پست‌ها

یک مشوره مفت به سخنگوی ریاست جمهوری

تصویر
هیچ سخنگویی باندازه‌ی آقای شاه‌حسین مرتضوی با مردم دست و گریبان نشده است. مرتضوی در زمان کارش بحیث روزنامه‌نگار نیز با حکومت،  سفارت ایران و طرفداران حکومت دست و گریبان بود. حالا فقط استیژ فرق کرده، البته به اضافه دشنام‌های که یک‌عده بی ادب در کامنت‌ها تحویلش می‌دهند... شاه‌حسین مرتضوی سخنگوی ریاست جمهوری افغانستان انگار او همیشه در بحران و گریبانگیری  زندگی  کرده...  چون زمانی در که هشت صبح همکار بودیم، او را در  آرامش  نمی‌دیدم. همیشه دغدغه‌یی  داشت و دغدغه‌هایش در جا ختم و خاموش نمی‌شد...اکثریت گزارش‌های تحقیقی جنجال‌برانگیز   آن  زمان سوژه‌های بودند که با همکاری و انگیزه مرتضوی تهیه و نشر می‌شد.   او حالا سخنگوی  حکومت است و آنچه را که فکر می‌کند درست است، قاطعانه و بی‌هراس انجام می‌دهد. اما من گاهی نگران آقای مرتضوی‌ام. فکر می‌کنم او گاهی افراط می‌کند. دفاع بی‌رویه از اشتباهات حکومت از تاثیرگذاری حرف و موضع آقای مرتضوی کاسته است. رویارویی بیش از حد او با مردم  و راه رفتن او روی اعصاب مردم خسته و نا امید، از او دارد چهره‌ی ضد مردمی و نفرت‌انگیز می‌سازد. هم

افزایش پرسش‌‌برانگیز درگیری‌های مسلحانه در مزار شریف

تصویر
مختار وفایی مزار شریف از مناطق نسبتاً امن ولایت بلخ به‌حساب می‌آید، جایی که پیش از این شاهد رویدادهای امنیتی زیادی در آن نبودیم. اما حوادث اخیر در مرکز ولایت بلخ نشان می‌دهد که آرامش نسبی این شهر به‌هم خورده است. در یک هفته‌ی اخیر تفنگداران دولتی و غیردولتی دست‌کم در شش مورد در داخل شهر باهم ساعت‌ها درگیر شدند. تفنگداران از پیکا، کلاشنیکوف و سلاح کمری علیه هم‌دیگر استفاده کردند و حتا در یک مورد وقوع درگیری میان طرف‌های مسلح منجر به فرار خانواده‌ها از محل درگیری شد. درگیری‌های اخیر به گروه‌های مسلح غیرمسوول نسبت داده شده، اما حقیقتاً چنین نیست زیرا گروه‌ها یا افراد مسلح غیرمسوول در بلخ، قدرت کمتری برای مانور نظامی و گشت‌وگذار در داخل شهر دارند و به‌سادگی قادر به ایجاد ناامنی نیستند. اسحاق رهگذر والی بلخ، اسدالله شریفی نماینده‌ی بلخ در پارلمان و قاری بایجان رییس شهرک بندری حیرتان از جمله طرف‌های درگیری‌های مسلحانه‌ی یک هفته‌ی اخیر در شهر مزار شریف بوده‌اند. این‌ها مسلح مسوول‌اند یا مسلح غیرمسوول؟ عاملان درگیری‌های اخیر در شهر مزارشریف دو ماه قبل، زمانی‌که عطامحمد نور قدرت را

