۱۵ بهمن ۱۳۹۰

بی بی مهرو: و در فرجام چرا؟

صبور سیاه سنگ
farooq_wardak2
میگویند: آقای عبدالکریم خرم وزیر (پیشین) فرهنگ افغانستان، یکی از کاراته بازهای شناخته شده کابل را نزد خود خواسته بود. ورزشکار دوراندیش در خانه پنهان شد و به دیدار آقای خرم نرفت. پرسیدند: آیا بـا وجـود داشتن کـمربند سیاه از وزیر فرهنگ میترسی؟ پاسخ داد: من از وزیر فرهنگ نمیترسم، از "فرهنگ" وزیر میترسم.
اگر یادواره بالا شوخی هم باشد؛ به غبار تازه ترین کار دکتور غلام فاروق وردک وزیر معارف افغانستان نمیرسد. با دریغ، از "معارف" این وزیر، بیشتر از "فرهنگ" آن وزیر باید ترسید. دستور خرم از آستان "دانشگاه" و "دانشجو" فراتر نرفت، ولی فرمان دکتور وردک نام و نشان دوصد و چند ساله آزاده بانویی را از سر دروازه "لیسه نسوان بی بی مهرو" پایین افگنده و نوزادی به نام "پوهاند عبدالقیوم وردک" را به جایش نشانده است.
فاروق وردک پنجاه و سه ساله از آگاهترین آدمهای روزگار است. نامبرده افزون بر رشته های فارمسی و انگلیسی، در ندانستن زبانهای پشتو و فارسی نیز دکترا دارد. اگر میگویید، ندارد، میتوانید روآورید به تازه ترین گفتگویش با مجاهد کاکر گزارشگر تلویزیون "طلوع"، به ویژه آنجا که میگوید: "فامیده نمیتانیم ولی کامن سنس ما و شما که اپلای کنیم، فامیده میتانیم." خوب! او وزیر معارف نشود، چه کسی شود؟ 
گذشته ازینها، تلاش برای کشتن "بی بی مهرو" از سوی وزیر معارف نمیتواند ناآگاهانه باشد. در این گزینه ننگین پنج رسوایی بهم تاب میخورند زن ستیزی، زبان ستیزی، تاریخ ستیزی، باهمی ستیزی و ارزش ستیزی در روزگار کنونی سر آدم را باید مار گزیده باشد تا بر هستی بانویی که تاریخ دو سده پسین نه بر گوشه چادر، بلکه بر جاودانگی چهره اش نگاشته شده، چلیپا بکشد و به رویش نام آقایی را بنویسد، آنهم آقای گمنامی که شناسنامه کوتاهش با رتبه "پوهاند" آغاز میشود و با جغرافیای "وردک" پایان مییابد گیریم "پوهاند وردک" بودن، یگانه سنجه نشستن (یا نشاندن؟) به جای "بی بی مهرو" بوده باشد، چرا وزیر معارف – اگر زن ستیز نیست – نام "دکتور معصومه عصمتی وردک" را آنجا ننوشت؟ 
آیا این بانوی اندیشمند فعال اجتماعی، شخصیت سیاسی و پژوهشگر دارای برترین جایگاه اکادمیک فوق لیسانس در رشته "آموزش و پرورش" – از نشنل کالج آف ایجوکیشن/ شیکاگو – نبود؟ مگر بیشتر از چهل و چهار سال یکی از پیشگامترین زنان افغانستان در گستره های تعلیم و تربیت، نهضت نسوان، ادبیات، اقتصاد، رسانه ها به شمار نمیرفت؟ آیا هفت کتاب به سه زبان ننوشت؟ و افزون بر همه، مگر از وردک نیست؟
چرا وزیر معارف – اگر زبان ستیز نیست – یکی از لیسه های "نازو انا"، "شیرین عینو"، "ملالی" یا "زرغونه" را به جای "بی بی مهرو" نشانه نگرفت؟ برای آنکه همه نامها نه تنها پشتو اند، بلکه "تخیلی" نیز؟ بگذریم ازاینکه ملالی میوند، نازو ابدالی و عینو پنجوایی وجود خارجی ندارند؟
چرا وزیر معارف – اگر تاریخ ستیز نیست – لیسه های "رحمان بابا"، "خوشحالخان ختک" یا "پیر روشان" را به جای "بی بی مهرو" به قربانگاه نفرستاد؟ آیا او نمیدانست که یکی ازین سه نام سترگ و ارجناک نه پیشوند "پوهاند" دارد و نه پسوند "وردک"؟ 
چرا وزیر معارف – اگر باهمی ستیز نیست – در شب و روز اینهمه آشوبزده که باشندگان افغانستان با هزار دلهره در کنار همدیگر چشم به آشفتگی سرنوشت خویش دوخته اند، به جای ساختن یک مکتب تازه و "لیسه نسوان پوهاند عبدالقیوم وردک" نامیدنش، آرامترین و بیدردسرترین گوشه کابل (منطقه بی بی مهرو) را انبار باروت میگرداند تا سپس آن را رندانه با کبریت آشنا سازد؟
و در فرجام، چرا وزیر معارف – اگر ارزش ستیز نیست – بر گرده "معارف" لگد میزند؟
___

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر