست یک خانواده 15 نفره بود، تا غازی رسولی، محرم درانی، احمدشاه انگار و  بقیه گل‌های که پرپر شدند.
روایت زندگی هرکدام از این خبرنگاران درد جانکاه هزاران قربانی رویدادهای تروریستی است که در گوشه و کنار افغانستان قربانی سیاست‌های ناکام حکومت و عقده های تلخ سازمان‌های استخباراتی منطقه و جهان می‌شوند.
به ادامه‌ی کشتارهای که بنام داعش صورت می‌گیرد، حمله به‌جان خبرنگاران نیز از سوی عناصری بنام داعش به عهده گرفته شد. ساعاتی پس از این حمله تصاویر دو جوان در شبکه‌های انترنتی منتشر شد که گفته می‌شد عاملان این حمله اند و منسوب به داعش.
مهم این نیست که کدام گروهی حمله به خبرنگاران را انجام داد، چون طالبان نیز دست کمی از داعش در جنایت و دشمنی با آزادی بیان و دمکراسی ندارند. چند روز قبل یک خبرنگار ورزیده دیگر بنام عبدالمنان ارغند در قندهار ترور شد که قبلاً توسط طالبان تهدید به مرگ شده بود.
امروز نیز پس از کشته شدن 9 خبرنگار در کابل، خبرنگار دیگری که از ولایت خوست با بی بی سی کار می‌کرد، توسط افراد مسلح ناشناس ترور شد. این‌ قربانیان یک دشمن مشترک دارند و آن هم تروریست‌های استند که تحت عناوین مختلف با دمکراسی و آزادی بیان می‌جنگند.
حمله دیروز که مرگ‌بارترین حمله در تاریخ رسانه‌های افغانستان است، یک پیام واضح و آشکار دارد و آن اینکه داعش و میزبان‌های داعش نمی‌خواهند رسانه‌ها و خبرنگاران خلاف میل شان عمل کنند.
رسانه های افغانستان فعلاً تنها جبهه‌ی مردم در برابر ستم و فساد و خیانت حاکمان این کشور است. بنام داعش تظاهرات و اعتراضات مردمی سرکوب شد، مساجد و تجمعات هدف قرار گرفت و تنها جبهه‌ی باقی مانده رسانه‌ها بود که دیروز آماج قرار گرفت. اگر مردم سکوت کنند، در مساجد علیه تروریسم و داعش خیالی صحبت نشود و رسانه‌ها نیز تسلیم شوند، دیگر امیدی برای دوام نمی‌ماند.
آنچه دیروز اتفاق افتاد خط درشت و سرخی‌ست بر صفحه‌ی سیاه دمکراسی در افغانستان. صفحه‌ی که بنام دمکراسی باز شد، اما بجز خون و باروت و مرگ در آن رسم نشد.
با وجودی که همه از آنچه جریان دارد خسته‌ایم، اما واضح است که گزینه‌ی جز دوام دادن نداریم.
!با این شعار فعلاً خود را تسلی می‌دهیم: ما متوقف نمی‌‌شویم