پایان شب سیه سپید است....؟

تصویر
ساعت یک‌و‌نیم شب است و تمام تلاش‌هایم برای به خواب رفتن ناکام مانده اند. یک‌بار آرام و ملایم خوابم برد اما محکم از خواب پریدم. انگار که سیم برق به بدنم وصل شده باشد...کابوس است، کابوس سیاه مرگ. همان که ما را در همه‌جا محاصره کرده و همه‌جا دنبال می‌کند... تلاش می‌کنم ذهنم را از وقایع تلخ و مرگ‌بار که عامل این زجر و بی‌خوابی است به طرف باغ‌های سرخ و سبز هدایت‌کنم اما چاره‌ساز نیست... کتاب خاطرات پابلو نرودا را باز می‌کنم تا به بیشه‌زارهای شیلی و رودخانه‌های خروشان آمریکای جنوبی سفر کنم. از خردسالی و نوجوانی رفیق پابلو می‌خوانم و این‌که چگونه نخستین بار شعر سروده است...اما روحم پرت است و گاهی فقط خط‌های کتاب را مرور می‌کنم و هیچی در ذهنم نیست...متوجه می‌شوم که صفحه تمام شده اما هیچی نخوانده‌ام...دوباره از سر می‌خوانم اما در نیمه‌راه ذهنم پرت می‌شود... آهنگ می‌شنوم، آهنگ جان مریم، ساز ابوعطا، استاد بنان، استاد سرآهنگ...خسته‌کننده می‌شود و گوش‌هایم درد می‌گیرد... آب می‌نوشم، از پنجره به دوردست‌ها خیره می‌شوم، به کوه‌های نیمه‌روشن کابل، به چراغ‌های که در این ظلمت به سختی نفس می‌کشند و

خط سرخی بر صفحه‌ی سیاه دمکراسی در افغانستان

تصویر
- مختار وفایی دمکراسی نوپا و ناکام افغانستان، دیروز خون‌بارترین روز خود را تجربه کرد. 10 خبرنگار که در شرایط دشوار جنگ و کشتار اطلاع رسانی می‌کردند، در یک روز به کام مرگ رفتند. از شاه‌مری فیضی که تجربه کار 22ساله با آژانس خبری فرانسه را داشت و سرپرست یک خانواده 15 نفره بود، تا غازی رسولی، محرم درانی، احمدشاه انگار و   بقیه گل‌های که پرپر شدند. روایت زندگی هرکدام از این خبرنگاران درد جانکاه هزاران قربانی رویدادهای تروریستی است که در گوشه و کنار افغانستان قربانی سیاست‌های ناکام حکومت و عقده های تلخ سازمان‌های استخباراتی منطقه و جهان می‌شوند. به ادامه‌ی کشتارهای که بنام داعش صورت می‌گیرد، حمله به‌جان خبرنگاران نیز از سوی عناصری بنام داعش به عهده گرفته شد. ساعاتی پس از این حمله تصاویر دو جوان در شبکه‌های انترنتی منتشر شد که گفته می‌شد عاملان این حمله اند و منسوب به داعش. مهم این نیست که کدام گروهی حمله به خبرنگاران را انجام داد، چون طالبان نیز دست کمی از داعش در جنایت و دشمنی با آزادی بیان و دمکراسی ندارند. چند روز قبل یک خبرنگار ورزیده دیگر بنام عبدالمنان ارغند در قندهار ترور شد

در حاشیه مراسم عروسی فریده و مصطفی

تصویر
فریده و مصفطی یکی از محصولات فیسبوک در جامعه افغانی، جماعت جارزن و یاوه‌سرای است که دوست دارند فقط نق بزنند و دشنام تحویل دهند. پنج‌شنبه گذشته مراسم با شکوه عروسی فریده رویش و مصطفی در سالن مکتب معرفت برگزار شد. این عروسی در نوع خود نمونه‌ی بود که می‌تواند الهام‌بخش اجتماع افیون‌زده و خرافاتی افغانستان باشد. عزیز رویش یک جلد کتاب که نماد دانایی و خردمندی است را بحیث جهیزیه به دخترش تقدیم نمود و فریده رویش نیز مهریه‌اش را یک جلد قرآن تعیین کرده است. فریده و مصطفی بیش از 183هزار افغانی را نیز به مناسب عروسی شان، هزینه تحصیل 10تن از دختران بی بضاعت نموده اند. در کنار جشن باشکوهی که برای عروسی فریده و مصطفی در سالن مکتب معرفت برگزار شد، آنان جشن دیگری را برای خانواده‌ها و اقارب شان در یکی از سالن‌های عروسی شهر کابل برگزار کردند. این اقدام فریده و مصطفی در نوع خود نمونه و نخستین اقدام شجاعانه برای آغاز یک زندگی خوشبخت و زیباست. با این‌حال یک جماعت ناتوان و نابسامان که توانایی هیچ کار خیر و موثری را ندارند، پشت صفحات مجازی شان نشسته و نق می‌زنند که این زوج جوان مردم را فریب داده

