برچسپ ها

۱۱/۱۱/۱۳۹۶

فریاد در تاریکی

جوان معترض در خیابان های کابل
دیروز جوانی که هنوز نام و آدرس و وظیفه‌اش را نمی‌دانم، با شعارهای تکان‌دهنده و بدن نیمه‌برهنه در محل انفجار مرگ‌بار روز شنبه ظاهر شده و در خیابان‌های خونین کابل قدم زد.
کابل این‌روزها تاریک است؛ حتی برف‌های مست چله هم نتوانست مدتی چهره‌ی این شهر نشه از خون شهروندان بی‌پناهش را تغییر دهد.
جوانی را که دیروز در جاده‌ها قدم زد همراهی نکردیم. او یک‌تنه شعار داد، قدم زد، گریه کرد تا عمق بدبختی و درماندگی ما را به ما بیشتر بفهماند.
چندسال قبل می‌گفتم امیدوارم روزی نرسد که مرگ و کشتار به روزمره‌گی تبدیل شده و به آن تسلیم شویم.
اما امروز همان روز سیاه و نکبت است. روزی که تسلیم شده‌ایم...این خیلی وحشتناک است و چقدر با مرگ فاصله داریم؟
یک قدم؟ یک ساعت؟ یک روز؟ و یا خیلی فاصله داریم حتی یک هفته...


۱۱/۰۹/۱۳۹۶

نماینده‌های بلخ، از درگیری مسلحانه تا نشر دشنام‌نامه علیه یکدیگر

دیروز یکشنبه و با درگیری نظامی میان افراد مسلح تحت امر غلام عباس اخلاقی عضو مجلس سنا و عباس ابراهیم زاده عضو مجلس نمایندگان از ولایت بلخ که منجر به زخمی شدن دوتن از محافظان دوطرف شد، اکنون دشنام نامه‌های آنان در صفحات فیسبوک شان منتشر شده است. عباس ابراهیم زاده و غلام عباس اخلاقی در این دشنام‌نامه‌ها، همدیگر را متهم به فحشا، اعمال تروریستی، غصب زمین، قتل افراد و اقدام به ترور همدیگر کرده اند. متن نشر شده در صفحات ابراهیم زاده و اخلاقی بدون دستبرد و ویرایش اینجا گذاشته می شود.
غلام عباس اخلاقی                                                عباس ابراهیم زاده

عباس ابراهیم زاده عضو مجلس نمایندگان:
بلاک های رهایشی ابراهیم زاده گروپ که در ناحیه سوم شهر مزار شریف موقعیت دارد، بیش از 200 خانواده بشمول عباس ابراهیم زاده نماینده مردم بلخ در مجلس نمایندگان در آن جای بود و باش دارد.
آقای ابراهیم زاده در منزل پنجم این بلاک رهایشی دفتر رسمی نیز دارد. غلام عباس اخلاقی یکتن از سناتوران مجلس سنا بخاطر زندگی و بود و باش فامیل خویش یک بلاک را در این ساختمان رهایشی نیز کرایه کرده بود اما مدت هاست که هیچ فامیلی در آن زندگی ندارد.
آقای اخلاقی این بلاک را خاص بخاطر خوش گذرانی و عیاشی استفاده می کند. وی همه روزه با ده ها تن از افراد مسلح زیر امرش همراه با سلاح های سبک و سنگین داخل این مکان رهایشی شده، باعث ترس و وحشت ساکنان این ساختمان گردیده است.
این بار آقای اخلاقی باچندین تن از افراد مسلح با سلاح های آرپی جی ، پیکه و کلاشینکوف داخل این مکان رهایشی شده و نگهبان این بلاک رهایشی را نیز خلع سلاح کرده است.
با آنکه ورود افراد مسلح در این مکان رهایشی ممنوع است اما آقای اخلاقی با زور ممانعت نگهبانان این بلاک رهایشی را نادیده گرفته داخل ساختمان میگردد و دست به تیراندازی به سوی نگهبان این بلاک رهایشی می زند.
در این تیر اندازی دو تن از نگهبانان با فیر شخص خود آقای اخلاقی بشدت زخم برداشته اند. همچنان چندین فیر راکت از سوی افراد اخلاقی از داخل این بلاک رهایشی بالای نگهبانان این بلاک صورت گرفته است.
گفته می شود که آقای اخلاقی این با حمله قصد ترور شخص عباس ابراهیم زاده عضو مجلس نمایندگان را داشته است که آقای ابراهیم زاده در این ساختمان رهایشی بود و باش و دفتر رسمی دارد.
براساس این گفته ها این عضو مجلس سنا قصد جابجایی سلاح های سبک و سنگین را نیز بخاطر اهداف تروریستی خود داشته است. کمره های امنیتی بصورت روشن تصویر از جریان این حرکت های مسلحانه آقای اخلاقی را ثبت نموده است.
لازم به یاد آوری است، کسانیکه بصورت غیر عادلانه در این مورد شایعه پراگنی کرده اند که گویا عباس ابراهیم زاده عضو مجلس نمایندگان در این جنگ دست دارد، در اشتباه قرار گرفته اند و از سوی آقای ابراهیم زاده بشدت رد می گردد.
در جریان این درگیری ها عباس ابراهیم زاده در جلسه رسمی امنیتی مقام ولایت بلخ با وکلای پارلمان، معاون مقام ولایت بلخ بخاطر تامین امنیت این ولایت حضور داشتند. آقای ابراهیم زاده پس از ختم این حمله مسلحانه، اطلاع حاصل نمود که دو تن از محافظان بلاک های رهایشی ابراهیم زاده گروپ از سوی آقای اخلاقی و افراد مسلح زیر امرش بشدت زخمی شدند.
قابل یاد آوری است که آقای ابراهیم زاده در کنار اینکه وکیل منتخب مردم در مجلس نمایندگان می باشد، یک تاجر ملی در افغانستان نیز می باشد که همواره در آبادی، بازسازی و اشتغال زایی در کشور سهم فعال دارد و هیچگاه ترس و وحشت در شهر را نمی خواهد.
چند تن از افراد مسلح غلام عباس اخلاقی با سلاح های دست داشته شان که از سوی مسوولین امنیتی بازداشت شده بودند، با وساطت متنفذین قومی و معاون امنیت ملی ولایت بلخ رها گردیدند.
سلاح های که از نزد افراد آقای اخلاقی بدست مسوولین امنیتی قرار گرفته بود، شامل دو میل راکت، 2 میل پیکا، 2 میل درازنوف و شش میل کلاشنکوف بود که با حضور معاون امنیت ملی ولایت بلخ از جاهای مخفی شده بیرون گردیده، در اختیار امنیت ملی قرار داده شده است. آقای اخلاقی عضو مجلس سنا از جمله تروریست های است که از سوی مقام های بلند پایه حمایت میگردد. وی در طول 30 سال گذشته دها تن از افراد پر نفوذ و نامدار ولایت بلخ را به بهانه های مختلف از بین برده است.
این شخص بیشتر کسانی را به قتل رسانیده است که رقیب سیاسی خودش و یاهم رقیب سیاسی بادارنش بوده است و بزودترین فرصت در حضور مطبوعات اسناد این قتل های زنجیره یی به حکومت افغانستان و نهاد های بین المللی پیشکش خواهد گردید. آقای اخلاقی با غصب هزاران جریب زمین دولتی، آن را چندین بار بالای مردم غریب و بیچاره به فروش می رساند.
همچنان در مناطق کمپ سخی و علی آباد زمین های مردم بیچاره را بگونه غیر قانونی گرفته به کسانی دیگری به فروش می رساند. این ظلم بالای مردم بیچاره علی آباد و کمپ سخی چندین سال است که ادامه دارد اما هیچ نهادی از آن بازجویی نمی کند. کسانی که در پشت این قضایا قرار دارند بگونه واضح و آشکارا با اسناد معتبر افشا خواهد شد.
از حکومت افغانستان می خواهیم که جلو این خود سری ها را بزودترین فرصت بگیرد و گرنه مسوولیت بعدی بردوش حکومت خواهد بود. آقای اخلاقی با حامیان پشت پرده این قضایا تاکنون ده ها مورد قتل و ترور های زنجیره یی را انجام داده اند اما تاکنون دوسیه های نسبتی آنان از سوی نهاد های مدافع حقوق بشر بررسی نگردیده است، و نهاد های حقوق بشری در این زمینه خاموشی اختیار کرده اند.