۱.۲.۹۷

در حاشیه مراسم عروسی فریده و مصطفی

فریده و مصفطی

یکی از محصولات فیسبوک در جامعه افغانی، جماعت جارزن و یاوه‌سرای است که دوست دارند فقط نق بزنند و دشنام تحویل دهند.
پنج‌شنبه گذشته مراسم با شکوه عروسی فریده رویش و مصطفی در سالن مکتب معرفت برگزار شد.
این عروسی در نوع خود نمونه‌ی بود که می‌تواند الهام‌بخش اجتماع افیون‌زده و خرافاتی افغانستان باشد. عزیز رویش یک جلد کتاب که نماد دانایی و خردمندی است را بحیث جهیزیه به دخترش تقدیم نمود و فریده رویش نیز مهریه‌اش را یک جلد قرآن تعیین کرده است.
فریده و مصطفی بیش از 183هزار افغانی را نیز به مناسب عروسی شان، هزینه تحصیل 10تن از دختران بی بضاعت نموده اند.
در کنار جشن باشکوهی که برای عروسی فریده و مصطفی در سالن مکتب معرفت برگزار شد، آنان جشن دیگری را برای خانواده‌ها و اقارب شان در یکی از سالن‌های عروسی شهر کابل برگزار کردند.
این اقدام فریده و مصطفی در نوع خود نمونه و نخستین اقدام شجاعانه برای آغاز یک زندگی خوشبخت و زیباست.
با این‌حال یک جماعت ناتوان و نابسامان که توانایی هیچ کار خیر و موثری را ندارند، پشت صفحات مجازی شان نشسته و نق می‌زنند که این زوج جوان مردم را فریب داده اند.
دقیقاً شبیه یک عده بیچاره و حسود و ناتوان که علیه من و نیلوفر عزیزم می‌نوشتند.
این جماعت که توانایی تحمل خوشبختی دیگران را ندارند، حسادت و دلتنگی شان را می‌ریزند در فیسبوک.
بیرون زدن از دایره‌ی نگاه متعصب جامعه‌ی که تا گلو غرق در فساد، خرافات و جنون است کار ساده و آسانی نیست. من در در خانواده‌ی سنتی و شدیداً محافظه‌کار بزرگ شدم، چهار سال مدرسه دینی خواندم، پدرم در ابتدا تلاش می‌کرد که "ملا" شوم، اقوام و بستگانم اکثریت بی‌سواد، رمه‌دار و روستا نشین اند، اما در روز عروسی‌ام، دست عروسم را گرفتم و رفتم در پارک عمومی شهر و با اطفال خیابانی رقصیدیم، خندیدیم و لذت بردیم.
اقدامی که باعث شد بسیاری‌ها حتی نزدیک‌ترین اقوام و خانواده‌های ما از من و عروسم متنفر شوند. آن شیادان حسود اگر دست شان بما می‌رسید شاید از دار زدن ما نیز خودداری نمی‌کردند.
در کنار این‌ شادمانی که برای خود و اطفال کارگر ایجاد کردیم، بخاطر این‌که نمی‌توانستیم و منطقی هم نبود خانواده‌های مان را نادیده بگیریم، جشن کوچک عقد نکاح ترتیب دادیم.
کجای اقدام ما و یا اقدام با شکوه فریده و مصفطی مشکل داشت که یک جماعت جارزن این‌همه نق می‌زنند؟
عزیز رویش که الگوی یک پدر مهربان و خردمند است، با اقدام نمونه‌ی که در عروسی دخترش انجام داد نیز برایش دشمنانی در میان این جامعه‌ی خردستیز خلق کرده است.
همه حق دارند انتقاد کنند، اما فرق است میان جارزن و نق زن و منتقد. به هر اندازه که برای یک اقدام باشکوه نق زده شود، به همان میزان ساحه مقبولیت و تاثیرگذاری و مهر تایید آن بیشتر می‌شود.
امیدوارم زوج‌های بیشتری برای زدودن خاکستر سیاه خرافات از این جامعه اقدامات باشکوهی را رقم بزنند.
عروسی فریده و مصطفی به خودشان و خانواده‌های محترم شان شاد باد!
- مختار وفایی

۲۸.۱.۹۷

صلح با طالبان، گرهی که در دستان آمریکاست


مختار وفایی
صلح در افغانستان به گرهی تبدیل شده است که دندان هیچ یک از شرکای جنگ بجز ایالات متحده که میزبان این جنگ است به آن بند نمی‌شود.حکومت افغانستان که حاصل حمایت مالی ایالات متحده و شرکای بین‌المللی وی است، تاکنون هیچ پاسخ مثبتی در زمینه‌ی تلاش‌های بی پایه‌اش در زمینه‌ی صلح از سوی طالبان دریافت نکرده است.
طالبان از همان 10 سال قبل دعوت‌نامه شورای صلح به رهبری صلاح الدین ربانی را برای مذاکره و پیوستن به حکومت دریافت کردند، پاسخ شان تا حالا بصورت قاطع همان است که امروز می‌گویند: "ما با حکومت دست نشانده کابل مذاکره نمی‌کنیم، چون طرف ما ایالات متحده است، کشوری که حکومت افغانستان تابع و فرمان‌بردار وی است."
این گروه، حکومت افغانستان را فاقد مشروعیت می‌دانند و تاکید می‌کنند که اگر قرار باشد برای رسیدن به صلح مذاکره صورت گیرد، طرف مذاکره آنان بجز امریکا هیچ کشور دیگری نمی‌تواند باشد. ادعای طالبان این است که حکومت فعلی افغانستان دست‌نشانده و تحت فرمان ایالات متحده است و مذاکره با یک دست‌نشانده و به تعبیر آنان "مزدور" نتیجه‌ی نخواهد داشت.
طالبان اگر در بقیه ادعاها و موضع‌گیری‌های شان دچار محاسبه اشتباه باشند، در این زمینه دقیق و برحق اند. حکومت قبلی و فعلی افغانستان بر پایه‌ی کمک‌های امریکا و متحدانش استوار است. از معاش اعضای پارلمان و محافظان شان تا نیازهای ابتدایی دفتر رییس جمهور و والی‌های ولایات توسط کشورهای بیرونی تامین می‌شود. اگر منافع ایالات متحده، جنگ نیابتی و کمک‌های جهانی به حکومت افغانستان پایان یابد، حکومت فعلی شش ماه دوام نمی‌آورد.
 اخیراً ترامپ و ناتو ظاهراً فشارهای را بر پاکستان و طالبان وارد کرده اند که سرسخت‌ترین گروه شورشی مخالف حکومت افغانستان حاضر به مذاکره برای رسیدن به صلح شود. این فشارها همزمان است با افزایش تنش‌های سیاسی میان اسلام و واشنگتن. طالبان که ساخته و پرداخته نهادهای نظامی و سیاسی پاکستان است، اکنون از چنگ این کشور در رفته و از یک گروه ایدیولوژیکی به یک گروه کاملاً سیاسی مبدل شده است. اکنون هیچ کشوری بجز  منافع رهبران طالبان این گروه را وادار به مذاکره و صلح نمی‌تواند.
در گذشته پاکستان اشراف کامل بر گروه طالبان داشت، اما اکنون این گروه نه تنها با پاکستان بلکه با 12 کشور مهم منطه و جهان روابط دیپلماتیک دارد، حتی در برخی از کشورهای مهم منطقه دفاتر سیاسی نیز دارند.
اعضای گروه طالبان در کنفرانس‌های اسلامی بسیاری از کشورهای منطقه شرکت می‌کنند و در مورد سرنوشت و آینده جهان اسلام صحبت می‌کنند. هرچند در کابل حکومتی بنام وحدت ملی حاکم است، اما کشورهای منطقه در تعاملات سیاسی و اقتصادی شان با افغانستان، گروه طالبان را نمی توانند نادیده بگیرند. برای تایید این ادعا کافی است مذاکرات ترکمنستان با طالبان را برای تامین امنیت پروژه تاپی ذکر کرد که در پی آن،وب‌سایت امارت اسلامی با نشر اعلامیه‌ای،، حمایت شان را از تاپی اعلام کردند.
در حالی که گروه طالبان با رفتارهای سیاسی شان توانسته است روابط نیم‌بندی را با کشورهای مهم منطقه محکم کند، حکومت حاکم در کابل، به شدت بسوی فساد و تنش لجام‌گسیخته در حرکت است. در حالی گروه مناطق تحت تسلط طالبان بصورت روزافزون در حال گسترش است، حکومت حاکم در کابل محبوبیت و مشروعیت خود را نزد مردم از دست می‌دهد.
در حالی که نیروهای امنیتی افغانستان در دام فساد بی پایان فرماندهان ارتش گیر مانده و هر روز از تشنگی و کمبود اسلحه قربانی می‌شوند، طالبان با مدرن‌ترین تجهیزات روز مجهز شده و پیروز میدان‌های جنگ حساب می‌شوند.
با این حال حکومت افغانستان که نه مشروعیت قانونی دارد و نه مردمی، می‌تواند طرف مذاکره با طالبان باشد؟
استراتیژی که اکنون امریکا و حکومت وحدت ملی به آن برای رسیدن به صلح دل‌خوش کرده اند، فشار وارد کردن بر پاکستان است تا این کشور سران گروه طالبان را متقاعد به مذاکره و صلح کنند، اما غاقل از این‌که طالبان تابع پاکستان نیستند و در همه قضایا براساس دستور مولانا فضل‌الرحمان عمل نمی‌کنند.
دیده شد که از یک ماه بدینسو و پس از اقدام حکومت پاکستان برای بازداشت سران طالبان در جهت متقاعد ساختن آنان برای حاضر شدن به مذاکره با حکومت افغانستان، ده ها تن از چهره های ارشد این گروه از پناه‌گاه‌های شان در پاکستان فرار کرده و در ایران و افغانستان جابجا شدند.
فعلاً "شورای هلمند" که متشکل از سران گروه طالبان است، گزینه بدیلی است برای "شورای کویته". منابع موثق اخیراً تایید کردند که به شمول ملاهبت الله رهبر و صدر ابراهیم مسوول نظامی طالبان، ده‌ها تن از اعضای شورای رهبری این گروه در ولایات زابل، ارزگان و موسی قلعه هلمند جابجا شده اند. طالبان با این اقدام نشان دادند که در زمینه‌ی صلح تابع حکومت پاکستان که زادگاه و پایگاه شان است نیستند و سخت‌سرانه تا رسیدن به خواست‌های شان، به نبرد با حکومت حاکم در کابل و حامیان خارجی‌اش ادامه  می‌دهند.
آخرین پاسخ طالبان به پیام‌های حکومت افغانستان برای مذاکره  نیز تاکید آن گروه بر مذاکره با امریکایی‌ها به شرط مشخص شدن جدول زمان خروج نیروهای خارجی بوده است. طالبان بصورت قاطع گفته اند که بجز با امریکایی‌ها، با هیچ گروه و کشور دیگری بر سر میز مذاکره حاضر نمی‌شوند.
هرچند ختم جنگ با طالبان به معنی رسیدن به صلح و ثبات در افغانستان نیست، چون گروه‌های داعش، القاعده و تروریست‌های خارجی همچنان در مناطق مهم افغانستان فعالیت دارند، اما  برای پایان سریال طالبان دو راه، منطقی و عملی بنظر می‌رسد:  مذاکره ایالات متحده امریکا به نمایندگی از حکومت افغانستان با طالبان، یا اقدام قاطعانه نظامی علیه این گروه، چنانچه در سال 2000 منجر به ساقط شدن رژیم امارت اسلامی شد. بجز از این دو راه، هر اقدام و استراتیژی دیگر برای صلح و ختم جنگ با طالبان، بازی موش و پشک است که به هیچ نتیجه‌ی جز طولانی شدن زمان جنگ نمی‌انجامد.

