‏نمایش پست‌ها با برچسب جهاد، طالبان، افغانستان، پاکستان. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب جهاد، طالبان، افغانستان، پاکستان. نمایش همه پست‌ها

۱۲ مرداد ۱۳۹۹

توییتر، عرصه اعتراض افغانستانی‌ها و ایرانیان

مختار وفایی، رادیو زمانه

تأیید خبر حکم اعدام برای سه تن از جوانان اعتراضات آبان ماه در ایران و راه افتادن دادخواهی آنلاین با انتشار هشتگ #اعدام_نکنید، هم‌زمان شد با افزایش نگرانی‌های شهروندان افغانستان از نتایج آزادی زندانیان طالبان توسط حکومت افغانستان و فشار ایالات متحده امریکا برای آزادی بقیه زندانیانی که در توافقنامه صلح میان این کشور و گروه طالبان تذکر داده شده است.

توافقنامه صلح میان گروه طالبان و ایالات متحده آمریکا که به تاریخ دهم اسفند ۱۳۹۸با میزبانی وزارت خارجه قطر در شهر دوحه امضا شد، برای آمریکایی‌ها و سربازان خارجی مستقر در افغانستان، مصونیت آورد اما کشتار نیروهای امنیتی و مردم افغانستان توسط طالبان بر اساس آنچه این گروه جنگی تا ایجاد حکومتی مبنی بر قرآن و سنت می‌خواند، همچنان ادامه یافت.

آزادسازی پنج‌ هزار زندانی طالب که در این توافقنامه تضمین شده بود، نگرانی‌های زیادی را میان شهروندان افغانستان به بار آورد. تاکنون چهار هزار و ۴۰۰ تن از این زندانیان آزاد شده‌اند و بسیاری از آنان دوباره به جبهات جنگ رفته‌اند.

فرضیه‌ سیاست‌مداران افغانستان و کشورهای غربی غلط ثابت شد

در حالی که طالبان شهرهای افغانستان را محاصره کرده و سخنگویان این گروه در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی از پیروزی سخن می‌زنند، کاربران شبکه‌های اجتماعی به ویژه توییتر، هشتگ #به‌طالبانباجندهید را راه‌اندازی کردند.

این هشتگ پس از آن شکل گرفت که هشتگ #اعدام_نکنید ترند اول توییتر شده بود. سهم‌گیری فعالان افغانستانی در انتشار هشتگ اعدام نکنید باعث شد تا ایرانی‌ها نیز در انتشار هشتگ به طالبان باج ندهید سهم بگیرند.

عزیز حکیمی، روزنامه‌نگار افغانستانی که در انتشار و همراهی با هر دو هشتگ سهم گرفته است در گفت‌و‌گو با زمانه می‌گوید که هشتگ #به‎‌طالبان‌باج‌ندهید ثابت ساخت فرضیه‌ای که گفته می‌شود «۹۰درصد مردم افغانستان با طالبان موافق استند» یک اشتباه محض است.

حکیمی می‌گوید که بسیاری از سیاستمداران افغانستان و غرب به این فرضیه باور دارند و باج‌دهی به گروه طالبان نیز ناشی از همین مسأله است.

به باور حکیمی این هشتگ که صدای مخالفان و قربانیان جنایت‌های طالبان بود، به همه ثابت ساخت که مردم افغانستان با این گروه موافق نیستند و صدایشان را در مخالفت با باج‌دهی به این گروه بلند می‌کنند.

هشتگ #به‌طالبان‌باج‌ندهید، در افغانستان با ۱۰۹ هزار بار انتشار و در ایران با ۵۶ هزار بار انتشار، برای ساعاتی ترند اول شد. این هشتگ در سراسر جهان تا نزدیک به ۳۵۰ هزار بار منتشر شده است.