عباس اخلاقی عضو مجلس سنا:

درجواب سياهه عباس ابراهیمزاده وكيل پارلمان!
هموطنان عزيز بخصوص مردم مجاهد پرور و باديانت شهر مولا على در ارتباط قضاياى تحميل شده روزگذشته معلومات مفصل را با شما درميان ميگذارم.
من طبق روال هميشگى ساعت دوبجه بعد ازظهرروز گذشته جهت پشبرد امورات موكلينم بدفتر كاري ام ميرفتم كه بدم درب وردى دفتر سربازان امنيتى ابراهیمزاده مانع ورود من بدفتر كاريم شدند بهرصورت من باسربازان وكيل موصوف صحبت كردم و بدفتر كاريم رفتم كه هنوز چند دقيقه نگذشته بود كه ابراهیمزاده سربازان بیشتر را درمنطقه اعزام كردند و دستور داده بودند كه بالاى دفترم حمله كنند ومرا ترور نمايند كه به مقاومت افراد امنيتى من روبرو ميشوند و يك سرباز امنيتى من مهدى نام را دست جمعى مورد لت وكوپ قرار ميدهند وسلاح دست داشته شان را ازنزدش بزور ميگرند وبفيرهاى شان ادامه داده اند وبدفتر من حمله ور گرديدند كه بمقاومت يكى ازموظفين امنيتى من روبرو ميشوند
وتعداد افرادزيادى مسلح مربوط خويش راقبلاً ابراهیمزاده بالاى ساختمان دفتر من و بلاكهاى همجوار وشفا خانه رهنورد كه مقابل دفتر كارى من مو قعيت دارد جابجا نموده بودند تاايجانب راازهرطرف هدف قرار دهند كه همگى بشمول نيروهاى امنيتى بچشم سر مشاهده كردند وهمين افراد كه بالاى ساختمان هاجابجا گرديده بودند بالاى محترمين آميرذلفقار نظرى وحاجى سلمان قوماندانان خوش نام مردم مارا همرا بامحمد داود يكى ازمتنفذين كه مصلح بودند هدف فير هاى گلوله قرار دادند وسه نفر ازسربازان امنيتى شان را شديداً مجروح ساختند.
جالب اينجا است كه ابراهم زاده درسياهه اش نوشته كه گويا من قصد ترور شان را داشته ام هموطنان عزيز حالا قضاوت را بشما وگذارميكنم بازهم جالبتر اينكه ابراهمزاده مراگفته است كه گويا من غاصب زمين هستم جناب ابراهمزاده زمين پول نيست كه من سود وسلم بخورم ودرافغانستان شهرت سودخورى را ازآن خودم كماى كنم
هموطنانم ابراهم زاده درسياهه اش نوشته است كه كه اخلاقى گويا بلاك ازمن به كرايه گرفته است اين يك دروغ محض است. من درسال ١٣٩٠دوبلاك را ازايشان بقمت گزاف خريدارى نمودم كه عكس قباله هاى شان راجهت روشن شدن اذهان شمادرفيسبوكم گذاشتم.
ثانى اينكه ابراهمزاده درسياهه اش گفته است كه ازمن پيكا وراكت واسلحه گويا امنيت ملى گرفته است نخير من درمكتب درس خواندم كه بمن آموخته است كه درزندگى سلاحم رابكسى واگذار نكنم  بازهم رسانه هاى محترم ميتوانند ازامنيت ملى راست ودروغ شاخدارابراهمزاده را سوال نمايند وثالثاً ابراهمزاده گفته است كه من بدفترم عياشى ميكنم جناب ابراهمزاده شرم هم خوب است درپوهنتون پسرت نجيب كه فعلاً بچه اش درپنجشيررارفتنى شده است چه افتضاحى را بار نياورد وخودت ده ها نفر در پوهنتون ندارى كه با ايشان روابط نامشروع داريد.

