برچسپ ها

۱۲/۰۳/۱۳۹۴

از خبرخانه اخگر



گزارشگری تحقیقی، یکی از عالی‌ترین مراحل کار مطبوعاتی و مهم‌ترین ابزار رسانه‌یی برای مبارزه با فساد اداری و ایجاد تحولات و اصلاحات در یک مملکت است. گذشته‌ی گزارشگری تحقیقی در مطبوعات جهان نشان می‌دهد که حاصلِ زحمات و قربانی‌های گزارشگران تحقیقی، اصلاحات گسترده و تحولات سرنوشت‌ساز در دستگاه‌های حکومتی کشورهای جهان بوده است. پایه‌ی گزارشگری تحقیقی که استوار بر اسناد و افشاگری از پشت پرده‌ی جریانات مفسد و ویرانگر است، می‌تواند منجر به تحول عظیمی در کاهش فساد اداری و ایجاد اصلاحات در عرصه‌ی حکومت‌داری گردد. افغانستان طی یک‌دهه‌ی اخیر با وجودی که شاهد تحول بزرگ در عرصه‌ی رشد و گسترش آزادی بیان بوده است، اما هنوز یکی از مفسدترین کشورهای جهان است. رسانه‌ها بجای پرداخت به نیازمندی‌های جامعه، خواست‌های آنان را دنبال می‌کنند.خواست‌های که بیشتر روزمره‌گی و سردرگم کننده است. من چندین سال می‌شود که شیوه‌ی گزارشگری تحقیقی را برای کار در مطبوعات گزیده‌ام. پس از چندین سال کار با روزنامه‌های معتبر افغانستان که بیشتر روی تحولات در شمال افغانستان تمرکز داشتم، اکنون مرحله‌ی مهم‌تری را روی دست گرفته‌ام. کار در روزنامه هشت صبح، به عنوان « دبیرگزارش‌های تحقیقی».
از پنج سال تا کنون، دوست و همکار عزیزم اکبر رستمی که تلاش‌هایش در ذهن و صفحات تاریخ روزنامه‌نگاری حک شده در این بخش کار می‌کرد.
با توجه به اهمیت و چالش‌هایی که کار تحقیقی در افغانستان دارد، امیدوارم بتوانم ذره‌یی از مفاسد و جریانات ویرانگری که در این کشور حاکم است را از این طریق برملا سازم.
مختار وفایی

شمال و آرامشِ قبل از قهر طوفان

- مختاروفایی
شمال افغانستان در آرامش نسبی و ظاهری به سر می‌برد؛ آرامش نسبی که حاصلِ مصروفیت گروه‌های تروریستی در آمادگی برای فصل جنگ تا دو ماه آینده است؛ زمستان برای طالبان فصل استراحت و برنامه‌ریزی است. فصل شمارش دست‌آوردها و ایجاد طرح‌های جدید برای گسترش جغرافیای تسلط و تجدید قوا.
زمستانِ سال گذشته نیز که نیروهای امنیتی در غفلت و بی‌خیالی به سر بردند، حاصلِ آن سقوط کندز و پایین کشیده شدنِ بیرق‌های ملی سه رنگ، در مرکز ولایت کندز و ولسوالی‌های ولایات فاریاب، سرپل، بدخشان، تخار و بغلان بود که گسترش جغرافیای تسلط طالبان را در شمال و شمال‌شرق افغانستان به دنبال داشت.
اگر واقع‌بینانه حال و اوضاع شمال را بررسی کرده و بسترها و لانه‌های تروریست‌ها را در این ولایات بسنجیم، هراس بزرگی که به سرنوشت کندز می‌ماند، آینده‌ی شمال را تهدید می‌کند. تصرف و لانه‌سازی در نقاط استراتژیک، گسترش مدارس افراطی‌پرور، به‌دست آوردنِ امکانات و تجهیزات وسیع نظامی، فقر و تنگدستی گسترده در میان مردم و بی‌اعتمادی و دوری روز‌افزون مردم از حکومت، از جمله زمینه‌های مهم وخامت اوضاع در شمال افغانستان است که به‌صورت فشرده میزان سطح تهدیدات در ولایات شمال را می‌سنجیم.
