پست‌ها

قصه ای از لب آب

تصویر
  مرد کهنسالی، در حالی که دست زنی را گرفته بود و به آرامی روی سنگریزه‌ها راه می‌رفتند، به من نزدیک شدند. لحظه‌ای به دریا و ماهی‌گیرها خیره شدند و سپس نزدیک‌تر آمدند. در حالی که شاید به خاطر باد خنک، از گوشه‌ی یک چشم و نوک بینی‌اش قطره‌های آب آویزان شده بود از من پرسید : - این‌جایی که تو قلاب می اندازی ماهی هست؟ - بله، هست، ولی من هنوز نگرفته‌ام. - اممم، اونجا در نزدیکی آن خانه‌ها مردان زیادی ماهی می‌گیرند. بیشتر شان ماهی گرفته‌اند. چرا اونجا نرفتی؟ - خب...اونجا ماهی بیشتره، ولی خیلی شلوغ بود. - بله شلوغه...چون ماهی زیاده. حدس می‌زنم یا از هند هستی یا از افغانستان... - دومی درسته. از افغانستان هستم. - آها، درست حدس زدم. این‌جا در مالمو از افغانستان افراد زیادی زندگی می‌کنند. - بله، افغان‌ها همه‌جا هستند. - تو اهل کدام شهر افغانستان هستی؟ - من از مزارشریف هستم، شمال افغانستان، هم‌سرحد با ازبیکستان. - آها، من در ۱۹۷۲ افغانستان بودم. - چه جالب‌. چی کار می‌کردی آن‌جا؟ - ما یک گروه گردشگران از کشورهای مختلف بودیم که از اروپا تا دور آسیا را رانندگی کردیم. در ای

کشتار غیر نظامیان در پنجشیر، یادآور حمله ارتش سرخ به افغانستان است

تصویر
    مختار وفایی- پادکست ایندیپندنت فارسی حملات پنجشیر، عنوان رشته عملیات نیروهای ارتش شوروی سابق و ارتش جمهوری دموکراتیک خلق افغانستان است که از ۱۹۸۰ الی ۱۹۸۵ برای تصرف پنجشیر راه‌اندازی شد. این حملات ۹ بار و به شیوه‌های مختلف و با استفاده از نیروی هوایی و زمینی راه‌اندازی شد. به گواهی تاریخ و شاهدان آن جنگ، نیروهای ارتش سرخ، برای ضربه زدن به چریک‌های جهادی تحت فرمان احمدشاه مسعود، به غیرنظامیان شلیک می‌کردند و زنان، کودکان و کهنسالان را گروگان می‌گرفتند. نیروهای ارتش سرخ تنها به کشتن غیرنظامیان بسنده نمی‌کردند، آن‌ها خانه‌ها، باغ‌ها و علفزار ها را نیز آتش می‌زدند. این حمله‌ها که پنج سال دوام کرد، نه تنها موجب تضعیف چریک‌های جهادی در پنجشیر نشد، بلکه به آنان قوت بیشتر داد، چون مردمان بیشتری برای فرار از ظلم و شکنجه نیروهای شوروی و دولت وقت، به صفوف مجاهدین پیوستند. روش دیگر نیروهای ارتش سرخ این بود که وقتی چریک ‎ ‌های جهادی به آنان ضربه می‌زدند، آنان در   انتقام‌گیری، غیر نظامیان را که عمدتاً بستگان و آشنایان نیروهای جهادی بودند تیرباران می‌کردند. این ماجرا، پس از ۴۲ سال، باری دیگر