۱۱/۰۸/۱۳۹۶

موش‌های کور، طراح حملات مرگبار در کابل

مختار وفایی
 مامورهای دشمن که به سازمان‌های امنیتی رقیب نفوذ می‌کنند معمولاً "موش‌های کور" نامیده می‌شوند. دلیل این نامگذاری این است که موش‌های کور با ظرافت و دقت، در عمق اطلاعات نهادهای امنیتی رقیب نفوذ کرده و خودشان را به عنوان چهره‌های با اعتماد، متعهد و مسلکی جا می‌زنند. این موش‌ها، با تعلیمات مسلکی و تعهدات بنیادی به نهاد اصلی‌شان، چنان در قلب دشمن نفوذ می‌کنند که محرم همه اسرار پنداشته شده و توانایی هر نوع تصمیم‌گیری در جغرافیای رقیب را بدست می‌آورند. در تاریخ نهادهای اسرارآمیز امنیتی جهان از جمله کا.جی.بی، ام.آی.سکس و سی.آی.ای، ده‌ها موش کور ده‌ها سال در نهادهای رقیب کار کرده و اطلاعات مرموز و محرم را به نهادهای مرکزی‌شان فرستاده اند.
 بیشترین موش‌های کور در تاریخ نهادهای امنیتی جهان، مربوط کا.جی.بی می‌شود. شوروی در دهه 1940، ماشین متحرک زیرزمینی را که قادر بود در یک ساعت 15کیلومتر در زیر زمین تونل نفوذی ایجاد کرده و راه برود را نیز اختراع کرد. نهادهای امنیتی شوروی در آن زمان، این ماشین نفوذی  را که قادر بود قرارگاه‌های نظامی دشمن را با نفوذ از زیر زمین منفجر کرده و ویران کند نیز، موش کور نامیده بود.
کابل و مردم درمانده‌اش سال‌هاست که در گروِ موش‌های کور است. موش‌های کوری که با چهره‌های به ظاهر ملی، وطن‌پرست، ملی‌گرا و متعهد در نهادهای مانند امنیت ملی، شورای امنیت، ریاست جمهوری، وزارت‌های دفاع و داخله برای تامین امنیت و ثبات فعالیت می کنند، اما طراح اصلی برنامه‌های شوم دشمن اند.
 روسای کارکشته امنیت ملی افغانستان از جمله رحمت‌الله نبیل و امرالله صالح، بارها بصورت علنی گفته‌اند که امنیت ملی پر است از جاسوس‌های آی.اس.آی و کسی جرات و توانایی برکناری و محاکمه آنان را ندارند. هرچند که این گفته‌های نبیل و صالح بیان‌گر خیانت و ضعف خودآنان نیز است، چون این دوتن در زمان ماموریت شان بحیث روسای امنیت ملی، نه تنها حرفی از این ماجراها زده نشد، بلکه تلاشی در جهت پاک‌سازی امنیت ملی از چنگال موش‌های کور آی.اس.آی نیز صورت نگرفته است.
عکس از آرشیف
 عمق پیچیدگی حمله به هوتل انترکانیتننتال، چهارراهی صدارت، شفاخانه نظامی 400بستر، ریاست رجال برجسته امنیت ملی، چهارراهی زنبق و ده‌ها مورد حملات مرگبار تروریستی دیگر که جان صدها تن را گرفته است، بیانگر نفوذ عمیق و شدید موش‌های کور به پشت میزهای تصمیم گیرنده در امنیت ملی و بقیه نهادهای امنیتی است.         در زمانی که کابل در یک جنگ رویارویی آشکار با دشمن دیرینه و بی‌رحمی مانند آی.آس.آی مواجه است، رییس امنیت ملی مصروف چانه‌زنی با حزب جمعیت در مورد سرنوشت ولایت بلخ است. معاونش برای آی.اس.آی. کار می‌کند و موش‌های کور اطرافش نیز حملات مرگبار مانند چهارراهی صدارت را  در تبانی با جنگجویان تحت امر ملاهیبت‌الله طراحی می‌کنند.
ستانکزی و اتمر که به نزدیکی و رابطه دیرینه با پاکستان متهم اند، عامل اکثریت حملات پیچیده و مرگبار سه سال اخیر در کابل دانسته می شوند. وقتی حامدگیلانی در حالی که پشت میز کارش عکس نظامی پرویز مشرف و یوسف رضا گیلانی را نصب کرده و در اوج تنش‌ها میان کابل و اسلام آباد، از آدرس سخنگوی ارتش پاکستان صحبت می‌کند، چه معنای بجز موش کور را می‌تواند در ذهن آدم تداعی کند. وقتی رییس امنیت ملی بجای پرداختن به مسوولیت اصلی‌اش که حفاظت از نظام و مردم است، مصروف چانه‌زنی‌های سیاسی و توطیه علیه منتقدین حکومت است و در برابر حملات گسترده و مرگبار از اظهار تاسف نیز خودداری می‌کند، چه معنای بجز موش کور تعبیه شده توسط آی.اس.آی را در قلب مهم‌ترین نهاد امنیتی افغانستان دارد؟
موش‌های کور می‌توانند در پارلمان از مردم نمایندگی کنند،  دستیار رییس امنیت ملی باشد و یا بحیث فرمانده یک بخش تصمیم‌گیرنده در این نهادها فعالیت کند. این موش‌های کور که توانایی‌های خارق‌العاده در طراحی حملات مرگبار علیه مردم افغانستان دارند فقط به یک چیز فکر می کنند: منافع باداران شان که کابل را همیشه خونین و مردمانش را تباه می‌خواهد.
تا زمانی که امنیت ملی و بقیه نهادهای امنیتی در کنترول موش‌های کور آی.اس. آی است، کابل همچنان گلوله می‌بارد و در مسیر تطبیق استراتیژی قتل با هزار زخم خواهد تپید.