صلح با طالبان، گرهی که در دستان آمریکاست

تصویر
مختار وفایی صلح در افغانستان به گرهی تبدیل شده است که دندان هیچ یک از شرکای جنگ بجز ایالات متحده که میزبان این جنگ است به آن بند نمی‌شود.حکومت افغانستان که حاصل حمایت مالی ایالات متحده و شرکای بین‌المللی وی است، تاکنون هیچ پاسخ مثبتی در زمینه‌ی تلاش‌های بی پایه‌اش در زمینه‌ی صلح از سوی طالبان دریافت نکرده است. طالبان از همان 10 سال قبل دعوت‌نامه شورای صلح به رهبری صلاح الدین ربانی را برای مذاکره و پیوستن به حکومت دریافت کردند، پاسخ شان تا حالا بصورت قاطع همان است که امروز می‌گویند: " ما با حکومت دست نشانده کابل مذاکره نمی‌کنیم، چون طرف ما ایالات متحده است، کشوری که حکومت افغانستان تابع و فرمان‌بردار وی است. " این گروه، حکومت افغانستان را فاقد مشروعیت می‌دانند و تاکید می‌کنند که اگر قرار باشد برای رسیدن به صلح مذاکره صورت گیرد، طرف مذاکره آنان بجز امریکا هیچ کشور دیگری نمی‌تواند باشد. ادعای طالبان این است که حکومت فعلی افغانستان دست‌نشانده و تحت فرمان ایالات متحده است و مذاکره با یک دست‌نشانده و به تعبیر آنان "مزدور" نتیجه‌ی نخواهد داشت. طالبان اگر در بقیه

نوجوانان افغان در یونان چگونه پول بدست می‌آورند؟

تصویر
قاسم نوجوان افغانستانی بعد از طی بیش از ۶۴۰۰ کیلومتر بصورت پیاده توانست خود را به اروپا برساند، با این حال او اکنون درگوشه میدان اومونیا آتن پایتخت یونان به تن فروشی مشغول است. او وقتی افغانستان را ترک کرد ۱۷ سال داشت و می گوید که مسیرش را از افغانستان به ایران، ترکیه، بلغانستان و صربستان طی نموده و اکنون در آتن پایتخت یونان به سر می برد. ایده او برای چنین سفری این بود که در اروپا می تواند کار پیدا کند، در کشور امنی زندگی کند و آینده ای داشته باشد. قاسم نام مستعار اوست چرا که نمی خواهد خانواده اش بدانند که او چگونه در یونان پول بدست می آورد. قاسم می گوید که تمام مردان مسن بدنبال سکس به این میدان می آیند. او می افزاید: «ما بشدت احساس شرم می کنیم چرا که ما همجنسگرا نیستم، ما دوست نداریم این کار را انجام دهیم اما گر شما در خیابان زندگی کنید باید هر کاری انجام دهید.» قاسم دانشجوی سابق دندانپزشکی می‌گوید که او برای هر بار سکس ۲۰ یورو درآمد کسب می کند. او می گوید هجوم دیگر پناهجویان به بازار تن فروشی قیمت ها را کاهش داده است. در گوشه میدان، نه چندان دور از قاسم، مردان سفید

هجرت طالبان از کوه به روستا

تصویر
در پی کاهش برف و باران، طالبان پناه‌گاه‌های شان را به دلیل کمبود آب در کوه البرز ولسوالی چمتال ترک کرده و به روستاهای اطراف مرکز این ولسوالی جابجا شده اند. حاجی متین ولسوال ولسوالی چمتال در صحبت با خبرگزاری افق می‌گوید که از چند روز بدینسو ده‌ها جنگجوی طالبان از پناه‌گاه‌های شان در کوه البرز کوچیده و در روستاهای  اطراف مرکز این ولسوالی جابجا شده اند. متین می‌افزاید که ده‌ها جنگجوی دیگر طالبان از  ولایات سرپل و جوزجان نیز به این ولسوالی هجوم آورده و حملات پراکنده‌ی شان را بر پوسته های نیروهای امنیتی آغاز کرده اند. ولسوال چمتال می‌گوید که جنگجویان این گروه که پناه‌گاه‌های شان را در کوه البرز ترک کرده در روستاهای نوشار، بابه سنجد، عرب مزاری و چشمه قلعه جابجا شده اند. به نقل از ولسوال چمتال،  طالبان چند روز قبل دو پایه شرکت‌های مخابراتی روشن و اتصالات را نیز در روستای چمتال مرکزی آتش زده اند. گفته می‌شود در میان طالبانی که از سرپل و جوزجان به این ولسوالی آمده اند چندتن از تروریست‌های ازبیکستانی و چچینی نیز موجود استند که در حملات تروریستی در کنار طالبان فعالیت می  کنند. تروریست‌