فعلا طالبان در هر یک از ۹ ولایت شمال و شمال‌شرق افغانستان، از یک تا چندین پایگاه محکم نظامی ایجاد کرده‌اند که با استفاده از آن به سربازگیری، جمع‌آوری عشر و ذکات، تعلیم و آموزش جنگجویان و طرح‌ریزی برنامه‌های‌شان می‌پردازند.
در ولایت بدخشان، ولسوالی‌های جرم و وردوج به‌صورت کامل در اختیار طالبان است و بخش‌هایی از سایر ولسوالی‌ها و از جمله حومه‌های شهر فیض آباد را هر‌ازگاهی در کنترول دارند که جبهات این گروه در بدخشان توسط شخصی به نام قاری فصیح‌الدین، والی نام‌نهاد طالبان رهبری می‌شود. طالبان در بدخشان ضمن این‌که نیروی بیشتر از یک‌هزارنفری را در اختیار دارند، دارای وسایط نظامی و سلاح‌های ثقیله نیز می‌باشند. اکنون این گروه از وردوج و جرم به‌عنوان مرکز سوق و اداره در شمال‌شرق افغانستان استفاده کرده و به شدت در تلاش گسترش جغرافیای تسلط و افزایش نیروهای جنگی‌شان می‌‌باشند.
تخار نیز به‌عنوان یکی از ولایات کلیدی شمال و شمال‌شرق که هم‌سرحد با تاجیکستان است، مورد توجه و تهدید تروریست‌ها و گروه‌های قاچاقبر و تبه‌کار قرار گرفته است. طالبان در ولسوالی‌های اشکمش، درقد، ینگی قلعه و خواجه‌غار این ولایت نفوذ کرده و لانه‌ی محکم و پناهگاه امن آنان در ولسوالی اشکمش ایجاد شده است که می‌تواند نقطه قوت حضور آنان در تخار را بیان کند. جبهات طالبان در این ولایت، توسط شخصی به نام قاری امین‌الله طیب رهبری می‌شود که عمدتا در ولسوالی اشکمش بود‌وباش دارد.
کندز، از دیگر ولایت‌های مهم و تحول‌‌زا در شمال و شمال‌شرق افغانستان است. ولسوالی‌های چاردره، دشت ارچی، قلعه‌ زال و قسمت‌های از ولسوالی خان آباد و تا حومه‌های شهر در اختیار گروه طالبان است و نیروهای امنیتی تنها در مرکز شهر کندز حاکمیت کامل دارند. اوضاع این ولایت به شدت شکننده است و طالبان، ضمن داشتنِ تسلیحات و امکانات ثقیل نظامی، نیروهای جنگی شان را افزایش داده و با وسایط زرهی نظامی نیز مجهز می‌باشند. ملا عبدالسلام که فرماندهی تصرف شهر کندز را به عهده داشت، هنوز هم به‌عنوان والی نام‌نهاد این گروه، جبهات طالبان را در این ولایت رهبری می‌کند.
بغلان که به‌عنوان گلوگاه شمال یاد می‌شود نیز این روزها دستخوش تحولات و نابه‌سامانی‌های امنیتی است. ولسوالی‌های بغلان مرکزی، دهنه غوری، بُرکه و مناطق دندغوری و دندشهاب‌الدین از جمله پایگاه‌ها و مخفیگاه‌های طالبان است که کمپ‌های آموزشی، تبلیغی و جلب و جذب آنان نیز در این مناطق فعال است و برای فصل جنگ در بهار آینده آمادگی می‌گیرند. طالبان در بغلان، با استفاده از مصونیتی که از تفاهم‌نامه‌ی صلح که توسط گلاب منگل وزیر اقوام و قبایل امضا شد به‌دست آورده، فعالیت‌های تبلیغی و جلب و جذب‌شان را گسترش داده و اکنون به‌عنوان یک قدرت نظامی علیه نیروهای امنیتی در این ولایت مطرح‌اند. جبهات طالبان در بغلان را شخصی به نام مولوی اسماعیل رهبری می‌کند که قرارگاه‌های اصلی این گروه منطقه‌ی دند غوری و بغلان مرکزی می‌باشد.