۱۱/۰۱/۱۳۹۶

طالبان، 18تن از نیروهای خیزش مردمی را در شولگره تیرباران کردند

حوالی ساعت 10شب گذشته، گروه طالبان با حمله بر یک پاسگاه نیروهای خیزش مردمی در روستای بزبای ولسوالی شولگره، 18تن از مردان مسلح را به قتل رسانیده اند.
نظرگل شولگره‌یی، فرمانده نیروهای خیزش مردمی در ولسوالی شولگره در صحبت با سایت تحلیلی خبری هویدا گفت که طالبان با استفاده از یک عضو نفوذی خود در داخل این پاسگاه،  حمله غافلگیرانه انجام داده و همه افراد مسلح حاضر در آن  پاسگاه را تیرباران کرده اند. نظرگل تایید کرد که افراد این پاسگاه از لحاظ تشکیلاتی مربوط به گروه تحت فرماندهی او بود. در جریان این حمله یک تن از حمله کنندگان گروه طالبان نیز کشته شده است.
فرمانده خیزش های مردمی در شولگره همچنان گفت که همه کشته شده ها از یک خانواده بزرگ استند که در روستای بزبای زندگی می کردند. ملا حمیدالله فرمانده پاسگاه و پسرش عبیدالله نیز شامل کشته شدگان استند.
فرمانده نظرگل همچنان افرود که گروه طالبان پس از تیرباران کردن این افراد، شش عدد نارنجک را در حالت آماده، روی اجساد آنان گذاشته بودند تا نیروهای امنیتی که برای بررسی رویداد به محل می‌آیند را هدف قرار دهند که توسط ماموران امنیتی قبل از انفجار خنثا گردیدند.
تصویر از آرشیف
در همین حال سراج الدین عابد ولسوال شولگره نیز شمار کشته شده گان این رویداد را 18تن به شمول یک عضو گروه طالبان گفته است. ذبیح الله مجاهد سخنگوی گروه طالبان در صحبت با سایت تحلیلی خبری هویدا، ضمن این که مسوولیت این حمله را از آدرس این گروه به عهده گرفت، گفت که عضو نفوذی آنان به کمک جنگجویان این گروه به پاسگاه منطقه بزبای حمله کرده و 18 عضو پولیس محلی را کشتند. ذبیح الله مجاهد همچنان گفت که افراد این گروه تمامی تجهیزات نظامی این پاسگاه را با خود بردند.
فرمانده نظرگل در مورد عوامل حمله کننده میگوید که شخصی بنام مولوی احمد که مسوول نظامی طالبان در بخش های از شولگره است به کمک فرد نفوذی شان در داخل پاسگاه این حمله را انجام داده است.

مختار وفایی

۱۰/۲۸/۱۳۹۶

صفحه‌ی خون و خشونت

برای نخستین بار و پس از ۱۰ سال، ۱۰ روز در جریان تعطیلات آخر سال ۲۰۱۷ بصورت کامل از انترنت دور بودم. در این ۱۰ روز بجای کمره‌ی مبایل از کمره دستی و برای خبر دادن و خبرگیری از خانواده از مبایل دوستانم استفاده می‌کردم.
روزها را در بازارها، کوچه‌ها، جاهای دیدنی، قهوه‌خانه‌ها و خرید سپری می‌کردم و شب‌‌ها را اکثرا یا موسیقی می‌شنیدم و یا هم با دوستان هم‌سفرم شعر می‌خواندیم.
در آن مدت کوتاه، با وجودی که در گوشه‌ی از ذهنم چهره‌ی زشت انفجار و انتحار همیشه بیدار بود، اما آرامش زیبا و دلگرم‌کننده‌ی را توانستم ‌بخاطر دوری از انترنت تجربه کنم. در آن روزها دانستم که فیسبوک چقدر مرا از متن زیبا و آرامش‌بخش زندگی دور کرده و در چاله‌ی از انفجارهای ویرانگر خبرهای داغ مرگ و کشتار پرتاب کرده است.
قربانیان امواج کشنده‌ی انفجار و انتحار تنها کسانی نیستند که بدن‌های شان پاره پاره شده، کشته و یا زخمی می‌شوند. هر انفجار و انتحار برای هزاران تن دیگر مرگ تدریجی را رقم می‌زند. هر خون ریخته‌ی را که در فیسبوک می‌بینیم و هر خبر داغ مرگ و کشتار را که می‌نویسیم و می‌خوانیم بخشی از شادی و زندگی را در ما می‌کشد. و به تدریج این خبرها روح و روان ما را خورده و از ما انسان‌های خشن، احساساتی، ضعیف، بی‌اراده و ترسو می‌سازد
من وقتی آرامش آن ۱۰ روز و ناآرامی و بی‌حوصلگی این‌روزهای پر از مرگ را مقایسه می‌کنم بخوبی درک می‌کنم که فیسبوک و رویدادهای خونین اطراف ما، از ما در همه‌جا قربانی می‌گیرد
ما قربانی هستیم، چه روی جاده شکار موج انفجار شویم چه در بستر خواب، کنار بخاری گرم و یا ریز صندلی در حالی که قند و نبات نوش جان می‌کنیم صفحه فیسبوک را ور رفته و خبرها و تصاویر قربانیان را لایک و هم‌رسانی کنیم.
تنها راه ممکن، گریز همیشگی از فیسبوک و انترنت است که بسیاری‌ها از جمله من و هم‌مسلک‌هایم این کار را نمی‌توانیم. ظاهرا فیسبوک به حدی قدرتمند است که ما بدون این پدیده‌ی خوب اما به شدت زشت و تباه‌کننده بیچاره می‌شویم.
من تا هنوز نتوانسته‌ام تصمیمی در مورد این‌که چگونه از شر فیسبوک خلاص شوم بگیرم. چون بخشی از کارم وابسته به این صفحه‌ی پر از خون و خشونت است.


