۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۴

دره‌گز باستان منتشر شد



نخستین کتاب تحقیقی ام تحت عنوان «دره‌گز باستان» نیم‌نگاهی به ولسوالی شولگره، هفته‌گذشته منتشر شد. نام کتاب گرفته شده از نام قدیمی شولگرة کنونی است. شولگره سرزمین رنگ‌ها و خون‌هاست. سرزمین رنج و چالش. سرزمینی که سال‌های طولانی میزبان جنگ و جهاد بوده و ماجراهای خوش و ناخوشی را در برگ‌هایش به ثبت رسانیده است. این خطه با عظمتی که دارد بر خلاف آنچه انتظارش می‌رفت، مورد بی‌مهری‌های زیادی از سوی فرزندانش قرار گرفت.
ضمن رنج و ستمی که در دوره‌های مختلف بر دست و پای ساکنان این دیار باستانی ریخت، پس از فداکاری‌ها و رنج‌های آنان برای آینده و آرامش دیگران، به شدت نادیده گرفته شد و اندک‌ترین سراغ از زخم‌های نابهبود آن گرفته نشد.
آنچه بیشتر از همه مایة تاسف و نا امیدی و رنج می‌شود، فقدان حافظه در این سرزمین باعث شده است که احساس بزرگی، مسوولیت و هم‌گرایی در نسل کنونی بمیرد.  نسلی که باید ضمن پاسداری از ارزش‌های تاریخی، فرهنگی و انسانی سرزمین شان، برای تغییر و بهبود فردای شان تلاش کنند. تاکنون هیچ‌کس در هیچ‌ کتابخانه‌یی، در هیچ مجله‌یی، در هیچ حافظه‌یی و هیچ صفحة انترنتی معلومات موثق، جامع و همه جانبه در مورد چیستی، چگونگی، دیروز و امروز شولگره و مردمانش نخوانده است. هیچ کس بخود این زحمت و افتخار را نداده است که در مورد عظمت این خطهة باستانی بنویسد و دیگران را در روشنایی رویدادهای آن قرا دهد. نسل‌های گذشتة شولگره در باروت و جنگ زیست و انتظاری جز تماشا از آنان نداریم. نسلِ پس از جنگ شولگره که امیدواری‌هایی را برای زندگی آبرومند و عزت و جلال ایجاد کرده است، اکنون در تلاش زنده ساختنِ دیروز و امروز فراموش شدة این سرزمین است. من به عنوانِ عضوی از یک نسلِ سرگردان، برای پایان‌بخشیدن به سرگردانی‌های خود و هم‌نسلانم، تلاش کردم با مراجعه به تاریخ کتبی و تواریخ زنده‌، برایم دلیل زیستن و چرایی بودن را ثابت کنم. من وابسته به نسلی هستم که دیگر راه مان  را خودمان انتخاب می‌کنیم نه دیگران. ما نمی‌خواهیم دیگر وابسته به نسلی باشیم که متهم به نداشتنِ حافظه است. فقدانِ حافظه‌یی که دلیلی است که بر نداشتنِ آیندة روشن و استوار.
من در این کتاب تحقیقی، به دنبال تاریخ و هویتِ گذشتة این سرزمین هستم. پس از پژوهش و جمع‌آوری اطلاعات وسیع در مورد دیروز و امروز شولگره، این کتاب را تحت نام « دره‌گز باستان» که از نخستین نام‌های شولگره است منتشر کردم.. این کتاب تحقیقی در تاریخ شولگره، نخستین اتفاق فرهنگی شمرده می‌شود که با نشر آن افتخارات گذشته و امروز این ولسوالی ثبت حافظة تاریخ گردید. این کتاب ضمن این‌که هویت تاریخ هزاران سالة دره‌گز یا شولگره را از لابلای تواریخ کهن جهان ثابت می‌کند، سراغ چهره‌های افسانوی فراموش شدة شولگره را در عرصه‌های ورزش، سیاست، فرهنگ، دانش، نظامی و ... گرفته و چهره‌های موثر این عرصه‌ها را با شرح عکس و زندگی‌نامه به معرفی می‌گیرد.
من دراین تحقیق، جغرافیای کوچکی از یک سرزمین وسیع را در صفحات تاریخ پالیده و در مورد چگونگی جغرافیا و چگونه زیستنِ مردمان آن نوشته ام. تلاش کرده ام دیروزِ بی مفهوم آنان را برای شان تعریف کرده و مکتوبی از نیکوکاری گذشتگان را جلوشان بگذارم. مطمینم زمان و پولی که در این راه هزینه شد، بی‌جا و عبث نیست، اما امیدوارم این اثر بتواند بیشتر از آنچه تصور اش را دارم، مورد قبول مردم واقع شود.
این کتاب در 150 صفحه، با ویراستاری علی موسوی، صفحه‌آرایی و طرح جلد آصف آذر، پیش‌گفتاری از دکتر سید محمدعلی جاوید و با حمایت مالی حاجی محمد عبده، وکیل مردم بلخ و رییس کمیسیون عدلی و قضایی پارلمان افغانستان در یک هزار تیراژ منتشر شده است. من از تمامی دوستانی که مرا در این راه یاری رسانیده اند سپاسگزارم!
من به عنوان نویسندة این کتاب، چاپ این کتاب و استقبال آن‌را توسط هم‌دیارانم به فال نیک گرفته و آیندة درخشانی را برای میهنم آرزو می‌کنم.
مختار وفایی