مسلح غیرمسوول، چالشِ رو به گسترش در شمال

تصویر
بتازگی هیاتی از سوی ریاست جمهوری و ریاست اجراییه موظف شده است تا به ولایات شمال سفر کرده و در مورد گروه های مسلح غیرمسوول، شکایات مردم و تعداد سلاح غیر قانونی گزارشی تهیه کند. این اقدام که ظاهراً پیش‌زمینه‌ی برای خلع سلاح گروه های مسلح غیرمسوول است آیا عملی خواهد بود؟ محسن دانش مشاور ریاست اجراییه که عضوی از هیات اعزامی به شمال افغانستان است در گفت‌وگو با خبرگزاری افق می‌گوید که آنان برای بررسی تعداد، چگونگی فعالیت و شکایات مردم از گروه های مسلح غیرمسوول به شمال سفر کرده و قرار است در ختم سفرشان گزارش مفصلی را به ریاست جمهوری و ریاست اجراییه برای اقدام علمی در این زمینه بفرستد. ملک تاتار از فرماندهان مسلح غیرمسوول در شمال آقای دانش می‌گوید که تاکنون شمار دقیق افراد مسلح و سلاح‌های غیرقانونی در ولایات شمال مشخص نیست چون هیات اعزامی به دلیل جنگ در شماری از مناطق ولایات شمال، نتوانسته است لیست نهایی را تکمیل کند. افزایش گروه‌های مسلح غیرمسوول در شمال همواره از تهدیدهای بوده است که هر ازگاهی مسوولان دولتی و نهادهای بین‌المللی بابت آن ابراز نگرانی کرده اند. فروش اسلحه و پوسته

آسیای میانه، گزینه بدیل برای انتقال اکمالات ناتو به افغانستان

تصویر
 مختار وفایی - خبرگزاری افق براساس تفاهم ناتو با قزاقستان و ازبیکستان، قرار است اکمالات مورد نیاز این نهاد پس از این از طریق این دو کشور وارد افغانستان شود. رشاد پوپل رییس گمرکات وزارت مالیه افغانستان با تایید این مطلب می‌گوید قبل از این مواد مورد نیاز ناتو از طریق پاکستان وارد افغانستان می‌شد، اما   قرار است بزودی به منظور وارد کردن این مواد از بنادر آسیای میانه استفاده صورت گیرد. رییس گمرکات وزارت مالیه می‌گوید که براساس تفاهم میان دولت افغانستان و ناتو، بنادر افغانستان از اموال وارداتی این نهاد تعرفه گمرکی نمی‌گیرد و وارد شدن این مواد از پاکستان یا آسیای میانه هیچ سود اقتصادی برای افغانستان ندارد. براساس اطلاعات، هزینه انتقال مواد مورد نیاز ناتو به افغانستان سالانه در حدود 22 میلیارد دالر می‌شود که شرکت‌ها و کشورهای محل ترانزیت از آن سود می‌برند. با این حال رشاد پوپل رییس گمرکات وزارت مالیه می‌گوید که تغییر مسیر وارداتی مواد مورد نیاز ناتو از پاکستان به آسیای میانه، فشار اقتصادی بالای پاکستان را در پی خواهد داشت. تصویر از آرشیف سیف‌الدین سیحون کارشناس مسایل اقتصادی ام

توجه حاجی نذیر به خادمان دین مقدس اسلام

تصویر
نذیراحمد احمدزی معاون دوم پیشین مجلس نمایندگان، از فریده ترانه یکی از آوازخوان‌های برنامه ستاره افغان، از آدرس هیات اداری مجلس نمایندگان تقدیر کرده است. احمدزی از بارگاه خداوند برای فریده ترانه در راه خدمت به دین مقدس اسلام و اهداف جمهوری اسلامی افغانستان توانایی های بیشتر استدعا کرده است. اکنون تقدیرنامه مجلس نمایندگان در شبکه‌های اجتماعی به سوژه‌‌ی برای تمسخر به آنچه در مجلس جریان دارد تبدیل  شده است. انتقاد بر سر این نیست که چرا فریده ترانه تقدیر شده است. ترانه هم شاید زحماتی در بخش آوازخوانی و موسیقی کشیده است که ممکن قابل تقدیر باشد، اما این نکته قابل تامل است که هیات اداری مجلس برای وی خواهان دست آوردهای بیشتر در عرصه خدمت به دین مقدس اسلام شده است. در حالی که کار ترانه هیچ ربطی به دین ندارد. حاجی نذیراحمد احمدزی بجای این‌که از هنرمندان مقیم اروپا تقدیر کند، برود به روستاهای دور دست از معلمان و کارکنان حکومتی که در سخت‌ترین شرایط فعالیت می‌کنند تقدیر کند.

دیوار بلند انحصار در بلخ، تَرَک برداشت

تصویر
-مختار وفایی کنار رفتن عطامحمدنور از ولایت بلخ پس از تنش‌های دوامداری که منجر به افزایش نا امنی در بلخ شد، حاشیه‌های قابل توجهی را به دنبال خواهد داشت. عطامحمدنور که سردمدار حزب جمعیت در شمال دانسته می‌شود، با اندوختن سرمایه‌ی بدون حساب و کتاب طی دوره‌ی حاکمیت‌اش در بلخ، توانست جایگاه یکی از تاثیرگذارترین چهره‌های سیاسی در کشور را تصاحب کند. توانایی‌های اقتصادی و سیاسی نور باعث شده بود که سران حزب جمعیت در شمال، کارمندان دولتی و غیر دولتی در بلخ، احزاب سیاسی و تاجران بدون قید و شرط از وی اطاعت کرده و اوامر او را بدون تامل اجرا کنند. سال‌های حاکمیت نور در بلخ، ضمن این‌که دست‌آوردهای برای مردم در عرصه‌های تجارت، اقتصاد، انکشاف و معارف را به همراه داشت، خالی از کم‌کاری و سیه‌کاری نیز نبود. نور با حاکمیت به ظاهر دمکرات، در همه عرصه‌ها دیوار بلند انحصار و استبداد خلق کرد که دست هیچ‌کس بدون اجازه‌ی خودش به آن نمی‌رسید. سایه‌ی انحصار نور و نزدیکانش در بلخ، از ادارات دولتی که شامل نهادهای امنیتی و ملکی می‌شود تا دانشگاه و مکتب و رسانه بصورت درشت به چشم می‌خورد. نور ضمن اینکه چهره‌ی ظا

به مناسبت روز پدر

تصویر
پدرم به انترنت دسترسی ندارد و خواندن و نوشتن هم نمی‌داند. می‌گوید زمانی که او کودک و نوجوان بود شماری از پدران به مدیران مکاتب رشوه می‌دادند که از جذب پسران شان به درس و تعلیم خودداری کنند تا به کار دهقانی و گله‌داری برسند. پدر بزرگ مرحوم من مرد بی‌سواد، تاریک‌اندیش و ناآگاه بوده است. پنج پسر داشته که حتی یکی از آنان به درس و تعلیم و دانشگاه تشویق نشده است. دوتن شان بصورت تصادفی چند صنف درس خوانده و خلاص. نام پدر بزرگم علی محمد است و هنگام نوجوانی که برای آموزش علوم دینی مدرسه رفتم، مت وجه شدم که بقیه طلاب تخلص دارند. من هم از پدرم پرسیدم که تخلص یا نام خانوادگی من چیست؟ پدرم گفت نام پدرکلان‌ات علی محمد است و تو هم تخلص خود را به همان نسبت "علی‌زاده" بگذار. آن‌زمان در مورد علایق شدید پدربزرگم به گاو و گوسفند و بیزاری‌اش از علم که باعث محروم ماندن پدرم از دانش و سواد شده است نمی‌دانستم. چندین سال در اوراق مدرسه و یادداشت‌هایم به افتخار این‌که نواسه علی محمد هستم می‌نوشتم "مختار علی‌زاده"، اما بعدا از این نسبت بیزار شدم. از پدرم پرسیدم که چرا مکتب نخواندی؟