۱۰/۲۷/۱۳۹۶

مذاکرات صلح در ترکیه؛ مشاورانی از کابل، دُکاندارانی از پشاور

مختار وفایی
در ادامه‌ی افتضاحی که از چندین سال بدینسو بنام پروسه‌ی صلح جریان دارد، بتازگی مشاورانی از کابل و دکاندارانی از پشاور طی  ملاقاتی در ترکیه، از پیشرفت در مذاکرات صلح دولت افغانستان با گروه طالبان سخن زده اند.
در مذاکراتی که بنام صلح در ترکیه انجام شد، چهار تن از آدرس گروه طالبان و دوتن از آدرس دولت افغانستان پشت میز مذاکره نشستند که ادعای هر دو گروه در مورد نمایندگی شان از طالبان و دولت افغانستان، رد شدند. دو روز قبل و با آغاز این مذاکرات، ذبیح الله مجاهد با نشر اعلامیه‌ای تاکید کرد که هیچ کسی از آدرس این گروه برای مذاکره به ترکیه سفر نکرده است.
همچنان شاه‌حسین مرتضوی سخنگوی ریاست‌جمهوری دیروز دوشنبه گفت، افرادی که از کابل در مذاکرات صلح در ترکیه حضور داشتند از دولت افغانستان نمایندگی نمی‌کنند. عباس بصیر از افراد نزدیک به کریم خلیلی و همایون جریر دادماد گلبدین حکمتیار که هر دو از مشاوران رییس‌جمهور استند طرف‌های مذاکره طالبان در این نشست بودند.
با این حال اطلاعات بدست آمده نشان می‌دهند، از میان چهارتنی که در مذاکرات ترکیه از آدرس گروه طالبان در این نشست شرکت کرده اند هیچ کدام آنان در گروه طالبان تحت رهبری ملاهبت‌الله آخندزاده رسمیت ندارند و در چگونگی مذاکره و صلح دولت افغانستان با گروه‌های درگیر تاثیرگذار نیستند.
شهرت چهار اشتراک کننده‌ی مذاکرات صلح در ترکیه که  بنام نمایندگان گروه طالبان شرکت کرده اند:
1-    دواجان عضو حزب اسلامی که در شهر پشاور پاکستان موتر فروشی دارد و هر ازگاهی به کابل به دیدن گلبدین حکمتیار نیز می‌آید.
2-   مولوی عبدالرووف که در زمان رژیم طالبان مدت کوتاهی بحیث سرپرست ولایت خوست ایفای وظیفه می‌کرد و تا قبل از مرگ ملاعمر بحیث عضو پایین‌رتبه طالبان در مدارس پاکستان فعالیت می‌نمود. مولوی عبدالرووف پس از مرگ ملاعمر از گروه ملا اختر منصور جدا شده و به گروه انشعابی ملارسول پیوسته است.
3-   ملا رحمت‌الله وردک از اعضای پایین رتبه طالبان است که در زمان رژیم طالبان مدتی را در " د افغانستان بانک"  بحیث کارمند کار کرده و سپس در استخبارات امارت اسلامی بحیث کارمند پایین رتبه کار کرده است. رحمت‌الله وردک  نیز از اعضای پایین رتبه گروه طالبان بوده که پس از مرگ ملاعمر به گروه انشعابی ملارسول پیوسته است.
4-   نفر چهارم  از گروهی که بنام نمایندگان طالبان در این نشست شرکت کرده بود ملا عبدالحکیم بریس است که هیچ‌گاه در منصب و مقامی در این گروه دست نیافته است. او یک عضو عادی گروه طالبان است که پس از مرگ ملاعمر به گروه انشعابی ملارسول پیوسته است.
هرسه تن از این افراد فعلاً تحت رهبری ملا منان نیازی در گروه انشعابی ملارسول فعالیت می‌کنند و هیچ رابطه و تاثیری در گروه طالبان تحت رهبری ملاهبت‌الله آخندزاده که طرف اصلی جنگ علیه حکومت افغانستان است ندارند.
منابع موثق می‌گویند که رحمت‌الله وردک از شهر دبی به ترکیه پرواز کرده، مولوی عبدالرووف و عبدالحکیم بریس از شهر کابل به ترکیه پرواز کرده اند.
از آن‌جایی که طرف‌های مذاکره‌کننده در این نشست افراد بی تاثیر در طرف‌های درگیر در افغانستان استند، بنظر می‌رسد که هدف اساسی این نشست صلح نه بلکه امتیازگیری و پی‌گیری اهداف شخصی تحت عنوان صلح است.
برخی از منابع بدین باور اند که پس از فشارهای جهانی بر پاکستان، گلبدین حکمتیار و همایون جریر با توصیه آی.اس.آی به منظور ایجاد خوشبینی در مورد تلاش این کشور برای صلح، این نشست جعلی را راه اندازی کرده است. اگر چنین نیست، حکومت افغانستان هیچ نیازی برای مذاکره و صلح با گروه انشعابی ملارسول ندارد، چون این گروه ساخته و پرداخته حکومت افغانستان است و ملامنان نیازی از حکومت افغانستان امتیازات مالی برای جنگ علیه گروه ملاهبت‌الله بدست می‌آورد.
حکمتیار که به همکاری و هم‌سویی دیرینه با پاکستان مشهور است، با این ابتکار تلاش کرده است که از یک‌سو از پاکستان به عنوان کشوری که موافق با پیشرفت مذاکرات با طالبان است تعریف کند و از سوی دیگر از دولت افغانستان و پروسه صلح که طی سال‌های اخیر به گاو شیر ده تبدیل شده امتیازات مالی و سیاسی بدست آورد. این مقاله قبلاً در روزنامه اطلاعات روز نیز منتشر شده است.