۲۷.۱.۹۷

نوجوانان افغان در یونان چگونه پول بدست می‌آورند؟


قاسم نوجوان افغانستانی بعد از طی بیش از ۶۴۰۰ کیلومتر بصورت پیاده توانست خود را به اروپا برساند، با این حال او اکنون درگوشه میدان اومونیا آتن پایتخت یونان به تن فروشی مشغول است.
او وقتی افغانستان را ترک کرد ۱۷ سال داشت و می گوید که مسیرش را از افغانستان به ایران، ترکیه، بلغانستان و صربستان طی نموده و اکنون در آتن پایتخت یونان به سر می برد.
ایده او برای چنین سفری این بود که در اروپا می تواند کار پیدا کند، در کشور امنی زندگی کند و آینده ای داشته باشد.
قاسم نام مستعار اوست چرا که نمی خواهد خانواده اش بدانند که او چگونه در یونان پول بدست می آورد. قاسم می گوید که تمام مردان مسن بدنبال سکس به این میدان می آیند. او می افزاید: «ما بشدت احساس شرم می کنیم چرا که ما همجنسگرا نیستم، ما دوست نداریم این کار را انجام دهیم اما گر شما در خیابان زندگی کنید باید هر کاری انجام دهید.»
قاسم دانشجوی سابق دندانپزشکی می‌گوید که او برای هر بار سکس ۲۰ یورو درآمد کسب می کند. او می گوید هجوم دیگر پناهجویان به بازار تن فروشی قیمت ها را کاهش داده است.

در گوشه میدان، نه چندان دور از قاسم، مردان سفید پوست مسن با پناهجویان جوان با صدای بلند صحبت می کنند، بعضی با اشاره آنها را به کافه کناری می‌کشند در حالی که برخی دیگر روی نیمکت یا در ورودی مترو با آنها حرف می زنند.
قاسم می گوید که خانواده اش فکر می کنند که او در بهترین هتل آتن زندگی می کند. رویای او رفتن به آلمان است. وی تا کنون پنج مرتبه سعی کرده با پاسپورت تقلبی یا سرقتی به آلمان برود اما هر بار گیر افتاده. او می گوید آتن جای خیلی بدی است و می افزاید اگر نتواند به آلمان برود، خودش را خواهد کشت.
قاسم دو سال پیش در یونان گیر افتاد، زمانی که مسیر بالکان به غرب اروپا بسته شد. سازمان ملل متحد برآورد کرده است که بیش از ۵۰ هزار پناهجو در یونان بلاتکلیف اند. گزارش از یورونیوز


۲۵.۱.۹۷

هجرت طالبان از کوه به روستا


در پی کاهش برف و باران، طالبان پناه‌گاه‌های شان را به دلیل کمبود آب در کوه البرز ولسوالی چمتال ترک کرده و به روستاهای اطراف مرکز این ولسوالی جابجا شده اند.
حاجی متین ولسوال ولسوالی چمتال در صحبت با خبرگزاری افق می‌گوید که از چند روز بدینسو ده‌ها جنگجوی طالبان از پناه‌گاه‌های شان در کوه البرز کوچیده و در روستاهای اطراف مرکز این ولسوالی جابجا شده اند.
متین می‌افزاید که ده‌ها جنگجوی دیگر طالبان از ولایات سرپل و جوزجان نیز به این ولسوالی هجوم آورده و حملات پراکنده‌ی شان را بر پوسته های نیروهای امنیتی آغاز کرده اند.
ولسوال چمتال می‌گوید که جنگجویان این گروه که پناه‌گاه‌های شان را در کوه البرز ترک کرده در روستاهای نوشار، بابه سنجد، عرب مزاری و چشمه قلعه جابجا شده اند. به نقل از ولسوال چمتال، طالبان چند روز قبل دو پایه شرکت‌های مخابراتی روشن و اتصالات را نیز در روستای چمتال مرکزی آتش زده اند.
گفته می‌شود در میان طالبانی که از سرپل و جوزجان به این ولسوالی آمده اند چندتن از تروریست‌های ازبیکستانی و چچینی نیز موجود استند که در حملات تروریستی در کنار طالبان فعالیت می کنند. تروریست‌های ازبیکستانی و چچینی اکثراً عضو جریان تحریک اسلامی ازبیکستان و بقایای گروه تحت امر طاهر یولداشف استند.اکثریت جنگجویان این گروه در شمال، اکنون متحد گروه داعش استند و عبدالعزیز یولداشف پسر طاهریولداشف فعلاً در جوزجان بحیث سرکرده گروه داعش فعالیت می‌کند.
حاجی متین با ابراز نگرانی می‌گویند که طالبان با از  دست دادن پناه‌گاه‌های شان در کوه‌ها، تلاش دارند ساحات تحت تسلط شان را در اطراف مرکز  این ولسوالی گسترش داده و برای شان پناه‌گاه ایجاد کنند.
در حالی که نگرانی از گسترش فعالیت طالبان در چمتال افزایش یافته است، این گروه هفته گذشته چندین حمله گسترده را بر مراکز نیروهای امنیتی در ولسوالی چاربولک نیز سازماندهی کردند که سه پوسته در روستای ارزن‌کار را تصرف کردند.
اطلاعات منابع امنیتی نشان می دهد که ملا مبارز که بحیث ولسوال نامنهاد طالبان در چمتال فعالیت می‌کند، حملات اخیر  در این ولسوالی و قسمت‌های از ولسوالی چهاربوک  را سازماندهی کرده است.
ملا مبارز با دعوت از جنگجویان این گروه در سرپل و جوزجان، تلاش دارد حملات بیشتری را بر مراکز نیروهای دولتی سازماندهی کرده و ساحات تحت تسلط خود را گسترش دهد. قابل یادآوری است که مناطق دور دست ولسوالی چمتال از جمله روستای نوشار محل فعالیت قاچاقبران پاکستانی نیز استند که در تبانی با گروه طالبان کارخانه‌های پروسس تریاک را رهبری می کنند. مختار وفایی- خبرگزاری افق