نکته‌‌ای که توجه بسیاری‌ها را به خود جلب کرد، تلاش مشترک ایرانیان و افغانستانی‌ها در انتشار گسترده این دو هشتگ در فضای شبکه‌های اجتماعی بود. در بسیاری از موارد هر دو هشتگ به‌ صورت همزمان منتشر شدند.
عزیز حکیمی می‌گوید که سرخوردگی ملت‌های ایران و افغانستان از حکومت‌هایشان و نبود راه‌های قانونی برای اعتراض باعث شده است تا ایرانیان و افغانستانی‌ها، همدیگر را در اعتراض علیه اعدام و طالبان همراهی کنند.

هشتگ، فرصتی برای بازنشر جنایات طالبان

شماری از مهاجران افغانستانی در ایران نیز از همراهان هر دو هشتگ در فضای توییتر بودند. بیشتر این مهاجران که در زمان رژیم طالبان به ایران پناه برده‌اند، با انتشار هشتگ به طالبان باج ندهید، خاطرات تلخشان هنگام زندگی زیر سلطه طالبان و فرار از چنگ این گروه را یادآور شده‌اند.

جمال‌الدین سجادی با نشر عکسی از کارت شناسایی دوران کودکی‌اش در ایران نوشته است:

«به طالبان باج ندهید، چون در کودکی روی کارت شناسایی ما با مهر قرمز نوشته بودند: کارت شناسایی ویژه آوارگان افغانی. به طالبان باج ندهید، چون از کودکی مهر آوارگی خورده بر پیشانی ما.»

مهاجران افغانستانی در ایران از حکومت افغانستان و قدرت‌های دخیل در پروسه صلح افغانستان می‌خواهند که از دست‌‌آوردهای دو دهه اخیر در افغانستان حفاظت کنند.

فریبا قلی‌زاده، روزنامه‌نگار افغان ساکن ایران می‌گوید که نگران از دست رفتن دست‌آوردهایی است که طی دو دهه اخیر در افغانستان به دست آمده‌اند.

آزادی بیان، آزادی‌های نسبی در عرصه فعالیت زنان و فراهم شدن فضای نسبتاً مساعد برای آموزش از جمله مواردی استند که فریبا قلی‌زاده نگران است مبادا در مذاکره با طالبان از دست بروند. هر چند او مانند بسیاری از شهروندان افغانستان، آزادی پنج هزار تن زندانی طالب را باج بزرگی به این گروه می‌داند، اما معتقد است که باید به حکومت فشار وارد گردد تا ارزش‌های جامعه افغانستان را روی میز مذاکره، به طالبان واگذار نکند.

رنج مشترک

در همین حال بسیاری از کاربران ایرانی با انتشار هشتگ به طالبان باج ندهید، از حمایت و کمک‌های جمهوری اسلامی به گروه طالبان نیز انتقاد کرده‌اند.

برخی از کاربران عکس بازسازی شده‌ای از ملاهیبت‌الله، رهبر گروه طالبان و علی خامنه‌ای، رهبر جمهوری اسلامی را نشر کردند و در پیام‌هایشان خواستار توقف حمایت مالی و تسلیحاتی جمهوری اسلامی از گروه طالبان شدند.

یک کاربر به نام حسین بارزانی نوشته است: «بخشی از ثروت مردم ایران نه تنها به حساب غزه و لبنان می‌رود که به جیب طالبان هم می‌رود.»

حسین با اضافه کردن نام گروه طالبان در ادامه‌ شعار نه غزه نه لبنان، در انتشار هشتگ به طالبان باج ندهید، سهم گرفته است.

ابراهیم مهتری، عکاس و خبرنگار ایرانی ساکن فرانسه است که مدتی در افغانستان نیز زندگی کرده است.

ابراهیم هشتگ اعدام نکنید و به طالبان باج ندهید را دنبال و همراهی کرده و در صحبت با رادیو زمانه می‌گوید مردم ایران و افغانستان از یک دغدغه رنج می‌برند و آن حکام و تصمیم گیرندگانی استند که حقوق اساسی‌شان را نقض می‌کنند.