۱۰/۲۴/۱۳۹۶

مرا به خیر تو امید نیست شر مرسان

مختار وفایی
چند طلبه‌ی که از سهم خمس و زکات ایرانی‌ها در حوزات عملیه ایران نفرت تغذیه کرده و منافقت آموخته، اکنون بار دیگر به نمادهای از فتنه و شر در میان مردم بدل شده اند. من هیچ علاقه و نیازی به پرداختن به مسایل کوچک و بی‌ارزش قومی، محلی و سمتی ندارم، اما وقتی عمق فلاکت، گمراهی و تباهی را در میان مردمی که در کنار آنان بزرگ شده و زیسته‌ام می‌بینیم، رسالت خود می‌دانم که در حد خودم در این مورد به هم‌نسلانم بنویسم.
عکس از آرشیف
من نه مانند اکثریت ملاهای نفرت‌پراکن و سیاه‌اندیش حربه‌ی مانند اسلام و قرآن دارم و نه خطابه‌های آتشین و دروغین بلدم تا با احساسات مردم بازی کنم.
هر ازگاهی که برای دیدار از پدر و مادرم به روستای ما در دره‌گزباستان /شولگره سر می‌زنم، عمق سیاه‌اندیشی و چاله‌ی تاریکی که مردم ما را احاطه کرده مشاهده می‌کنم. تقریباً چهار دهه قبل و در جریان جهاد علیه تجاوز شوروی، در کنار مردان صادق و راستین، چند دلقک به ظاهر دیندار به بهانه‌ی جهاد، مردم را علیه همدیگر شورانیده و آغازگر جنگ خانه بخانه شدند که اکنون نیز عقده‌های بجامانده از آن دوران سیاه و ذلت، از مردم قربانی می‌گیرد.
آن دوره باوجود این‌که نتایج اندک مثبتی در پی داشت، اما تاوان اشتباهات جبران ناپذیر چند حیله‌گر مکار را هنوز مردم می‌پردازند. سرخیل‌های جهاد، بجای این‌که مردم را به جهاد و صداقت سوق دهند، علم‌بردار جنگ قومی شده و خودشان در غُندی‌های خیر در قم و اصفهان و قندهار نشستند.
مردم خاطرات تلخ تباهی شان را به روشنی بیاد دارند و هر ازگاهی در جریان روایت آن دوران، یزیدها و شمرهای دوران را که هنوز زنده اند و در صومعه‌های شان مصروف دعا، نفرت می‌فرستند.
مایه‌ی ننگ و تاسف است که تاجران دین و قوم که بازارشان طی سال‌های اخیر کساد شده، بار دیگر در حالی که هنوز خون کشته شدگان جنگ خانمانسوز نخکشیده، به این تجارت سیاه رو آورده اند.
عده‌ی از این تاجران از قم و اصفهان و تهران تخم نفرت و کینه می‌پاشند و عده‌ی دیگر از غارهای باستانی شان در کابل و قندهار و مزار...
بار دیگر این سیاه‌اندیشان شمشیرهای تباهی شان را از غلاف کشیده و تلاش دارند بنام خیل و سرخیل و قوم و قبیله مردم را بجان همدیگر بیاندازند تا یک نسل دیگر در نفرت بسوزند.
حرف من به آنانی که تجربه‌ی 40 و 50ساله در پاشیدن تخم نفرت و کینه و کدورت دارند شاید جالب و قابل توجه نباشد، اما شاید برای آنانی که از نسل من است و آینده‌های درخشان می‌تواند چشم براه شان باشد قابل فهم باشد.
یکبار به دیروز، امروز و آینده‌ی آنانی که از ظرف زهرآگین قوم و خیل نان خورده اند ببینید، جز ذلت، نفرت و خشم نفاق از صورت‌ها و چشمان گناه‌کارشان چیزی نمی‌بارد. برای ما هیچ اقدامی شرم‌آورتر و ذلت‌بارتر از این نیست که در عصر حاضر که انسان‌ها به ارزش‌های قدرن 21 فکر می‌کنند ما در پستوهای خالی ذهن خود پنهان شده و دنباله‌رو کسانی باشیم که عمرشان را وقف نفرت و همدیگر کشی کرده اند.
بگذارید چند مریض روانی که چاره‌ی جز نشخوار نفرت‌های آموخته از حوزه عملیه قم و غارهای باستانی شان در کابل و قندهار ندارند، همچنان یاوه‌سرایی کرده و عمرخود را با نفرت‌پراکنی سر کنند، اما من و شمایی که در عصر انفجار اطلاعات زندگی می‌کنیم و مسوول امروز و آینده‌ی این کشور هستیم، دنبال ارزشهای مدرن و انسانی حرکت کنیم.
سردمداران خیل و سرخیل که حاصل عمر بی‌حاصل شان جز کشتار جوانان و تباهی خانواده‌ها نیست، باید عمر باقی‌مانده‌ی شان را برای توبه به درگاه خداوند بگذرانند تا از گناهان و سیاهی دامان شان اندکی کاسته شود.
به این پیرهای خرفت و این گمراهان عالم دینداری توصیه می‌کنم که در غارهای باستانی تان در قندهار و مزار و کابل و قم بمانید تا رستگار شوید. شما دنبال رستگاری هستید و هرآیینه بدانید که رستگاری در نفرت پراکنی و جنگ‌افروزی نیست.
من و هم‌نسلانم شما شیادان حیله‌گر را خوب شناخته‌ایم و شکار شعارهای واهی تان نمی‌شویم.
و حرف آخر این‌که ای شیخ:
امیدوار بود آدمی به خیر کسان
مرا به خیر تو امید نیست، شر مرسان!