۲۰.۱.۹۷

مسلح غیرمسوول، چالشِ رو به گسترش در شمال


بتازگی هیاتی از سوی ریاست جمهوری و ریاست اجراییه موظف شده است تا به ولایات شمال سفر کرده و در مورد گروه های مسلح غیرمسوول، شکایات مردم و تعداد سلاح غیر قانونی گزارشی تهیه کند.
این اقدام که ظاهراً پیش‌زمینه‌ی برای خلع سلاح گروه های مسلح غیرمسوول است آیا عملی خواهد بود؟
محسن دانش مشاور ریاست اجراییه که عضوی از هیات اعزامی به شمال افغانستان است در گفت‌وگو با خبرگزاری افق می‌گوید که آنان برای بررسی تعداد، چگونگی فعالیت و شکایات مردم از گروه های مسلح غیرمسوول به شمال سفر کرده و قرار است در ختم سفرشان گزارش مفصلی را به ریاست جمهوری و ریاست اجراییه برای اقدام علمی در این زمینه بفرستد.
ملک تاتار از فرماندهان مسلح غیرمسوول در شمال
آقای دانش می‌گوید که تاکنون شمار دقیق افراد مسلح و سلاح‌های غیرقانونی در ولایات شمال مشخص نیست چون هیات اعزامی به دلیل جنگ در شماری از مناطق ولایات شمال، نتوانسته است لیست نهایی را تکمیل کند.
افزایش گروه‌های مسلح غیرمسوول در شمال همواره از تهدیدهای بوده است که هر ازگاهی مسوولان دولتی و نهادهای بین‌المللی بابت آن ابراز نگرانی کرده اند. فروش اسلحه و پوسته‌های نظامی به طالبان، قتل، ترور، تجاوز و اختطاف از جمله اتهاماتی اند که همواره به گروه‌های مسلح غیرمسوول در ولایات شمال نسبت داده می‌شوند.
آقای دانش عضو هیات اعزامی به شمال می‌گوید که بخشی از گروه‌های مسلح غیرمسوول در ولایات شمال عملاً در جبهه دولت حضور دارند و با طالبان درگیر اند، اما عده‌ی از این گروه‌ها مصروف اقدامات ضد قانونی و ضد حکومتی استند که باید شناسایی شده و علیه شان اقدام شود.
 به گفته آقای دانش شماری از فرماندهان مسلح غیرمسوول در جلسات با آنان گفته اند که حاضر به تسلیم سلاح‌های شان نیستند، اما حاضر اند سلاح‌های دست داشته شان را در نهادهای امنیتی حکومت ثبت کرده و با حکومت همکاری کنند. به گفته آقای دانش،  این فرماندهان همچنان گفته اند که اگر حکومت حاضر به پرداخت هزینه نیازهای آنان در جنگ با طالبان شوند، دوشادوش نیروهای امنیتی و تحت امر فرماندهان دولتی با طالبان می‌جنگند.
هرچند حضور گسترده‌ی گروه های مسلح غیرمسوول هر ازگاهی باعث بروز جنایات و اقدامات ضد حکومتی می‌شود، اما این نیروها تحت نام خیزش مردمی در بسیاری موارد در کنار نیروهای دولتی و با کم‌ترین امکانات علیه طالبان می‌جنگند. نیروهای خیزش مردمی در بسیاری موارد موثرترین نیرو در مقابله با طالبان تعریف شده اند.
با این حال محسن دانش مشاور ریاست اجراییه باور دارد که برای فعلاً موجودیت آن‌عده از گروه‌های مسلح غیرمسوول که با حکومت به عنوان خیزش مردمی همکاری می‌کنند، به نفع مردم و حکومت است.
آقای دانش و همکارانش که به دستور حکومت مرکزی برای بررسی فعالیت گروه‌های مسلح غیرمسوول به شمال سفر کرده اند می‌گوید در وضعیتی که در همه ولایات جنگ جریان دارد و حکومت نیازمند حمایت است، خلع سلاح گروه‌های مسلح غیرمسوول امکان‌پذیر نیست.         مختار وفایی- خبرگزاری افق