به باور ابراهیم مهتری، هشتگ اعدام نکنید تلاش کرد جلو سلب حیات را بگیرد و هشتگ به طالبان باج ندهید نیز پیام مشابهی را را دنبال ‌کرد، چون آنچه در دستور کارِ جمهوری اسلامی است و آنچه که اقدامات فجیع طالبان خلق می‌کند، دو لبه‌ تیغی است که یک گلو را می‌بُرد و آن حقوق اساسی انسان‌هاست.

مهتری می‌گوید نکته مشترک میان بنیادگراها، سلب آزادی‌های مردم برای گسترش قدرتشان است و به دلیل اینکه مردم ایران با یک حکومت توتالیتر و خودکامه مواجه استند، تهدیدی را که مردم افغانستان نگران آن هستند، درک می‌کنند.

به همین دلیل شمار زیادی از ایرانیان با هشتگ به طالبان باج ندهید همراه شدند تا نگرانی خود را از شکل‌گیری یک حکومت توتالیتر در همسایگی‌شان ابراز کنند.

به دنبال ترند شدن هشتگ اعدام نکنید و همراه شدن بسیاری از نهادهای مدافع حقوق بشری در کشورهای مختلف با این راهپیمایی توییتری، اجرای حکم اعدام سه بازداشت شده در ارتباط با اعتراضات آبان ماه ۱۳۹۸ فعلا متوقف و قرار شد دیوان عالی کشور در مورد اینکه این پرونده دوباره بررسی بشود یا نه، تصمیم بگیرد.

عزیز حکیمی در مورد نتایج هشتگ به طالبان باج ندهید می‌گوید که صدای اعتراض مردم که موافق با طالبان نیستند بلند شد، اما سیاستمداران افغانستان آماده‌اند تا به طالبان باج دهند، چون اراده‌ای برای شنیدن صدای مردم وجود ندارد.

 