سمنگان که از آرام‌ترین ولایات شمال افغانستان بود، اکنون دچار ناآرامی و نابه‌سامانی شده است. ولسوالی دره‌صوف پایین که دارای معادن ذغال‌سنگ نیز است، شاهد حضور ده‌ها تروریست طالب است که طی سال جاری حملات زیادی را بالای کاروان‌های نیروهای امنیتی و ساختمان ولسوالی دره‌صوف انجام داده است. اکنون گروه طالبان در این ولایت نیز با خیال آرام و آسوده به فعالیت‌های تبلیغی، باج‌گیری از تاجران ذغال‌سنگ و جلب و جذب سرباز پرداخته و برای جنگ در فصل آینده آمادگی می‌گیرند. مولوی یعقوب، مشهور به اکه منصور، والی نام‌نهاد طالبان در سمنگان است که از باج‌گیری در معادن ذغال‌سنگ دره‌صوف و سربازگیری از میان مردمان فقیر و تنگ‌دست، توانسته است کمک‌های زیادی به جبهات طالبان در سایر ولایات نیز انجام دهد.
بلخ که به‌عنوان یکی از شاهرگ‌های اقتصادی افغانستان و محور ولایات شمال افغانستان مطرح است، از امنیت نسبی برخوردار است. این ولایت با تمام آرامش و اطمینانی که در ظاهرش نهفته است، زیرپوست آن اما تهدیدهای در حال رشد است. ولسوالی‌های چمتال، شولگره، دولت‌آباد و چاربولک طی سال جاری دچار تحولات زیاد امنیتی بود که منجر به نظامی‌پوش شدن عطامحمد نور، والی این ولایت شد. طبق معلومات موثق منابع، اکنون بیشتر از ۳۰۰ تن نیروهای تروریستی وابسته به طالبان در منطقه‌ی کوه البرز ولسوالی چمتال یک پایگاه محکم که دارای تسلیحات و امکانات منظم نظامی می‌باشند ایجاد کرده و سایر جبهات‌شان در ولسوالی‌های شولگره، دولت‌آباد، چاربولک، چارکنت و شورتپه را از آن مدیریت می‌کنند. بیشترین فعالیت این گروه، تاکنون تبلیغ، سربازگیری، جمع‌آوری عشر و ذکات و خریداری تسلیحات بوده است. مولوی یونس، از اعضای شورای کویته، به‌عنوان والی نام‌نهاد طالبان در بلخ، رهبری این گروه را در این ولایت به عهده دارد.
جوزجان از دیگر ولایات شمال است که مرز مشترک با بلخ نیز دارد. این ولایت نیز دچار چالش‌های امنیتی است. هم اکنون قسمت‌های زیادی از ولسوالی‌های خمآب، قوش‌تپه، درزاب و آقچه در کنترول طالبان است و این گروه آزادانه به تبلیغ، سربازگیری و جمع‌آوری عشر و ذکات می‌پردازد. مولوی عبدالرحمان مسوولیت رهبری جبهات طالبان در ولایت را به عهده دارد.
سرپل از دیگر نقاط ناآرام و مورد توجه گروه‌های دهشتگر در شمال است. اکنون بیشترین تمرکز نیروهای جنگجوی طالبان روی ولسوالی کوهستانات است که در پایگاه نظامی‌شان دراین ولسوالی نزدیک به صد عراده وسایط نظامی نیز در اختیار دارند. این گروه اکنون در بخش‌های زیادی از ولسوالی‌های سوزمه قلعه، سانچارک، صیاد، گوسفندی و حومه‌های شهر نیز تسلط دارند. مولوی عطاالله، والی نام نهاد این گروه در سرپل، مسوولیت رهبری جبهات نظامی این گروه را به عهده داشته و در ولسوالی کوهستانات به سر می‌برد. منابع آگاه می‌گویند که بیشترین نیروی مسلح طالبان در ولایت سرپل در ولسوالی کوهستانات به سر می‌برند و قدرتمندترین پایگاه نظامی طالبان در شمال، در همین ولسوالی است.