۱۰/۲۱/۱۳۹۶

پیام صلح دانشجویان افغان در قزاقستان به مقامات جهان

دوتن از دانشجویان افغان که در قزاقستان مصروف تحصیل اند، با نشر ویدیویی در صفحات مجازی در پیوند به جلب توجه مقامات قزاقستان و ایالات متحده به تامین صلح در افغانستان، مورد توجه گسترده قرار گرفته اند.
حفیظ الله قادری دانشجوی سال چهارم دانشگاه انجنیری تخنیکی در شهر آستانه قزاقستان و صابر رسولی هم‌صنفی‌اش، دو دانشجوی  استند که شب دوشنبه  18جدی، ویدیوهای شان را با پیام تلاش برای صلح در افغانستان در صفحات مجازی شان نشر کردند. آنان در این ویدیوها از سران کشورهای قدرتمند جهان از جمله دونالد ترامپ رییس جمهور ایالات متحده و نورسلطان نظربایف رییس جمهور قزاقستان خواسته اند که به مردم افغانستان در تامین صلح کمک کنند.
دانشجویان افغان از آقای نورسلطان نظربایف رییس جمهور قزاقستان که ابتکار میزبانی مذاکرات صلح سوریه را موفقانه سپری کرده و همچنان بتازگی ریاست جلسات شورای امنیت سازمان ملل متحد را در اول ماه جنوری سال 2018 بدست آورده خواسته اند که تامین صلح در افغانستان را یکی از اولویت‌های مباحث در جلسات شورای امنیت قرار دهد.
این دانشجویان از دشواری های جنگ در افغانستان نیز صحبت کرده و گفته اند که آنان بصورت تصادفی  از جنگ افغانستان جان به سلامت برده و اکنون با امکانات خوب در قزاقستان تحصیل می کنند.
قادری و رسولی می گویند که افغانستان کشور نا امن است و وقتی صبح کسی از خانه بیرون می شود، کسی مطمین نیست که او شب سالم به خانه بر می گردد یا خیر.
این دانشجویان با درنظرداشت اینکه قزاقستان ریاست جلسات شورای امنیت سازمان ملل متحد را به عهده دارد نقش رییس جمهور این کشور را در تامین صلح در افغانستان موثر دانسته و ابراز امیدواری کرده اند که پیام شان مورد توجه مقامات آن کشور قرار گیرد.
ویدیوی این دانشجویان که در شبکه های مختلف اجتماعی از جمله فیسبوک، تویتر، انستاگرام، یوتیوب و وی‌کی منتشر شده است، مورد استقبال گسترده مردم قرار گرفته است. فعالان شبکه های اجتماعی در افغانستان این اقدام دانشجویان افغان را مثبت و موثر  دانسته و ابراز امیدواری کرده اند که مقامات کشور قزاقستان که از دوستان منطقه‌یی افغانستان است، در راستای تامین صلح در این کشور تلاش کنند.
در گذشته نیز دانشجویان، فعالان حقوق بشر و مهاجران افغانستان در کشورهای مختلف جهان، با ابتکارات شان تلاش کرده اند که توجه مقامات ارشد جهانی را به تامین صلح در افغانستان جلب کنند، اما تاکنون این تلاش ها نتیجه‌ی موثری در داخل افغانستان برای تامین صلح نداشته است.