طالبان سفرشان به تهران را تایید کرد



انتظار این می‌رفت که حمایت غنی احمدزی، از تجاوز خادمان حرمین شریفین به یمن، گسترش و تجدید حمایت قطعی ایران از گروه تروریستی طالبان را در افغانستان بدنبال داشته باشد.
دوشنبة گذشته هیئتی از طالبان به تهران فراخوانده شد. به دنبال آن سخنگوی دولت ایران، سفر هیئت سیاسی طالبان را به تهران رد کرد، اما طالبان در اعلامیه‌یی رسمی، این سفر را تایید کرده و گفته است که هیئت سیاسی طالبان به ریاست طیب‌آغا، جهتِ گفت‌وگو پیرامون مسایل جهان اسلام و مهاجرین افغان مقیم ایران، به آن کشور رفته و با مقامات امنیتی آن ملاقات کرده است. حمایت ایران از حلقات تروریستی در منطقه از جمله طالبان، مسالة آشکار و علنی است. اما این سفر به دنبالِ حمایت غنی احمدزی از موضع متجاوزانه‌ی حرمین شریفین به یمن و نشر آن توسط رسانه‌های وابسته به نهادهای امنیتی ایران می‌رساند که نه تنها این یک سفر «عادی» نیست، بلکه ایران سناریوهای جدیدی را برای ما روی دست دارد، که مثل همیشه مجریان آن ملاعمر و حقانی و گلبدین حکمتیار خواهد بود.