۱۳ اردیبهشت ۱۳۹۶

نسل جدید جهاد و آینده‌ی سیاه افغانستان

 مختاروفایی
من آینده‌ی این وطن را تاریک می‌بینم و برای ختم جنگ و شرارت حداقل تاکنون هیچ روزنه‌ی وجود ندارد.
افراطیت دینی و مذهبی که از سر و صورت آن خشونت و نفرت می‌بارد چنان در ذهن و روان مردم جا باز کرده که این خشونت به هیچ چیزی جز کشتن آدم‌ها ارضا نمی‌شود.
حد اقل دو نسل این مملکت با افکار تندورانه بزرگ شده اند. از مکتب و مدرسه تا فضای خانواده و رسانه، آن‌ها را علیه آنچه کفر و ضد دین دانسته می شود تحریک کرده اند.
اکنون در حالی که 18 سال از فروپاشی نظام امارت طالبانی می گذرد، این گروه بار دیگر بر بیشتر از 50 درصد جغرافیای افغانستان حکم می رانند. حکم‌رانی این گروه تنها بر میله تفنگ آنان خلاصه نمی شود بلکه این گروه افکار تندورانه شان را نیز در ذهن و روح و روان مردم تزریق کرده اند.
طالبان صخره‌نشین و دهاتی در بخش تبلیغات، ترویج افکار تندورانه و تطبیق دستورهای ظالمانه شان موفق‌تر از دستگاه حکومت دمکراتی است که میلیون‌ها دالر برای تقویت آن هزینه شده است.
آن‌ها با تصرف مناطق، مدارس را فعال و اکثراً مکاتب پسرانه را نیز باز می گذارند. نصاب تعلیمی مورد تاییدشان که همان کتوب مدارس پاکستانی است را تدریس کرده و نحوه‌ی استفاده از تسلیحات را نیز برای کودکان و دانش آموزان با شعارهای بر ضد کفار آموزش می‌دهند.
دانش آموزان در مدارس و مکاتب تحت حاکمیت طالبان همه روزه سرودهای در وصف ملاعمر، ملامنصور، ملاهبت الله، جهاد دین و مذهب شان می خوانند. آنان پرچم سفید امارت اسلامی را بر هر گوشه‌ی از مدارس و مکاتب آویزان کرده و فضا را پر از هیجانِ جهادگرایی حفظ می‌کنند.
طالبان با استفاده از ساختمان‌ها و امکاناتی که توسط حکومت افغانستان و پول کشورهای غربی ساخته شده اند برنامه‌های آموزشی شان را تطبیق می‌کنند. آنان حتی در مواردی دیده شده است که کمک‌های یونیسیف را به دانش آموزان مکاتب در مناطق تحت حاکمیت شان توزیع کرده اند.
برعکس در مکاتب و مدارس تحت کنترول حکومت، نه نظم و دسپلین چندانی وجود دارد و نه نصاب و دستورهای حکومت اجرا می شوند.
فساد گسترده در معارف، غیرحاضری استادان و دانش آموزان، کیفیت پایین و اجرا نشدن دستورها و اصول معارف، بنیاد تعلیم و آموزش را در شهر و قریه از هم پاشیده است.
آنچه را طالبان از مدارس و مکاتب شان بیرون می دهند، تروریست ها و تندورانی استند که بی هیچ درنگی به افکار و افراد مخالف ایده های شان حمله می کنند. تفنگ می گیرند و با شور و هیجان علیه کفار و همدستان آنان می جنگند.
از امارت اسلامی، خلافت اسلامی و حکومتِ استوار بر دساتیر ملاعمری حمایت می کنند. اما آنچه را مکاتب و مدارس تحت حاکمیت دولت بیرون می دهند، مشتی از جوانان بی انگیزه، بی هدف و نا امید از امروز و آینده است.
جوانانی که نه حکومت کنونی را نماینده آرزوها و خواست های شان می دانند و نه رفتارهای تروریست های تربیه شده با افکار طالبانی را.
مردم افغانستان جدای از قومیت، علاقه‌ی شدید و وصف ناپذیری در افراطیت دینی و پذیرش افکار تندورانه دارند.
هرچند افراطیت و تندروی دینی که منجر به ریشه‌گیری القاعده، طالبان، داعش و سایر جریان های تروریستی در افغانستان شده است، به دهه 70 خورشیدی زمانی که امریکا و متحدان سیاسی اش در منطقه، گروه های جهادی را برای مبارزه با کمونیست ها تجهیز کردند بر می گردد، اما نسل دیگری که طالبان آنان را تربیت و تجهیز به افکار تندروانه کرده است دارد روی صحنه می آید.
 طالبان در حال توزیع مواد یونیسیف به دانش آموزان در  ولسوالی جرم ولایت بدخشان
به دلیل ریشه دواندن افراطیت و نفرت در میان مردم و مخصوصاً  نسل دیگری که در آینده‌ی نزدیک تفنگ‌بدست می شوند آینده‌ی این ملک را سیاه‌تر می‌بینم.

اکنون افغانستان با مشکلات و چالش‌های بزرگی از جمله افراطیت روبر است. این تهدید بزرگتر و خطرناکتر از رکود اقتصادی، فقر، تنگدستی و اعتیاد است. نا امیدی من از آنجا ناشی می شود که نه حکومت افغانستان توان مهار و مبارزه با این چالش بزرگ را دارد و نه چنین چیزی در اجندای کشورهای قدرتمند دخیل در اوضاع افغانستان وجود دارد.
دلایل و عوامل دیگری از جمله دخالت مستقیم و دوامدار سازمان‌های استخباراتی کشورهای جهان و منطقه نیز درگسترش و تداوم افراط‌گرایی و تقویت افکار تروریستی دخیل اند که از حوصله‌ی این نوشتار بیرون است.