آسیای میانه، گزینه بدیل برای انتقال اکمالات ناتو به افغانستان


 مختار وفایی - خبرگزاری افق
براساس تفاهم ناتو با قزاقستان و ازبیکستان، قرار است اکمالات مورد نیاز این نهاد پس از این از طریق این دو کشور وارد افغانستان شود.
رشاد پوپل رییس گمرکات وزارت مالیه افغانستان با تایید این مطلب می‌گوید قبل از این مواد مورد نیاز ناتو از طریق پاکستان وارد افغانستان می‌شد، اما  قرار است بزودی به منظور وارد کردن این مواد از بنادر آسیای میانه استفاده صورت گیرد. رییس گمرکات وزارت مالیه می‌گوید که براساس تفاهم میان دولت افغانستان و ناتو، بنادر افغانستان از اموال وارداتی این نهاد تعرفه گمرکی نمی‌گیرد و وارد شدن این مواد از پاکستان یا آسیای میانه هیچ سود اقتصادی برای افغانستان ندارد.
براساس اطلاعات، هزینه انتقال مواد مورد نیاز ناتو به افغانستان سالانه در حدود 22 میلیارد دالر می‌شود که شرکت‌ها و کشورهای محل ترانزیت از آن سود می‌برند. با این حال رشاد پوپل رییس گمرکات وزارت مالیه می‌گوید که تغییر مسیر وارداتی مواد مورد نیاز ناتو از پاکستان به آسیای میانه، فشار اقتصادی بالای پاکستان را در پی خواهد داشت.
تصویر از آرشیف
سیف‌الدین سیحون کارشناس مسایل اقتصادی اما می‌گوید که ناتو به پاکستان نیز تعرفه گمرکی و حق‌العبور نمی‌پرداخت و تغییر این مسیر به آسیای میانه به دلیل توانایی‌های اقتصادی پاکستان هیچ زیانی به آن کشور نمی‌رساند.
آقای سیحون معتقد است که اگر این اقدام به هدف فشار روی پاکستان باشد، نتیجه‌ی معکوسی برای افغانستان در پی خواهد داشت. به باور سیحوان ممکن است پاکستان با گسترش حمایت از گروه های تروریستی، افغانستان و ناتو را در پی این اقدام آسیب بزند.
در همین حال آقای سیف‌الدین سیحون می‌گوید که مسیر پاکستان برای ناتو امن نبود، چون گروه‌های تروریستی تحت حمایت آن کشور کاروان‌های اکمالات ناتو را هدف قرار می‌دادند اما در مسیر آسیای میانه این تهدید وجود ندارد.
سیحون اما در مورد این‌که روابط افغانستان و پاکستان و همچنان ایالات متحده و پاکستان در این اواخر متشنج شده و ممکن این امر باعث کاهش واردات از پاکستان به افغانستان شود می‌گوید: باز بودن مرزها میان کشورها بسود همدیگر شان تمام می‌شود. سیحون معتقد است که باز بودن مرزها و افزایش داد و ستدمیان کشورها، از یک‌سو بسود اقتصاد همدیگر است و از سوی دیگر همگرایی منطقه‌یی را بوجود می‌آورد.
با این حال اطلاعات رسیده به خبرگزاری افق نشان می‌دهد که قرار است شرکت‌های وابسته به عطامحمدنور و حبیب الرحمان حکمتیار پسر گلبدین حکمتیار بخشی از روند انتقال مواد مورد نیاز ناتو از آسیای میانه به افغانستان را به عهده بگیرند. با درنظرداشت این‌که این دو تن همواره در مخالفت باهم و در دو جبهه متضاد سیاسی قرار داشته اند آیا چنین امری به نفع ناتو یا جریان‌های سیاسی خواهد بود؟
وحید مژده کارشناس مسایل سیاسی و طالبان معتقد است که تنش‌های سیاسی میان رهبران افغانستان اکثراً بر سر مسایل ملی و مردمی نیست، بلکه بر سر پول، جایگاه و سرمایه است. به تعبیر مژده، اکثریت سیاست‌مداران افغانستان باهم دشمنی سیاسی و دوستی اقتصادی دارند، به همین منظور نور و حکمتیار بسیار به راحتی بر سر بدست آوردن پول از ناتو باهم کنار می‌آیند.
به باور آقای مژده ناتو با سپردن قرارداد انتقال مواد مورد نیازشان به عطامحمدنور و حکمتیار، تلاش می‌کند با استفاده از نفوذ این دو چهره‌ی تاثیرگذار در شمال، کاروان‌های شان از حملات گروه‌های هراس افگن و گروه‌های مسلح غیرمسوول در امان بمانند.
مژده می افزاید که این اقدام ابتکار امریکایی‌هاست و هدف از آن نیز بدست آوردن دو حزب قدرتمند جمعیت و حزب اسلامی در شمال و ایجاد مصوونیت برای کاروان‌های اکمالاتی ناتو است.
هرچند تاکنون روند انتقال مواد اکمالاتی ناتو از قزاقستان و ازبیکستان به افغانستان آغاز نشده است اما یک ماه قبل پارلمان قزاقستان این طرح را تایید کرده است. 