پرچم‌داران جدید جنگ در شمال، هشداری که جدی گرفته نشد

مختار وفایی

 شمال افغانستان این‌روزها، در تبِ یاغی‌گری ‌هزاران مرد مسلح غیرمسئول و تحرکات روزافزون گروه‌های تروریستی از جمله تروریستان ازبیکستانی وابسته به گروه داعش ـ‌گروهی که در هم‌پیمانی با طالبان و برای داعش فعالیت می‌کنندـ می‌سوزد.
با اتفاقاتی که از آغاز سال روان خورشیدی  درحوزۀ شمال در کل و ولایات فاریاب، سرپل، کندز و بدخشان به‌ طور مشخص به وقوع پیوست،این مساله ثابت شد که این حوزه جغرافیایی در حال تبدیل‌شدن به کانون جدید جنگ و ناآرامی در افغانستان و منطقه است. از یک‌سال بدینسو پروسة جابجایی و ایجاد لانه‌ برای تروریست‌های منطقه‌یی در شمال بصورت آشکار جریان دارد و در زمستان سال 1393 بارها گزارش داده شد که صدها تروریست ازبیکستانی که قبلاً در وزیرستان پاکستان آموزش‌های نظامی، رزمی و اسلامی فرا گرفته‌، اکنون با خانواده‌های‌شان در ولایت‌های مهم و استراتژیک شمال از جمله فاریاب، سرپل، جوزجان و بغلان جابه‌جا شده و مصروف زمینه‌سازی برای حضور بیشتر نیروهای وابسته به داعش به ولایات شمال‌اند. این تروریست‌ها، مراکز آموزشی نظامی و رزمی را در نقاط مختلف شمال از جمله دشت لیلی و دشت بایغور ولایت جوزجان، ولسوالی‌های المار و قیصار ولایت فاریاب، ولسوالی کوهستانات ولایت سرپل و ولسوالی های دشت ارچی و چاردره کندز ایجاد کرده و به نیروهای طالبان و افراد تازه‌جذب‌شده در صفوف‌شان ‌مهارت‌های ماین‌سازی، ماین‌گذاری و استفاده از سلاح‌های ثقیله ‌می‌آموزند‌. با وجود این همه اطلاع‌رسانی و موجودیت شواهد و آدرس‌های کافی نزد ارگان‌های امنیتی، هیچ‌گونه اقدام سرکوب‌گر از سوی دولت علیه این گروه‌های تبهکار و تروریست گرفته نشد تا بلاخره‌ شمال را در لبة پرتگاه کشاند.
شماره 105 هفته‌نامه هویدا
آنچه تاکنون در افغانستان تجربه نشده، حضور جنگجویان و تروریستان زن از کشورهای منطقه در این کشور بوده است. اکنون وضعیت در شمال بجایی رسیده است که صدها زنِ جهادی در کنار مردان‌شان در برخی از ولایت‌های شمالی افغانستان مصروف فعالیت‌های دهشت‌افکنی‌اند. این زنان جهادی، در قریه‌ها و خانه‌های تحت نفوذ‌شان به تبلیغ ‌جهاد پرداخته و زنان قریه‌ها را تشویق می‌کنند تا مردان و فرزندان‌شان را به جنگ علیه نیروهای خارجی و دولت افغانستان اعزام کنند.
حاجت، فرزانه و فتانه، سه تن از زنان جهادی ازبیکستانی‌ بودند که در اوایل ماه جنوری، از کمربند امنیتی شهر میمنه در حالی که مجهز به واسکت‌های انتحاری بودند، توسط نیروهای امنیتی فاریاب بازداشت شدند. این زنان که سنین آنان میان ۲۸ الی ۳۵ گزارش شده است، می‌خواستند با ورود به شهر میمنه، پس از به‌دست‌آوردن اطلاعات دقیق از مراکز نظامی و مهم، حملات انتحاری را در داخل شهر سازماندهی کنند. نمونة دیگر آن بازداشت بیشتر از بیست تن از اعضای گروه جندالله از بدخشان بود که دوماه قبل توسط نیروهای امنیتی گرفتار شد که  گروگان‌گیری 31 شهروند افغانستان را در پی داشت.
منابع در ولایات شمال می‌گویند که پول هنگفت و مهارت‌های تروریستان ازبیکستانی در نبردهای گوریلایی، باعث شده است که آنان خط مقدم جنگ را رهبری کرده و از طالبان افغان به‌عنوان سرباز و جنگجو استفاده کنند. منابع امنیتی هم‌چنان تأیید کرده‌اند که تروریستان ازبیکستانی که تاکنون در شمال افغانستان می‌جنگند، بقایای تحریک اسلامی ازبیکستان به رهبری طاهر یولداش‌اند که اکنون نیز همین جریان، مسئولیت انتقال خانواده‌های ازبیکستانی را که اکثراً وابسته به گروه تحریک اسلامی ازبیکستان‌اند، بر عهده دارد. به نقل از این منابع، داعش با علاقه‌ای که به نفوذ در کشورهای آسیای میانه دارد، با تقویت گروه تحریک اسلامی در شمال افغانستان، می‌خواهد نفوذ‌ش را در مرزهای آسیای میانه گسترش داده و عَلَمِ جنگ را از دست طالبان بگیرد.
تغییر شیوة جنگ از حملات چریکی به حملات تهاجمی و لشکری و تغییرات وسیع در سطح تشکیلات رهبری و فرماندهان نظامی طالبان از دیگر برنامه‌هایی است که با راه اندازی عملیاتی بنام «عزم» در جریان جنگ‌های طالبان با نیروهای امنیتی مشاهده شده است.  در عین آنچه آشکار است نفوذ رو به گسترش تروریست‌های ازبیکستانی وابست به گروه جندالله در شمال افغانستان است. این گروه چند ماه قبل با پخش اعلامیه‌یی با داعش بیعت کرد و اکنون اعضای این گروه تروریستی به عنوان نمایندگان داعش در منطقه عمل می‌کنند. منابع امنیتی در شمال افغانستان، با هشدار در مورد بی‌توجهی  مقامات مرکزی به اوضاع جاری در شمال، می‌گویند در صورت تداوم این وضعیت، داعش در شمال و طالبان در جنوب مسلط خواهند شد.


۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۴

تغییر مسیر در جنگِ شمال

جنگ در کندز فروکش کرده، طالبان شکست خورده و ایستادگی نیروهای امنیتی افغان، آنان را از رسیدن به خواست‌های بهاری شان نا امید ساخته است.  جنگ اکنون تغییر مسیر داده و گروه‌هایی از تروریست‌های داخلی و منطقه‌یی از ولایت‌های مختلف شمال وارد بغلان شده اند. تحرکات این گروه‌ها طی چند روز گذشته در بغلان نیز با جواب دندان‌شکن نیروهای امنیتی به فرماندهی جنرال امین‌الله امرخیل مواجه شده است. 
گروه‌هایی از جمله افراد قدرتمند وابسته به حزب اسلامی از مدت‌ها در تلاش اند تا جنرال امرخیل را وادار به استعفا و یا از فرماندهی این ولایت برکنار کنند. امرخیل رفتار بی‌رحمانه‌یی در مقابل تروریست‌ها و گروه‌های جنایت‌کار دارد و طی بیشتر از یک‌‌سال گذشته، بساط بسیاری از گروه‌های رهزن، اختطاف‌چی، بچه‌باز، تروریست و دهشت‌گری را از بغلان برچیده است.  باری از یک مقام ارشد وابسته به حزب اسلامی در بغلان در مورد چرایی مخالفت شان با امرخیل پرسیده بودم. او بمن گفت: «جنرال امرخیل در ناآرامی‌های بغلان دست دارد.»
امرخیل با رد این ادعا گفته بود، این اتهام خنده‌آور، در پاسخ به سرکوب شدنِ گروه‌های رهزن و دهشت‌گری است که از آنان دستور می‌گیرند. امرخیل بارها با صراحت از اعضای پارلمان، جنرال‌های پایتخت‌نشین، اعضای شورای ولایتی و قدرتمندان محلی که در نآآرامی‌ها و خلاف‌ورزی‌ها در بغلان دست داشته اند نام‌برده و به آنان هشدار داده است که از رفتارهای مافوق قانون شان دست بردارند.
دقیقاً در همین روزهایی که بغلان نیازمند امرخیل است، تلاش دست‌های قدرتمندی در درون نظام برای کنار زدنِ امرخیل از فرماندهی امنیه بغلان شدت یافته و نشر خبرهای مبنی بر برکناری او، موج نا امیدی مردم و قوت‌گرفتن تروریست‌ها را به همراه خواهد داشت.من بارها با جنرال امرخیل مصاحبه داشته ام، جرئت او به عنوان یک فرمانده، در گفتنِ حقایق به یک روزنامه‌نگار برایم ستایش‌ برانگیز است. من مطمئنم که مردم شمال، تلاش‌ها و فداکای‌هایی فرماندهان و مبارزانی را که این‌روزها از رسیدنِ دست‌های ناپاک تروریست‌ها به یخن شان است جلوگیری می‌کنند، هیچ‌گاه فراموش نخواهند کرد.
مختار وفایی