حمدالله محب؛ نامی که برای افغان‌ها یادآور یک خیانت بزرگ است

تصویر
  مختار وفایی- ایندیپندنت فارسی حمدالله محب از آن افرادی است که بخت همراهشان است و یک‌شبه، از خاک به افلاک می‌رسند. زمانی که محمد اشرف غنی، خود را در انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۱۴ نامزد کرد، حمدالله محب به‌تازگی   از دانشگاه برنل بریتانیا در رشته فناوری اطلاعات   دکترا   گرفته بود. او پیشتر از آن، مدیر بخش فناوری اطلاعات دانشگاه آمریکایی در افغانستان بود و همیشه میان لندن و کابل در رفت‌وآمد بود. حضور او در ستاد انتخاباتی محمد اشرف غنی، نخستین تجربه او در عرصه سیاست بود و انتخاب   اشرف غنی به‌عنوان رئیس‌جمهوری دولت وحدت ملی، محب را وارد چرخه‌ کار سیاسی در رده‌های نخست دولت جمهوری کرد. انتخابات ریاست جمهوری ۲۰۱۴ با تقلب گسترده و افتضاح بزرگ همراه شد. عبدالله عبدالله و اشرف غنی که دو نامزد پیشتاز این انتخابات بودند، هردو ادعای پیروزی داشتند. ماه‌ها طول کشید تا آرای انتخاباتی چندین بار شمارش شوند، اما در نبود یک سیستم دقیق و درست، این کار بی‌نتیجه ماند. در نهایت، جان کری، وزیر خارجه وقت آمریکا، به کابل رفت و با تلاش فراوان، دولت وحدت ملی را بنا کرد. کابینه میان اشرف غنی، رئیس‌جمهوری، و عب

محمد محقق: داعش نام مستعار طالبان است

تصویر

Torture, murder, and rape; The fate of Balkhi protesting girls in Taliban prisons

On September 7 and 8, 2021, the Taliban attacked a women's protest march in Mazar-e-Sharif, taking more than 70 protesters, including 40 protesting girls. The bodies of eight detainees were found on the streets of the city one week later. The rest of the detained girls and boys were released by their families’ pressure after approximately 45 days, but the fate of the nine girls remains unknown. Five of the detained girls were killed by their families after being released from Taliban custody. The detention of girls in Mazar-e-Sharif and the fate of protesting girls who were held in the Taliban detention center were never reported in the media due to their families' intense fear of the Taliban and the sensitivity of the issue in traditional Afghan society. However, four months after the detention of the protesters, some of them are willing to talk about what happened to the detained protesters with one condition; their identity should not be disclosed.  A woman's rights

به دفاع از مزارشریف کسی نجنگید

تصویر
حدود پنج‌ماه از فروپاشی سریع دولت افغانستان می‌‌‌گذرد. در این پنج ماه همه حلقه اشرف غنی را متهم می‌کنند، در حالی که مزارشریف، بدون دخالت غنی و با آن همه ساز و برگ نظامی، بدون یک دفاع قوی به طالبان واگذار شد. سه روز قبل از سقوط، غنی به مزارشریف رفت و به سران احزاب از جمله مارشال دوستم، ژنرال نور و محمد محقق پول و اختیارات داد. در مزارشریف برای ماه‌ها جنگ چریکی امکانات و تجهیزات وجود داشت. نیروهای مارشال دوستم قبلا در دفاع از شبرغان تلف شده بودند، اما نیروهای نور، محقق، سید ظاهر مسرور، عباس ابراهیم‌زاده و چندین جریان دیگر تازه‌نفس بودند. این‌که چرا مزارشریف بدون یک دفاع و ایستادگی محکم -مانند هرات و شبرغان- به طالبان واگذار شد هنوز یک پرسش بزرگ است . در این گفت‌وگو، فرمانده محمدنبی گویچلی، به این پرسش پاسخ می‌دهد .

تماشای کابل در آنکارا

تصویر
  آنکارا مرا یاد کابل می‌اندازد. صبح زود با صدای اذان بیدار می‌شوم. اذان نوستالوژی قشنگی است در ذهن من. شنیدن اذان حس غم‌گین و سنگینی دارد. در ملودی اذان، غربت سنگینی را احساس می‌کنم. وقتی اذان را با صدای دل‌نشین ملاهای ترک می‌شنوم، به آن دقت می‌کنم، چون موسیقی دلنشینی با خود دارد. اذان ملا های ترک مرا فرا می‌خواند؛ نه به نماز، به فکر کردن و قدم زدن و عمیق شدن به یک‌سری چیزها. آنکارا شباهت‌های زیادی با کابل دارد. کوه‌هایی که در بر و دوش آن‌ها خانه‌های نه چندان مجلل ساخته شده و جاده‌های پست و بلندی که برای قدم زدن نفس می‌‌خواهند. در هر چند قدمی یک مسجد است و در هر جای شهر که باشی، اذان از بیخ گوش‌ات بلند می‌شود. با تفاوت این‌که مردمانش نسبتاً شاد و سر خوش‌اند. جوانانش سرخوش و بی پروا و بزرگانش محتاط و مراقب‌اند. این‌جا گاهی احساس می‌کنم در کابل هستم. کابلی که آزاد شده و دیگر از ترور و ترس و انفجار خبری نیست.