فاریاباز دیگر نقاط سرخ شمال است. نقطه‌ی که آرام آرام به اوج انفجار نزدیک می‌شود و در صورتی که راهی برای درمان آن روی دست گرفته نشود، فصل بهار، فصلِ تجربه‌ی سرنوشت کندز برای این ولایت خواهد بود.
طالبان اکنون بیشتر از ۸۰ درصد جغرافیای ولسوالی‌های قیصار، المار، کوهستان، گرزیوان، غورماچ و پشتون‌کوت این ولایت را در تصرف دارند و مراکز نظامی و تبلیغی شان را نیز گسترش داده‌اند. رهبری گروه طالبان دراین ولایت را مولوی صلاح‌الدین از جانی‌ترین فرماندهان طالبان به عهده داشت که در جریان ماه اسد توسط نیروهای امنیت ملی بازداشت شد و اکنون شخصی بنام مولوی ظریف، به‌عنوان والی نام‌نهاد این گروه در فاریاب، جبهات نظامی‌شان را رهبری می‌کند. شعله‌های جنگی که قرار است شمال را به پرتگاه نابودی ببرد، مطمینا با شرحی که از اوضاع ولایات شمال شد، احتمالا از سه ولایت سرپل، فاریاب و بدخشان کلید خواهد خورد.
نکته‌ی دیگری که می‌تواند به‌عنوان تهدید و چالش بالقوه در برابر نیروهای امنیتی و دولت افغانستان در شمال قد علم کرده و احتمال خلق وحشت در بهار آینده را تقویت بخشد، حضور روز‌افزون نیروهای تروریستی وابسته به گروه تحریک اسلامی ازبکستان که به گروه داعش تمایل دارند در این ولایات می‌باشد. اکنون بیشترین تمرکز تروریست‌های خارجی در شمال، در ولسوالی‌های وردوج در بدخشان، برکه در بغلان، کوهستانات در سرپل، قیصار و المار در فاریاب و قوش‌تپه در جوزجان می‌باشد. این نیروها بیشتر در بخش‌های آموزش روش‌های جنگ چریکی و ماین‌سازی و هم‌چنان طراحی حملات در کنار گروه طالبان فعالیت می‌کنند و با درنظرداشت حمایت و تمایل این گروه به داعش که قبلا در بهار سال جاری نیز اعلام کرده بود، درونمای فعالیت‌های این گروه،بلندکردنِ پرچمِ داعش در شمال پیش‌بینی می‌شود.
با در نظرداشت فقر و بی‌کاری گسترده که زمینه سربازگیری طالبان را فراهم کرده، تسلط آنان به ساحات استراتژیک و عایدات هنگفت آنان از شاهراه‌ها و منابع عایداتی، تسلیحات و امکانات وسیع نظامی که در اختیار دارند و بی‌کفایتی و بی‌خیالی رهبران نهادهای امنیتی در فصل زمستان که طالبان دارند برای جنگ تمام‌عیار در بهار آینده آماده می‌شوند، نشان می‌دهندکه شمال در آرامش قبل از طوفان فرو رفته و ولایت‌های سرپل، فاریاب، کندز و بدخشان که اکنون شاهد بیشترین تجمع نیروهای جنگی و امکانات نظامی طالبان است در پی حملات گسترده و تهاجم این گروه در آغاز فصل جنگ سقوط کرده و در نتیجه نقطه‌های مشخصی از شمال، به‌عنوان زخم‌ عمیق در پیکر افغانستان تبدیل خواهند شد.