۱۹.۱.۹۷

توجه حاجی نذیر به خادمان دین مقدس اسلام


نذیراحمد احمدزی معاون دوم پیشین مجلس نمایندگان، از فریده ترانه یکی از آوازخوان‌های برنامه ستاره افغان، از آدرس هیات اداری مجلس نمایندگان تقدیر کرده است. احمدزی از بارگاه خداوند برای فریده ترانه در راه خدمت به دین مقدس اسلام و اهداف جمهوری اسلامی افغانستان توانایی های بیشتر استدعا کرده است.
اکنون تقدیرنامه مجلس نمایندگان در شبکه‌های اجتماعی به سوژه‌‌ی برای تمسخر به آنچه در مجلس جریان دارد تبدیل شده است. انتقاد بر سر این نیست که چرا فریده ترانه تقدیر شده است. ترانه هم شاید زحماتی در بخش آوازخوانی و موسیقی کشیده است که ممکن قابل تقدیر باشد، اما این نکته قابل تامل است که هیات اداری مجلس برای وی خواهان دست آوردهای بیشتر در عرصه خدمت به دین مقدس اسلام شده است. در حالی که کار ترانه هیچ ربطی به دین ندارد. حاجی نذیراحمد احمدزی بجای این‌که از هنرمندان مقیم اروپا تقدیر کند، برود به روستاهای دور دست از معلمان و کارکنان حکومتی که در سخت‌ترین شرایط فعالیت می‌کنند تقدیر کند.


۱۸.۱.۹۷

دیوار بلند انحصار در بلخ، تَرَک برداشت

-مختار وفایی
کنار رفتن عطامحمدنور از ولایت بلخ پس از تنش‌های دوامداری که منجر به افزایش نا امنی در بلخ شد، حاشیه‌های قابل توجهی را به دنبال خواهد داشت. عطامحمدنور که سردمدار حزب جمعیت در شمال دانسته می‌شود، با اندوختن سرمایه‌ی بدون حساب و کتاب طی دوره‌ی حاکمیت‌اش در بلخ، توانست جایگاه یکی از تاثیرگذارترین چهره‌های سیاسی در کشور را تصاحب کند.
توانایی‌های اقتصادی و سیاسی نور باعث شده بود که سران حزب جمعیت در شمال، کارمندان دولتی و غیر دولتی در بلخ، احزاب سیاسی و تاجران بدون قید و شرط از وی اطاعت کرده و اوامر او را بدون تامل اجرا کنند. سال‌های حاکمیت نور در بلخ، ضمن این‌که دست‌آوردهای برای مردم در عرصه‌های تجارت، اقتصاد، انکشاف و معارف را به همراه داشت، خالی از کم‌کاری و سیه‌کاری نیز نبود.
نور با حاکمیت به ظاهر دمکرات، در همه عرصه‌ها دیوار بلند انحصار و استبداد خلق کرد که دست هیچ‌کس بدون اجازه‌ی خودش به آن نمی‌رسید. سایه‌ی انحصار نور و نزدیکانش در بلخ، از ادارات دولتی که شامل نهادهای امنیتی و ملکی می‌شود تا دانشگاه و مکتب و رسانه بصورت درشت به چشم می‌خورد.
نور ضمن اینکه چهره‌ی ظاهری بلخ را به حزب جمعیت و گروه مربوط به خودش انحصار کرد، زیر پوست شهر را نیز شدیداً تحت کنترول خود گرفت. انکشاف غیرمتوازن، حضور کمرنگ برخی اقوام در ادارات و خانوادگی شدن شماری از ادارات کلیدی و پردرآمد که حتی برخی از روسا کارنامه‌ی سیاه ده ساله دارند از جمله درشت‌ترین کارنامه‌های سیاهی است که مردم بلخ از آن شاکی اند.
نور که تا چندی قبل اشرف غنی را به انحصار و استبداد متهم می‌کرد، خودش معمار یک دیوار بلند انحصار در بلخ می‌باشد. او نه به عنوان یک والی بلکه به عنوان حاکم مطلق بلخ، بسیاری از اوامر ریاست جمهوری، اداره ارگان‌های محل و وزارت‌خانه‌ها را در مورد تغییر و تبدیل مسوولان محلی این ولایت نمی‌پذیرفت. نور هرکه از اوامرش اطاعت می‌کرد را امتاز و پست دولتی می‌داد و هرکه سرکشی و انتقاد می‌کرد را خانه‌نشین می‌ساخت.
اکنون اما با کنار رفتن نور از مقام ولایت بلخ، دیوار انحصار در این ولایت ظاهراً  َترَک برداشته است. اسحاق رهگذر که چهره‌ی نسبتاً میانه‌روی است، با تعامل با جریان‌های سیاسی و اقوام، و همچنان با اطاعت از اوامر رییس جمهور، قرار است تغییراتی را در ادارات تحت امرش اعمال کند.
 هرچند عطامحمدنور هنوز حاکم بی قید و شرط بلخ دانسته می‌شود و گزارش ملاقات‌ها و سخنرانی‌هایش سرخط خبرهای تلویزیون ملی بلخ است، اما همین‌که اوامر او به صورت رسمی بحیث والی در بلخ قابل اجرا نیست، مجرای بزرگی برای اعمال خواسته‌های مردم در این ولایت است.
طی دو هفته‌ی که حضور نور در دفتر مقام ولایت بلخ مشروعیت ندارد، حرکت‌های آرامی در جهت اعمال تغییر در ساختار اداری این ولایت شکل گرفته است. سه روز قبل جمعه خان  ابراهیم خیل پسر اخترمحمد ابراهیم خیل از دشمنان دیرینه نور بحیث آمر حوزه هفتم امنیتی شهر مزارشریف گماشته شد. حکم تقرری ابراهیم خیل ماه‌ها قبل توسط وزیر داخله امضا شده بود اما نور مانع تطبیق این حکم در بلخ می‌شد.
همچنان بتازگی شجاع الدین شجاع عضو شورای ولایتی بلخ و عضو حزب جنبش ملی که پیشتر از انجنیر محمد داوود بحیث والی بلخ حمایت کرده بود، بحیث معاون مالی و اداری ولایت بلخ گماشته شد.
همچنان در یک اقدام بی‌سابقه، حبیب الرحمان حکمتیار پسر گلبدین حکمتیار در همراهی با جمعه خان همدر د به بلخ سفر کرده و در میان هواداران شان سخنرانی کردند. همدرد از اسحاق رهگذر بحیث والی بلخ حمایت کرده و از نور خواست که در امور  این ولایت مداخله نکند.
این سه اتفاق که در هفته‌ی دوم کنار رفتن نور از بلخ صورت گرفته است، بیانگر آغاز تغییرات گسترده‌ و آهسته‌ی است که قرار است در این ولایت اعمال شود.
 "این نوشته قبلاً در خبرگزاری افق منتشر شده است."