۱۰/۲۰/۱۳۹۶

میهمان سفره‌ی مهربانی در هندوستان

یک‌ونیم سال قبل در حالی که روزهای شیرین ماه عسل ما در هندوستان با پیش‌آمد بیماری خطرناک و غیرمترقبه برای نیلوفر عزیزم به سرگردانی و رنج تبدیل شد، با موکیش‌چندرا دوست هندوستانی‌ام آشنا شدم.
با خانواده موکیش چندرا در حومه شهر دهلی
موکیش کارمند بخش اداری یکی از شفاخانه‌های هندوستان است که نیلوفر عزیزم سال گذشته در آن معالجه شد. در روزهای نخست نمی‌توانستم به موکیش به عنوان یک دوست باور کنم. قصه‌های وحشتناکی از کلاه‌گذاری بر مریض‌داران افغانستانی در شفاخانه‌های هندوستان شینده بودم و در آن روزهای دشوار به هرکسی که علاقه‌ی کمک کردن بمن را داشت شک می‌کردم.
موکیش اما مرا با آرامش رهنمایی می‌کرد. زمانی که از شفاخانه رخصت شدیم، او با مهربانی تمام هر ازگاهی تماس می‌گرفت و از وضعیت صحت نیلوفرجان می‌پرسید. چندی قبل که قرار شد برای تعطیلات آخرسال میلادی به هندوستان برویم، اصرار کرد که در هوتل اتاق نگیریم و در خانه‌ی او همراه با خانواده‌اش باشیم.
او با مهربانی تمام اصرار می‌کرد که خانه‌ی ما کوچک ولی قلب ما بزرگ است، بیایید تا روز ماندن تان در هندوستان با ما زندگی کنید. بلاخره با سپاسگزاری از مهربانی‌هایش توافق شد که یک چاشت میهمان شان باشیم
خانه‌ی زیبا و کوچک موکیش در حومه‌ی شهر دهلی در منطقه‌ی بنام ویشالی موقعیت دارد. همراه با خانم، پدر و دو کودک نازنین خود در آپارتمان دو اتاقه زندگی می‌کند. خانه‌ی کوچک شان پر از آرامش، عشق و زیبایی است.
زمانی که از دهلی به طرف خانه شان که از محل اقامت ما 20 کیلومتر فاصله داشت حرکت کریم، پی‌هم زنگ می‌زد که خانم و فرزندانم مشتاق دیدارتان است، زودتر بیایید که فرصت بیشتری برای صحبت داشته باشیم
او در مورد عروسی، زندگی و کارهای ما در فیسبوک و انترنت خوانده بود و عکس های ما را با خانواده‌اش شریک ساخته بود.
پدرش سرمعلم یکی از مکاتب دولتی در دهلی بود و حالا که عمرش 73 ساله است، در تقاعد بسر می‌برد.
خانم مهربان موکیش غذای لذیذ و با مزه‌ی هندوستانی برای ما پخته بود. از این که می‌دانست ما غذای تند نمی‌توانیم بخوریم، در دیگ مرچ کمتری ریخته بود. چای لذیذ هندی، برنج سفید، شیر برنج، گوشت مرغ و انواع سبزی از جمله زیبایی‌های سفره یک هندوستانی بود که از ما پذیرایی کرد.
لحظاتی را که در خانه‌ی موکیش دوست هندوستانی ما گذراندیم پر از آرامش، عشق و مهربانی بود.
مهربانی خالصانه‌ی موکیش، خانم نازنین‌اش که اصرار داشت مرا(بابی، یعنی ینگه) صدا بزنید، پدر و اطفال نازنین‌اش که دوست داشتند روزی در کابل میهمان ما باشند برای ما بیادماندنی‌ترین خاطرات این سفر است.
با موکیش در بالکن آپارتمان‌اش زیاد صحبت کردم. او بارها تکرار کرد که من یک هندو هستم و تو یک مسلمان، اما عشق، انسانیت و آزادی مهم‌ترین مشترکات ما انسان‌هاست که هیچ دیواری نمی‌تواند مانع آن شود.
عشق، شجاعت، صبر و آرامش از مهم‌ترین جلوه‌های زندگی یک هندوستانی است که با پابندی به آن به زندگی خود و اطرافیان خود عشق می‌ورزد.
موکیش‌چندرا و خانواده‌ی نازنین‌اش، نمادی از صداقت، مهربانی و عشق یک هندوستانی نسبت به هم‌نوعان شان است.


۱۰/۱۹/۱۳۹۶

بن بست در بلخ

پس از آغاز تنش ها میان عطامحمدنور و ریاست جمهوری بر سر کرسی مقام ولایت بلخ، ضمن نگرانی‌های که در میان مردم در حال افزایش است، اوضاع حکومت‌داری، بازار و تجارت نیز در این ولایت آسیب دیده است.
عطامحمدنور و رییس جمهورغنی
حکومت تا این‌دم بر معرفی انجنیر داوود بحیث والی بلخ اصرار دارد و براساس گزارش‌ها، داوود ضمن دریافت اعتبارنامه از سوی ارگان‌های محل بحیث والی بلخ، مقداری جنگ افزار، پول و موترهای زرهی نیز برای محافظت از خود و گسترش برنامههایش بحیث جانشین نور دریافت کرده است.
بن بست بر سر کرسی مقام ولایت بلخ، ضمن این‌که بر اوضاع عمومی کشور تاثیر منفی گذاشته است، امید به موثریت سایر برنامه‌های حکومت را نیز بیشتر از پیش خدشه‌دار ساخته است.
حزب جمعیت ناتوان از شکست این بن بست است، چون این حزب فعلاً دارای یک محوریت قدرتمند و باصلابت نیست و به گروهک‌های مزدبگیر از محورهای قدرت تبدیل شده است.
جامعه مدنی هم تاکنون واکنش، راه حل و اعتراضی نسبت به این بن بست نداشته است. باوجودی که گزینه نظامی هم از سوی عطامحمدنور و هم از سوی حکومت مرکزی برای حل این چالش منتفی بنظر می‌رسد، اما دوام این وضعیت نه به نفع مردم است و نه به نفع حکومت یا آقای نور.
با وجودی که هواداران احساساتی نور او را بر دوام ایستادگی و حتی استفاده از گزینه نظامی تشویق می کنند، اما دریافت‌ها نشان می‌دهد که فرجام این بازی به هیچ صورتی به نفع نور نیست.
لجاجت او بر دوام کارش پس از 15سال حاکمیت مطلقه در بلخ نشان می‌دهد که به باور او با از دست دادن کرسی مقام ولایت بلخ، آسمان به زمین می‌خورد و دیگر فضا برای فعالیت های سیاسی اش را از دست خواهد داد. در حالی که نور با سرمایه‌ی هنگفت‌اش که می‌تواند  فرصت‌های بزرگتری را برایش مهیا می‌کند میتواند در آینده به برنامه‌های بیشتر و موقعیت های بزرگتری فکر کند.
 همچنان رو آوردن و حتی حرف از گزینه نظامی در برابر حکومت مرکزی او را در صف افراد و گروه های قرار خواهد داد که فعلاً برای خواست های سیاسی و ایدیولوژیک شان با حکومت در جنگ اند.
نور با وجودی که وجبهه و اعتبار سیاسی خود را طی سال‌های اخیر  نزد قدرت‌های حامی افغانستان از دست داده است، موضع‌گیری فعلی اش نیز اعتبار نداشته‌اش را ضرب صفر کرده است. با وجودی که مشخص است نور نمی‌خواهد بلخ را بدون امتیاز برابر با کرسی این ولایت از دست دهد، حکومت تاکنون متقاعد به دادن  این امتیازات نشده است.