۰۷ اردیبهشت ۱۳۹۴

جنگ عادلانه با شمالِ ناآرام

آنچه امروز در شمال جریان دارد، نتایج برنامة سنجیده شدة شبکه‌های استخباراتی و تروریستی در تبانی با مهره‌های کلیدی حکومت طی چند سال اخیر است که در پیِ عادلانه‌سازی جنگ در افغانستان صورت می‌گیرد.
(1  این روند از ترور و تبدیلی چهره‌های ضد طالب از سطح رهبری نیروهای امنیتی و ادارات ملکی در شمال و جابجایی مهره‌های «طالب‌پرور» از سال 2009 آغاز شد که قربانیان زیادی تاکنون گرفته است.
جنرال داوود، جنرال شاه جهان نوری، جنرال سید خیلی و ...از قربانیانِ برجسته‌یی این روند بودند. مراد علی‌مراد، فرمانده قول اردوی 209 شاهین، جنرالی که به بی‌رحمی در مقابل طالبان مشهور است نیز از قربانیان این روند است. او در مدت ماموریت‌اش در شمال، طالبان را به شدت سرکوب کرد و بدنبال آن، حامدی کرزی او را به ماموریتی در کابل گماشت که دستش از شمال کوتاه شد.
(2 پس از ترور و تبدیلی چهره‌های ضد طالب در شمال، مهره‌هایی در نقش مدیریت و رهبری روند انتقال جنگ به شمال جابجا شدند. زلمی ویسا، فرمانده اسبق قول اردوی 209 شاهین، عبدالنبی الهام، فرمانده اسبق امنیه فاریاب، حاجی غلام سخی، والی اسبق کندز، نمونه‌های اندکی از چهره‌هایی اند که در جابجایی و انتقال جنگ و جنگجویان طالبان در شمال نقش رهبری را داشته اند.
- همکاری زلمی ویسا با شبکة حقانی و طالبان بصورت مستند از رسانه‌های بین‌المللی نشر شد که از سوی حکومت نادیده گرفته شد.
- عبدالنبی الهام، از فرماندهان ارشد رژیم امارت اسلامی بود که به مقام فرماندهی امنیه فاریاب رسید و در مدت دوسال ماموریت‌ حکومتی اش، طالبان را در این ولایت تقویت کرد.
- حاجی غلام‌سخی، نزدیک به یک‌‌سال والی کندز بود. او یک خان و ارباب محلی در بغلان و از فرماندهان ارشد حزب اسلامی و طالبان در رژیم امارت اسلامی بود. سال گذشته در جریان نبردهای شدید طالبان با نیروهای امنیتی، محموله‌های غذایی و تسلیحاتی که او به طالبان می‌فرستاد بصورت مستند از سوی نیروهای امنیتی در کندز توقیف شده بود.
این‌ها تنها سه نمونة کوچک از ماموران بلندپایة حکومتی که برای تقویت و رهبری طالبان در شمال گماشته بودند هستند. وضعیت کنونی شمال، به ‌یکبارگی اتفاق نیافتاده است. برنامه‌یی است مهندسی شده روی میز حکومتی‌هایی ارگ‌نشین که خواهان عادلانه‌سازی جنگ در افغانستان هستند.
مختار وفایی