۱۲.۱.۹۷

به مناسبت روز پدر


پدرم به انترنت دسترسی ندارد و خواندن و نوشتن هم نمی‌داند.
می‌گوید زمانی که او کودک و نوجوان بود شماری از پدران به مدیران مکاتب رشوه می‌دادند که از جذب پسران شان به درس و تعلیم خودداری کنند تا به کار دهقانی و گله‌داری برسند.
پدر بزرگ مرحوم من مرد بی‌سواد، تاریک‌اندیش و ناآگاه بوده است. پنج پسر داشته که حتی یکی از آنان به درس و تعلیم و دانشگاه تشویق نشده است. دوتن شان بصورت تصادفی چند صنف درس خوانده و خلاص.
نام پدر بزرگم علی محمد است و هنگام نوجوانی که برای آموزش علوم دینی مدرسه رفتم، متوجه شدم که بقیه طلاب تخلص دارند. من هم از پدرم پرسیدم که تخلص یا نام خانوادگی من چیست؟
پدرم گفت نام پدرکلان‌ات علی محمد است و تو هم تخلص خود را به همان نسبت "علی‌زاده" بگذار.
آن‌زمان در مورد علایق شدید پدربزرگم به گاو و گوسفند و بیزاری‌اش از علم که باعث محروم ماندن پدرم از دانش و سواد شده است نمی‌دانستم. چندین سال در اوراق مدرسه و یادداشت‌هایم به افتخار این‌که نواسه علی محمد هستم می‌نوشتم "مختار علی‌زاده"، اما بعدا از این نسبت بیزار شدم.
از پدرم پرسیدم که چرا مکتب نخواندی؟ او مفصل دوره کودکی، نوجوانی و جوانی‌اش را قصه کرد.
پس از شنیدن روایت‌های تلخی که پدرم را برای همیشه بی‌سواد نگه‌داشته از نسبت‌ام با علی محمد مرحوم بیزار شدم. او پدرم را از مکتب منع کرده و با خشم و غضب دنبال گوسفند و مزارع کوهستان فرستاده.
پدرم اما بیشتر از شمار زیادی از مردان تحصیل‌کرده و دانشگاهی این سرزمین عاشق علم و هنر و ادبیات است.
از وقتی که بیادم می‌آید او شنونده‌ی برنامه‌های شعر رادیو بوده است. شب‌های زیادی هنگامی که برنامه شعر در رادیو آغاز می‌شد مرا صدا می‌زد و باهم می‌شنیدیم.
او از جانش مایه می‌گذارد تا فرزندانش درس بخواند. پدرم از عرش تا به فرش خدا را برای یک لقمه نان حلال دویده است...او به ما گفت حاضرم گدایی کنم و هزینه درس شما را تامین کنم. در حالی که چهار برادر دیگرش متاسفانه روش پدر بزرگم را در مقابل اکثریت فرزندان شان استفاده کردند.
به هر روی...
خوشحالم که پدری به شکوه هندوکش و ایستادگی بابا دارم. و خداوند را سپاس‌گزارم که DrSaid Lal Shah Langarپدر معنوی و الگوی زندگی من نیز برایم جای خالی یک پدر دانشگاهی را پر کرده است.
من با یک پدرم نسبت خونی و با دیگری نسبت روحی دارم. هر دو نسبت و هر دو پدر برایم شکوه و غرور و زندگی می‌بخشد. برای هر دوی شان دانش و روشنگری و مهربانی در اولویت است. یکی در مقام استادی دیگری در جایگاه یک کشاورز.
شماری از دوستان روز پدر را از طریق پست‌های فیسبوکی به پدران شان تبریک گفتند و شاید پدران شان هم خوانده و لایک کرده و کمنت گذاشتند.
من هم همین‌جا برای پدرگرامی‌ام و پدرجان عزیزم عمر طولانی، عافیت مدام و عزت همیشگی آرزو می‌کنم.